به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، سرمایهداران اصفهانی با الگوبرداری از سینماهای لالهزار دست به ساخت چند سالن نمایش و تئاتر در شهر زدند. سالنهایی که تبدیل به مکانهایی شد که خاطرات نوجوانی و جوانی بسیاری از متولدین دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ را شکل داد.
مایاک، اولین سینمای اصفهان
برخی از پژوهشگران از جمله زاون قوکاسیان اولین محل و پاتوق پخش فیلم در اصفهان را قهوهخانهای بر روی بام یکی از ساختمانهای خیابان فتحیه (خیابان منتهی به چهارباغ که امروزه ضمیمه پارک هشت بهشت شده است) دانستهاند. حتی رضا ارحام صدر نیز در یکی از مصاحبههای خود به این محل اشاراتی داشته است.
اما اولین سینمای اصفهان مایاک بود که در سال ۱۳۰۸ در دروازه دولت و توسط محمدجعفر مغزی ساخته شد. موقعیت دقیق این سینما در ضلع جنوبی ساختمان فعلی شهرداری اصفهان میشود. مغزی بعدها دو سالن دیگر به نامهای «سپه» و «ایران» ساخت که موقعیت دقیق آنها مشخص نیست، اما بر اساس اسناد به دست آمده در محدوده دروازه دولت بودند.
سینما مایاک به همراه سینما ایران و حافظ (فلسطین امروزی) بعدها متعلق به خانواده مثقالی و میزانی شد و یکی از مهمترین سینماهای اصفهان به شمار میرفت. سالن تابستانی سینما مایاک در دهه ۲۰ و سالن زمستانی آن حوالی سال ۱۳۲۳ در چهارباغ افتتاح شد و در طول فعالیت خود میزبان اکران فیلمهایی، چون «کازابلانکا»، «اسپارتاکوس»، «سامسون و دلیله»، و ... بود.

سالن تابستانه سینما مایاک پیش از انقلاب خراب شد و سالن زمستانه آن بعد از انقلاب با نام پولیساریو فعالیت میکرد، اما ۱۶ دیماه سال ۱۳۶۴ تخریب و به پارک تبدیل شد. سینما مایاک هم یک سینمای ۸۱ ساله است که با اجرای طرح ایجاد پارک از بین رفته و فقط دو دیوار آن در ورودی ضلع غربی چهارباغ باقیمانده است.

در سال ۱۳۰۹ یک سالن دیگر به نام «شاهپور» نیز ساخته میشود و اصفهان در دهه اول قرن گذشته دارای چهار سالن سینما بوده است. اما این روند ساخت و ساز سالنهای نمایش در دهههای بعدی دچار رکود میشود، بین سالهای ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ سالن شاهپور تعطیل میشود و در این فاصله تنها دو سالن «هما» در چهارباغ و «میهن» در خیابان حافظ ساخته میشوند؛ که البته هما عمر چندان دور و درازی ندارد.
سینما، مهمترین تفریح ایرانیها
در آن سالها که اصفهان با کارخانههای نساجیاش شناخته و با منچستر در انگلستان مقایسه میشد، طبقه بزرگی از قشر کارگر در شهر شکل گرفته بود. طبقهای با عقاید سیاسی، مذهبی و ایدئولوژیکی متفاوت که هرازچندگاهی به صورت صنفی یکپارچه و گاهی به صورت چند گروه روبهروی یک دیگر قرار میگرفتند. هر کدام از این گروههای کارگری و طبقه متوسط برای خود در چهارباغ پاتوقی داشتند.
پاتوقهایی که معمولاً به «سینما مایاک» ختم میشد، مایاکی که بزرگترین و مهمترین سالن نمایش در اصفهان در سال ۱۳۲۰ بود. البته در آن سال به جز مایاک تنها دو سالن «هما» و «ایران» در شهر فعالیت داشتند. با این حال با پایان جنگ جهانی دوم و رختن بستن سایه شوم قحطی، جنگ، انگلیس و بلشویکهای روس از ایران، بار دیگر شهرها روند توسعه خود را ادامه دادند.
در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم، دو سالن مهم «تاج» در محل کنونی پاساژ کازرونی و «سینمای ملی جلفا» در محله جلفا ساخته شدند. در این سالها روند ساخت و ساز سینما افزایش یافت و سالنهای دیگری در چهارباغ، حکیم نظامی، نظر و دیگر نقاط شمالی شهر شکل گرفتند. اصفهان در آن سالها به یکی از مهمترین مراکز سینمایی و تئاتری ایران تبدیل شده بود و حتی مکاتب نمایشی خود را نیز دارا بود ضمن اینکه مردم شهر هم از این آثار حمایت و استقبال فراوانی داشتند.
همه راهها به چهارباغ ختم میشود
چهارباغ، پدیدهای عجیب در اصفهان است، میتوان گفت تمام نسلهای اصفهانی با این گذر خاطره دارند، حتی داستان سینماهای اصفهان به چهارباغ ختم میشود. تا پایان دهه ۱۳۳۰ چهارباغ به عنوان مرکز تفریحی و مقری برای سینما دوستان شهر شناخته میشد. این روند در دهه ۱۳۴۰ نیز به قوت ادامه پیدا کرد و در آن سالها سینماهای «آسیا»، «مولنروژ»، «حافظ»، «همایون» و بسیاری دیگر از سالنهای نمایش در این گذر افتتاح شد.
بدین ترتیب چهارباغ عباسی، میزبان مهمترین سینماهای شهر بود، مسئولیتی که هنوز بار آن را بر دوش میکشد. محلی که روزگاری باغهای صفوی بود، تبدیل شد به مرکز مهم اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهر و سینما نیز در قالب جدید نقش اصلی را ایفا کرد. نقشی که هنوز ردپای آن در سینما سپاهان، چهارباغ و سینمای نصف جان ایران دیده میشود.

هر یک از این ساختمانها و سردرها که بعضی از آنها باقی ماندهاند، از قدمهای هزاران اصفهانی میزبانی کردند، شاهد خاطرات دوستانه و عاشقانه بسیاری بودند و برای نسل پیش از انقلاب اصفهان سرشار از خاطرات و نوستالژی هستند. سینماهایی که با ارحام صدر خندیدند و با کیمیایی گریستند، سینماهای که «قیصر» و «گاو» را پخش کردند و زمینهساز موج نو شدند و در نهایت انقلاب اسلامی شدند؛ بیراه نیست که سینما با تاریخ گره خورده است.
این چند سالن نیمه جان باقی مانده از دهه گذشته نظیر تالار اندیشه که این روزها خاک میخورند و چه بسا تخریب هم شوند، مکان خاطرههای چند نسل از شهروندان این شهر هستند. جایی که این نسلها جوانی بخشی از جوانی خود را در آن گذراندند و به آن «مکان خاطره» گفته میشود، روز ملی سینما بهانه خوبی برای بازخوانی این خاطرات است، خاطراتی که هرکدام درس در پس خود دارند.