واکنش هنرمندان علیه تجاوز به خاک وطن ادامه دارد

واکنش هنرمندان علیه تجاوز به خاک وطن ادامه دارد

در طول چند روز گذشته و بعد از تجاوز رژیم صهیونیستی - آمریکایی به خاک کشورمان و شهادت رهبر معظم انقلاب بسیاری از هنرمندان به این‌ اتفاقات واکنش نشان دادند که هنوز ادامه دارد.

به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، محسن جسور، کارگردان، در یادداشتی در واکنش به حملۀ وحشیانۀ اتحاد آمریکایی-صهیونیستی به ایران نوشت:
ما خاک می‌خوریم و خاک نمی‌دهیم؛ خون می‌دهیم و خانه نمی‌دهیم. اگر به وقت جنگ باشد، ایستاده می‌میریم و متجاوزین را پیش از مردن، زنده زنده دفن می‌کنیم. آنچه به دشمنانمان و خائنین به وطن خواهیم داد، تماماً خشم و خروش و کینه است و آنچه برای فرزندانمان هبه داریم؛ محبت و لبخند.

بی‌حیثیت‌های جهان که به طمع خاک ما دندان تیز کرده‌اند، کور خوانده‌اند. آن‌ها خیال خام داشتند که با ریختن خون دخترکان معصوممان، خشکاندن لبخند کودکانمان در میناب و پوشاندن ردای شهادت بر تن پیر فرزانهٔ ما، هراسانمان کنند و گام‌هایمان را سست کنند؛ اما فرزندان برومند این مادر، هر روز در جهان برای ما آبرو می‌خرند و چراغ‌ها را یک‌به‌یک برای بیداری عالم در برابر باطل می‌افروزند.
ما سرزمین ایرانیم؛ سرزمین دلیران و رادمندان پارسی و سلحشوران حسینی که از خون‌های ما لاله جوانه می‌زند. باشد که پیروزی را پیش از عید پارسیان فریاد بزنیم.

برای ایران می‌مانیم، می‌ایستیم و امید را زنده نگه می‌داریم
محمدرضا منصوری، تهیه‌کننده نیز در وصف وطن نوشت: وطن فقط یک خاک نیست؛ نفسِ ماست، نامِ ماست، در روزهای سخت جنگ، ما کنار هم می‌ایستیم؛ چون ایران فقط یک سرزمین نیست، خانه‌ی دل‌های ماست. برای ایران می‌مانیم، می‌ایستیم و امید را زنده نگه می‌داریم. ایران، ای همیشه‌وطن.
 داستان‌ تو هنوز تمام نشده؛ تو خواهی خندید
همچنین مریم کاویانی بازیگر سینما و تلویزیون: «داستان‌ تو هنوز تمام نشده؛ تو خواهی خندید در جایی که قبلا گریه کرده بودی...»

سوگل طهماسبی، بازیگر نیز در واکنش به تجاوز دشمن به خاک ایران: «هرکجا ره گم شد، شهیدان را ببینید»

او در استوری دیگری نوشت: بدا بر حال آن چشمی که در این روزها خواب است، به هر نحوی تماشا می‌کنم، این جنگ احزاب است.به اسم صلح در دستان شیطان نامه جنگ است، هراسی نیست در دل‌ها اگر هنگامه جنگ است.

همه‌چیز باید برای ایران باشد؛ وقتی پای وطن در میان است
مصطفی شوقی، مدیر خانه مستند و مستندساز، نیز در یادداشتی دربارۀ اهمیت روایتگری در شرایط بحرانی و تفاوت مستندسازی در جنگ فعلی نسبت به جنگ ۱۲روزه گفت:وقتی پای «ایران» در میان باشد، بسیاری از ایرانیان با وجود تمام تفاوت سلیقه‌ها و شکاف‌های اخیر حول این مسئله جمع می‌شوند. امروز مهم‌ترین مسئله، ایران است و همه‌چیز فارغ از هر اختلافی، باید برای ایران باشد.

