تداوم دفاع هنرمندان از هویت و کیان ایران

تداوم دفاع هنرمندان از هویت و کیان ایران

همزمان با روز جهانی قدس و نیز ادامه تجاوزات رژیم های سفاک آمریکا و صهیونی به خاک عزیز میهن مان ، جمعی دیگر از هنرمندان و شخصیت های فرهنگی و سینمایی با انتشار دلنوشته ها و صدور بیانیه همراهی خود را با مردم و آرمان های مقدس ایران اسلامی اعلام کردند.

به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، محمود گبرلو، مجری و منتقد سینما، ضمن تشریح رسالت روشنفکران در شرایط جنگی و هدف پنهان قدرت‌ها از حملۀ وحشیانۀ امریکا و رژیم صهیونی به ایران با تاکید بر اینکه هدف دشمن تکه‌تکه‌کردنِ هویت یکپارچۀ ایران است ، گفت: در جهانی که کودکان معصوم تکه‌پاره می‌شوند تا صهیونیست خونخوارتر شود، قشر روشنفکر و سینماگر پیشرو که همواره به‌دنبال عدالت‌طلبی و آزادی‌خواهی بوده، در قبال قتل‌عام مردمی که فقط به‌خاطر استقلال تکه‌پاره می‌شوند، باید کجای تاریخ بایستد؟

جهانیانِ اهل تفکر می‌دانند که بمباران ایران و مخالفت با جمهوری اسلامی، بهانه‌ای است برای غارت ثروت گران‌بهای این سرزمین تا امیال پلیدِ پنهانشان اجرا شود.
روزی تاریخ فاش خواهد کرد که آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، سرداران نظامی، اندیشمندان و نیروهای مسلح، جان خود را برای حفظ استقلال این سرزمین در قبال وحشی‌گری‌های جهان غرب فدا کردند. چقدر مضحک و نادانند کسانی که فریب دروغ‌پردازی آمریکا و اسرائیل را می‌خورند که به بهانه تغییر حاکمیت، زنان و مردان غیور ایرانی را بمباران می‌کنند.
مخالف و معترض بودن و حق‌خواهی خشمگینانه در برابر ظلم، حق طبیعی هر شهروند است؛ اما در این شرایط هوشیاری یک ضرورت است. باید بدانیم این بمباران‌ها از سر دلسوزی نیست، بلکه هدفشان تکه‌تکه کردنِ هویت یکپارچه ایران است تا این قامتِ بلند، کوتاه شود.
برای دشمن متجاوز فرقی نمی‌کند که ایرانی جمهوری‌اسلامی‌خواه باشد یا پهلوی‌طلب! اما زهی خیال باطل؛ مردم ما سرافرازانه سینه را سپر موشک‌ها می‌کنند و پیروز خواهند شد.

سال ۱۴۰۴ برایمان در تاریخ نگاشته خواهد شد
مجید مدرسی تهیه کننده سینما نیز در یادداشتی کوتاه نوشت : سال ۱۴۰۴ برایند ۲۰۰۰ سال مبارزاتی بود که ملت ایران در تاریخ تمدنی خود در مقابل هجمه و هجوم بیگانگان در مقابل چشم حیرت زده جهانیان نشان داد که فرمانده هاش و رهبرش را چگونه در خون خود برای ایران و ایرانی در مسلخ عشق برای دفاع از خاک ایران عزیزمان سرافرازانه ایستادگی کردند.
 سال ۱۴۰۴ برایمان در تاریخ نگاشته خواهد شد که ققنوس چگونه از آتش پرواز میکند و عظمت و شکوه را به این سرزمین اهورایی باز میگرداند خاطره فرمانده هاش و رهبری بی بدلیلش برای همیشه در یادها خواهد ماند اکنون فرمانده جوانش همان ققنوس است که از این خاک سر برافراشته است.

مردم ایران یک تن و یک صدا سرباز وطن شده‌اند
اتابک نادری، بازیگر هم درباره همبستگی مردم ایران در زمان تهاجم و تجاوز دشمن به خاک وطن نوشت: روز ۲۱ اسفند سالروز حمله ناجوانمردانه رژیم بعثی عراق در سال ۱۳۶۷ به اردبیل است؛ حمله‌ای در یک روز جمعه که جمع کثیری از مردم بی دفاع را مظلومانه به شهادت رساند. هرچند به فاصله ای طولانی اما ظلم و سبعیت خارجی در این اسفند ماه باز دامن گیر این مرزو بوم شده است.
تا ظالم و مستبد در جهان باقی است این عطش قدرت و طمع ورزی همیشه چاشنی جنگ‌افروزی‌ها علیه ملت‌ها بوده است.
هر اقلیمی از سرزمین پهناور ایران زمین در ادوار مختلف و به اشکال گوناگون درد تجاوز را چشیده است اما وقتی سایه تجاوزگری به این خاک افتاده مردمانش از کشاورز و کارگر گرفته تا هنرمند و صنعتگر و معلم و دانش‌آموز و سربازانش همه یک تن و یک صدا سرباز وطن شده‌اند و چه شرافتمندانه پای وطن ایستاده‌اند.
قلم از توصیف و ستایش مدافعان وطن در قبال این تجاوز آشکار کم می‌آورد. به وجودشان افتخار می‌کنم و به همت شان درود می‌فرستم.خداوند پشت و پناه این فرزندان مرزبانمان باشد و یاد شهیدان مرزبانمان گرامی باد. 

