دلنوشته هنرمندان برای حال و هوای این روزهای وطن ..

دلنوشته هنرمندان برای حال و هوای این روزهای وطن ..

واکنش هنرمندان و جامعه فرهنگی کشور به جنایات آمریکا و رژیم ملعون صهیونیستی در بمباران و حملات وحشیانه به منازل مسکونی همچنان ادامه دارد.

به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، علیرضا قربانی خواننده و هنرمند ایرانی در یادداشتی به حال و هوای این روزهای وطن و کشته‌شدن کودکان ایران و به ویژه دانش‌آموزان میناب در جنگ اخیر واکنش نشان داد.

متن یادداشت او بدین شرح است:
«پدر باشی و هر نَفَس نگران فرزندانت نباشی؟ حاشا!
و حالا که جنگ آمده و در خانه‌مان را زده است، هربار که نگاهم به دو کودکم می‌افتد که نه کاملا از ماهیت جنگ آگاهند و نه آنقدر دور از سیاهی آن که بتوانند به دنیای کودکانه‌شان بازگردند، قلبم مچاله می‌شود از فقدان آن کودکان پرپرشده میناب و همه کودکان این خاک که چه زود و نابهنگام ما را تنها گذاشتند.
چه بگویم از میناب و غم بی‌منتهای دانش‌آموزان پرپر شده‌اش که بی‌گناه و معصومانه رخت بربستند و خون پاک‌شان درخت تنومندِ آزادی ایران یکپارچه را تا ابد آبیاری خواهد کرد.

ما با خامنه ای جوان شده برهمان عهدیم
سیدمهدی جوادی تهیه‌کننده و مدیر اسبق بنیاد سینمایی فارابی نیز در یادداشتی به حال و روز وطن و انتخاب سومین رهبر انقلاب پرداخته و نوشته است :
الحَمدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهٰذا وَما کُنّا لِنَهتَدِیَ لَولا أَن هَدانَا اللَّهُ
مقتدای ما، آقای ما، نور چشم ما، نائب امام زمان ما بر راه اجدادش به آرزوی دیرینه‌اش شهادت رسید، آری رهرو مکتب حسین (ع) را جز این سرنوشتی نیست.
این مکتب از امام اولش علی (ع) تا نائب امام زمانش با خون پیشوایان خود استوار مانده است و خواهد ماند.
این علم «صالح بعد صالح» برافراشته در اهتزاز است، از خون مطهر او هزاران حسینی بر خواهد خواست و این مسیر با خلف صالح او ادامه خواهد داشت، ما با خامنه‌ای جوان شده بر همان عهدیم، «سیدمجتبی خامنه‌ای» همان «سیدعلی خامنه‌ای» است همان مقتدا و مولای حکیم ِ شجاعِ مدبر، همان پدر مهربان ایران و همان ولی امر مسلمان جهان، با عزم راسخ‌تر، با دلی قرص‌تر و توانی بیشتر گوش به امر رهبر عزیزمانیم تا حکم هر آنچه او فرماید.

فصل جدیدی از  مسئولیت هنرمندان در مقطع حساس کنونی آغاز شده است
همچنین مهدی مددکار تهیه‌کننده سینما در واکنش به جنگ رمضان درباره فصل جدید مسئولیت هنرمندان نوشت:
شریف مردم کهن وطنم ایران، برگ های زرینی از فصل جدید تاریخ را به زیبایی مزین کردند، که دوست و دشمن در جهان، انگشت به دهان، حیرت زده اند و به راستی ایرانیان وطن پرست، مثال‌زدنی شدند.
و چقدر این کادر و قاب که مملو از انبوه اشک‌ها و لبخندهاست، به زیبایی تصویر شد و ماندگاری پیدا کرد.
جهان دید، رفیق مردمی که خود آموزگار آزمون سخت ایستادگی شدند، برای ماندگاری باور وطن در مقابل بدنامان کودک‌کش و کودک‌خوار، با قدم یا قلمی، مشق عشق کردند.
سخت است باور پر کشیدن و شهادت رهبری اهل قلم، دل و صفای باطن که در زیست عاشقانه اش بی ادعا یاور فرهنگ و هنر و اهالی تلاشگرش بود.
در این روزهای پر غم و غبار به واسطه آسمانی شدن رهبری که جان برای وطن و مردم داد تا خاک ندهد نوری به دل های عاشق روشنایی دگر داد و فرزند خلف، رهبر عاشقان و معشوقان پدر شد ...
و اما، چقدر خرسند و دلگرمیم، از انتخاب خامنه‌ای دیگر، که خود به دانش، منش، بینش و ارزش همواره زبانزد اهل علم و حلم بود و باید گفت: مبارکمان باد ...
نیک به یاد داریم، رهبر شهید که جان همه ایران بود، در خرداد ۱۳۸۵ و دیدار گروهی از کارگردانان به درستی فرمودند: «اهمیت هنر ما، در این مقطع حساس بر مسئولیت ما می افزاید.»
آری، ما همکاران، هم‌قطاران، همیاران و همراهان در این برهه از تاریخ در ادامه ماموریت و رسالت خود، فصل جدیدی از مسئولیت را به دوش داریم.
ما اهالی فرهنگ و هنر، به‌ویژه سینما، باز هم مسلح می شویم به اعتقاد و ارزش ها، و بیش از پیش، قدم و قلم را در مسیر اتحاد، آبادانی و توسعه ایران سرافراز، به حرکت در می آوریم.
از مردم هستیم، کنار مردم می مانیم و برای مثال‌زدنی ترین مردم جهان، با تمام وجود گام برداشته، ضمن بیعت با رهبر جدید انقلاب اسلامی، ایرانی با شکوه تر از همیشه، رقم خواهیم زد.
همان‌طور که در فیلم «شمال از جنوب غربی» کوشش شد که بخشی از مقابله با جریان ضد مردمی منافقین و بدخواهان ایران عزیز اسلامی به تصویر کشیده شود، در تداوم این رسالت تا پیروزی همیشگی جبهه مقاومت، جان فشانی می کنیم.