در این شرایط، روایت مستندسازان اگر صادقانه، از دل جامعه و فارغ از نگاه‌های بسته یا صرفاً ایدئولوژیک باشد، به تقویت ایستادگی، همبستگی ملی و تاب‌آوری جامعه کمک می‌کند.جنگ فعلی از نظر ماهوی با جنگ ۱۲روزه تفاوتی ندارد، اما رخدادهایی مثل از دست دادن «رهبر شهید کشور» آن را محتوایی‌تر و پیچیده‌تر کرده است. برخلاف بی‌تفاوتیِ برخی نهادها در جنگ قبل، این‌بار نهادهای نظامی و متولی میدان با همکاری حوزه‌های هنری از روز اول پای کار آمدند و مجوزهایی صادر کردند؛ هرچند اساساً معتقدم مستندساز برای ثبت واقعیتِ میدان، نیازمند مجوزهای محدودکننده نیست.همکاران ما در خانه مستند دوربین‌هایشان را زمین نگذاشته‌اند. اکنون با تکیه بر تجربیات گذشته در منطقه و جنگ ۱۲ روزه، تیم‌های مختلفی از دل شهر و کف خیابان مشغول ثبت روایت‌های انسانی جنگ هستند. از آنجا که با روایتی ناتمام مواجهیم، تولید مستندهای مینیمال و پروژه‌های بلند با رعایت پروتکل‌های حرفه‌ای و انسانیِ جنگ در دست انجام است.

همچنین سعید سعدی، تهیه‌کننده سینما، نوشت:«امام خامنه‌ای اندیشمند و حکیمی دانا فقیهی توانا و فرماندهی بی بدیل که همچون مولایمان حسین ابن علی (ع) دست بیعت با یزیدیان زمان نداد و با شجاعت تمام مقابل تمام مستکبران حهان ایستاد و به یاران ‌شهیدش چون حاج قاسم، حاجی زاده  باقری و ... پیوست.برماست که اکنون با تمام توانم پیرو و ادامه دهنده راه این شهید والا مقام و یاران شهیدش چون پاکپور، موسوی و دیگر شهیدان این جنگ رمضانی باشیم .اکنون که دشمن راه به جایی نیاورده، دست به کشتار کودکان و مردم بی‌دفاع می‌زند و از هیچ جنایتی دریغ ندارد.

هم‌وطن بودن با شما بزرگ‌ترین افتخار ما بود ایران
فریبا نادری بازیگر سینما و تلویزیون نیز در پیامی نوشت :خواستم بگم چه امروز، چه دیروز، چه چند سال آینده… هم‌وطن بودن با شما بزرگ‌ترین افتخار ما بود ایران.هم‌وطن بودن با شما بزرگ‌ترین افتخار ما بود ایران فریبا نادری بازیگر سینما و تلویزیون:خواستم بگم چه امروز، چه دیروز، چه چند سال آینده… هم‌وطن بودن با شما بزرگ‌ترین افتخار ما بود ایران.

از همه هنرمندان می‌خواهم در کنار مردم مظلوم و قهرمان ایران باشند
داود توحیدپرست، فیلمساز هم در یادداشتی نوشت: رسما اعلام می کنم که طبق آموزه های دینی و انسانی؛ هیچ اعتراض فردی و اجتماعی و البته قانونی در ایران نبوده است که من در حد توان در آن شرکت نکرده باشم؛‌ اما از سوی دیگر در هر شرایطی که وطن به وجود من نیاز داشته ؛ تمام قد و با همه توان در خدمت وطن و مردم با شرف وطن بوده ام و اگر جنگی درگرفته؛ در دفاع از سرزمین مادری ذره ای شک به خود راه نداده ام تا دشمنان حقیقت و عدالت و انسانیت؛ عزت و شرف و غرور مردم قهرمان ایران را زیر پوتین های کثیف خود له نکنند و اکنون نیز در این شرایط بسیار حساس به همه اعلام می کنم که من به عنوان هنرمند معترض این سرزمین ؛ سرباز وطن هستم و با تمام توان اجازه نخواهم داد که ذره ای از خاک سرزمین مادری به اشغال دولت مردان پلید و خون خواری که تا بی نهایت غرق در خون ریزی مردمان با شرف دنیا و ایران شده اند ؛ درآید.
همینجا از همه هنرمندان باشرف و وطن پرست کشور می‌خواهم که در کنار مردم مظلوم و قهرمان ایران باشند و چنان درسی به خون خواران و خون ریزان جنایتکار و جنایت پیشه جهان بدهند که تاریخ به یاد نداشته باشد و این مقاومت به درس اول همه انسان های آزاد‌اندیش و عدالت پیشه دنیا قرار بگیرد.

