به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، زنده یاد ناصر تقوایی (۲۲ تیر ۱۳۲۰ – ۲۲ مهر ۱۴۰۴) فیلمساز، عکاس و نویسندهٔ یکی از پیشگامان جنبشی در سینمای ایران بهشمار میرود که برخی مورخان بعدتر آن را موج نوی سینمای ایران نامیدند.
استاد ناصر تقوایی در ۲۲ تیر ۱۳۲۰ در یک روستای عربنشین در حوالی آبادان زاده شد. او در دبستان، بهدلیل این که نقاشیاش خوب بود، از معلمش یک دوربین عکاسی هدیه گرفت؛ او در آن زمان بهعنوان عکاس فعالیت میکرد.وی دانشآموخته دبیرستان رازی آبادان بود و در مدرسه به ادبیات علاقه داشت، اما در رشتهٔ ریاضی تحصیل کرد و در جوانی داستانهای کوتاه مینوشت.
زنده یاد تقوایی از معدود سینماگران ایرانی است که ادبیات را خوب میشناخت و به گفته خودش عاشق ادبیات بود. او یک مجموعه داستان به نام تابستان همانسال نیزمنتشر کرده که مشتمل بر هشت داستان به هم پیوسته است.

حرفه تقوایی در میانه دهه ۱۳۴۰ از طریق جلال آل احمد با ابراهیم گلستان که استودیو فیلمسازی داشت، آشنا شد. او دراینباره گفت: «من از فریادهای گلستان هم چیز میآموختم.» تقوایی در سال ۱۳۴۴، دو سال قبل از آنکه خودش پشت دوربین یک فیلم کوتاه مستند بایستد، جزو کارکنان فنی فیلم خشت و آیینه ساختهٔ گلستان بود و فیلمسازی را همانجا آموخت. وقتی خشت و آینه تمام شد، تقوایی سردبیری مجله هنر و ادبیات جنوب را برعهده گرفت. او کتاب تابستان همانسال را ۱۳۴۸ منتشر کرد؛ این کتاب مجموعهای از هشت داستان دربارهٔ زندگی هشت کارگر اسکله است؛ او این مجموعه را به صفدر تقیزاده تقدیم کرد که در علاقهمند شدنش به ادبیات تأثیرگذار بود.
تقوایی از طریق فرخ غفاری وارد سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران شد و مستندسازی را آغاز کرد. او اولین مستندش را سال ۱۳۴۶ با عنوان تاکسیمتر ساخت که به درگیریها میان مسافران و رانندگان و نصب دستگاه تاکسیمتر در تاکسیهای تهران میپردازد. مستندهای آرایشگاه آفتاب، نانخورهای بیسوادی، تلفن، فروغ فرخزاد ۱۳ دی ۱۳۱۳ - ۲۴ بهمن ۱۳۴۵، رقص شمشیر، پنجشنبه بازار میناب، نخل، باد جن، اربعین، موسیقی جنوب و مشهد قالی، دیگر مستندهایی بودند که تقوایی در سالهای ۱۳۴۶ تا ۱۳۵۰ برای تلویزیون ساخت.
دائی جان ناپلئون نخستین تجربه تقوایی در ژانر طنز محسوب میشود. تقوایی پیش از آغاز تولید این مجموعه، موفقیت آن را پیشبینی کرده بود و در اینباره گفته است: «اگر داییجان ناپلئون را برای یک کار تلویزیونی انتخاب کردم، به این جهت بود که این قصه ظرفیت زیادی برای ارتباط برقرار کردن با توده وسیعی از مردم را داشت.»
ناخدا خورشید (۱۳۶۵)، که اقتباسی از داشتن و نداشتن ارنست همینگوی است، به گمان بسیاری برترین اقتباس سینمایی سینمای ایران محسوب میشود و بیتردید تسلط شگرف تقوایی بر ادبیات و البته اقتباس، کارگردانی در کنار بازیهای درخشان از امتیازات فیلم به حساب میآید. این فیلم جایزه یوزپلنگ برنز جشنواره مهم لوکارنو را هم گرفت.همچنین ای ایران (۱۳۶۸)، نوشتهٔ تقوایی، با درونمایهٔ هویت ملی و با بازی اکبر عبدی، حسین سرشار و غلامحسین نقشینه، موسیقی ناصر چشمآذر و فیلمبرداری محمود کلاری در لوکیشن ماسوله ساخته شد. سپس فیلم چند اپیزودی قصههای کیش که به کارگردانی مشترک تقوایی، ابوالفضل جلیلی و محسن مخملباف ساخته شد، در سال ۱۹۹۹ در جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و نامزد دریافت نخل طلا شد. همچنین برخی از آثار پیشین او در جشنوارههایی چون جشنواره فیلم لوکارنو مورد تقدیر قرار گرفته بودند. پس از ساخت این فیلم، تقوایی دوازده سال از فعالیت در عرصه فیلمسازی کناره گرفت.
