به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، کارگردان و هنرمند پیشکسوت سینما و تلویزیون گفت: دفاع از میهن، صرفاً به معنای حضور در میدان نبرد و مقابله با دشمنان خارجی نیست، بلکه شامل وظایف و تعهدات دیگری نیز میشود. هر ایرانی با حفظ وحدت و انسجام ملی، صبر و بردباری، قانونمداری و احترام به حقوق یکدیگر، میتواند در حفظ و آبادانی میهن خود سهیم باشد.

امرالله احمدجو در گفتوگو با ایسنا درباره دفاع از میهن و وحدت و همبستگی اظهار کرد: میهن، واژهای که در قلب هر ایرانی ریشه دارد و با مفاهیمی چون عشق، فداکاری، غیرت و شجاعت عجین شده است. دفاع از این سرزمین کهن، همواره وظیفهای خطیر بر دوش مردان و زنان این مرزوبوم بوده و در طول تاریخ، رشادتها و جانفشانهای بیشماری در راه حفظ و حراست از آن رقم خورده است.
وی افزود: میهن، واژهای که در قلب هر ایرانی ریشه دارد و یادآور خاطرات، افتخارات و رشادتهای مردان و زنانی است که جان خود را در راه حفظ و آبادانی آن فدا کردهاند. از دیرباز، ایران سرزمینی بوده که مردمانی باغیرت و شجاع در آن زندگی میکردهاند و برای دفاع از خاک خود در برابر هرگونه تجاوزی، جانانه ایستادگی کردهاند.
احمدجو خاطرنشان کرد: باید به یاد داشته باشیم که دفاع از میهن، وظیفهای همگانی است. همه ما باید در قبال حفظ و آبادانی ایران احساس مسئولیت کنیم و برای سربلندی و عزت این سرزمین تلاش نماییم.

دستان شیر مردان ایرانی در پشت لانچرها را میبوسم
فرزاد حسنی، مجری و بازیگر نیز گفت: به تمامی همکاران شجاع و ارجمندم در رسانه ملی که در این زمانه غیرتخیز لحظهای در انجام وظیفه انسانی و میهنی خود کوتاهی نکردند افتخار میکنم. با قلب هزار پاره از داغ شهیدانمان در برابر عظمت سربازان ایران سر تعظیم فرود می آورم و دستان شیر مردان ایرانی در پشت لانچرها و پروازدهندگان پهپادها را میبوسم.

همچنین نرگس محمدی برای ایران نوشته است : وقتی صحبت از وطن میشود، زمان برای من میایستدنرگس محمدی بازیگر تئاتر و سینما در یادداشتی کوتاه از وطن نوشت و یادآور شد وقتی حرف از وطن میشود، زمان برایش میایستد.در یادداشت او آمده است:«لحظه سال تحویل اومدیم یک فیلم بگیریم ولی نشد، عجیب ترین سال تحویل عمرم، وقتی صحبت از وطن میشه زمان برای من میایسته ...ما وطنمون، خاک سرزمینمون رو وجب به وجب با تمام قلبمون نگه میداریم و کنار هم از این پیچ خطرناک میگذریم ...این کشور میماند؛ این را هزار بار تکرار کنایران اولین کشور جهان یک سرمایه بزرگ داره، ایران مردمش رو داره...زنده باد ایراندر راه تو، کی ارزشی دارد این جان ما؟پاینده باد خاک ایران ما»

تا آخرین قطره خون پای ایران خواهم ایستاد
علی روئینتن کارگردان سینما هم در یادداشتی با محکوم کردن تجاوز اسرائیل و آمریکا تأکید کرد: تا آخرین قطره خون با شهامت تمام پای ایران خواهم ایستاد.
روئینتن در بخشی از این یادداشت نوشته است: ایران و مردماش از هزاران سال پیش یکتا خواه بودند و از خدا کمک میخواهند. کمکتان میکنیم تا معنای حماسه را دریابید و فریادی خواهیم زد که خروشتان به تکرر ادرار بیانجامد. وقتی حمله میکنید، میزنید و میکشید و تباه میکنید، تروریست نیستید اما کسانی که دفاع میکنند تروریستاند!

