به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، امرالله احمدجو، نویسنده و کارگردان شناخته شده تلویزیون یادداشتی پیرامون جنگ، ترامپ و نتانیاهو منتشر کرده است.

متن یادداشت امرالله احمدجو نویسنده و کارگردان سریالهای «روزی روزگاری»، «پشت کوههای بلند»، «تفنگ سرپر» و … به این شرح است:
چه قیامت است و غوغا مگر آخرالزمان است
که زمین دوان به هر سوی و شکار آسمان است
به عزای خود نشینیم و یا به سوگ و ماتم
که جهان کمال و کامل به کام ابلهان است
که دو خوک دیوسیرت و به صورت اهرمن رخ
و دو جانی لجن مخ که جنون شان عیان است
همه گونه بمب و موشک و هرآنچه زانِ کشتن
به وفورشان فراهم و در اختیارشان است
پس از آن که خسته گشتند و ملولِ «غزّه بازی»
پیِ جنگ و بازی نو، ره تازه شان بر آن است
که دوگانه خون بریزند، به ویژه کودکان را
و سیاه مستِ این نوش که بادهٔ ددان است
به خرابی و به کشتار دگر کمر ببندند
به یکی فراخ دامن طرفی که در جهان است
و هماره بوده و هست گل سرسبد زمین را
و این حقیقت محض و نه وهم و در گمان است
چه خوش آمدند اما که چنان شان بکوبیم
که جهان ببیند اینجا صف و کشور یلان است
دُم شان بریده از بیخ و دگر قفا دریده
و چنین «پسی» یقینا که ز «پیش»شان نشان است
سر و شاخ شان هم اکنون بشکسته ایم لکن
«سر گُندهٔ شکستن به لحاف در، نهان است» …

تا آخرین قطره خون پای «ایران» میایستم
مهران غفوریان بازیگر سینما و تلویزیون نیز در واکنش به جنایتهای آمریکا و اسرائیل در ایران نوشت: تا آخرین قطره خونم پای وطنم، خاکم، ایران عزیزم خواهم ایستاد. برای من هر یک نفر از بچههای مدرسه میناب مثل دخترم هانا بود ...
انگار ۱۶۸ هانا در آن مدرسه بودند؛ جگرمان سوخت ... و از خونشان نمیگذریم.

تا پای جان برای ایران می مانیم
مهدی شامحمدی کارگردان یکی از اپیزودهای سریال «اهل ایران» هم یادداشتی را درباره جانفشانی برای ایران منتشر کرد و نوشت:
تا پای جان برای ایران
این مفهموم ذکر روز و شب بسیاری از ایرانیهاست. و همه توانم را به کار بستم تا شاید من هم در فهرست بلند بالای ایرانی هایی که جانشان را برای ایران در دست گرفتند قرار بگیرم، انشاالله.
قرار گرفتن در صف جبهه حق افتخار این روزهای ماست و با همه توان هر کاری که برای پیروزی حق بر جبهه خبیث باطل و شیطان صفتان خود فروخته انجام خواهیم داد.
حضور در ساخت این مجموعه و کارگردانی اپیزود «بیرق» بخشی از این تلاش بوده_ امیدوارم این تلاش و تمسک و توسل به آستان علیبنموسیالرضا (ع) باعث عاقبت به خیری ما شود و مقبول نگاه مخاطبان سلحشور ایرانی باشد.

همچنین علیرضا شجاع نوری بازیگر و تهیه کننده سینما نوشت : ایران مادری با تن زخم خورده ؛ هربار که به ایران فکرمیکنم حس می کنم مثل مادری زیبا و صبور باتنی سراپا زخمی فرزندانش را در آغوش گرفته و بر تازیانه راهزنان بی رحم صبرمیکند. تنها دغدغه اش همدلی فرزندانش است که دوست ندارد به هم پشت کنند وپراکنده شوند پیش راهزنان!
می دانم دلش با تکتک مردم ایران است ومن هم!
من در میان ویرانههای جا مانده از هجوم پیام آوران تاریکی به این سرزمین ، دنبال ققنوس، میگردم!

