کشف کیارستمی توسط جشنواره‌ها

علیرضا رئیسیان کارگردان سینما به مناسبت زادروز و برنامه نکوداشت زنده یاد «عباس کیارستمی» متنی را در اختیار موزه سینما قرار داده است که به شرح زیر است:

آشنایی من با عباس کیارستمی به پیش از انقلاب و تماشای فیلم‌های او باز می‌گردد زمانیکه آثار کوتاه او را در جشنواره‌های کانون پرورش فکری دیده بودم. از این میان فیلم‌های نیمه بلند و نیمه داستانی او «مسافر» و «تجربه» برایم بسیار جالب بودند.

نگاه کیارستمی برای من بسیار خاص و ویژه بود. فیلم «گزارش» را در جشنواره جهانی فیلم تهران دیدم، اثری که در کوران سینمای هنری بین‌المللی آن زمان همانند یک اتفاق غیرمنتظره بود. پس از انقلاب، دو فیلم کوتاه از کیارستمی را در جشنواره فیلم فجر دیدم . فیلم‌های بلند او نیز عموما مورد استقبال هیئت داوران در جشنواره  فجر قرار گرفت و بعدها در جهان نیز مطرح شد.  فیلم‌هایی همچون «خانه دوست کجاست»، «زندگی و دیگر هیچ» و «کلوزآپ» از جمله این آثار هستند.

من معتقدم سینمای کیارستمی به واسطه جشنواره‌ها شناخته و مطرح شد و به اوج رسید. در آن مقطع سینمایی نویسان داخلی و خارجی چندان آشنا و همراه با این جنس از سینما نبودند و منتقدین داخلی نیز عموما مواضع مخالف و تندی در خصوص فیلم‌های او داشتند. مخاطبان سینما نیز استقبال چندانی نسبت به فیلم‌های کیارستمی از خود نشان نمی‌دادند، چراکه آثار او در جریان سینمای حرفه‌ای رایج قرار نداشتند. تمایل و شناخت جشنواره‌ها و بعد اوج گرفتن این جنس از سینما باعث شد تا کیارستمی با ساخت فیلم «طعم گیلاس» به نقطه اوج و تکامل خود برسد. زمانی که فیلمنامه فیلم «سفر» را از فارابی خریداری کردم با متنی کامل مواجه بودم که به این نهاد واگذار شده بود. گویا کیارستمی قصد داشت پس از فیلم «خانه دوست کجاست» این فیلمنامه را کارگردانی کند، اما این اتفاق رخ نداد و آن را واگذار کرد. در اجرای این فیلمنامه تغییرات زیادی در نوع نگاه اتفاق افتاد. من معتقدم سینمای کیارستمی از نوعی نبوغ که در تجربه به تکامل رسید سرچشمه می‌گرفت و چندان نمی‌توان تکنیک و فرم‌های سینمایی را برای آن متصور بود. حتی لغت سبک را نیز نمی‌توان به آن اطلاق کرد، زیرا این واژه دارای ویژگی‌های عمومی در کار یک سینما گر است که بعدها به سبک منجر می‌شود.

روش کیارستمی منحصر به خود او بود و پیش از او شهید ثالث تنها دو فیلم ساخت و بعد از ترک ایران، رابطه این فیلمساز با سینما و موضوعات داخل کشور قطع شد اما او همچنان به روش خود پایبند ماند و ادامه آن روش به صورتی کامل‌تر در سینمای کیارستمی اتفاق افتاد. اگر شهید ثالث دوران فیلمسازی خود را در ایران ادامه می‌داد، این دو فیلمساز مکمل یکدیگر شده و جریان به صورت دیگری ادامه پیدا می‌کرد. نبوغی که کیارستمی در نوع نگاه و تعریف خود از فیلم و سینما داشت، در یک تجربه طولانی اتفاق افتاد و به هیچ عنوان حتی افرادی که قصد تکرار این روش را داشتند به چنین جایگاهی دست پیدا نکردند. فیلم «خانه دوست کجاست» زمانی که در جشنواره لوکارنو پلنگ برنزی را برنده شد پیش از او تقوایی با «ناخدا خورشید» این جایزه را به دست آورده بود و در نتیجه اولین جایزه مهم بین‌المللی بعد از انقلاب متعلق به تقوایی است.

کیارستمی در فیلم «طعم گیلاس» خود تهیه کننده بود و من کمک‌های کوچکی در مسیر تولید این فیلم انجام دادم. اتفاقی که بسیار برای من دارای جذابیت و باعث افتخار بود. این اثر با مشکلاتی در داخل مواجه شد. «طعم گیلاس» قرار بود در جشنواره کن به نمایش درآید و زمان کمی برای آماده سازی آن وجود داشت.

اتفاقاتی که در جریان «باد ما را خواهد برد» به عنوان آخرین اثر داستانی او در ایران به هنگام فیلمبرداری اتفاق افتاد و وزارت ارشاد دستور به حذف شعر خیام داده بود و این موضوع بسیار او را آزار می‌داد. متاسفانه پیگیری‌ها به نتیجه نرسید و شاید به همین دلیل کیارستمی دیگر در ایران فیلم داستانی نساخت. به علاوه شرایط فیلمسازی روز به روز بدتر می شد و امکاناتی که برای سینمای هنری و مستقل از دهه شصت وجود داشت، کم رنگ شده بود.