ققنوس دوباره برانگیخته شد
محمدرضا ورزی کارگردان تلویزیون برای انتخاب سومین رهبر انقلاب دلنوشته ای منتشر کرد.متن این دلنوشته بدین شرح است:
«به اسم خدایی که پیروزی حق را برباطل به مؤمنان بشارت داد و البته وعده خدا هرگز خُلف نمی‌شود.
و دراین میان، ققنوس دوباره برانگیخته شد.
چه باشکوه … چه باصلابت …
و داستان از این قرار بود … در میان غباری نامیمون، سرزمین سیمرغ سوگوار مرشد و مولای خویش بود، که هوایی تازه در خاوران وزیدن گرفت.
یابن صالح، خیرمقدم
ای اهل ایمان برشما مبارک‌باد این انتخاب
لبیک یابن الرسول.»

گشودن جبهه جدید در جنگ روایت‌ها
سعید رجبی فروتن از مدیران فرهنگی نیز در یادداشتی تاکید کرده است: در دو هفته‌ای که از جنگ می‌گذرد، دشمن آتش‌افروز با چالش‌های زیادی در مسیر تحقق اهدافش روبرو شده است.خیابان‌ها در سراسر کشور شاهد تجمعات مردمی در حمایت از مدافعان میهن است. نیازهای اساسی مردم بدون درنگ در چرخه توزیع قرار می‌گیرد. دیپلمات‌های ایران در سراسر جهان با رهبر جدید پیمان بسته و نیروهای مسلح در تمام سطوح با انگیزه مضاعف مواضع دشمن را در منطقه زیر آتش گرفته‌اند. در عرصه فرهنگ و هنر موجی از حمایت‌ها قابل مشاهده است. فصل مشترک در همه دل نوشته‌ها و بیانیه‌های گروهی، ایستادگی تمام‌قد در دفاع از تمامیت سرزمینی است. معترضان و منتقدان امیدوار هستند، نظام حکمرانی از فرصت پیش آمده برای انسجام ملی سود ببرد و جمهوریت باز هم در اکثریت مردم معنا شود.

علیرضا حسینی دبیر هیات رئیسه خانه سینما هم گفت: رفتار انسانی و اخلاق حرفه‌ای کادرهای درمانی قابل ستایش است. وی افزود:  هنرمندان ایران در تلاش‌اند تا رشادت‌ها وحماسه‌های ملی را در تاریخ جاودانه کنند.

وطن عین مادر است؛ آدمِ بی‌وطن، بی‌ریشه در هوا معلق است
همچنین مینوخانی، مدرس دانشگاه و منتقد سینما، در واکنش به حملات اخیر امریکایی-صهیونیستی نوشت: وطن و وطن‌دوستی یکی از عالی‌ترین مفاهیم و از بزرگترین عشق‌هایی است که باید در وجود هر کسی باشد. وطن عین مادر است؛ آدمِ بی‌وطن، بی‌ریشه در هوا معلق است.هنر، خصوصاً سینما، همیشه توانسته مفاهیم مهم را برای مخاطب قابل‌درک‌تر کند. ما سینماگران می‌توانیم با روایت‌های واقعی از افراد در هر شغل و نقشی، مفهوم وطن‌پرستی را در قاب سینما منعکس کنیم و برای ثبت این لحظه‌های ماندگار دست به کار شویم.

 نفت ایران را می‌خواهی؟ چاه‌های فاضلاب برای خوردن باز است، بفرما️
سعید سهیلی کارگردان در واکنش به حمله رژیم صهیونیستی و آمریکا، به خاک ایران نوشت: «ترامپ بعد از ونزوئلا در پی بلعیدن چاه های نفت ایران است، ما به او می گوییم درب چاه های نفت ایران به روی تو و هر بیگانه‌ای بسته اما درب چاه‌های فاضلاب ما به رویت باز است، آن هم نه برای بردن ... فقط برای خوردن، نوش جان و گوارای وجودت...»