ایران تار و پود هویت ماست همان نقطه که با هر نفس آن را زندگی میکنیم
احمد احمدی تهیه کننده سینما هم در یادداشتی عنوان کرد که وطن فقط یک نقطه در نقشه نیست؛ اینجا تبلور خاطرات مشترک است، جایی که عطرِ نان داغ مادر، بوی گلهای باغچه پدربزرگ و طنینِ صدایِ خنده کودکی گمشده در کوچه پسکوچهها، در هم آمیخته است.
در این یادداشت آمده است: این روزها در این جنگ نابرابر که گردِ عادت بر چهره بسیاری از حقایق نهاده، هنوز در عمق جانِ ما، آتشی شعلهور است که با زمزمه یک نام، زبانه میکشد؛ «وطن».
اینجا فقط یک نقطه در نقشه نیست؛ اینجا تبلورِ خاطراتِ مشترک است، جایی که عطرِ نانِ داغِ مادر، بویِ گلهای باغچه پدربزرگ و طنینِ صدایِ خنده کودکی گمشده در کوچه پسکوچهها، در هم آمیخته. وطن، تداومِ حضورِ پدرانی است که قامتشان تکیهگاهِ این خاک شد و از جان گذشتند؛ مادرانی که با عشقشان، ریشه ما را در این زمین نمو دادند.
این سرزمینی است که اگرچه غبارِ جنگ بر چهرهاش نشسته، اما هنوز شکوهِ گذشته در نگاهش پیداست؛ جایی که هر وجبش، قصه ای شنیدنی دارد. اینجا خانه حقیقی ماست؛ خانهای با درهای باز به سویِ دلدادگی، خانهای که حتی با هزاران پرده نامهربانی، باز هم قلبمان در گروِ عشقش میتپد و هرگز نمیتواند دروازه خروجِ حقیقیِ روحِ ما باشد.
امروز، در بزنگاهِ تاریخ، بیش از هر زمان دیگری، به یاد بیاوریم که ایران، تنها با همبستگیِ ارادهها، با وحدتِ قلبها و با درکِ عمیقِ جایگاهمان در این خانواده بزرگ، معنا مییابد. هر کدام از ما، دانهای هستیم در باغِ این سرزمین؛ اگر بارور شویم، باغستانِ شکوفایی خواهیم شد و اگر پژمرده شویم، اندوهِ او را افزون.
وطن، یعنی همین پیوندِ ناگسستنی؛ یعنی دستهایی که به هم گره میخورند تا ستونی استوار بسازند، حتی اگر بارها تیشه خورده باشیم.
وطن، یعنی آن پژواکِ عمیقی که در سینه هر ایرانی میپیچد و فریاد میزند: «تو پاره تنِ این سرزمینی … از یاد مبر ریشههایت را».
ایران، ترانهای است برای گوشِ جانِ آنان که هنوز ایمان دارند به بالندگیِ این خاک؛ آنان که میفهمند وطن، تنها با خشتِ عشق، ملاتِ تلاش و آهنگِ پرصلابتِ امید، بنا میشود و استوار میماند.
ایران، با داشتن شهدای گرانقدری چون: جهانآرا، باکری و همت، قصهگرِ مقاومت و پیروزی است.ایران ...
تار و پودِ هویتِ ماست. همان نقطه که با هر نفس، او را زندگی میکنیم. تا ابد … تا وقتی که قلبمان میتپد
ما تسلیم زور نخواهیم شد . به امید پیروزی حق علیه باطل.»

امروز زمان ایستادن کنار ایران و دفاع از کشور است
مینا قاسمی زواره کارگردان مستند کد 700 نیز با اشاره به حمله ناجوانمردانه آمریکا و اسراییل به ایران گفت : جنگ کنونی، جنگی تمامعیار علیه ایران است که از سوی کشورهای اروپایی، آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی منطقه تحمیل شده و هدف آن، کشتن دوستان و آشنایان ما و تجاوز به خاک ایران است. در این لحظه، جای درست، ایستادن و دفاع از کشور است و این کار را با اعتقاد قلبی انجام میدهم.