بی ایران هیچم
شکیب شجره بازیگر سینما و تئاتر نیز در یادداشتی با اشاره به واژه سهحرفی «جنگ» که زندگی کودکان بسیاری را نابود کرده است، نوشت: «همه جای قلب و روحم در عذاب است؛ چون تار و پود من، هویت من، وطنم ایران است. بی ایران هیچم.»
او افزوده است : جنگ... کلمه ۳ حرفی که داستانهای هزار کلمهای و زندگیهای بیشماری را میتوان تعریف کند، نابود کند، هیچ کند، از بین ببرد و نیست کند. این ۳ حرف رقتانگیز که زندگی کودکان زیادی که با مداد رنگی زندگی آینده خود را طرح میزدند و میکشیدند را نیست کرد و به جای زندگی آن کودکان اشک و غم و اندوه را برای من به جا گذاشت ... همه جای قلب و روحم در عذاب و درد و رنج است.چرا؟ چون تار و پود من یعنی وطنم ... هویت من یعنی وطنم ... یعنی ایران ... یعنی کودکان میناب، یعنی خانههای تهران، یعنی مغازههای اصفهان، یعنی گرمی و دلنشینی و مهماننوازی جنوبیها، یعنی تمام شهرهای ایران.
ریشهی من در وطنم نهفته است. هویت من، شخصیت من در ایران و وطنم است. درد دارم از این جنگ چون تنه وطنم در غم و اندوه است و درد دارد.بی ایران، بیوطنم هیچم.
جان من(شکیب شجره) فدای ایران».
پرویز پرستویی ، بازیگر پیشکسوت هم برای چندین بار با انتشار پستی در فضای مجازی نوشت : از میان اشکها حقیقت پیداست. او با انتشار موسیقیای به زبان انگلیسی برای کودکان میناب به این فاجعه واکنش نشان داد.
بیشرف کسی است که کنار دشمن ایران قرار بگیرد
بابک خواجهپاشا، کارگردان سینما هم در تشییع پیکر زوج شهید ارومیهای گفت : شرف یعنی وطن، شرف یعنی ایران.بیشرف کسیه که در کنار دشمن ایران قرار میگیره؛ این رو به همه عزیزان میگم، و کسی که همکار من باشه یا نباشه، هر کسی باشه، ما یک اسم بیشتر نداریم، اون هم ایرانه.فردا قرار نیست بیاید بگید: «فردا من نفهمیدم، ندونستم»؛ مسیر مشخص شد، پیداست راه علی کجاست، راه حق کجاست. باید کنار حق وایسیم؛ قطعاً حق کنار پرچم ایرانه، قطعاً حق کنار ملت ایرانه.
مهران غفوریان هم در یکی از ایستگاههای آتشنشانی تهران حاضر شد و با عوامل امدادرسانی دیدار کرد.این بازیگر ضمن عرض خداقوت به آتشنشانان جنگ رمضان، با یک آتشنشان تازهداماد شوخی کرد و لحظات جالبی را رقم زد.
همچنین وحید رهبانی، بازیگر با حضور در میان هلال احمریها گفت:«ژن ایرانی در هر جایی درست عمل میکنه»

موضع من ایرانه!
هدی زین العابدین بازیگر سینما هم نوشت: چه بتازید و چه تمجید کنید،موضع من ایرانه!
این بازیگر سینما با انتشار عکسی از نقشه ایران نوشت:«تا الان و این لحظه نتونستم به اینترنت وصل بشم . در تمامی این روزها فکر کردم سکوت کنم یااز فاجعه میناب بگم.....از دلهایی که آتش گرفت.....از خانههای مسکونی و هموطنایی بگم که به هر شکل چه جانی و چه مالی قربانی این جنگ شدن...از شمال تا جنوب ایران بگم که زخمی شده...بیشک سکوت، انتخاب من نیست ، نمیخوام هر حرف و نظر من باعث بشه از نگاه شخص یا اشخاصی جور دیگری تعبیر بشه.
خودم با صدای بلند میگم قبل از اینکه بخوان به من بتازن یا تعریف و تمجیدی کنن
من یک موضع بیشتر ندارم و اون موضع (ایران) وطنم هست.»

