وطن یک ریشه است؛ وقت همدلی و مقاومت

وطن یک ریشه است؛ وقت همدلی و مقاومت

واکنش ها ، دلنوشته ها و پیام های هنرمندان و سینماگران در همبستگی و همراهی با مردم همچنان ادامه دارد و این سیل خروشان جاری است ..

به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی  در گفت وگو با محمدرضا شهیدی فر در برنامه «من ایرانم» شبکه نسیم که شامگاه سه شنبه ۱۱ فروردین پخش شد،  اظهار کرد: عده ای مردم ایران را شبح می بینند و واقعیت را نمی بینند؛ ما در یک رستاخیز قرار داریم و مردم یک ماه است که پای کار هستند.
وی یادآور شد: وطن یک ریشه است نه یک زادبوم و هرچه ریشه عمیق تر باشد خود را نشان می‌دهد.

سید عباس صالحی گفت: روز اول امریکا به عنوان ابرقدرت آمد و خواست بگوید که هم رهبرتان را می‌زنیم، هم کودکان‌تان را. می‌خواستند بگویند تا تهش هستیم و یک علامت بود به جامعه ایران که آمدیم که چیزی نذاریم؛ هم رهبر را زدیم، هم کودک را.اما چه شد؟ یک ماه گذشته و رستاخیزی از ایران شروع شده است؛ و این رستاخیز در ایران نخواهد ماند.

وزیر فرهنگ ادامه داد: ما در یک رستاخیز و در یک قیامت صغرای اجتماعی قرار داریم اینکه مردم یک ماهه پای کارند باید دید چه چیزی در این مردم وجود دارد که آنها را این چنین به میدان کشانده است.

وزیر فرهنگ همچنین گفت : ما یک فرهنگ استقلال‌طلبی داریم که اگر تحقیر شویم معکوسش عمل می‌کنیم و می‌افتیم روی دنده ایرانیت خودمان و ترامپ و آمریکایی‌ها روی این قضیه حساب نکرده بودند!