کیارستمی با ساخت فیلم‌های «کپی برابر اصل» و «مثل یک عاشق» سینما را در خارج از کشور ادامه داد و قرار بود فیلم بعدی خود را در کشور چین بسازد. پس از فیلم «باد ما را خواهد برد» همکاری مشترک ما ادامه پیدا نکرد. روش خاص و ویژه کیارستمی در فیلمسازی، به مرور نوعی نگاه را به منتقدان و بینندگان سینما تحمیل کرد که طی آن دیدن فیلم‌هایی خارج از جریان رسمی را دنبال کنند و این موضوع مهمترین موفقیت سینمای کیارستمی به شمار می‌رود. من بیش از سیزده سال و از فیلم «سفر» تا «ایستگاه متروک» و … همراه او بودم و شناخت نزدیکی میان ما وجود داشت. کیارستمی از صحبت‌هایی که درباره او در داخل از کشور مطرح می‌شد رضایت چندانی نداشت. به علاوه جریاناتی در مطبوعات وجود داشتند که تمایلی به شناخته شدن سینمای شخصی او نداشتند. مردم نیز چندان با سینمای او آشنا نبودند و این موضوع به دلیل اشتباه مجله‌های سینمایی و رسانه هایی مانند رادیو و تلویزیون بود و متاسفانه تا امروز نیز ادامه دارد و تلوزیون مایل نیست فیلم های هنری و جشنواره ای مطرح شوند، چراکه معتقد است این فیلم‌ها نوعی باور را مطرح می‌کنند که با مقتضیات ایدئولوزیک روز چندان سازگار نیست.

کیارستمی این مسیر را در شرابطی آغاز کرد که سینمای ایران در دنیا ناشناخته بود و به همین دلیل کار بسیار بزرگی را صورت داد.

کیارستمی آبرودار واژه کار بود/ فیلمسازی کیارستمی در مسیر عکاسی او است

مراسم نکوداشت زنده‌یاد عباس کیارستمی به مناسبت زادروز این هنرمند فقید در موزه سینمای ایران برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، این مراسم با اجرای اولین قسمت از پادکست حضوری «رادیو سینما موزه» با اجرای شهراد بانکی و مژگان اصغری آغاز شد. در این پادکست، زندگی عباس کیارستمی در قالب خاطرات او و سخنان بزرگان سینما درباره این فیلمساز بررسی شد‌. همچنین یادداشتی از علیرضا رئیسیان کارگردان سینما که فیلم «ایستگاه متروک» را برمبنای فیلمنامه‌ای از عباس کیارستمی و کامبوزیا پرتوی کارگردانی کرده است قرائت شد.

در بخش بعدی این مراسم، فیلم «هفتاد و شش دقیقه و پانزده ثانیه با عباس کیارستمی» ساخته سیف‌الله صمدیان به نمایش درآمد.

پس از نمایش این مستند، سیف‌الله صمدیان گفت: بسیار خوشحالم که امروز در موزه سینما هستم و مراسم بزرگداشت عباس کیارستمی برگزار می‌شود.  دوستان و نزدیکان کیارستمی هم اکنون بر سر مزار او هستند و جای همه آن‌ها در بین ما خالی است.

وی ادامه داد: هنگامی که تیتراژ پایانی این فیلم بر زمینه سیاه نقش بست، خانم لیلی گلستان به من گفت که با این فیلم من را به گریه انداختی. چیزی در حدود سی سال، من در تمام سفرها، جشنواره‌ها و نمایشگاه‌ها کنار کیارستمی بودم و ما در کنار یکدیگر تصویر را نفس کشیدیم. زمانی که در پاریس هواپیمای حامل کیارستمی را به ایران می‌آوردیم، ساعات بسیار تلخی بر من گذشت زیرا من در بخش مسافران نشسته بودم و کیارستمی در قسمت بار هواپیما حمل شد.. من حتی بر سر تدفین و مزار او نیز نتوانستم حضور پیدا کنم.

صمدیان خاطرنشان کرد: یک ماه بعد از خاکسپاری، بهمن کیارستمی از سانفرانسیسکو زنگ زد و گفت آلبرتو باربارا رئیس جشنواره ونیز می‌خواهد برای کیارستمی  مراسم بزرگداشتی برگزار کند و نیاز به تهیه فیلمی جدید است. تنها یک ماه به آغاز آن دوره از جشنواره باقی مانده بود. باربارا با من تماس گرفت و گفت می‌خواهم بزرگترین ریسک دوران کاری خود را انجام دهم و فیلمی که هنوز ساخته نشده است را در کاتالوگ جشنواره قرار دهم! احساسات او من را تحت تاثیر قرار داد و طی بیست و چهار ساعت از دوستانم در دفتر خواستم تا فیلم‌های مربوط به کیارستمی که تهیه کرده بودم را در اختیارم قرار دهند. از میان آن‌ها، من ابتدا و انتهای فیلم را پیدا کردم و کمی خیالم راحت شد. این فیلم طی بیست و پنج شبانه روز آماده شد.