عدهای از هنرمندان جهتشان را انتخاب کردند؛ یا با ایران یا همصدا با دشمن
حمیدرضا جعفریان مدیرعامل سازمان سینمایی سوره نیز با بیان خاطرهای از علی لاریجانی درباره سکوت عدهای از هنرمندان نوشت: در اثناء جشنواره فجر اخیر و قبل از شروع جنگ رمضان، توفیق شد و دکتر لاریجانی را از نزدیک زیارت کردم. با بزرگانی درمورد تعامل با اهالی هنر گفتگو میکردند و من تماشا میکردم. خاطرات از ایشان درمورد نگاه درست به هنرمند و حفظ سرمایه انسانی در فرهنگ بسیار گفته میشد. در جایی از صحبتها به این اشاره شد که نباید همه را با یک چوب راند و آدمها مختلفند؛ با یک دسته باید مدارا کرد، یک دسته را باید نصیحت کرد، یک دسته را باید توجیه کرد، با یک دسته باید گفتگو کرد، یک عده نیاز به همدردی دارند، یک عده قلیلی را باید برخورد کرد و قس علیهذا. یک مرتبه ایشان جملهای گفتند که در آن موقعیت خیلی عجیب به نظر آمد اما بعدها که فکر کردم دیدم چقدر حکیمانه و عمیق گفتهاند؛ گفتند البته شما خوب است دنبال جذب چهرهها و همراه کردنشان هستید ولی خیلی هم به کسی که امیدی ندارید، اصرار نکنید که خیال کنند خبری است و مثلا اگر همراه نشوند، چیزی از دست میرود.
حالا در این برهه از نبرد وجودی حق و باطل، ماجرا از این مرحله هم گذشته است. دیگر محلی برای تردید یا غباری برای گیج شدن وجود ندارد. صفبندیها عیان شده و همه آحاد جهان (از جمله هنرمندان و چهرهها) صفشان را انتخاب کردهاند؛ یا با ایران یا با دشمن ایران همصدا شدهاند.
حتما هنرمندان و اهالی فرهنگ در هر جامعهای سرمایه بزرگی هستند که باید به درستی شناخته و قدر دانسته شوند. اما اگر جامعه جهتش را برگزید و مردم به سمتی حرکت کردند، هرکس که جا ماند دیگر جا مانده است و کسی معطل او نمیماند. مثل اینکه خیلی از نخبگان سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در سالی که گذشت خودشان را با حرکت عظیم ملت ایران همسو کردند و از مردم برای شناخت مسیر درست الهام گرفتند. اما در این میان، برخی چهرههایی که همه دارایی و هویت خود را مرهون ایرانی بودن خود هستند، همچنان مردد و مذبذب ماندهاند و مسیر عافیتطلبی انتخاب کردهاند.
مدام فکر میکنم تکلیف این بندگان خدا چیست؟ اینها که چند هفته از تجاوز دشمن گذشت و از دیوار صدا در آمد ولی از اینها هیچ حرفی شنیده نشد تا اینکه یک مرتبه بعد از بیست روز یادشان آمد ایرانی هستند. چند خطی درمورد نور و انسان و التقاطی از حوادث دی ماه و اینجور چیزها سیاه کردند. اینها کدام صف را انتخاب کردهاند که اینگونه دلشان برای مردمشان نسوخته و به هیچ جای غیرتشان برنخورده؟ انگار که در وطنشان فقط یک زلزله آمده و بعد از سه هفته تازه از زیر آوار پیدا شدهاند و دارند فکر میکنند آیا دشمنی وجود دارد یا نه.
تا اینکه امروز چشمانم متبرک شد به آیه صدوچهلویکم سوره نسا؛ همان آیهای که قاعده نفی سبیل را در انتهایش بیان میکند. خیلی دقیق است. میفرماید: شما را به دقت زیر نظر دارند؛ اگر نصرتی از جانب خدا برایتان رسید، میگویند راستی ما با شما بودیم و اگر کافران را بهرهای بود، میگویند آیا ما هوادار شما نبودیم و در جنگ روانی علیه مومنان شما را کمک نمیکردیم؟

