یادْ نِگار

یادْ نِگار

امروز، دهم مهرماه، سالروز تولد «حمید جبلی »، فیلمنامه‌نویس، کارگردان، صداپیشه، عروسک‌گردان و استاد دانشگاه، زادروز «علی‌اکبر ثقفی» کارگردان و تهیه‌کننده و « امیرحسین فتحی»، بازیگر سینماست. همچنین در چنین روزی، «رضا خندان»، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون درگذشت.

به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، حمید جبلّی (زادهٔ ۱۰ مهر ۱۳۳۷ در تهران)  فعالیت خود را از سال ۱۳۵۱ در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد و در سال ۱۳۵۷ نیز در تئاتر مشغول به فعالیت شد.
اولین تئاتری که بازی کرد «دایره گچی قفقازی» بود. همچنین اولین حضورش در تلویزیون در سال ۱۳۵۹ با تله‌تئاتر انقلابی «آدینه» بود.
 اما فعالیتش در تلویزیون در همان اوایل دهه شصت با بازی در مجموعه تلویزیونی محله بر و بیا به شهرت گره می‌خورد. در ادامه یکی از دلایل شهرت او خلق شخصیت کلاه قرمزی به همراه ایرج طهماسب و صحبت به‌جای شخصیت‌های عروسکی کلاه‌قرمزی و پسرخاله بوده است.
اوهنرمندی است  که نیاز به معرفی ندارد؛ کسی که در آثار متفاوتی هنرنمایی کرده، از خلق شخصیت‌هایی چون کلاه قرمزی تا بازی در ده‌ها فیلم و مجموعه به‌یاد‌ماندنی. او در سال‌های اخیر خاطرات خود را در قالب کتابی با عنوان «پسربچه شصت‌ساله» منتشر کرد که داستان «اسم‌نویسی» او بی‌ارتباط با سالروز تولدش نیست. 

جبلی نوشته است:

«.... بالای در مدرسه تابلوی سیاهی بود از یک مجمعه هم بزرگ‌تر با نقش شیر و خورشید که روی آن نوشته بود: توانا بود هر که دانا بود. باپدرم وارد حیاطی شدیم که دور تا دورش کلاس بود. سکوت. حتی یک بچه هم در حیاط نبود. فراش جلوی درآمد؛ ترکه خیس آلبالو را در دستش تکان می‌داد. پرسید: «چه کار دارید؟» پدرم مهربانانه گفت: «ما فامیل آقای کاویانی هستیم.»  با همان ترکه ما را به بالای پله‌ها راهنمایی کرد. پدرم گفت: «اینجا شاه‌نشین دوره قاجار بوده و الان دفتر است.» از پله‌ها بالا رفتیم. فراش همچنان مثل سامورایی‌ها چوبش را در هوا تکان می‌داد تا صدا دربیاورد. از دو ردیف پله که به یک ایوان خیلی کوچک می‌رسید، بالا رفتیم. وارد سالنی شدیم که بوی نا می‌داد و یک میز پینگ‌پونگ وسط آن بود. درها همه قهوه‌ای بودند و بسیار بلند. پدرم به من گفت: «خوش به حالت. این آقای کاویانی که الان مدیر مدرسه است، فامیل خودمان است. ولی وقتی من دانش‌آموز بودم، کسی هوای مرا نداشت. فقط ترکه بود و فلک.» درِ قهوه‌ای بزرگ را زد و یک نفر گفت: «بفرمایید.»  وارد شدیم. آقای مدیر با پدرم به مهربانی رفتار کرد و اصلا به فکر فلک کردن او نبود. وقتی حال عزیز و آقا بزرگ را پرسید، من خیلی خیالم راحت شد. شناسنامه مرا از پدرم گرفت و کلی نگاه کرد. بعد گفت: «این بچه ده روز کم دارد.» و به من گفت: عمو جان بایست. من خبردار ایستادم. حتی قدم را هم بالا کشیدم. پدر به من و آقای مدیر نگاه کرد. سرش را تکان داد. گفتم: «از زیبا الف و ب و بابا آب داد را یاد گرفته‌ام.» هر دو با هم خندیدند و منِ بدبخت را دوباره به خانه فرستادند. کت و شلوار، کراوات، بلد بودنِ بابا آب داد، موهای آب‌و‌شانه کرده، حتی کیف هم که داشتم، مداد رنگی ولی باز هم نشد که نشد. چرا هیچ‌کس نمی‌خواهد من درس بخوانم؟ مدیر گفت: «سال دیگر تو اولین دانش‌آموز مدرسه اقدسیه هستی.»  فقط به خاطر ده روز کمتر! با گریه به خانه برگشتم. متولد ده مهر بودن، جرمم بود و اصلا نمی‌دانستم چرا. باید یک سال دیگر حسرت می‌خوردم.»