ترامپ رم کرده؛ فقط مانده بهانه بیاورد چرا پرچمت آبی نیست؟!..
حسین پاکدل بازیگرو نویسنده نیز در یادداشتی جدید نوشته است : اندر احوالات ترامپ کازین ، ذاکرین و ملتمسین الاحرب او در مثنوی مولانا!
در سریال «روزی روزگاری» اثر امرالله احمدجو، صحنه‌ای هست که عادل خان (نصرت دستمردی) رئیس قشون، برای تحمیل اراده‌اش بر منطقه، دنبال بهانه‌ای است تا گیر بدهد به حسام‌بیک (خسرو شکیبایی) و اهالی روستا، پس رو می‌کند به رنگرز (پرویز پورحسینی) که تو چرا چشت آبیه؟... چرا تنبونت وق‌وقیه؟... بعد رو به خاله لیلا (ژاله علو) که: تو چرا گل زدی به چارقدت؟ و باقی ماجرا... یادشان بخیر!... این را داشته باشید!
برایم جای سؤال است که: تکنولوژی تخریب پیشتازتر است یا امکانات فنی پیشگیری از آن؟ به عبارتی در جنگ‌ها، نسبت دانش در خدمت نابودی با علوم در خدمت بازدارندهٔ همان محصولات تخریبی چیست؟ هر روز تجهیزات نظامی بسیار پیشرفته، از یک قبضه تفنگ بگیر تا ناوهای جزیره‌مانند جنگی تولید و عرضه می‌شود. همزمان تجهیزات فوق‌العاده پیشرفته‌تری برای خنثی‌سازی‌همان‌ها رونمایی می‌شود. این چرخهٔ بی‌انتها و بی‌توقف کجا، کی و چگونه به نقطه‌ی کفایت می‌رسد؟!
دیگر شده‌است یک‌جور موش و گربه‌بازی مستمر، تجارتی پرسود.مسلم است که باید تولیداتِ انبوه و متنوعِ این شرکت‌های ساختِ تجهیزاتِ کشتارجمعی بی‌وقفه به‌فروش برسد. همزمان امکانات بازدارنده‌هم باید بازار داغ داشته باشد. پس باید جاهایی مدام جنگ و درگیری باشد تا این سوپرشرکت‌های عمدتاً غربی و اغلب چند ملّیتی ثروت جهان را ببلعند. با توجه به این‌که عمده سهامداران این شرکت‌ها، سیاست‌مداران، رهبران احزاب، نمایندگان نهادهای قانونگذار، تصمیم‌سازان، سناتورها، سوپرسرمایه‌داران صهیونیست و... هستند، به‌راحتی زمینه‌اش را فراهم می‌کنند.
بعضی رؤسای جمهورِ ینگه‌دنیا و رهبران اروپایی یا در این شرکت‌ها سهم مستقیم دارند یا به نیابت با ایجاد بازار مصرف حق‌وحساب دریافت می‌کنند. دعوای کهنهٔ شرق و غرب هم دیگر شده یک بازی‌زرگری برای گسترش بازار، ایجاد رقابت و افزایش بها و... حتی بازار قاچاق و گروه‌های جنگ‌افروز نیابتنی را نیز زیر نظر داشته دقیق هدایت می‌کنند.
پس دنیا و ملت‌ها مدام باید درگیر جنگ و جدال باشند تا چرخ این صنایع سودبخش بچرخد. حسبِ آمار رسمی، فقط در اثر جنگ‌ها از آغاز قرن بیستم تا اکنون، قریب دویست و سی میلیون انسان کشته‌شده‌اند. البته جنگ‌ها از ازل به دلایل مختلف رخ داده و می‌دهد؛ از تنازع بقا بگیر تا کینهٔ کهنهٔ اقوام، تحمیل عقاید و ادیان، تجزیه، حرص و طمع، مهاجرت، خیزش‌ها، بلایای طبیعی و... هرکدام هم که علت باشد باز این شرکت‌ها برندهٔ نهایی‌اند.
طبعاً بعد از جنگ‌ها و به‌جای ماندن ویرانی‌ها هم که باید برای بازسازی، باز دست به دامانِ شرکت‌های بین‌المللی دیگر با همین مشخصات خواهرخواندگی و در اختیار آن‌ها شد. پایه‌ای این امور، برای توجیه، زمینه‌سازی و اقناع افکار عمومی جهان، رسانه‌های فراگیر، از پیش و پس از جنگ‌ها با انواع شگردهای پیچیده اعجاز می‌کنند.
باز می‌بیننی سهامداران اصلی این رسانه‌ها همان افراد و تشکیلات‌اند.حالا ترامپ رم کرده پس از خالی شدن دست‌اش از بهانه، در نقش عادل‌خان این روز و روزگار، پس از فراغت از دیگر‌جاها، گیر داده به کشور پهناور ایران، در آن حد که فقط مانده بهانه بیاورد: چرا پرچمت آبی نیست؟!... اصن چرا دفعه قبل که بتون حمله کردم مث این شازده‌سیریش و اون شازده‌عرب «کیس‌مای‌اس»ام نکردین؟!
برای اولین بار این چرخۀ تجارت شوم و هجوم مشترک آمریکا و اسرائیل برخورده به مانع محکم ایران. با تمام آسیب‌های مهیبی که به مردم و سرزمین ما وارد آوردند، تمامیت ایران با صبوری، اتحاد، با نقشهٔ دقیق دفاعی و ... باعث سردرگمی‌ دشمنانی شده‌اند که قصد فتح دو سه روزه‌ی تهران را داشتند.
حالا آن چند وطن‌فروش که به این فرعونِ متفرعن برای حمله به ایران نامه نوشتند و جماعتِ فرصت‌طلبی که دم سفارت‌ها بست نشستند تا به این هجوم مشروعیت ببخشند و بخشی حقیر از این زنجیرهٔ تجارت و پلشتی باشند، بنشینند به حال این روزهای ترامپ و خودشان خوب بنگرند.
همگی عیناً شده‌اند شبیه عاقبتِ خاتون آش‌ولاش قصه‌ی کنیزک و کدوی مولانا در دفتر پنجم... اگر ۱۸+ هستید، خودتان بردارید بخوانید! ... جذاب و عبرت‌انگیز است. بیتی از آن:ظاهرش دیدی، سرش از تو نهاناوستا ناگشته بگشادی دکان