صمدیان با بیان اینکه روزهایی که تصاویر را می‌گرفتم فکر نمی‌کردم قرار است در روزگار نبودن او این فیلم نمایش داده شود، افزود: برای من آدم‌ها اهمیت زیادی دارند چراکه هر کدام دارای شخصیتی خاص بوده و فیلم‌های بسیاری از افراد گوناگون دارم. ساخت این فیلم برای من بسیار سخت گذشت و بعدها در جشنواره‌های فراوانی نمایش داده شد. افرادی از کشورهای مختلف پس از نمایش این فیلم به سراغ من می‌آمدند و از کیارستمی با گریه حرف می‌زدند. آنجا بود که از ساخت این فیلم احساس رضایت کردم. امیدوارم مخاطبان با بخشی از ابعاد و ناگفته‌های کیارستمی توسط این اثر آشنا شده باشند.

این مدرس دانشگاه ادامه داد: من فیلمی با عنوان «روزی روزگاری در مراکش» را ساخته  بودم. جشنواره‌ مهمی در مراکش در سال ۲۰۰۵ بزرگداشتی برای مازتین اسکورسیزی و عباس کیارستمی برگزار کرد و برای این دو فیلمساز ورک‌شاپی با حضور پانزده دانشجوی مستعد آمریکایی و مراکشی ترتیب داده بودند. آن‌ها از من خواستند فیلم مستندی از این اتفاق بسازم. در آن فیلم ۶۲ دقیقه‌ای که امیدوارم روزی در موزه سینما به نمایش درآید، نوعی کیارستمی شناسی مولف وار اتفاق افتاده است و دارای آموزه‌های سینمایی بسیاری است. سینمای هالیوودی اسکورسیزی و سینمای کیارستمی در ظاهر ارتباطی با یکدیگر ندارد اما در انتها اسکورسیزی متنی می‌خواند که باورکردنی نیست و گویی فردی شیفته سینمای کیارستمی آن را نوشته بود.

وی افزود: سینمای کیارستمی به گونه‌ای است که وقتی از سالن خارج می‌شوی، گویا اثر تازه برای مخاطب آغاز می‌شود. اسکورسیزی بهترین فیلم خود در سال ۲۰۰۱ و ۲۰۰۲  را «ای بی سی آفریقا» می‌دانست در حالی که منتقدان ایرانی حتی این اثر را فیلم نمی‌دانستند و اسکورسیزی فیلم‌ساز مورد علاقه بسیاری از آن‌ها بود. از زنده یاد حمیده رضوی فیلم پشت صحنه «شیرین» و «کپی برابر اصل» را گرفتم و از بهمن نیز ماکت فیلم «طعم گیلاس» را دریافت کردم.

این سینماگر خاطرنشان کرد: در جامعه امروز ایران و جوانانی که دچار اختاپوس بی سر و ته فضای مجازی شده‌اند، وجود پادکستی مانند «رادیو سینما موزه» بسیار با اهمیت است و باعث شناخته شدن بزرگان هنر تصویر ایران می‌شود.  کیارستمی معتقد بود هر کاری که افراد در سینما صورت می‌دهند اگر باورپذیر نباشد راه به جایی نمی‌برد. در فیلم «طعم گیلاس» آقای باقری که نقش پیرمرد آذربایجانی را ایفا می‌کرد به صورت اتفاقی به گروه اضافه شد. حضور او باعث شد که بیانیه‌ پایانی فیلم صورتی شعاری به خود نگیرد. این فرد به صورت اتفاقی پیش از ضبط این سکانس، از بالای همان تپه‌ای که تک درختی آنجا بود پایین آمد. پیدا کردن این بازیگر مانند یک معجزه بود. تمام حرف‌های مربوط به بازگشت به زندگی توسط این بازیگر و به طبیعی‌تریین شکل ممکن برگزار شد.

صمدیان ابراز داشت: کیارستمی عقیده داشت می‌توان یک انیمیشن را باورپذیر ساخت و در مقابل یک فیلم مستند می‌تواند باورپذیر نباشد. او علاوه بر باورپذیری، روی به اندازه بودن تاکید زیادی داشت و در سال‌های آخر زندگی خود معتقد بود که باید هایکو وار زیست. او فحاشی‌ها را به جان خرید تا ثابت کند جوانی که توان خوانش سعدی را ندارد، باید از این شاعر مواردی در اختیار او قرار دهیم تا بلکه درهای ورود به دنیای این بزرگان به روی آن‌ها گشوده شود.  کیارستمی کار را همچون عبادت میدانست و خلقت را تمام نشدنی و پر از معجزه می‌دید. کیارستمی آبرودار واژه کار بود. او تعریف می‌کرد در تاریکی مطلق و پیش از سپیده دم به مناطقی در اطراف دماوند می‌رفت و منتظر می‌ماند تا اولین پرتو نور نقش بسته تا بتواند عکسی را ثبت کند. او دارای نگاهی ویژه به خلقت و طبیعت بود و برایش همه چیز معجزه وار اتفاق می‌افتاد.

این فیلمساز درباره زنده یاد کیارستمی ادامه داد: او تمام داشته‌های خود را مدیون ادبیات و موسیقی بود اما اعتقاد داشت نباید از ادبیات وام گرفته شود، بلکه باور قلبی داشت اطراف ما سرشار از ایده است اما به جای دیدن، تنها نگاه می‌کنیم. او عقیده داشت باید مانند کودکان به جهان اطراف خود بنگریم، چراکه دیدن تجربه‌های تازه تنها در کودکان اتفاق می‌افتد و تقلید رفتار آن‌ها می‌تواند ما را به کشف‌های تازه برساند.

