به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، استاد خاچیکیان در روز دوشنبه ۲۹ مهر ۱۳۰۲ برابر با ۲۲ اکتبر ۱۹۲۳ میلادی در شهر تبریز از پدر و مادری مهاجر ارمنی به دنیا آمد. پدرش آرسن، دانشآموخته زبان و ادبیات از دانشگاه خاربرت (ترکیه) بود و در نخستین جمهوری ارمنستان به نمایندگی مجلس رسید ولی با آغاز انقلاب اکتبر روسیه به ایران مهاجرت کرد و از سیاست کناره گرفت و در تبریز به خرید و فروش قالی روی آورد.
ساموئل سوّمین فرزندِ خانواده بود و به انگیزه یک کتابخانه بزرگ در خانه پدری و دلبستگی به موسیقی در خانواده، به این زمینهها گرایش پیدا کرد اما خدادهای ایران در دههٔ بیست خورشیدی – همانند حضور متفقین، به قدرت رسیدن فرقه دمکرات در تبریز و غائلهٔ پیشهوری – یک بار دیگر خانواده خاچیکیان را وادار به کوچ کرد و ساموئل در بیست سالگی به تهران آمد.

در سال ۱۳۳۶، پس از آمدن خانوادهاش به تهران، همراه با گروهی از دست اندر کاران تئاتر همچون آرامائیس آقامالیان، آرمان هوسپیان، مادام یلنا و ژوزف واعظیان، «گروه تئاتری جوانان ارامنه» را در تهران پایهریزی کرد. این گروه، سالنی در محوطهٔ کلیسای مریم مقدس در «خیابان قوامالسلطنه شمالی» (میرزا کوچک خان فعلی) دایر کرد که با نمایشی از ساموئل با عنوان «سارا» افتتاح شد.
خاچیکیان دارای کارشناسی علوم اجتماعی، تاریخ و باستانشناسی بوده و مدت هشت ماه نیز به وسیله نامه با یکی از مدرسههای سینمایی در پاسادنا در ایالات متحده آمریکا تماس داشت. همسر او، رُزالین نام داشت و تنها پسرشان، ادوین خاچیکیان، بعدها دستیار تدوینگر شد. او دو برادر با نامهای سیراک خاچیکیان (نوازنده برجسته ویولن) و سوریک (سورن) خاچیکیان (صداگذار سینما) (۱۳۷۴–۱۳۰۵) و یک خواهر داشت.
نخستین فیلم خاچیکیان با نام بازگشت در سال ۱۳۳۱ ساخته شد و در ۹ آبان ۱۳۳۲ به نمایش همگانی درآمد. دومین فیلم خاچیکیان نیز (محصول «دیانا فیلم») با نام دختری از شیراز در ۱۲ اردیبهشت ۱۳۳۳ به نمایش درآمد. این فیلم اقتباسی بود از نمایشنامه «عایشه»، که پیشتر خاچیکیان بر صحنه برده بود. خاچیکیان سوّمین فیلم خود را نیز در استودیو دیانا را در سال ۱۳۳۳ جلو دوربین برد.
او فیلم چهارراه حوادث را بر اساس نمایشنامه سارا که خود نوشته بود، کارگردانی کرد. نمایش سارا پیشتر در سال ۱۳۲۹ در «تئاتر فردوسی» به نمایش درآمده بود. این فیلم از ۲۹ اسفند ۱۳۳۳ به مدت ۶۶ شب در پنج سینمای هما، دیانا رویال، ونوس و مایاک نمایش داده شد.
خاچیکیان در طول دوران فعالیت سینماییاش چهرههای بسیاری را به سینمای ایران شناساند که بعدها هر یک، هنرمندان برجستهای در این زمینه شدند؛ از بازیگرانی همچون آرمان هوسپیان، عبدالله بوتیمار، ویدا قهرمانی، فرانک میرقهاری، ویگن، رضا بیک ایمانوردی تا بهروز وثوقی، پوری بنایی، ناصر ملکمطیعی و محمدعلی فردین و نیز بازیگرانی چون جلال پیشوائیان، جمشید هاشمپور و رضا رویگری که در سینمای خاچیکیان به عنوان هنرپیشه مطرح شدند.
در بهار سال ۱۳۳۶، پس از نیمه تعطیل شدن استودیوی دیانا فیلم، خاچیکیان با همکاری ژوزف واعظیان و شاهرخ رفیع، استودیوی جداگانهای به نام «آژیرفیلم» بنیان نهادند.در سال ۱۳۴۰، خاچیکیان با دو فیلم هیجانانگیز فریاد نیمه شب (۱۳۴۰) و یک قدم تا مرگ (۱۳۴۰) پیشگام جریان جناییسازی در سینمای ایران شد. خاچیکیان به گفته خود بسیار به سینمای دلهرهآور جهان علاقه داشت و در عمل نیز با فیلمهای جنایی–پلیسی به اوج کار خود رسید. از آن پس، خاچیکیان را «هیچکاک ایران» لقب دادند.