در خلوت اشک میریزم برای کودکان و سربازان شهید اما قوی می مانیم
همچنین فرناز زوفا، بازیگر فیلم سینمایی «شکار حلزون» طی یادداشتی با اشاره به حمله ناجوانمردانه آمریکا ورژیم اسراییل نوشت : ایران تنها کشوری است که رهبران، سرداران و سربازانش زودتر از مردمان عادی به استقبال شهادت و مرگ میروند. در خلوت اشک میریزم برای کودکان شهید و سربازان شهید. اما میدانم ما محکوم به پیروزی هستیم و ایران قوی میماند برای نسلهایی که تشنه شنیدن نام قهرمانان شهید است.

«ایران» را از خانوادهام بیشتر دوست دارم
حسین سلیمانی، بازیگر سینما و تلویزیون نیز نوشته است : یک اعتراف ساده؛ در این سیوشش روز فهمیدم وطنم را از خانوادهام هم بیشتر دوست دارم. حال دلم، میانهای ندارد یا تمام، یا هیچ و حالا تمامش برای توست جانم، ایران.اما تو، فقط یک نام نیستی تو مردمت هستی که هر روز زیر آتش و آوار، با موشکها و وحشت زندگی میکنند و باز هم ایستادهاند. آنها که در هر خیابان، هر کوچه و هر خانه با داستان خسته و قلبهای پریشان با زندگی مبارزه میکنند و من در کنارشان با تمام وجودم ایستادم.

خون رهبر شهید انقلاب تا ابد میجوشد
ابوالفضل حاجتمند، تهیهکننده سینما و تلویزیون هم نوشته است : رهبر و مرشدمان را شهید کردند، اما خون او چون خون حسین(ع) تا ابد میجوشد. تاریخ مینویسد که او تن به ذلت یزید نداد؛ مردانه زیست و غرور ایستادگی را به ما آموخت.امروز نیز جنگندههای دشمن زیر ضربات محکم ایران قرار گرفته اند و این ملت سربلند، بار دیگر به جهانیان نشان داد که تسلیم نمیشود. ما به فرزندانمان خواهیم آموخت که با افتخار، محکم بر پای زندگی امام حسینی خود بمانند.

ایران تا همیشه تمامِ جانِ ماست
ارسطو خوشرزم بازیگر تئاتر و سینما نیز طی نوشتهای به تجاوز صهیونیآمریکایی واکنش نشان داده و نوشته است: با چشمی پر از اشک برای حلمای یک ساله و تنها ، با اندوهی به وسعت تمام مردم داغدار این سرزمین اما امیدوار و مطمئن به روزهای روشن که خیلی زود دوباره از راه خواهد رسید مینویسم.
نام ایران را بلند فریاد بزن؛ مثل بیداری یک چشمه در دل کویر.
بگذار باد از روی گندمزارها بگذرد و خاطرهی دستهای مهربان در خاک بماند.
ایران نه فقط مرز روی نقشه، که بوی باران است بر شانهی کوه، و صدای قدمهای مردمی که هنوز به روشنی صبح ایمان دارند.
اگر شب بلند است چراغی در دل هر خانه هست؛ و صبح راهش را از میان همین دلها پیدا میکند.
و ایران تا همیشه تمامِ جانِ ماست.»
زدن کاخ گلستان جنایت و خیانت علیه بشریت است
مسعود جعفریجوزانی، کارگردان «در چشم باد» هم در گفتوگو با «فرهیختگان» حملات ائتلاف تروریستی آمریکا و رژیم صهیونی را به بناهای تاریخی محکوم کرد و گفت : فقط تاریخ تأسیس کاخ گلستان سه برابر تاریخ تأسیس آمریکا قدمت دارد.
وی افزوده است : زدن کاخ گلستان جنایت و خیانت علیه بشریت است

قسم یاد می کنیم که در برابر دشمن ایستادگی کنیم
علی سرآهنگ کارگردان یکی از اپیزودهای سریال «اهل ایران» نیز در یادداشتی درباره ایستادگی مقابل دشمن نوشت: لطف خدا شامل حالم شد تا قدمی در ساخت سریال «اهل ایران» بردارم. در طول کار چندین بار اطراف محل فیلمبرداریام مورد حمله دشمن قرار گرفت که با شجاعت مثال زدنی عوامل و بازیگران خوبم خللی در فرایند کار ایجاد نشد.
به میوهی دل خانواده معظم شهدا که تقدیم وطن شد،
به لحظهی خستگی کادر درمان
امدادگران
و کارگرانی که پای خط تولید کشور ایستادهاند
قسم یاد میکنیم که در برابر دشمن ایستادگی کنیم.
به امید پیروزی و آینده ای بهتر»