رضا پهلوی را با اموال مسروقه‌اش به ایران تحویل دهید
مجید مجیدی کارگردان سینما هم در جدیدترین پست مجازی خود پیشنهاد کرده است  که در شروط پایان جنگ، تحویل رضا پهلوی همراه با اموالی که از ایران به سرقت برده‌ است، گنجانده شود.مجیدی خطاب به وزارت امور خارجه و شورای عالی امنیت ملی در یادداشتی نوشته است :
«به وزارت امور خارجه و شورای امنیت ملی پیشنهاد جدی دارم که در آخرین بند شروط ایران برای پایان جنگ گنجانده شود تحویل رضاپهلوی‌ به ایران تا بلکه آرزویش برآورده شود، به اضافه کلیه اموالی که از ایران به سرقت برده‌اند.»

وطن را چگونه می‌توان هجی کرد؟
الهام اخوان بازیگر سینما نیز با انتشار متنی شاعرانه و سوگ‌نامه‌وار، وطن را همچون مادری رنج‌دیده تصویر کرده که هنوز زنده است و چشم‌انتظار خیزش دوباره فرزندانش است.اخوان نوشته است:
«نمی‌دانم در دنیای ‌آدم مدرن‌ها چگونه می‌شود وطن را هجی کرد، من نه منورالفکرم نه متحجر ...
فقط می‌دانم مانند کودکی خردسال که تازه اطلسی کوچک را مادرش برایش خریده، زل زده بودم به نقشه قشنگ وطن
نام جزیره را برده بودند این اواخر
با دقت همه شان را نگاه می‌کردم
کودک‌ترین‌شان را هم
همه آنها شبیه خانه خودمان بود
تک تک شان را با عشق نگاه می‌کردم
چقدر این گربه زیباست
چقدر جایی که ایستادیم ستودنی است
و چقدر حسرت برانگیزست
حق دارند تاب نیاورند این همه امکان را یک‌جا و چقدر سخت است برای خیلی‌ها قدر این زیبایی را به جا آوردن.
نمی‌دانم چگونه باید وطن را هجی کرد برای خودی و غیر خودی، برای اینکه قدر این خاک را نمی‌دانند و برای اینکه اصلا یادش رفته وطن یعنی چه!
چه سخت است بنشینی و دستت یارای کمک نداشته باشد بر این خاک.
آنان که جایگاه داشتند و قدر ندانستند را چه باید گفت و آنان که خنجر از پشت بر تن ما زدند؛ عجب روزگار سیاهی گرفتاریم!
اما این حجی برای من و ما تا ابد می‌ماند
این تناور درخت خشک نمی‌شود
این خاک از آن ماست
زنان و مردانش گردآفرید و رستم‌هایش،
دختران و پسرانش، در سیاهی و روشنی.
«ایران» قشنگ‌ترین نام اشیای روزها و شب‌های ماست.»