خیال خام؛ وقتی فکر می‌کردند مردم پای کشورشان نمی‌ایستند
همچنین حسین دارابی، کارگردان و تهیه‌کننده سینما پیرامون جنگ اخیر اتحاد آمریکایی-صهیونیستی علیه کشورمان ایران و شهادت رهبر انقلاب گفت: آن‌قدر ذهن برخی افراد توسط شبکه‌هایی مانند اینترنشنال شست‌وشو شده که دچار گمراهی شدند و تصور می‌کردند با بازگشت ترامپ، شرایط به نفعشان تغییر می‌کند. این یک توهم بی‌اساس است؛ کسی دلسوز ما نیست.
قدرت‌های غربی تنها به دنبال منافع خود هستند. وقتی یک سناتور آمریکایی صراحتاً می‌گوید «باید مسلمانان را مثل ژاپن و برلین با خاک یکسان کنیم»، نشان می‌دهد تفکر آن‌ها تا چه اندازه خطرناک است و برای دیگران جز جهنم و ناامنی چیزی نمی‌سازند.
دشمن در میدان تحلیل‌ها نیز دچار خطای محاسباتی شد. خیال می‌کردند به دلیل برخی نارضایتی‌ها، مردم پشت کشور را خالی می‌کنند؛ اما اشتباه کردند. مردم ما با وجود همه نقدها، در بزنگاه‌ها کنار کشور ایستاده‌اند. در مقابل، ما با ابرقدرتی روبه‌افول مواجهیم که مرزی میان اهداف نظامی و غیرنظامی قائل نیست و با حمله به بیمارستان‌ها و حتی شیرخوارگاه‌ها، چهره واقعی و هیجانیِ پیش از فروپاشی‌اش را عیان کرده است.
امروز مرز حق و باطل روشن‌تر از همیشه است. در یک سو چهره‌هایی چون رهبر انقلاب، سیدحسن نصرالله و حاج قاسم قرار دارند که خود را فدای آرمان‌هایشان کردند؛ و در مقابل، ترامپ و نتانیاهو با رسوایی‌هایی نظیر پرونده «جزیره اپستین» ایستاده‌اند. جریان حق در طول تاریخ ماندگار است و کسانی که از آن فاصله بگیرند، در نهایت دچار زیان و روسیاهی خواهند شد.

