به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، بتول سلیمانی خو با نام هنری پروین سلیمانی، متولد 22 خرداد 1301 در تهران، در 12 خرداد 1388 در سن 78 سالگی درگذشت.
او بازیگری را در سال 1323 با حضور در نمایش «شهرزاد قصهگو» آغاز کرد و در سال 1331 برای اولین بار سینما را با بازی در فیلم «گلنسا» به کارگردانی سرژ آزاریان تجربه کرد. پروین سلیمانی در سال 1370 و در سن 69 سالگی برای فیلم سینمایی «دیگه چه خبر!» به کارگردانی تهمینه میلانی توانست در دهمین جشنواره فیلم فجر در بخش سودای سیمرغ، نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن شود. آخرین کار وی در سال 1387 فیلم سینمایی «موش» بود.

اجرای نقش مادر آسپيران غياث آبادی در سريال معروف دايی جان ناپلئون در دهه پنجاه، او را به چهره ای محبوب و مردمی تبديل کرد و زنده یاد سليمانی در اين سريال با هنرمندی تمام توانسته بود نقش زنی را بازی کند که ريش و سبيل و غيرت مردانه دارد و خالق يکی از خنده دارترين شخصيت های اين سريال باشد.
پروین سليمانی همچنین به خاطر بازی در مجموعه های تلويزيونی «تعطيلات نوروزی» «گل پامچال»، «خاله سارا»، «اين خانه دور است»، «مدرسه مادربزرگها»، «فکر پليد»، در خاطره مردم ماندگار شده است.هنرپيشه، آخرين خون، هدف، حالا چه شود، سفر به خير، آقای شانس، طالع سعد، ديدار در استانبول، آن سوی آتش، زائر خلف، سمندر، شبح کژدم، بگذار زندگی کنم، سرب، سيمرغ، برهوت، زمان از دست رفته افسانه آه، ابليس، ديگه چه خبر؟، گل ها و گلولهها، گريز، مستاجر، محبوبه ، شب روباه ، سلطان و پنجه در خاک نيز از جمله فيلم هايی هستند که پروين سليمانی در دوران ۶۰ ساله فعاليت های هنری خود در آنها هنرنمايی کرده است.
زنده یاد سليمانی بازيگر قديمی سينما و تئاتر ايران سرانجام دوازدهم خرداد ۱۳۸۸ در سن ۸۷ سالگی به خاطر ابتلا به تومور مغزی و کهولت سن در تهران درگذشت.

اصغر بیچاره (۲۲ خرداد ۱۳۰۶ – ۲۲ خرداد ۱۳۹۵) مشهور به اصغر ژوله عکاس، هنرپیشه و کارگردان بود که از او بهعنوان نخستین و قدیمیترین عکاس سینمای ایران یاد میشود. وی بزرگترین آرشیو عکس ایران را در اختیار داشت.
اصغر بیچاره در تهران به دنیا آمد و از ۱۳ سالگی به عنوان کارگر ساده در یک عکاسی به کار مشغول شد، پس از چند سال در لالهزار تهران مغازهای باز کرد که نام آن عکاسخانه شهرزاد بود و به زودی تبدیل به پاتوق هنرمندان و نویسندگان معروف آن زمان شد.
نخستینبار با گرفتن کپی از تمام عکسهای فیلم دختر لر برای عبدالحسین سپنتا فیلمنامهنویس این فیلم، رسماً وارد دنیای هنر شد. سپس با آشنایی با تئاتر، افزون بر عکاسی از نمایشها، گاه در بعضی از آنها هم به بازی پرداخت. چند سال بعد با گروه دوبلهٔ مرتضی حنانه و حسین سرشار در ایتالیا همکاری کرد.
او عکاسی را از سال ۱۳۲۳ آغاز و نمایشگاههای متعددی در داخل و خارج از ایران برپا کرد. اصغر بیچاره همچنین خانهٔ خود را در خیابان کوشک به فیلمهای قدیمی سپرده بود که حدود ۴۰۰ فیلم در آن فیلمبرداری شد.
او بزرگترین آرشیو عکس سینما و تئاتر ایران را در خانه خود گرد آورد.او در موزهٔ شخصیاش دوربینهایی از قدیمیترین عکاسان ایران مانند دوربین «ماشاءالله خان عکاسباشی» را نگهداری میکرد. اصغر بیچاره ۳ جلد کتاب هم دربارهٔ تاریخ سینمای ایران نگاشته است.او افزون بر عکاسیِ ۳۸ فیلم، سابقه بازی در ۲۳ فیلم سینمایی از جمله ناخدا خورشید، ای ایران، مزاحم، بوی کافور، عطر یاس و ... را نیز در کارنامه دارد.
زنده یاد اصغر بیچاره سرانجام در سنِ ۸۹ سالگی در سالروز تولد خود در آپارتمانش در آمریکا درگذشت.
پیکر وی در ۵ مرداد ۱۳۹۵ از ایالات متحده آمریکا به ایران منتقل و در ۷ مرداد در قطعه هنرمندان بهشت زهرا تهران به خاک سپرده شد.