صمدیان بیان کرد: من از پانزده سالگی مشغول عکاسی هستم و انتشار مجله «تصویر» را سی سال پیش به همراه مرتضی ممیز و محمود کلاری آغاز کردیم. شمایل کیارستمی برای من به عنوان یک عکاس خلاق مطرح نبود اما یک شگفتیگی در مورد کارهای او و انتخاب نوع نگاه به اطراف در او موجود بود که در بسیاری از عکاسان دیگر این ویژگی را سراغ ندارم. او خود را عکاس نمی‌دانست و تصویر ساز می‌نامید چراکه در آثار خود دست به ترکیب کردن چند تصویر می‌زد.

صمدیان در پایان گفت: فیلمسازی کیارستمی در مسیر عکاسی اوست و هر فیلم از اوحکم چندین فریم عکس را دارد. او حتی به  جز پایان بندی که در انتقال معنا نقش داشت، به باقی لحظات فیلمنامه‌هایی خود مقید نبود‌ و بسته به حضور بازیگران مختلف، در فیلمنامه تغییراتی را اعمال می‌کرد. کیارستمی بلد بود که چگونه از آی کیو و هوش خود استفاده کرده و تصمیمی درست‌تر نسبت به موقعیتی که در آن قرار داشت اتخاذ کند.  وجود کیارستمی همواره سرشار از اعتماد، اطمینان و افزودن بود.

در این مراسم افرادی همچون لیلی گلستان، سیف الله صمدیان،  محمود گبرلو، عزیزالله حاجی مشهدی، علاقمندان سینمای کیارستمی و … حضور داشتند‌.

 

پادکست حضوری « رادیو سینما» به مناسبت زادروز « عباس کیارستمی» / نمایش فیلم « ۷۶ دقیقه و ۱۵ ثانبه با عباس کیارستمی»

ویژه برنامه «کیارستمی” در قالب برنامه پادکست حضوری  و نمایش فیلم در موزه سینما برگزار خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی موزه سینما، اول تیرماه؛ همزمان با زادروز زنده یاد «عباس کیارستمی» ویژه برنامه این هنرمند فقید با موضوع ” تولدت مبارک عباس کیارستمی”» در موزه سینما برگزار می‌شود.
این برنامه همراه با اجرای پادکستی از زندگی و فعالیت‌های عباس کیارستمی همراه خواهد بود که توسط شهراد بانکی و مژگان اصغری اجرا خواهد شد.
بعد از اجرای پادکست فیلم  « ۷۶ دقیقه و ۱۵ ثانبه با عباس کیارستمی» نمایش داده خواهد شد و بعد از نمایش فیلم سیف الله صمدیان سازنده اثر ( عکاس، مستندساز، مدرس بین الملل) درباره فیلم و زنده یاد عباس کیارستمی صحبت خواهد کرد.
این برنامه اول تیرماه ساعت ۱۷ در سالن فردوس موزه سینما برگزار خواهد شد و حضور برای علاقمندان آزاد است.

برگزاری نکوداشت «عزت الله انتظامی» در موزه سینما

ویژه برنامه «صدمین زادروزعزت الله انتظامی» در موزه سینما برگزار می‌شود.
به گزارش روابط عمومی موزه سینما، به مناسبت صدمین زادروز زنده یاد آقای بازیگر «عزت الله انتظامی» مراسم نکوداشتی برای این هنرمند فقید سینما، تئاتر و تلویزیون در موزه سینما برگزار خواهد شد.
این برنامه با مشارکت موزه سینما، انجمن بازیگران خانه سینما و خانه موزه استاد عزت الله انتظامی، دوم تیرماه ساعت ۱۹ در موزه سینما برگزار می‌شود.
در این مراسم که اجرای آنرا «پژمان بازغی» بر عهده دارد، هنرمندان سینما و تئاتر حضور خواهند داشت و کارگردانان، بازیگران درباره ویژگی‌های شخصیتی و نقش آفرینی‌های این هنرمند فقید سخنرانی خواهند کرد.
در انتهای این برنامه تصاویر دیده نشده‌ای با ویدئومپینگ از زنده یاد «عزت الله انتظامی» بر روی عمارت این مجموعه فرهنگی- تاریخی اجرا خواهد شد.

 

معتمدی سعی دارد مخاطب را به نظام گفتمانی و معرفتی متصل کند/ آثار معتمدی نیاز به خوانش آرامی دارد

برنامه نمایش و نشست نقد و بررسی فیلم «قاعده بازی» به کارگردانی احمدرضا معتمدی با حضور مجید شیخ انصاری استاد دانشگاه، مسعود سفلایی استاد دانشگاه و رامتین شهبازی منتقد سینما و استاد دانشگاه در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، رامتین شهبازی منتقد سینما در ابتدای این نشست گفت: در سینمای ایران و جهان، تعداد فیلمسازانی که دارای دستگاه فکری سامان‌مند و بینش شخصی مشخص باشند، بسیار اندک است و معتمدی از جمله این فیلمسازان است و فیلم‌های او از منظر ایده‌های فکری که او پیگیری می‌کند، دارای ارزش است.