حضور این شب‌های مردم ایران در خیابان‌ها، باعث ناامیدی دشمن می‌شود
همچنین جواد شمقدری، کارگردان سینما و تلویزیون نوشت: آمریکا به‌عنوان دشمن شماره یک ایران اسلامی همواره از ابتدای پیروزی انقلاب با ما سرناسازگاری داشته و طی سال‌های پس از پیروزی انقلاب نیز سعی کرده با لبخند و دست مخملی‌اش، به عناوین مختلف فریبکاری کند و بر ما مسلط شود، اما رهبر شجاع، دلیر و بیدار ما حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای (قدس سره) مقابل همه  توطئه‌ها و زیاده‌خواهی‌های آمریکای جنایتکار محکم ایستادند و هرگز سرتسلیم فرود نیاوردند.
مردم ما بسیار هوشیار و ولایتمدار هستند و از زمان شهادت مقتدی و امامشان در خیابان‌ها، مساجد، مناطق شهری و میادین حضور پیدا کردند تا نشان دهند که پیرو ولی فقیه خود بوده و هستند. این حضور باید ادامه پیدا کند و مردم ما هرشب به خیابان‌ها، میدان‌ها و مساجد بیایند و عواطف و احساسات خود را نشان دهند که همین امر موجب یأس و ناامیدی دشمنان ما خواهد شد.

واکنش سایر هنرمندان تا این لحظه به شرح ذیل است:

نامه مریلا زارعی به رهبر شهید انقلاب، کودکان میناب و جان‌برکفان‌ این روزهای ایران

آقای شهیدم سلام
آقاجان، رفتنت را باور نمی‌کنم ۷ روز و شب گذشت و من هر لحظه پلکهایم را به هم می‌فشارم بلکه با باز شدنش از این خواب هولناک بیدار شوم و ببینم که همه اینها کابوس بوده... اما تلاش بیهوده ایست. تو یکپارچه نور، یک کهکشان انرژی، تبدیل شدی به ذراتی کوچک به تعداد همه عشاقت، به تعداد همه مظلومان و رنجدیدگان جهان.تو تکثیر شدی و نورت به قلب تک تک آزادیخواهان نفوذ کرد...
چه کسی تصور می‌کرد که بعد از آن شب‌های تلخ دی‌ماه که با دل شکسته رنج معترضان را بر جان خریدی رفتنت در میان هلهله‌های شادی فریب خوردگان رسانه‌های دشمن اینگونه حماسه آفرین شود؟ و هر چه می‌گذرد من غمگین‌تر می‌شوم؛ غمگین‌تر و شرمگین که تمام این سالها فرصت حضور در محضر صمیمی و مهربانت را از دست دادم.
کاش شاعر بودم و در رثای این هجر می‌سرودم. کاش نقاش بودم و در ترسیم این داغ رنگ‌ها را بر بوم نقاشی‌ام بی‌رحمانه فرود می‌آوردم‌. کاش می‌نواختم، بلکه می‌شد تمام این غم را از سرانگشتانم به تارهای ساز وارد کنم که اگر اینچنین می‌شد، نوایش ترجمان آه جگرسوزی بود که در این لحظه بر دلم سنگینی می‌کند.
آقاجان هنوز خبر پرکشیدنت بر جانم تازه بود که داغ ۱۶۸ دانش آموز و معلم مینابی امانم را برید. داغ پشت داغ و تا همین لحظه بی امان بر این جنایات علاوه می‌شود.  اما ملت غیور سرزمینم همه این داغها را به حماسه بدل کردند؛ از امدادگران جان برکف تا فرماندهان و سربازان شجاع کشورم که در این روزها، برای دفاع از خاک و ناموسشان، برای حفظ جان زنان و کودکان سرزمینشان از آسایش خود گذشتند تا کشورشان یکپارچه بماند و هیچ بیگانه‌ای جرات پاره پاره کردن پرچم سه رنگ مقدسمان را به خود ندهد... آقاجان، اما من، چه کردم؟ هیچ.من ماندم و داغی از پشیمانی ندیدنت و نداشتنت تا ابد...

مهدی جعفری جوزانی، تهیه‌کننده سینمای کودک و نوجوان : سال‌ها از استقلال، عزت و ایستادگی این سرزمین گفتی؛ از ایرانی که باید سربلند بایستد و سرنوشت خود را با اراده فرزندانش رقم بزند. اکنون که خبر رفتنت دل‌ها را سنگین کرده، آنچه بیش از هر چیز در ذهن می‌ماند، همان باور عمیقی است که به عزت این خاک داشتی.

