به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، ساموئل خاچیکیان، مردی که لقب «هیچکاک ایران» را به دوش میکشید و ۱۵ سال پیش از موج نو، مفهوم واقعی صندلی کارگردانی را معنا بخشیده بود، ۱۰۳ سال پیش در چنین روزهایی به دنیا آمد. خاچیکیان 29 مهرماه سال ۱۳۰۲ در تبریز متولد شد و 30 مهر۱۳۸۰ از دنیا رفت.

پدرش از بازماندگان نسلکشی ارمنیان در تبریز به تجارت قالی مشغول بود اما دستی هم بر آتش فرهنگ و هنر داشت؛ به نحوی که ساموئل از کودکی به لطف کتابخانه بزرگ پدر و علاقه خانوادگی به هنر، با شعر، تئاتر و موسیقی آشنا شد. او در سنین نوجوانی در تبریز روی صحنه تئاتر رفت و پس از رخدادهای دهه بیست و مهاجرت خانواده به تهران، فعالیتهای هنریاش را پی گرفت و به یکی از پیشگامان نامآور سینمای ایران تبدیل شد. خاچیکیان در طول نزدیک به پنج دهه فعالیت پرکار، ۴۶ فیلم بلند سینمایی ساخت و سهم بزرگی در معرفی چهرههای سرشناس به سینمای ایران داشت.
او با ساخت فیلمهایی چون «چهارراه حوادث»، «فریاد نیمهشب» و «یک قدم تا مرگ»، شیوهای تازه در سینمای ایران پدید آورد و نام او همچنان با دلهره، تعلیق و تحول در سینمای ایران گره خورده است.
از برجستهترین آثار او، فیلم جنگی «عقابها» است؛ اثری که با بیش از ۱۰ میلیون تماشاگر، به یکی از پرفروشترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران تبدیل شد. یادش جاودان

امروزهمچنین سالروز درگذشت زنده یاد واختانگ نرسی کُرکیا معروف به نرسی گرگیا (زاده ۲۷ خرداد ۱۳۱۷ تهران – درگذشته ۳۰ مهر ۱۳۸۵ تهران) یکی دیگر از هنرمندان ارمنی سینمای کشورمان است.
او سال ۱۳۱۷ در خانوادهای با ریشههای گرجی و ارمنی، در تهران به دنیا آمد و وقتی جوان بود به انگلیس رفت و در آنجا دوره بدلکاری دید. او از ۱۳۳۸ وارد سینما شد و در کنار ستارگانی چون فردین و بیک ایمانوردی به فعالیت پرداخت.
دهه ۵۰ دوران طلایی او بود با نقشهایی که در مرز خیر و شر حرکت میکردند. او هیچوقت نقش منفی را «بد» نمیدید؛ میگفت: «آدم بدی وجود ندارد، فقط آدمی هست که راهش را اشتباه رفته.»
پس از انقلاب، نرسی مدتی از پرده نقرهای دور شد اما در سال ۱۳۶۴ با «تیغ و ابریشم» بازگشت.، با مسعود کیمیایی. تو گویی همان نگاه، همان صلابت، دوباره روی پردهها زنده شد.
تهمینه میلانی بعدها گفت «حتی حضور چند دقیقهای او در فیلم آتشبس، برایم ارزشمند بود؛ نرسی گرگیا از آن نسلهایی بود که فقط با ایستادن، احترام میآوردند.»
نرسی گرگیا را باید یکی از معماران نقشهای منفی در سینمای ایران دانست. بازیگری که هرگز فریاد نزد اما صدایش در هیاهوی سینما باقی ماند. او خشونت را با نجابت بازی میکرد و تماشاگر را از ترس به احترام میرساند.
او سرانجام ۳۰ مهر ۱۳۸۵ حوالی پنج صبح به علت عارضه قلبی درگذشت. روحش شاد

و فریدون گُله از سینماگران مطرح دههٔ ۱۳۴۰ و اوایل دههٔ ۱۳۵۰ هم در30 مهرماه درگذشته است.
زنده یاد فریدون گله (۱۶ شهریور ۱۳۱۹ – ۳۰ مهر ۱۳۸۴) از همان کودکی به مطالعه علاقه داشت و در سنین نوجوانی نوشتن رمان را آغاز کرد و به «الکساندر دوما» علاقهمند شد. خود گله بعدها در مصاحبههایش گفت که نویسندهای که او را به شدت تحت تأثیر قرار داده لئون تولستوی است.
او در دانشگاه مشهد ادبیات خواند و بعد برای تحصیل در رشته سینما به نیویورک آمریکا رفت. در مدرسهای که او تحصیل میکرد چهرههای مشهوری مانند مارتین اسکورسیزی، آن بانکرافت، جین هکمن و فی داناوی هم به تحصیل مشغول بودند. فریدون گله پنج سال در رشته سینما تحصیل کرد و در سال ۱۳۴۵ به ایران بازگشت. زمان بازگشت او به ایران مصادف با تغییر و تحولات در سینمای ایران بود. تغییر و تحولاتی که فریدون گله هم بخشی از آن بود.
زندهیاد گُله از فیلمسازان جریانساز سینمای قبل از انقلاب بود و هنوز بسیاری فیلم «کندو» ساخته او را معترضترین اثر اجتماعی تاریخ سینمای ایران میدانند.
شب فرشتگان، کافر، دشنه، زیرپوست شب ، مهرگیاه، کندو، ماه عسل، فیلمهای مرحوم گُله در مقام کارگردان است.
فریدون گُله همچنین فیلمنامه بیست و شش فیلم سینمای قبل از انقلاب را نوشت، فیلمهایی چون؛ کوچه مردها، دیوار شیشهای، درختها ایستاده میمیرند، دزد سوم.
سال ۱۳۵۷ گُله در آمریکا بود اما سال ۱۳۶۱بهعلت بیماری پدرش به ایران بازگشت. در همین سالها، مسئولان امور سینمایی از او خواستند که فعالیتهای سینماییاش را پی بگیرد که او هم شرایط خودش را اعلام کرد و به نتیجهٔ مشخصی نرسید.
گله سرانجام صبح شنبه ۳۰ مهرماه ۱۳۸۴ در ۶۴ سالگی بر اثر سکتهٔ قلبی در محل زندگیاش واقع در سلمانشهر (متل قو)، مازندران درگذشت. یادش گرامی
یادْ نِگار
یادْ نِگار
یادْ نِگار
یادْ نِگار
یادْ نِگار