اگر کسی بخواهد برای وطنش کار کند موانع چندان اهمیتی ندارد
همچنین محبوبه کلایی، کارگردان انیمیشن نوشته است : پیش از این کمتر به جنگ پرداخته بودم، زیرا آن را تجربه نکرده بودم و تصور میکردم پرداختن به آن ممکن است به کلیشه نزدیک شود. اکنون اما جنگ بخشی از زندگی روزمره است و پرداختن به آن اهمیت دوچندان یافته است. استفاده از صدا برای من جایگاه ویژهای دارد؛ صدا خود یک سند است، بخشی از واقعیت که میتوان به آن استناد کرد. دغدغه اصلی من این بود که چگونه میتوانم بیشترین تأثیرگذاری را داشته باشم. بر همین اساس، اقدام به ضبط صداهای کودکان کردهام؛ چرا که بیان کودکان خلوص و صداقتی دارد که میتواند بازتابی ناب از واقعیتهای پیرامون باشد و تأثیر عاطفی عمیقتری بر مخاطب بگذارد. اگر فردی واقعا بخواهد کاری انجام دهد و با شرایط و وطنش همدل شود، موانع چندان تعیینکننده نخواهند بود. بزرگترین مانع میتواند خودِ انسان و تردید او باشد؛ در غیر این صورت، با اراده و همراهی، میتوان بر دشواریها غلبه و نقش مؤثری ایفا کرد./مهر

هنرمندان باید بتوانند پیوند مردم با خداوند را روزافزون سازند
شهریار بحرانی، تهیهکننده و کارگردان نیز درباره نقش هنرمندان در شرایط جنگی گفت:در شرایط این روزها، وظیفۀ هنرمندان و اهالی رسانه به اعتقاد من، ارتقای سطح اتکاء و ارتباط مردم با خداوند و امام زمان عجل الله تعالی فرجه از جانب الهی است. این مهم از طرق مختلفی صورت میپذیرد؛ مردم در صحنه نشان دادهاند که پیرو ولی فقیه هستند و این را ناشی از تأیید ایشان از سوی امام زمان عجل الله تعالی فرجه میدانند.نکتۀ حائز اهمیت دیگر، رویکرد فطری و وجدانی جامعۀ ما نسبت به این رویدادهای الهی است. همگی بر اهمیت «ایران» به عنوان کشوری با تاریخ، تمدن، فرهنگ و سابقهای پرافتخار تأکید داریم.
وی افزوده است : وظیفۀ ما این است که در کنار رشد این تفکر در میان مردم، آن را تعمیق بخشیده و توجهها را به سمت ارتباط میان ولی فقیه و امام زمان عجل الله تعالی فرجه جلب کنیم تا از این طریق، دلها را با تأییدات الهی گرم سازیم.هرچند وطنپرستی و ملیت ایرانی مایه افتخار است، اما والاتر از آن، تقویت ارتباطی قویتر با خداوند است. مردم نیازمند چنین تفکر نجاتبخشی هستند. چه کسانی میتوانند این مهم را به زیباترین و بهترین شکل پیاده کنند؟ هنرمندان. در سبکها، قالبها و رشتههای گوناگون هنری، هنرمندان باید بتوانند پیوند مردم با خداوند را روزافزون سازند.
ایرانی ایستاده و با عزت میمیرد، اما بر روی زانو با ذلت زندگی نمیکند
جواد قارایی، مستندساز هم نوشت: ایران زمانی که تسلیم شیاطین متجاوز نشد، همان لحظه پیروز ابدی تاریخ شد و تاریخ از شرافت و شجاعت ایرانیان خواهد گفت. افتخار میکنم در این کشور به دنیا آمدم و با عزت در همین خاک جان خواهم داد. ما ملت ایران تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون در راه خدا و ایران ایستادهایم.