میلاد میرزایی، بازیگر تلویزیون : ما عاشق ایران هستیم و همیشه و هر زمان نیاز باشد برای ایران خون می دهیم. برای حفظ وجب به وجب این خاک شهید داده ایم، پس الان باید هوای ایران را داشته باشیم.

سعید نجفیان، کارگردان تئاتر: شهادت هنر مردان خداست. درود برملتی که رهبرش با اقتدا بر سالار شهیدان با یزیدیان بیعت نکرد و در صحنه جهاد و سنگر مبارزه به شهادت رسید. و چه زیبا فرجامی، که جز شهادت زیبنده او نبود.

رسول نجفیان بازیگر تئاتر و تلویزیون: وحدت، تنها راه ما برای مبارزه با نقشه کثیف تجزیه ایران عزیز است.

علیرضا نجف زاده کارگردان سینما: با همه اشکهایمان به هم تکیه داده ایم. آنان که در این روزهای تلخ، شادی می‌کنند یا زخم را عمیق‌تر می‌خواهند، کاش می‌فهمیدید وطن فقط یک کلمه نیست؛ مادر است. کسی که بر داغ مادرش کف می‌زند، پیش از همه، انسانیت خودش را دفن کرده. تاریخ این سرزمین، نام‌ها را نگه می‌دارد؛ هم آن‌ها که مرهم شدند، هم آن‌ها که خنجر.ایران دوباره قد می‌کشد.چون مردمش بلدند از دل خاکستر، امید بسازند و ما، با همه اشک‌هایمان، هنوز به هم تکیه داریم.

شهرام کرمی نویسنده و کارگردان تئاتر: در زندگی خود جنگ را با چهره سخت بارها تجربه و مشاهده کرده‌ام. جنگ با کسی مهربان نیست ولی فقط دشمنان بدکیش چون «حرمله» به جان کودکان معصوم تیر رها می‌کنند. دیدن عکس‌های رنج‌آور و غرق در خون دخترکان دانش‌آموز میناب سخت‌ترین درد زندگی من است. بچه‌هایی که با شیطنت و شوق در مدرسه بودند که آتش خشم بر آن‌ها بارید. هی داخ!....
این ستاره‌های خاموش جنوب، جان‌های پاک به ناحق ریخته، فرشتگان پرپر شده، معصومیت‌های به خاک افتاده ، دختران معصوم میناب، به کدام گناه غرق خون شدند؟!... شرم بر شما که چنان داغی بر دل ما گذاشتید.باور دارم عطر کودکی گیسوان این دخترکان شهید در این سرزمین داغ‌دیده، آتش داد بر خرمن بیداد خواهد شد.

علی غفاری، کارگردان: رهبرم، با تو عهد می‌بندیم که ما برای ایران، سربداران ابدی تاریخ خواهیم ماند.

کهبد تاراج، نویسنده و بازیگر تئاتر: این جنگ و این ما. ما می‌خواستیم این چنین شود! باور کنید جنگ؛ ما را به خودمان وصل می‌کند. تنها تئاتری که شهید تحویل می‌دهد، جنگ است. زنده زنده می‌میرید.

مهران رجبی، بازیگر تلویزیون و سینما: امروز با مصیبت بزرگ و غیرقابل جبران ترور رهبر معظم انقلاب اسلامی از سوی شقی‌ترین دشمنان عالم روبه‌روییم؛ اما ایران اسلامی بارهاوبارها طی سال‌های پس از انقلاب نشان داده است که در برابر کوران مشکلات پابرجا مانده و باثبات و پایداری به مسیر خود ادامه داده است.

مهرداد ضیایی، بازیگر و کارگردان تئاتر: نشسته‌ام کُنج خلوت آپارتمان کوچکم و هر لحظه لرزه‌ای بر جان و تن، خانه و محله و شهر و استان می‌افتد. این لرزه‌ها با صدای مهیب زجه‌ای است از کشورم...وطنم‌..‌.ایرانم.... بند بند وجودم در همین شهرها، محله‌ها و خانه‌ها جاری است. ما یک ملت هستیم، هم زبان و هم وطن... و تن من فدای وطن... ایران.محمدحسین مهدویان، کارگردان سینما: حاشا که خروش ما زِ پا بنشیند، یا آتش انتقام ما بنشیند؛
ایرانِ به قله رفته را می‌بینند، وقتی که غبار فتنه‌ها بنشیند؛
از عشق وطن سینه ما آکنده است، در جنگ همیشه دشمنش بازنده است؛
هرکس که به خاک میهنم چنگ انداخت، با دست خودش گور خودش را کنده است.