کاغذ بیخط (۱۳۸۰)، نوشتهٔ تقوایی و مینو فرشچی، آخرین فیلم تقوایی است. پس از کاغذ بیخط، تقوایی تولید رومی و زنگی در سال ۱۳۸۱، و نیز چای تلخ در سال ۱۳۸۲ را در خوزستان آغاز کرد. این فیلم بر اساس فیلمنامهای از خود او و با محوریت جنگ ایران و عراق نوشته شده بود. با این حال، بهدلیل محدودیتهای نانوشته در حوزه فیلمسازی جنگ، پروژه ناتمام ماند. او سپس مستند تمرین آخر (۱۳۸۳) را با موضوع تعزیه ساخت.
در سالهای پایانی، تقوایی بار دیگر به ادبیات و عکاسی، روی آورد.
در سال ۱۳۸۳، شورای ارزشیابی هنرمندان در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مدرک گواهینامه هنری درجه یک را به تقوایی اعطا کرد. او در سیزدهمین جشن سینمای ایران، نیز تندیس شایستگی بهخاطر یک عمر دستاورد هنری را دریافت کرد و در چهاردهمین دوره انجمن فیلم کوتاه ایران از او تقدیر شد.
او سرانجام درصبح ۲۲ مهر ۱۴۰۴، درگذشت و ۲۴ مهر در امامزاده طاهر (کرج) با مشایعت سفیدپوشان (به وصیت خودش) به خاک سپرده شد.روحش شاد

مهرجویی در ۱۷ آذر ۱۳۱۸ در تهران به دنیا آمد. کودکی او با موسیقی پیوند داشت و در نوجوانی شیفته سینما شد. تحصیلات فلسفه در دانشگاه یوسیالای لس آنجلس، زمینهساز نگرشی فلسفی در آثار او شد. بازگشتش به ایران و ساخت نخستین فیلمش «الماس ۳۳» (۱۳۴۶) هرچند موفقیت تجاری نداشت اما نقطه آغازی بود برای جستجوی زبان سینمایی ویژه خود، زبانی که بعدها با «گاو» (۱۳۴۸) به اوج رسید و آغاز حرکت موج نوی سینمای ایران را رقم زد.
او یکی از چهرههای اصلی موج نوی سینمای ایران بهشمار میرود. مهرجویی از بنیانگذارانِ کانونِ سینماگرانِ پیشرو بود و جوایز متعدد بینالمللی دریافت کرد که از میان آنها میتوان به جایزهٔ صدف طلایی بهترین فیلم جشنوارهٔ فیلم سنسباستین، سه جایزهٔ ذکر ویژه و جایزهٔ بخش نگاه نو و جایزهٔ فیپرشی از جشنوارهٔ فیلم برلین، جایزهٔ فیپرشی جشنواره بینالمللی فیلم ونیز و جایزهٔ هوگو نقرهای جشنواره بینالمللی فیلم شیکاگو اشاره کرد. همچنین سال ۱۳۹۳ از سوی سفیر فرانسه جایزهٔ شوالیه ادب و هنر فرانسه به مهرجویی اهدا شد.
مهرجویی جزو اولین کارگردانانی بود که ادبیات را به سینما آورد؛ با استفاده از داستان «عزاداران بیل» ساعدی در «گاو» و نمایشنامه «آقای هالو» علی نصیریان این راه را آغاز کرد و در ادامه به اقتباس از نمایشنامه «ویتسک» بوشنر در «پستچی»، داستان کوتاه «آشغالدونی» ساعدی در «دایره مینا»، نمایشنامه «خانه عروسک» هنریک ایبسن در «سارا»، رمان «فرانی و زویی» و داستان «یک روز خوش برای موزماهی» سالینجر در «پری»، داستان گلی ترقی در «درخت گلابی»، داستان هوشنگ مرادی کرمانی در «مهمان مامان»، نمایشنامه «اشباح» ایبسن در فیلمی به همین نام و … رسید. این کارگردان نشان داد که سینما میتواند به ادبیات جان تازهای بدهد و روایت چندلایه و شاعرانهای خلق کند. شخصیتهای ماندگار او، مانند مش حسن در «گاو» و حمید در «هامون»، نه تنها در تاریخ سینمای ایران جاودانهاند، بلکه انعکاسی از دغدغههای اجتماعی و انسانی ما هستند.