«قاعده بازی» حاوی بازی‌های پست مدرنیستی است

شهبازی ادامه داد: معتمدی در حوزه فلسفه فیلم سال‌ها مشغول فعالیت بوده و دارای منابع مکتوب است و ایده‌ها و افکار خود را در قالب کتب و مقالات مختلفی منتشر کرده است. در ایران به دلیل فقدان برخی منابع اصلی دچار سوءتفاهم هستیم و در این فضا، معتمدی افکار و ایده‌های خود را مکتوب کرده و طبق آن‌ها آثاری سینمایی به وجود آورده است.

شهبازی ادامه داد: قدردان حرکت موزه سینما در برگزاری برنامه‌های بزرگداشت و نشست‌های نمایش و نقد فیلم هستم. متاسفانه بسیاری از جوانان، فیلمسازان ایرانی را نمی‌شناسند و موزه سینما می‌تواند در شناختن این بزرگان به نسل جدید نقش مهمی داشته باشد.

این استاد دانشگاه درباره نام فیلم نیز گفت: فیلم از کولاژ و ارجاعات استفاده می‌کند. وقتی وارد جهان فیلم می‌شویم، از همان ابتدا پی می‌بریم که با قاعده بازی رو به رو نیستیم و فضایی پارودی و کمدی بر اثر حاکم است. قاعده دارای تعریف مشخصی است که این موضوع در فیلم دیده نمی‌شود. این فیلم در سال ۸۵ ساخته شده و پس از آن، فیلمسازان مختلفی به ارجاع دادن علاقه نشان دادند. فیلم «قاعده بازی» حاوی بازی‌های پست‌مدرنیستی است در صورتی که به دلیل شرایط زیستی، اجتماعی و دینی کم‌تر می‌توانیم به سمت تفکرات پست مدرنیستی حرکت کنیم.

شهبازی خاطرنشان کرد: ما مردمی نیستیم که به تکثر باور داشته باشیم و بیشتر وحدت مورد نظر ما است. بنابراین تکلیف ما با فیلم‌هایی نظیر «قاعده بازی» مشخص نیست. فیلم برای مخاطب عام ساخته شده و قصد بر این بوده که عامه مردم همراه فیلم باقی بمانند. طراحی ایده جلوه‌های ویژه اثر، برعهده شخص احمدرضا معتمدی بوده و این موضوع نکته مهمی است، زیرا او از ابتدا به تروکاژهای فیلم فکر کرده است.

وی با بیان اینکه شخصیت‌ها در فیلم دارای تقسیم بندی‌هایی هستند، بیان داشت: برای مثال، الناز شاکردوست فردی عادی نبوده و فانتزی در آن دخیل است در صورتی که اکبر عبدی نمونه‌ای از یک انسان کاملا عادی است.

این استاد دانشگاه ادامه داد: فیلم دارای لحنی کمدی است و با جهانی سرشار از آشوب رو‌به‌رو هستیم که در نهایت به کمدی می‌انجامد. فیلم دارای داستان پیچیده‌ای نیست در حالی که در عمده آثار ایشان، شاهد پیچیدگی‌های روایی و شخصیتی هستیم. «قاعده بازی» مخاطب خود را با جهانی سراسر آشوب مواجه می‌کند که در آن نظمی برای زندگی شکل نمی‌گیرد و شاید منظور آن از قاعده بازی، همین مسئله باشد.

شهبازی افزود: تفاوت میان واقع گرایی و واقع نمایی مسئله‌ای بسیار مهم و دارای ساحت‌های هستی شناسانه و معرفت شناسانه است. فیلم «قاعده بازی» یک اثر نمایشگر بوده و این مورد از وجوه هنر سینما به شمار می‌رود. همچنین در فیلم «قاعده بازی»  تاکیدی بر روی درشت نمایی بازیگران و تیپ سازی وجود دارد.

«قاعده بازی» برمبنای کنش و واکنش عمل می‌کند

مسعود سفلایی، استاد دانشگاه نیز گفت: باعث خوشحالی است که پس از مدت‌ها مجموعه نشست‌هایی برگزار می‌شود تا طی آن درباره فیلمسازان متفکر صحبت کنیم و امیدواریم به همت موزه سینما، این جلسات ادامه پیدا کند. یادی می‌کنم از یدالله نجفی، انوشیروان ارجمند ، محسن قاضی مرادی و فرج حیدری که امروز دیگر در میان ما نیستند.