دشمنی که شایستهی رجز هم نیست!
همچنین محمد هادی کریمی -فیلمساز در یادداشتی درباره جنگ آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران نوشت:
«حقیقت، خواستم از زبان همهی وطنداران برانگیختهای که این روزها طیف وسیع و زیبایی از حضورها، زیستها و سلایق را زیر نام نامی ایران به نمایش میگذارند و علیرغم تلاش خالصسازان در سالهای نه چندان دور، با فردیتهای گونهگون، وحدت در عین کثرت را یاد آور میشوند، رجزی را که مرشد و رهبر نهضت حروفیه یکی از قدیمیترین گروههای مقاومت در ششصد سال پیش علیه فرد متجاوز و متهاجم آن سالها سروده بود را یاد آور شوم که مسلما بنا به دلیلی دیگر در سالهای قبل حتما شنیدهاید، سرودهی فضل الله نعیمی علیه مهاجمی به نام تیمور که به بهانهی جنگ مقدس و جهاد قصد تهاجم به این سرزمین راداشت، آن رجز اینگونه بود:
خاقان اردو دار اگر / از جان نگردد ایل من
صاحبقران عالمم / بر ایل و بر اردو زنم
خیز ای توانگر پیش من / بنشین به زانوی ادب
من پادشاه کشورم / کی پیش تو زانو زنم
من دزد شب رو نیستم / من پهلوان عالمم
من تیغ رویارو زنم !
اما گویا تنها شباهت مهاجم فعلی با یورشگران سابق مثل تیمور و چنگیز و ...فقط در سفک خون بیگناهان است و لاغیر.
شوربختانه دشمن حتی در حدی که برایش رجزخواند هم نیست، نه دلاوریها و رزمجوییها و پشتکار مهاجمین قبلی را در میدان دارد و نه حداقل مانند چنگیز که به کتاب قانون خود یاسای چنگیزی پایبند بود، به چیزی حتی در ظاهر متعهد است، کاسبی است که چه به نام و چه ننگ دنبال پول است تا آن حد که حتی دست برتر داشتن ایران در کوتاهمدت هم میتواند به داراییهای او بیفزاید چرا که پیش بودن ایران کمک کند او بر جو ایرانهراسی و شیعههراسی در کشورهای پیرامونی شاخاب پارس، بیشتر بدمد و جنگی را که به سفارش یا همدستی یک جنایتکار جهانی دیگر علیه ایران راه انداخته، جنگ گروههای مقاومت شیعی علیه دولتها و ملتهای اهل تسنن نمایانده و جلوه داده شود و با این نعل وارونه پسرانش پهباد و دامادش جنگ افزاری دیگر و باقی اعضای خانواده و حلقهی اول دوستانش کالای کشندهی دیگری را به کشورهای تازه تاسیس که در حد یک دولتشهرند تا کشور سرزمینی، بفروشند کما اینکه در این چند روز پسرانش شرکت فروش پهباد تاسیس کردهاند و دامادش هم که کماکان به سوداگری جنگ در منطقه مشغول است.
او بر خلاف اسلاف خود نه اطوارهای میهن پرستانهی نیکسون را دارد و نه رویاهای پیشتازانهی تسخیر فضای ریگان و نه حتی عقاید آخرالزمانی بوش پسر که با بمباران بغداد گمان کند به رویاهای صادقهی اشعیا و حرقیال در بابل، دارد صورت عینی میدهد، یک کاسب که حتی از شکست هم می تواند برای حمایتگران مالی حلقهی اولش پول بسازد و این چیزی نیست که در تاریخ مقاومت این سرزمین در باب مهاجمانش سابقه داشته باشد، کسی که در جواب تظاهرکنندگان آمریکایی و معترضین به سیاستهای او در داخل کشورش، در انیمهای که در شبکهی اجتماعیاش منتشر کرد، در قالب یک خلبان جنگنده نجاست بر سر معترضین در کشور خودش میریزد اساسا بسیار خطرناک مینماید، چرا که او جز وسپها ( سفیدهای پروتستان بریتیش تبار ) تبار دیگری را از ملت آمریکا به عنوان شهروند قبول ندارد و از میان آنها هم کسانی که او را دربست قبول کنند( طرفداران جریان ماگا) و از میان آنها هم پولدارانی که او را حمایت مالی کردهاند یا در بیزینسهایشان خانوادهی او شریکاند و جز اینها باقی مردم مخصوص در آسیا و آفریقا که حشرات الارضند، جدال و چالش با این دشمن یک خطر بزرگ پیش رو دارد، جایی که باید درست شبیه به آن عمل کنی اما به دلائل انسانی اخلاقی و دینی نمیتوانی، همان تحفظی که تا به حال مانع از ساخت سلاح کشتار جمعی توسط ایران شده است، بزنگاهی که باید در تاریخ یک بار دیگر این گزاره که هرکس در نهایت شبیه دشمنش میشود را اصلاح کنی، همانطور که علی (ع) شبیه معاویه نشد و راز ماندگاری و عظمتش در این است.
سوگمندانه، بیصفت بودن مهاجم از اصل تهاجم او دردناکتر و خطرناکتر است، او از مزیت رسوایی که همان از هفت دولت آزاد بودن است به شدت برخوردار است و در این میانهی آشوب و ایلغار که هزار دست آلوده و ملوث گاه با آرایه و گاه بی پیرایه شب و روز به انواع تهاجم مشغولند از یاد نبریم که بنا به نص، دست خداوند بالاترین دستهاست همان دست که بنا به حدیث، با جماعت است.»