تغییر اسم خلیجفارس غیرتیتان میکند اما تهدید مرزها توجیه دارد!
احمد کیارستمی فرزند عباس کیارستمی هم با طعنه به برخی طرفداران حمله به ایران گفت که تغییر اسم خلیجفارس رگ گردنتان را بیرون میآورد اما تهدید مرزها برایتان توجیه دارد.
احمد کیارستمی درپی آسیبدیدن منزل پدریاش در حمله رژیم صهونیستی به محله چیذر تهران نوشته است:
شما انقلابیون، من را در زمره بیغیرتان بدانید. من هنوز همان آدمم که نه مرگ بر می گوید نه درود بر؛ ولی دلیلی برای نشستن کنار شما هم ندارم. من ۶ - ۷ سالم بود که به این خانه رفتیم فقط چند ماه قبل از «پیروزی انقلاب خانهای که پدرم همیشه میگفت برایش آرامترین جای دنیاست. همان اوائل، شبی مهمان داشتیم. من قرار بود طبقه بالا خواب باشم ولی صداها بلند بود و من خوابم نمیبرد. یواشکی در راهپله نشسته بودم و به حرفهای بزرگترها گوش میدادم. یکی از آنها فریاد می زد و به پدرم می گفت تو بیغیرتی چرا؟ چون برعکس همه این دوستان پدرم هیچوقت حاضر نشد در تظاهرات آن سالها شرکت کند.
مانند پدرم نه مرگ بر گفته و نه درود بر اما امروز به خودم حق میدهم دورم را خلوت کنم و تب دیدار دوستانی که روزگاری عزیز بودند ولی الآن از گرانانند را دیگر تحمل نکنم.
اگر در این مدت بههر شکلی از کلمه بچههایمان استفاده کردهاید ولی همه این سالها یکی از این بچههایتان را به مدرسه نفرستادهاید؛ اگر در این مدت با قدرت هرچه تمام گفتهاید «دوباره میسازمت ایران» ولی تابهحال زحمت مشارکت در ساخت مدرسه یا بیمارستان یا هرجای دیگری را به خودتان ندادهاید؛ اگر گفتهاید بناها در برابر جان آدمها ارزشی ندارند، ولی بعد کشتهشدن انسانهای بیگناه را با هر دلیلی توجیح کردهاید؛ اگر قاتلین مسافران هواپیما و مردم بیگناه در خیابان و دختران دبستانی برایتان فرقی دارد.
اگر فرهنگ برایتان فقط چهارشنبهسوری و چگونه نوشتن نوروز به انگلیسی است؛ اگر مشارکتتان در تغییر و بهبود اوضاع فقط از راه دور و احیاناً زیر پرچم دیگری بوده؛ اگر جنگ با ایران فقط در فیلم «۳۰۰» خونتان را به جوش میآورد؛ اگر تغییر اسم خلیجفارس رگگردنتان را بیرون میآورد ولی تهدید تغییر مرزها برایتان توجیه دارد؛ اگر قدرت فکرکردن و مسئولیت حرفهایتان را رهبر یا شاه یا هر شخص دیگری تفویض کردهاید؛ شما انقلابیون من را در زمره بیغیرتان بدانید. من هنوز همان آدمم که نه مرگ بر میگوید نه درود بر ولی دلیلی برای نشستن کنار شما هم ندارم.»

دشمنان ما آنقدر کودن هستند که نمیفهمند ما در زمانهای سخت یک پیکره واحد میشویم
همچنین شهرام گیلآبادی، نویسنده و کارگردان تئاترنوشته است :ایران در رگ و پی هر ایرانی است. ایرانیان در تاریخ نشان دادهاند که در زمانهای سخت تبدیل به یک پیکره واحد میشوند. دشمنان ما آنقدر کودن هستند که این فرمول تاریخی را نتوانستند بفهمند. اینجا ایران است و ایران با تمام دنیا متفاوت است.
وی افزوده است : ترامپ چند بار به مردمی توهین کرد که شناسنامه، تاریخ و تمدنشان با اخلاق، استقامت و پیروزی همراه است. شرافت هر ایرانی باعث شده ایران همیشه و در هر حال خط قرمز آنها باشد.این روزها شمیم رویش آینده ایران به مشام میرسد. وعده الهی پیروزی است. لحظه به لحظه ایران امروز جلوهای از هنر ناب است و فردای این جنگ حماسه است. ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود، خون دلها خوردهایم، خون دلها خوردهایم.یران نو باز هم برای جامعه انسانی و آیندگان حرفهای بسیاری دارد. باید منتظر ظهور قدرتی تازه باشیم.

مردم ایران از نسل ببر مازندران هستند
حامد شیخی، بازیگر سینما و تلویزیون هم نوشته است: تاریخ ثابت کرده که ما هیچ وقت خودمان خواهان جنگ نبودیم، اما زمانی که ما را وارد جنگ میکنند یا جنگ را به ما تحمیل میکنند، دیگر دست برنمیداریم و دست بردار هم نیستیم و این را در دوران تاریخی مختلفی دیدهایم.
وی افزوده است : هنرمندان باید رویکرد واقعی ملت ایران را درک کنند و نظر مردم اصیل و واقعی ایران را بشناسند و در کنار آنها قرار بگیرند، همانطور که مسئولین نیز باید چنین کنند و ما نیز به عنوان یک ملت، باید همدل و همراه باشیم، نباید از برخی افراد یا رسانهها هراسید و سکوت کرد، یا سخنانی نادرست بر زبان آورد.
شیخی نوشته است : ببر مازندران نماد شجاعت تلقی میشود و نسل آن ببر در حال انقراض نیست؛ بلکه ما، مردم ایران، همان نسل هستیم؛ مردمی که هرگز نمیترسند و در دلاوری کم نظیرند.