وی افزود: «قاعده بازی» برای من فیلمی دوست داشتنی بوده و حاوی رویکردی است که می‌توانست ادامه پیدا کند و باعث افزایش ماجرا و کنش در قصه‌ها و داستان‌های سینمای ایران شود. کمدی‌های امروز بر مبنای کلام شکل می‌گیرند و چندان بر اساس کنش و واکنش عمل نمی‌کنند. ساخت چنین فیلم‌هایی می‌توانست باعث تنوع بیشتر در سینمای کمدی شود.‌ در تاریخ سینما ارجاع به آثار سینمایی پیشین مسئله رایجی است و این موضوع، گاهی برای ادای دین و حتی پارودی مطرح می‌شود. سفلایی ادامه داد: اتفاق جالب توجه در اثر این است که دارای تعدد ارجاع به تاریخ سینما است و در سینمای ایران نمونه دیگری را نمی‌توان مثال زد. ارزش این کار در این است که این سکانس‌ها تنها موارد علاقه‌مندی‌ فیلمساز نبوده و در کنار یکدیگر موفق می‌شوند داستان فیلم را پیش برده و هر یک از این ارجاع‌ها دارای معانی مختص به خود است. کثرت در عین وحدت در این فیلم وجود دارد و رویکردهای مختلفی مطرح شده و در عین حال فیلم حرف مهمی را مورد بحث قرار می‌دهد. عده‌ای اشاره کرده بودند که بازیگران به تیپ‌های تلویزیونی خود نزدیک شده‌اند، در صورتی که به نظرم این موضوع برای چنین اثری نکته منفی محسوب نمی‌شود. فیلم دارای داستانی ماجرا محور است و به نظر من رویکردهای اقتصادی باعث شد تا ساخته‌های سینمایی به سمت کمدی کلامی پیش رود.

سفلایی ادامه داد: در فیلم رویکرد گذشته گرا مطرح شده که در هنر مدرن و پست مدرن نیز این امر وجود دارد. کلیشه‌ها لزوما اتفاق بدی نبوده و گاهی راهکارهایی روایی برای عبور از موانع هستند. در این اثر ارجاع به کمدی‌های کلاسیک وجود دارد و شخصیت‌ها دارای کلیشه‌هایی همراه خود هستند. اتفاق مثبت فیلم این است که فانتزی‌ها باعث می شوند تا از قطع‌های مختلف در فیلم جلوگیری شود. همین رویکرد را در ادبیات خود نظیر «هزار و یک شب» داشته‌ایم اما متاسفانه هیچ‌گاه از روایت‌هایی چند گانه این اثر استفاده درستی نکردیم. رویکرد فانتزی با فضاسازی موجود چندان همخوانی نداشته و این مسئله در فیلم «قاعده بازی» نیز وجود دارد. فیلم «قاعده بازی» مشابه اثر هم نام رنوار، در زمان ساخته شدن بحث و نظرهای فراوانی را باعث شد و برخی آن را بسیار دوست داشتند و برخی دیگر با آن ارتباط برقرار نکردند. فیلم همچون نقاشی‌های آبستره دارای لحنی چندگانه است و در برخی مقاطع سرشار از شوخی و گاهی دیگر بسیار جدی پیش می‌رود. این فیلم حاوی ارجاع‌های مختلفی به فیلم‌های ایرانی و خارجی است.

سفلایی خاطرنشان کرد: در این اثر گاهی با هجویه در موسیقی مواجه هستیم و موسیقی‌های مشهور در فیلم دچار تغییر می‌شوند. در فیلم «قاعده بازی» موسیقی در مسیری بسیار صحیح و خلاقانه، آداپته شده و نوعی تغییر وضعیت درباره آن رخ داده است. موسیقی و صدا در این فیلم به صورتی کاملا هدفمند به کار گرفته شده، در صورتی که در بسیاری از فیلم‌های سینمای ایران کارکرد صدا تنها معطوف به مقوله پرکردن فضا است. در سینمای ایران به عنصر داستان ساز کم‌تر توجه می‌شود، در صورتی که این مورد محور ساخت آثار کمدی در سینمای جهان است و یکی از این موارد، عنصر حرکت می‌باشد. سینمای ایران دارای سویه‌های فلسفی است و به همین دلیل به سکون گرایش دارد. در فیلم «قاعده بازی» قابلیت حرکت و تعقیب سوژه‌ها در راستای داستان سازی عمل کرده و از این موضوع استفاده بسیار مطلوبی شده است.

سینمای ایران باید به سطح کلیدواژه ارتقاء پیدا کند

در ادامه مجید شیخ انصاری، استاد دانشگاه و فیلمبردار سینما نیز گفت: از موزه سینما که اقدامی هوشمندانه را در بزرگداشت بزرگان این عرصه ترتیب داده است تشکر می‌کنم. نظریات ساختارگراها و فرمالیست‌های حوزه نقد برای بررسی کارهای معتمدی محمل مناسبی نیست، زیرا منابع مطالعاتی در این زمینه کم حجم و شبیه یکدیگر بوده و عموما انتظارات ژنریک در مورد آثار و مواردی از این قبیل را بررسی می‌کنند.

وی ادامه داد: رویکرد معتمدی به دلیل عادت مکتوب کردن نظریات خود و ترس نداشتن از این امر جالب توجه است. رابطه تماشاگر با فیلم رابطه‌ای نیست که مولف اثر در درک و خوانش آن موثر باشد، در نتیجه من به ظرفیت‌های فیلم در مواجهه با مخاطب پرداخته و از حیث نظریات مختص به مخاطب با این اثر برخورد می‌کنم. در یک تعریف غیر دقیق اما کاربردی می‌توان گفت نظریه مطروحه بر این اصل تکیه دارد که عنصر اصلی مخاطب بوده و فیلم ماده خام به حساب می‌آید. ذیل این نظریه، مخاطب با فیلم یا ارتباط برقرار کرده و یا نمی‌تواند درکی از اثر داشته باشد. از سویی دیگر، نظریه مخاطب به این مسئله اذعان دارد که افراد مانند یکدیگر هستند و تجربه این مسئله را ثابت کرده است، زیرا الگوها و عادات مشترکی توسط مخاطبان دنبال می‌شود.