خیرالله تقیانی پور، نویسنده و کارگردان تلویزیون و سینما : گرگ ها خوب بدانند در این ایل غریب گر پدر رفت تفنگ پدری هست هنوز… مردم سالیان سال با بحران‌ها،اتفاقات و حوادث این کشور را جلو بردند و حداقل از همسایه ها بدانند که ما وقتی چشم باز کرد این توپ کورکورانه جنگ هشت ساله بود.
هنوز این نسل،نسل انقلاب است چه در کف میدان که در خط مرزی چه در کنار لانچرها دشمن خوب بداند که الان دیگه ما کوتاه نمی‌آییم. درسته عزا داریم،داغ بر دل داریم اما کوتاه نمی‌آییم. 

حسین نمازی کارگردان سینما : کافیست لجبازی را لحظه‌ای کنار بگذاری تا متوجه شوی؛ هیچگاه طرف درست و غلط تا بدین حد شفاف نبوده است. یک طرف ترامپی‌ست که در همان امریکا ۳۴ بار به جرائم جنسی محکوم شده، در پرونده‌ قاچاقچی کودکان (جفری اپسین) از متهم‌های اصلی‌ست. او و همسرش حامی نتانیاهویی هستند که بخاطر نسل کشی در غزه تحت تعقیب است؛ و این سه از کسی حمایت می‌کنند که کشته‌شدگان امریکایی در خلیج فارس را «قهرمان» و کشته شدگان هجدهم و نوزدهم دی ماه را «تلفاتِ انقلاب» می‌نامد.
و این طرف ماجرا؛ مردی که قرن‌ها پس از کوروش کبیر و شاه عباس صفوی، پس از صده‌ها تحقیر، غرور خفه شده‌ یک ملت را به آنها برگرداند. نه ترسید، نه فرار کرد، نه پنهان شد. ایستاد و ایستاده جان فدای خاک میهن کرد؛ و سرانجام را به جایی رساند که قدرتمند‌ترین ارتش دنیا هر روز به کشور‌های اروپایی و عربی تشر می‌زند تا برابر ایران به یاری‌اش بشتابند.
کافیست کمی تاریخ خوانده باشی تا معنای اینها را درک کنی. کافیست کمی جئوپلوتیک بدانی تا متوجه شوی اگر این پیچ تاریخی را رد کنیم، اگر پیروز قطعیِ این نبرد باشیم، چه در‌های شگفت‌انگیزِی به روی ایران عزیزمان باز خواهد شد.

ابوالقاسم طالبی، کارگردان سینما: به یادش میدان‌ها را پرمی‌کنیم، از خیابان‌ها و کوچه‌ها می‌گذریم و ندای الله أکبر سر می‌دهیم. چند روزی است که ناباورانه سید و سالار عزیز ما پیش خداست و ما زمینیان در حسرت یک دیدار دیگرش می‌سوزیم و می‌گدازیم، چه سخت است این روز‌ها و شب‌ها؛ از یک طرف هیولا‌های جزیره اپستین و از طرف دیگر کفتار‌های خانگی زوزه‌کشان برای بلعیدن ایران که حرم است چنگ و دندان نشان می‌دهند. خیلی سخت است بدون آن محبوب دل‌ها زیستن ولی عشق به او و راهش ما را برای خفه کردن زوزه‌های این شب‌پرستانِ سیاه‌دل محکم‌تر می‌کند. اشک، امان‌مان را بریده، انگار این داغ هر لحظه تازه‌تر می‌شود و خشم مقدس از ریختن خون مبارکش ما را به مقابله با طاغوتیان فرا می‌خواند و عزم‌مان جزم‌تر می‌شود که تنها دارایی ارزشمندمان را که جان است در راه آن عشق مهذب و شجاع، آن حکیم مهربان آن دلسوزتر از پدر برای ایران و اسلام عزیز فدا کنیم.