از دیگر فیلمهای برجستهاش میتوان به اجارهنشینها (۱۳۶۵)، هامون (۱۳۶۸)، سارا (۱۳۷۱)، پری (۱۳۷۳)، لیلا (۱۳۷۵)، درخت گلابی (۱۳۷۶)، مهمان مامان (۱۳۸۲) و سنتوری (۱۳۸۵) اشاره کرد. بسیاری از این فیلمها اقتباسهایی از آثارِ نویسندگانی از هنریک ایبسن تا غلامحسین ساعدی بودهاند .
براساس نتایج یک نظرسنجی در سال ۱۳۸۳، مهرجویی با آفریدن هفت شخصیت، بیشترین شخصیت سینمایی ماندگار را در سینمای ایران خلق کرده است. همچنین شخصیت هامون در فیلمی به همین نام از مهرجویی، ماندگارترین شخصیت در تاریخ سینمای ایران دانسته شده است.
مهرجویی و همسرش، وحیده محمدی فر سرانجام شبِ ۲۲ مهرِ ۱۴۰۲ در خانهٔ ویلایی خود در مشکین دشت در حمله سارقان جان باختند. روحشان شاد

زنده یاد سعید مظفری (۱۱ مرداد ۱۳۲۱ – ۲۲ مهر ۱۴۰۴) دوبلور و مدیر دوبلاژ برجسته فعالیت در زمینهٔ دوبله را از حدود سال ۱۳۴۱ آغاز کرد و اولین نقش کوتاهی که گویندگی کرد، در فیلم معجزه با بازی راجر مور بود.
مظفری در شاهرود متولد شد اما به دلیل شغل پدرش در اداره ثبت از همان دوران کودکی ناچار به مسافرت به شهرهای مختلف ایران بود. در نهایت با انتقال پدرش به تهران، برای همیشه در تهران ماندگار شد.
او تحصیلاتش را در دبیرستان شرف تهران به پایان رساند و در همین دوره بود که برای اولین بار و آن هم در صف مدرسه به گویندگی پرداخت.
زمینههای ورود مظفری به عالم دوبله را محمدعلی زرندی -که از دوستان پسرعمه مظفری بود- فراهم کرد. مظفری همرمان با تحصیلش در دانشگاه در رشته ادبیات ایتالیایی، به کار دوبله نیز مشغول شد.
از جمله کارهایش میتوان به گویندگی به جای کلینت ایستوود در فیلمهای خوب، بد، زشت و به خاطر یک مشت دلار، دمین توماس در نقش زید در فیلم محمد رسولالله و ریوزو شوهر شخصیت اصلی داستان (اوشین) در سریال سالهای دور از خانه و همچنین صدای ریک گرایمز در سریال مردگان متحرک و راگنار لودبروک در سریال وایکینگها اشاره کرد.
همچین وی گوینده اصلی نقشهای رایان اونیل بود و نقشهای بسیاری را نیز به جای پیرس برازنان، متیو مککانهی، برد پیت و جکی چان صحبت کرده است. علاوهبراین، مظفری صدای بسیاری از بازیگران ایرانی مانند چنگیز وثوقی، رضا رویگری و مجید مظفری را نیز دوبله کرد.
سرانجام سعید مظفری در شامگاهِ ۲۲ مهر ۱۴۰۴ در ۸۳ سالگی به علت بیماری در بیمارستان عرفان درگذشت. یادش جاودان

امروز زادروز جلیل سامان (زادهٔ ٢٢ مهر ١٣۴٨) فیلمنامهنویس، تهیهکننده و کارگردان سینما و تلویزیون نیز هست. او فارغالتحصیل کارگردانی فیلم از دانشگاه صدا و سیما است.
شهرت وی نیز به خاطر کارگردانی سه گانه «ارمغان تاریکی- ۱۳۸۹»، «پروانه- ۱۳۹۱» و «نفس- ۱۳۹۶» است. هر سه سریال دارای مضمون تاریخی است و رویدادهای ایران را در دهه های پنجاه و شصت هجری مورد توجه قرار میدهد.
جلیل سامان همچنین کارگردانی سریالهای "زیرخاکی 4"، "زیرخاکی 3"، "زیرخاکی 2"، "زیرخاکی"، "قصه قرارگاه" و ... را نیز در کارنامه هنری خود دارد.
یادْ نِگار
یادْ نِگار
یادْ نِگار
یادْ نِگار