در ایران کار روی زمین نمی‌ماند
رضا مسعودی، بازیگر سینما و تلویزیون نیز درباره حس و حالش نسبت به شرایط امروز ایران نوشت: حالت دوگانه‌ای دارم ، حالم بد است برای تمام شهدایی که از دست دادیم برای کودکان بی‌گناهی که حق زندگی از آنها توسط نامردهایی گرفته شد که هیچ بویی از انسانیت نبرده‌اند و اما خوشحالم برای این همه اقتدار، برای نفس‌های گرم سربازان وطنم که گرمای موشک‌های‌مان را چند برابر می‌کند، ایرانی هیچ وقت باخت نمیده چه در غم چه در شادی…
جنگ به ما تحمیل شده است به مانند همیشه، ولی اینبار موضوع جنگیدن ما فرق می‌کند، آنها گمان می‌کردند ایران ترسیده است که پای میز مذاکره رفته است و قبل از پایان مذاکره زدند، و البته نزدند گورشان را برای موشک‌های ما کندند که هیچ شناختی از آن نداشتند ، حالا مانده است باید منتظر التماس‌هایشان بمانیم…
«در ایران کار روی زمین نمی‌ماند» این را باید برایشان به زبان‌های مختلف ترجمه کرد، ما رهبری را از دست دادیم ولی رهبر را نه… 
ایران لیلی من است
امیر جدیدی عکاس و فعال رسانه هم نوشته است : روز یازدهمِ جنگ دوازده روزه در روزنامه «هم‌میهن» برای خوانندگان قصه لیلی و مجنون تعریف کردم. خوبی ماجرا این بود که آن روزها جایی داشتم که بتوانم هر روز گوشه‌ای از تحریریه‌اش بنشینم و با شما حرف بزنم. این روزها اما چنان احساس بی عملی و بدردنخوری به سراغم آمده که مسلمان نشنود کافر مبیناد. شده‌ام خود «آبلوموفِ» «گنچاروف»، سست و بی احساس و لخت روزگار می‌گذرانم. شب و روز خودم را به اخبار ضمیمه کردم. همین که صدای پدافند، بمب یا جنگنده لرزه‌ای به جان خانه‌ام می‌اندازد توی اخبار دنبال این می‌گردم که بفهمم کجای تهران یا ایرانم را زده‌اند. حالم از خودم بهم می‌خورد از این که کاری از دستم بر نمی‌آید. از این که مدت‌هاست خفقان مرگ گرفته‌ام و چیزی نمی‌نویسم. می‌خواهم از این رخوت مرگبار نجات پیدا کنم.
می‌خواهم به پرگار سابقم برگردم. گوشه روزنامه نشد همین گوشه خانه زیر آسمان شهرم می‌نشینم و به شرط حیات می‌نویسم. امروز سیزدهمین روز حمله به ایران است. حمله‌ای که تنها با یکی دو پرتابش ۱۷۰ فرشته کوچک آسمانی شدند. حالا من مانده‌ام و هزار سوال بی جواب در سرم. آشفته‌ و حیران‌ با دلی پر خون و پریشان که می‌خواهم دوباره برایتان قصه لیلی و مجنون تعریف ‌کنم...یک خطی ماجرا این است که قیس(مجنون) و لیلی در مکتب‌خانه با یکدیگر آشنا می‌شوند و دل به هم می‌بازند. مراحل اولیه عاشقیت که می‌گذرد و ریسمان عشق که محکم می‌شود قیس به خواستگاری لیلی می‌رود. لیلی از قبیله «بنی عامر» است و ظاهرا این قبیله برای خودش کیا و بیایی دارد.
مجنون بی‌نوا اما از بابت قبیله و دار و ندار عرصه‌ای برای عرض اندام ندارد. او در واقع همه دارد و ندارش که همان عشق آتشین است را کف دستش می‌گیرد و تمام قد به درخواست لیلی می‌رود. خانواده لیلی اما راضی به این وصلت نمی‌شوند. قیس که دل از کف داده و به عشقش نرسیده سر به بیابان می‌گذارد و بیش از پیش بر آتش عشق و جنونش می‌دمد... حکما پیش خودتان می‌گویید این یارو هم رد داد.
در این گیر و گرفتاری. در این باران موشک و پهپاد و ... در این روزهای سخت و لحظه‌های نفس گیر، چرا یک نفر باید پیدا شود و قصه لیلی و مجنون تعریف کند؟ حق دارید اما شما که تا اینجای قصه آمدید کمی صبر کنید تا فرازی از این داستان را برایتان بگویم...
مجنون جواب رد شنیده، سر به بیایان گذاشته و بر طبل دیوانگی‌اش می‌کوبد. در همین گیر و دار امیری از امرای عرب و فرمانروایی با نفوذ و قدرتمند «نوفل» نام، مجنون را می‌‌بیند و قصه پر غصه‌اش می‌شنود. ماجرای مجنون بدجور نوفل را درگیر می‌کند و دلش به حال این دیوانه عشق به رحم می‌آید و به او قول می‌دهد که به هر قیمتی شده لیلی را به عقدش در آورد. نوفل در مرحله اول به پدر لیلی نامه می‌نویسد و درخواستش که عقد لیلی و قیس باشد را به عرض پدر می‌رساند. پدر لیلی اما جواب رد می‌دهد و در جواب نوفل می‌گوید که دختر به دیوانه نمی‌دهد. نوفل که جواب رد می‌شنود دل یک دله کرده و به سوی سرزمین بنی عامر لشکر می‌کشد و به جنگ قبیله لیلی می‌رود بلکه دختر را برای مجنون به دست آورد.
سپاه می‌آراید و خودش را برای جنگی سخت آماده می‌کند. سربازان دو طرف شمشیرها از نیام بیرون می‌کشند و پا روی خاک محکم می‌کنند و به سوی یکدیگر حمله‌ور می‌شوند. چیزی از شروع جنگ نمی‌گذرد که نوفل متوجه می‌شود مجنون در لشکر لیلی است و دیوانه‌وار بر علیه لشکر نوفل شمشیر می‌کشد. نوفل را می‌گویی، مات و مبهوت، هاج و واج مانده و درمانده. مجنون را گوشه‌ای می‌کشد و می‌گوید :مردک ما برای تو می‌جنگیم چرا بر روی ما شمشیر می‌کشی؟ مجنون نه می‌گذارد، نه بر می‌دارد و می‌گوید من کاری به این کارها ندارم من عاشق لیلی هستم پس در لشکر لیلی می‌جنگم...نوفل که حقیقتا خیرخواه و آدم حسابی بود. اما این روزها دلم می‌خواهد به همه آنهایی که بر طبل خالی ترامپ و نتانیاهو و پهلوی می‌کوبند بگویم ایران «لیلی» من است. اگر قرار به جنگیدن باشد در قبیله لیلی می‌جنگم.