ما وطن را وطن نگه می‌داریم؛ اینک وقت همدلی و مقاومت است
همچنین امیرحسین اسیوند مستندساز با اشاره به علاقه به وطن گفته  که وطن همانقدر که خاک است، هموطن هم است.
این مستندساز در یادداشتی اختصاصی درباره علاقه به وطن و مفهوم هم‌وطن نوشته است: برای وطن دوست بودن الزاما نیاز نیست عکس با ستون‌های تخت جمشید داشته باشی یا روبروی مقبره‌ کوروش سجده کرده باشی. الزاما نیاز نیست عکسی جلوی بنایی تاریخی پست کرده و زیرش »چو ایران نباشد تن من مباد» نوشته باشی.
البته که سرزمین را گشتن و دیدن بسیار خوب است اما شناخت و فهم آن مهم‌تر است. وطن در واقع خود ماییم. من، تو و ما هستیم که می‌شویم وطن‌. ما هستیم که می‌توانیم وطن را وطن نگه داریم بی آنکه ذره‌ای از آن را به دشمن دهیم.
مباد که ما وطن فروش باشیم که هر که وطن فروشی کرد خود را فروخت. هویت و تاریخ را فروخت. مباد که دنبال خوشبختی به دست دشمنی تازه به دوران رسیده باشیم. مباد که از ریختن بمب بر سر هموطن مسرور باشیم. وطن همانقدر که خاک است، هموطن هم هست. وطن همانقدر که مرزها است، دختران و پسرانمان نیز هست. وطن همانقدر که تاریخ است، تمام فرزندانی که قرار است در این سرزمین به دنیا بیایند هم هست ... ما در وطن و وطن در ماست. اینک وقت همدلی و مقاومت است ...
هم‌وطنم .‌.. هم‌وطنی که شاید روزی تو را در خیابانی دیده‌ام یا شاید هرگز نخواهمت دید. با توام ... اگر امروز دلت برای ایران می‌تپد، غم از دست رفتگان در دل داری و امید به پیروزی بر دشمنان آمریکایی و صهویونیستی را زندگی می‌کنی و پرچم سرزمینت را دست گرفته‌ای ... می‌خواهم بگویم دوستت دارم ...

ایران بوده، هست و تا همیشه می‌ماند
حمید اکبری‌خامنه ، فیلمنامه‌نویس «آقای زالو» و «ناتوردشت» نیز برای این روزهای ایران نوشته است:
به طلوع خزر
قسم به غروب جزیره‌های جنوب
به نوای دو تار شرق
به قدمت بیستون غرب
به مهمان‌نوازی بلوچ
به عطر چای لاهیجان
به قامت بلند دماوند
به کردهای تا ابد جاویدان
به لهجه شیرین بوشهری
به لرهای از محبت لبریز
به کاشی مسجد شیخ لطف‌الله
به نقش قالی تبریز
به اردیبهشت شیراز
به جنگل‌های هیرکانی
به پادشاه خراسان
به رگ غیرت ایرانی
به خلیج فارس که تا ابد فارس می‌ماند
به وجب وجب خاک ایرانم…
که ایران بوده، هست و تا همیشه می ماند

چاقوی زهرآگین‌تان را از پهلوی این سرزمین بیرون بیاورید
هادی معصوم‌دوست نویسنده و مستندساز هم نوشته است : وقتی می‌گویند وطن، یعنی مردمی که در آن زندگی می‌کنند. وطن هم‌معناست با مردم و امروز همزمان وطن و مردم زیر بمباران به خاک و خون کشیده شده‌اند. مباد روزی که صدای بمب و موشک جنگ‌طلبان صدای مطالبه‌گری ما را به بیراهه بکشاند. مباد روزی که زخم ما بساط کاسبی کاسبکاران جنگ و ویرانی شود. مباد روزی که به نام مرهم بر درد ما، سودجویان گلوله‌ و بمب و آتش بر سر وطن بریزند.
به عنوان یک ایرانی که گوشه و کنار زندگی‌اش زخمی است از تبعیض و ناکارآمدیها، این جنگ را با همه وجود تقبیح می‌کنم و با صدایی که هر روز با شنیدن ناله‌های مردم و سرزمینش از بغض می‌لرزد، فریاد می‌کشم، چاقوی زهرآگین‌تان را از پهلوی این سرزمین بیرون بیاورید.

ما تحت هر اتفاقی پیروزیم
همچنین علی رویین‌تن، کارگردان در یک برنامه تلویزیونی با بیان اینکه ما تحت هر اتفاقی پیروز میدان هستیم، گفت : ۲۸ روز است که ما دنیا را تحریم کردیم و دنیا دارد گریه می‌کند..

و امیر حسین ترابی کارگردان سینما وشبکه نمایش خانگی هم درباره این روزهای وطن دلنوشته ای منتشر کرده است .