و حسین سرشار (۲۲ خرداد ۱۳۱۳ – ۲۰ فروردین ۱۳۷۴) خواننده اپرا (باریتون دراماتیک)، موسیقیدان، دوبلور و هنرپیشه ایرانی بود. او در اپراها و تئاترهای ایرانی و ایتالیایی اجرا کرد و پس از انقلاب و تعطیلی اپرا، در سینمای ایران بازی و دوبله کرد.
سرشار در محلهای قدیمی در خیابان فرهنگ تهران چشم به جهان گشود و در سال ۱۳۳۳ از هنرستان عالی موسیقی در رشته آواز (اپرا) دیپلم گرفت و برای ادامهٔ تحصیل راهی ایتالیا شد و در آنجا دورهٔ نهایی کنسرواتوار سانتا چِچیلیای رم را با درجهٔ اول به پایان رساند و در ژوئن ۱۹۶۲ در رشته اپرا مدرک فوق لیسانس گرفت.
او سپس در کنکور بینالمللی اپرای لا فِنیچه در ونیز شرکت نمود و یکی از هفت برندهٔ جایزه آواز آن مسابقه شد. در نهایت از طرف همان اپرا بهعنوان سولیست در کنسرتی با ارکستر میلان شرکت نمود. حیطه صدای وی باریتون دراماتیک بوده و در اپراهای بسیاری ایفای نقش کردهاست.
سرشار در دوره دانشجویی در ایتالیا همراه با مرتضی حنانه و بهجت صدر و دیگران در دوبله فیلمهای ایتالیائی شرکت داشت. صدای او با ویتوریو دسیکا و آلبرتو سوردی در خاطر سینمادوستان مترادف است. او همچنین در تهران نیز چند کنسرت موسیقی آوازی برگزار کرد. ضمناً در اجرای اپراهایی در ونیز و ناپل نقشهایی را بر عهده گرفت. در شهر رم نقش اول اپرای کویرینو برداشتی از «آن که گفت آری آن که گفت نه» اثر برشت، را بازی کرد.
پس ازاتمام تحصیلات عالی به تهران بازگشت و از بدو افتتاح تالار رودکی بهعنوان سولیست اول مشغول به کار شد و در کنسرتهایی به رهبری حشمت سنجری و فرهاد مشکوه شرکت کرد.
جعفرخان از فرنگ برگشته (۱۳۶۳) ساختهٔ علی حاتمی، نخستین بازی حسین سرشار در سینمای ایران بود، در نقش مردی که ظاهر و رفتارش با جامعهاش بیگانه بود.
آخرین کار سرشار نیز اجرای توانمندانه و ماهرانه قطعهٔ ای ایران در تیرماه سال ۱۳۶۷ در تالار وحدت بود.
سرانجام در سال ۱۳۷۴ خبر مرگ او بر اثر تصادف با اتومبیل در روزنامههای ایران منتشر شد.
یادْ نِگار ...
یادْ نِگار ...
یادْ نِگار ...
یادْ نِگار ...
یادْ نِگار ...
یادْ نِگار ...