دلبستگی عمیق خاچیکیان به آفرینش ترس و هیجان در دو فیلمی که در این سال کارگردانی کرد به خوبی نمایان است.در دهه ۵۰ خورشیدی، خاچیکیان با کارگردانی فیلمهای دیوار شیشهای (۱۳۵۰؛ فیلم کمدی)، بوسه بر لبهای خونین (۱۳۵۲) و کوسه جنوب (۱۳۵۶) هر دو در ژانر حادثهای، مرگ در باران (۱۳۵۳) و اضطراب (۱۳۵۴) هر دو در ژانر پلیسی، و انفجار (۱۳۵۷ نمایش داده نشد) به فعالیت سینمایی خویش ادامه داد.
خاچیکیان پس از پیروزیِ انقلابِ ۱۳۵۷ چند سالی بیکار بود. پس از انقلاب و در دههٔ ۱۳۷۰ با مشارکت پسرش، ادوین، دفتر تولید «یاران فیلم» را ایجاد کرد و با عقابها بازگشتِ موفقی به سینما داشت: عقابها نخستین و جدّیترین فیلم دربارهٔ جنگ ایران و عراق بود و سالِ ۱۳۶۴ فروشِ خوبی در تهران داشت و درحالیکه جمعیت ایران نزدیک به ۴۵ میلیون تن بود، ۱۸ درصد به دیدن فیلم رفتند و فیلم به فروشی معادل ۷۳۸٬۶۲۰٬۰۰۰ تومان رسید.
بلوف آخرین فیلمی بود که استاد خاچیکیان کارگردانی کرد.خاچیکیان در سالهای ۷۸–۱۳۷۷ در صدد برآمد در آخرین فعالیت هنری خویش، فیلم شک را بر اساس فیلمنامهای از داوود موثقی کارگردانی کند که به دلیل بیماری موفق به پایان بردن آن فیلم نشد و ادامه کار را به موثقی و پسر خود، ادوین سپرد. این فیلم در سال ۱۳۸۰ به نمایش عمومی درآمد.
ساموئل خاچیکیان در سالهای آخر عمر خود از بیماری آلزایمر رنج میبرد و بهمدت دو ماه در بیمارستان بستری بود. سرانجام، وی ساعت ۲ بعدازظهر روز دوشنبه ۳۰ مهر سال ۱۳۸۰، برابر با ۲۲ اکتبر ۲۰۰۱ میلادی، در ۷۸ سالگی در تهران درگذشت.
پیکر وی بعدازظهر روز پنجشنبه ۳ آبان از کلیسای سرکیس مقدس تشییع و در «آرامستان بوراستان» در جادهٔ خراسان تهران به خاک سپرده شد.روحش شاد

امروز زادروز مرحوم «حسین محب اهری» نیز هست. نقش های خاطره انگیز و به یاد ماندنی او در برنامه های کودک و نوجوان مثل «مبصر چهارساله کلاس»، «محله بهداشت» و «چاق و لاغر»؟ یا در فیلم های دیگری مثل «سربداران»، «باجناق ها»، «شاخه طوبی» و «تبریز مه آلود» نقش پررنگی در خاطرات خوب همه ی ما دارد.
حسین محب اهری ۲۹ مهرماه سال ۱۳۳۰ در تهران به دنیا آمد. او دو مدرک تحصیلی لیسانس از رشتههای زبان و ادبیات فارسی از مدرسه عالی ادبیات و رشته زبانهای خارجی داشت. همچنین او دوره بازیگری را زیر نظر استاد آربی آوانسیان گذرانده بود.
او با همکار بازیگرش «فرحناز منافی ظاهر» که در فیلمهایی مثل «این خانه دور است» با هم همبازی بوده اند بعدها ازدواج کرد اما سالها بعد این ازدواج به جدایی ختم شد.
محب اهری بازیگری را از سال ۱۳۵۰ در تئاتر شروع کرد، اما به طور رسمی در ۱۳۶۵ با ایفای نقش کوچکی در فیلم سینمایی «رابطه» به کارگردانی پوران درخشنده شناخته شد. او در زمینه عکاسی و گویندگی رادیو نیز فعالیت داشت.
او یکی از بازیگران فعال و پر کار دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی بود که از او آثار سینمایی فراوانی به یادگار مانده است. از جمله این آثار میتوان به سه بیگانه، وقتی برگشتم… (قشنگ و فرنگ)، ساکن طبقه وسط، فرزند چهارم، خوابم میآد، گلچهره، بیداری، پسر آدم، دختر حوا، وقتی همه خوابیم، اسپاگتی در هشت دقیقه، عروس کاغذی، آقای شانس، راه افتخار، کاکادو، روز واقعه، روز فرشته، من زمین را دوست دارم، همسر، خوشخیال، اتل متل توتوله، جیببرها به بهشت نمیروند، سیرک بزرگ، دو فیلم با یک بلیت، سفر جادویی، خارج از محدوده، محموله و رابطه اشاره کرد.
محباهری سرانجام در آذر ۱۳۹۷، به علت بیماری سرطان، در بیمارستان بستری شد و در ساعت ۲ بامداد ۲۶ دیماه ۱۳۹۷، بر اثر ایست قلبی در ۶۷ سالگی در بیمارستان لالهٔ تهران درگذشت. یادش گرامی
یادْ نِگار
یادْ نِگار
یادْ نِگار
یادْ نِگار
یادْ نِگار