شیخ انصاری بیان داشت: معمولا زمانی که با یک اثر هنری مواجه می‌شویم، در سطوح متفاوت امکان بررسی وجود دارد و افراد هنگامی که کاری را انجام می‌دهند، دلیل آن در چهار سطح قابل بررسی است. سطح اول مربوط به کارهایی است که به صورت روزمره صورت می‌دهیم. سطح بعدی، علل اجتماعی است که درباره ساختارهای مربوط به اجتماع و مسائلی از این دست صحبت می‌کند و لایه‌های بعدی گفتمانی و اسطوره‌ای هستند. در فیلم «قاعده بازی» این تاثیر در قالب انتظارات کلاسیک و ژنریک عمل کرده و فیلم خوانش شخصی خود را ارائه می‌کند.

وی ادامه داد: این اثر به سرعت بیننده را به برخورد نمادین با رابطه‌ها دعوت می‌کند و عادات زندگی فقیر و غنی را به تصویر کشیده و به مخاطب یادآوری می‌کند که دانسته‌های خود را خارج از متن به کار بسته و با اثر وارد گفت‌و‌گو شود.

وی افزود: تماشاگر مشخص سینمای ایران با انتظار ژنریک وارد سالن شده و تلاش می‌کند با فیلم ارتباط برقرار کند. اما این فیلم مخاطب را  به خوانش بین متنی دعوت می‌کند. زمانی که مخاطب لایه ژنریک را مورد پسند خود نمی‌بیند، عدم استقبال از فیلم رخ می‌دهد. از دیدگاه نظریه معطوف به مخاطب، فیلم خوب و بعد معنا ندارد و تنها ارتباط برقرار کردن با فیلم مطرح است و هر فرد می‌تواند با طی مسیری، خود را در راستای درک فیلم قرار دهد. فیلم‌هایی از این دست انتظارات ژنریک را به صورت طبیعی برآورده نمی‌کنند، اما تنها نباید به صورت مرسوم با آثاری از این دست رو به رو شد و آن در در دو دسته خوب و بد قرار داد.

شیخ انصاری یادآور شد: فیلم دارای بازیگران پرتعداد و مطرحی است و زمانی که تماشاگر وارد سینما می‌شود ممکن است با تماشای فیلم، انتظارات او برآورده نشود. در فیلم خصوط داستانی زیادی وجود دارد و مجموعه این عوامل نشان از یک ظرفیت ویژه دارد. آثار معتمدی نیاز به خوانشی آرام دارد و لازم است به فیلم‌های او فرصت مناسبی برای تحلیل داده شود. فیلم‌های سینمایی و آثار مکتوب دکتر معتمدی، سپهری را فراهم کرده که از قابلیت ارجاع برخوردار است و باید آن‌ها را از قاعده خوانش سطحی جدا کنیم. سینمای ایران باید به سطح کلید واژه ارتقا پیدا کند در صورتی که هنوز در سطح نام‌ها است. فیلمسازی حرفه بی‌رحم و در عین حال زیبا است و فاصله میان خواسته‌ها با آنچه محقق می‌شود بسیار زیاد بوده و روش های بیانی پاسخگوی انتظارات هنرمندان نیست.

این کارشناس سینما ادامه داد: این اثر برای افرادی که متکی به نظام ارجاعات نیستند نیز حاوی نکاتی جالب توجه است. سینما برای  معتمدی تنها حاوی جذابیت‌های مرسوم نیست، بلکه او تلاش می‌کند مخاطب را به یک نظام گفتمانی و معرفتی متصل کند. او به دلایل خاص به سراغ بازیگران پرفروش می‌رود و هدفی خاص را دنبال می‌کند. روش فیلمسازی او بسیار لذت بخش است اما به تدریج هنرمند را دچار فرسایش ذهن و جسم می‌کند. فیلم مکان مناسبی برای فرود تجربیات درونی فیلمساز است و این موضوع موردی کمیاب در سینمای ایران است.

موزه سینما میزبان «محمود کلاری» می‌شود

کارگاه انتقال تجربه فیلمبرداری با حضور « محمود کلاری» در موزه سینما برگزار می‌شود.
به گزارش روابط عمومی موزه سینما، در ادامه برگزاری دوره های آموزشی این مجموعه فرهنگی تاریخی ،کارگاه انتقال تجربه فیلمبرداری باحضور«محمود کلاری» فیلمبردار پیشکسوت و خلاق در موزه سینما برگزار می‌شود.
این کارگاه هفتم تیرماه ساعت ۱۶ در  سالن فردوس موزه سینما برگزار می‌شود و علاقمندان برای ثبت نام و حضور در این کارگاه چهار ساعته می‌توانند به لینک زیر مراجعه کنند.
clubmuseum.ir/workshops/47