بیعت هنرمندان سیمافیلم 
همچنین بیانیه‌ای در بیعت با آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای از سوی هنرمندان مرکز سیمافیلم منتشر شد که به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم. وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِامْرِنا
بامداد نهم اسفندماه، آن نبأ عظیم، خبر غروبِ ناگهانِ خورشید ولایت، شهر را در شامی مشئوم فرو می‌کشید اما تقدیر ازلی این بود که آن خورشیدِ رفته از نظر، در نیمه شبِ هجدهم اسفندماه، بازگردد و طلوعِ طلعتش شهر را از نو منوّر کند. ما یقین داشتیم که از خاکستر آن ققنوس شهید که در آتش عشق سوخته، ققنوسی دیگر برخواهد آمد، که «اذا غابَ سیّدٌ قامَ سیّدٌ آخَر». 
ارادتِ اهل هنر را حاجت به بیعت نیست اما در عالمِ تکلیف، بیعت از جنس تعبّد است و ما دست بیعت به سوی ولیّ خدا به همان‌سان دراز می‌کنیم که در محراب عبادت، سر به رکوع و سجود می‌گذاریم. پرچمی که امروز به دست حضرت آیت الله امام سید مجتبی حسینی خامنه ای سپرده‌اند، میراث همه اهل ولایت در تاریخ است؛ از هابیل تا عمّار، و از شهدای کربلا تا خونین کفنانِ کربلاهای ایران و شام و عراق و لبنان و فلسطین و اقصا نقاط این کره خاکی.

 بیانیه صندوق اعتباری هنر 
صندوق اعتباری حمایت از هنرمندان، نویسندگان، روزنامه‌نگاران و فعالان قرآن و عترت نیز بیانیه‌ای به شرح زیر صادر کرد:

بسم الله الرحمن الرحیم
در روزهایی که دشمنان آمریکایی و صهیونی این مرز و بوم بار دیگر با حملاتی ناجوانمردانه و اقدامات خصمانه و خلاف تمامی معیارهای بین المللی، امنیت و آرامش این سرزمین را نشانه گرفتند و رهبر معظم جمهوری اسلامی ایران و مرجعیت شیعه و جمعی از فرزندان برومند این ملت به فیض عظیم شهادت نائل آمدند، ملت ایران بار دیگر با اتکا به ایمان، بصیرت و همبستگی ملی، عظمت و استواری خود را به نمایش گذاشت و پاسخی قاطع و درخور به حاکمان متجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی داد.
شگفتانه اینکه متجاوزین در پی دلسرد کردن مردم از نظام جمهوری اسلامی ایران بودند که با رای قاطع نمایندگان مجلس خبرگان رهبری به جانشینی حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای و هوشیاری ایرانیان همیشه در صحنه، این نقشه استکبار باز هم نقش بر آب شد.
این انتخاب نمادی از تداوم آرمان‌هایی است که بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران پایه‌گذاری کرد و امام شهید انقلاب با درایت از آن پاسداری نمود. به فضل الهی، جمهوری اسلامی ایران در سایه هدایت رهبری جدید، مسیر تعالی و پیشرفت خود را با شتابی فزون‌تر ادامه خواهد داد.
صندوق اعتباری هنر با سومین رهبر انقلاب اسلامی عهد می‌بندد، گام های موثری در مسیر حمایت و پاسخگویی به انتظارات اهالی فرهیخته فرهنگ و هنر و رسانه میهن و پاسداشت منزلت آنان بردارد و زمینه ساز شکوفایی پایدار فرهنگ و هنر کشور باشد.
در همین راستا، در شرایط ناشی از تجاوز رژیم صهیونی - آمریکایی به خاک کشورمان، با برنامه ریزی های انجام شده و توسعه زیرساخت های الکترونیک، تمهیدات لازم برای تداوم ارائه خدمات به اعضا فراهم شده است تا فرایند خدمت رسانی بدون وقفه ادامه یابد و نیازهای اعضای محترم به صورت موثر پاسخ داده شود.