امضای بیانیه محکومیت حمله به ایران توسط چهرههای فرهنگی اسپانیا
و مدیر جشنواره فیلم والادولید ضمن محکوم کردن حمله آمریکاییصهیونیستی به ایران، از امضای یک بیانیه محکومیت توسط برخی از چهرههای فرهنگی، هنری و دانشگاهی اسپانیا خبر داد.
در پی ارسال نامه اعتراضی حامد جعفری مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی به برخی هنرمندان، سینماگران و رویدادهای فرهنگی سینمایی بینالمللی، در کنار واکنشهایی که به صورت انفرادی از سوی اشخاص مختلف به منظور همراهی و همدلی با مردم ایران ابراز شد، خوزه کابررا یکی از مدیران برگزاری جشنواره والادولید که از چهرههای شناخته شده فرهنگی در اسپانیا است، ضمن محکوم کردن تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی و ابراز همدردی با مردم شجاع ایران، تصریح کرد که هنرمندان و چهرههای فرهنگی و دانشگاهی اسپانیا در حال امضای یک بیانیه در محکومیت این تجاوز و همدردی با مردم کشورمان هستند.
وی در ایمیلی تأکید کرده است که یورکوس لانتیموس، مایک فیکیس و بن ریورز، از جمله کارگردانانی هستند که به جمع دهها هنرمند و متخصص دانشگاهی نگارنده نامه سرگشاده پیوستهاند که جنگ مشترک آمریکایی و صهیونیستی علیه ایران را محکوم کرده و بر حاکمیت ایرانیان تأکید میکند.
آنها از اولین امضاکنندگان نامهای هستند که در محافل فیلمسازی، فرهنگی، هنری و دانشگاهی در حال انتشار و امضا است.
در بخشهایی از این بیانیه که نسخهای از آن در اختیار بنیاد سینمایی فارابی قرار داده شده، آمده است:
«ما، جمعی از هنرمندان، فعالان فرهنگی و فیلمسازان، این بیانیه را با آگاهی کامل از مسئولیت تاریخی و اخلاقی خود برای محکوم کردن بیچون و چرای جنگ، خشونت نظامی و همه اشکال مداخله سیاسی و نظامی صادر میکنیم.
ما به روشنی و بدون ابهام اعلام میکنیم که سرنوشت، آینده و تعیین سرنوشت سیاسی ایران منحصرا متعلق به مردم ایران است و هیج قدرت خارجی، هیج دولت و هیچ ائتلاف نظامی مشروعیت تعیین مسیر سیاسی، اجتماعی یا تاریخی برای این سرزمین را ندارد. حق تعیین سرنوشت یک اصل اساسی و غیرقابل انکار است که صرفا از اراده آزاد و آگاهانه هر ملت ناشی میشود.»