جبلی از سال ۱۳۹۵ به سمت استادی با تدریس در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران در رشته نمایش عروسکی شروع به فعالیت کرده است. او درسال ۱۳۹۶ یک نمایشگاه نقاشی با عنوان «کابوس‌های شیرین» و در سال ۹۷ نمایشگاه عکس «ماسوله ۶۷» را در گالری آتبین برپا کرد و نمایشگاه‌های عکسی هم در کانادا و انگلستان داشته است.

علی اکبر ثقفی کارگردان ، تهیه‌کننده و طراح صحنه نیز متولّدِ ۱۰ مهر ماه ۱۳۳۵، در تهران و فارغ‌التّحصیلِ ادبیات است. وی فعالیت سینمایی خود را سالِ ۱۳۵۹ با کارگردانی فیلم‌های مستند جنگی تلویزیونی آغاز کرد.
او سالِ ۱۳۶۷ دفتر سینمایی «سبحان فیلم» و سال ۱۳۷۰ دفتر سینمایی و فرهنگی «آبگون» (دفتر تولید و پخش فیلم) را تأسیس کرد. وی فعالیت فیلمسازی را از سال ۱۳۷۰ با کارگردانی فیلم داستانی «کیف» آغاز کرد.

از دیگر فعالیت‌های ثقفی می‌توان در سال‌های ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۸ به عضویت در شورای مرکزی اتحادیه تهیه کنندگان و توزیع فیلم ایران و سال ۱۳۸۲ بازرس اول کانون در شورای مرکزی کانون فیلمنامه نویسان اشاره کرد.

امیرحسین فتحی ، فرزند دوم حسن فتحی کارگردان سینما ، نیز زاده ی ١٠ مهر ١٣٧٢ است. دانشجوی ادبیات انگلیسی و سینما و فارغ التحصیل ممتاز بازیگری از موسسه ی سینمایی کارنامه.
وی که پس از سینمایی پریناز(١٣٨٩) به کارگردانی بهرام بهرامیان برای گذراندن دوره های بازیگری و تحصیلات به خارج از کشور رفت، پس از بازگشت در کارهای کارگردانانی چون داوود میرباقری، بهروز شعیبی، حسن برزیده و  فرزاد موتمن بازی کرد .
 اصالت پدر امیرحسین فتحی به شهر خوانسار اصفهان برمی‌گردد و به نحوی می‌توان او را یکی از بازیگران اصفهانی سینما و تلویزیون دانست. مادر امیرحسین فتحی نیز اعظم بروجردی است؛ نویسنده و کارگردان تئاتر که در حوزه هنرهای نمایشی فعالیت دارد. خانم بروجردی در یکی از گفت‌وگوهایش تأکید کرده که امیرحسین در بسیاری از مواقع درباره نقش‌ها و انتخاب‌های بازیگری با او مشورت می‌کند. او همچنین گفته است که نگاهش به فرزندش کاملاً حرفه‌ای و بدون تعارف است و در بیان نظرها، صرفاً موفقیت و آینده او را در نظر می‌گیرد.  به گفته او، معروف شدن و سلبریتی بودن را نباید هدف اصلی دانست، بلکه این‌ها فقط بخشی از مسیر زندگی هنری هستند و آنچه اهمیت دارد، «عاقبت‌به‌خیری و مسیر درست در زندگی» است.
و امروز دهم مهرماه سالروز آسمانی شدن رضا خندان، بازیگر سینما و تلویزیون ایرانی بود.

خندان (زاده ۱۳۳۲ شوشتر – درگذشته ۱۰ مهر ۱۳۸۹ تهران)  فارغ‌التحصیل هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای دراماتیک بود و فعالیت هنری را از سال ۱۳۴۸ در تئاتر فرهنگ و هنر اهواز آغاز کرد و سال ۱۳۶۶ به‌عنوان نخستین تجربه سینمایی‌اش در فیلم گمشدگان به کارگردانی محمدعلی سجادی به ایفای نقش پرداخت.
این بازیگر در فیلم‌های دندان مار، رأی باز، رؤیای جوانی، شور عشق و دو زن ایفای نقش کرده‌ است.
 آخرین حضور رضا خندان در تلویزیون در مجموعهٔ تلویزیونی مختارنامه و در نقش سنان بن انس بود.
 وی شامگاه ۱۰ مهرماه ۱۳۸۹ بر اثر بیماری کلیوی در سن ۵۷ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت‌آباد اهواز به خاک سپرده شد. روحش شاد


یادْ نِگار
یادْ نِگار
یادْ نِگار
یادْ نِگار
یادْ نِگار