محمود کلاری فیلمبرداری آثاری همچون: جاده های سرد ، شیر سنگی، سرب، مادر ،دلشدگان ،بوتیک ، نوبت عاشقی،  از کرخه تا راین، ، بادیگارد ، بوی کافور، عطر یاس، خانه ای روی اب ، سارا ، لیلا، درخت گلابی ، استرداد، بید مجنون، کوچه بی‌نام، برف روی کاج ها ، بمب  ، خوک ، عنکبوت ، مرگ ماهی، کیمیا، نیمه تاریک ماه، قرمز ، اب و اتش ، باد مارا خواهد برد، شیرین،  ماهی ها عاشق میشوند ، جدایی نادراز سیمین،  گذشته و …را در کارنامه هنری خود دارد.
وی همچنین ساخت فیلم‌هایی سینمایی همچون تابستان همان سال، رقص با رویا و ابر و آفتاب را بر عهده داشته است.
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری از هفتمین جشنواره فیلم فجر برای «سرب»، برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری برای «جاده های سرد»، برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «گبه»، برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری از هجدهمین جشنواره فیلم فجر برای « بوی کافور، عطر یاس»، برنده سیمرغ بلورین بهترین دستاورد هنری برای فیلمبرداری سیاه و سفید « خون‌بازی»، برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری از بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر برای «جدایی نادر از سیمین»، برنده قورباغه نقره‌ای و نامزد قورباغه طلایی نوزدهمین جشنواره بین‌المللی “هنر فیلمبرداری” لهستان برای فیلم جدایی نادر از سیمین، تندیس یک عمر دستاورد هنری از جشنواره دوبلین در ایرلند، تندیس بهترین فیلمبرداری نهمین جشن بزرگ سینمای ایران برای « ماهی‌ها عاشق می‌شوند»، برنده تندیس بهترین فیلم‌برداری برای « استرداد» در جشن انجمن منتقدان سینمای ایران از جمله جوایزی است که این هنرمند به دست آورده است.
همچنین سال ۲۰۰۰ در جشنواره سه قاره (نانت فرانسه) و در سال ۲۰۱۸ در موزه هنرهای مدرن نیویورک مروری بر آثار این هنرمند نامدار کشور برگزار شده است.

در نمایش «دیوانه‌ای از قفس پرید» در موزه سینما مطرح شد: معتمدی نگاهی گیرا به جنگ و پیامد آن دارد /نباید نسبت به پیشینه ادبیات خود بی‌توجه باشیم

برنامه نمایش و نشست نقد و بررسی فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» به کارگردانی احمدرضا معتمدی با حضور جواد طوسی منتقد سینما، دکتر محمود بشیری استاد دانشگاه، دکتربهروز بختیاری استاد دانشگاه و مهرداد غفارزاده فیلمساز در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، مهرداد غفارزاده مدیر نشست در ابتدای این جلسه، گفت: درباره این فیلم نقدهای زیادی نوشته شده و احمدرضا معتمدی کتاب «مدرنیته و عقلانیت» را بر اساس این فیلم به چاپ رسانده است. معتمدی همواره همراه فیلم‌های خود باقی مانده و نسبت به آن حساسیت زیادی دارد. او یک مولف واقعی در سینما است و تعصب زیادی به مجموعه فیلم‌های خود دارد.

وی ادامه داد: از مجموعه آثار معتمدی می‌توان به این نتیجه رسید که او صاحب سبک است و این فیلم یکی از بهترین آثار در کارنامه کاری فیلمساز است. «دیوانه‌ای از قفس پرید» فیلمی خوش ساخت بوده و فیلمبرداری و بازی‌های درخشانی دارد. از موزه سینما برای برگزاری برنامه‌های بزرگداشت به  این شکل وزین تشکر می‌کنم.

نباید نسبت به پیشینه ادبیات خود بی‌توجه باشیم

احمدرضا معتمدی،کارگردان فیلم نیز بیان داشت:  صحنه‌ای مهمی از جمله عروسی یلدا در فیلم وجود داشت که پرستویی با صندلی چرخ‌دار در آن حضور داشت و یعقوب از او درخواست گروگان گیری کرد. او در آژانس شیشه‌ای این کار را انجام داد و برای من سوال است فردی که روزی جان خود را برای مردم گذاشت، چگونه فردی را گروگان می‌گیرد؟ در صورتی که او در این فیلم به شکلی دیگر رفتار می‌کند.

وی افزود: دراین فیلم و به مدت شش ماه به همراه مجید انتظامی روی موسیقی این فیلم کار کردیم. من ناراحت بودم که چرا نسبت به ادبیات بی‌توجه هستیم درحالی که استفاده از آن در ساحت سینما و تئاتر دنیا وجود دارد و حتی پست مدرن‌ها به شکلی پیچیده از ادبیات استفاده می‌کنند. امروزه در دنیا رمان‌هایی نوشته می‌شوند تا در ادامه فیلم‌هایی بر مبنای آن ساخته شوند. ما نباید نسبت به پیشینه ادبیات خود بی‌توجه باشیم.

معتمدی با بیان اینکه سرکوب این فیلم به دلیل بهره‌گیری از اقتباس برای من بسیارعجیب بود، افزود: دغدغه من همواره فلسفه بوده و حدود پنجاه سال است که در این زمینه مشغول تحقیق و پژوهش هستم. من تلاش کردم ضرب‌المثل‌های موجود در زبان را وارد فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» کنم و تلاش داشتم تا اثبات کنم ما در کشور شاهد نوعی مدرنیته بی‌ریشه هستیم.

باید به عدالت خواهی توجه جدی داشته باشیم

جواد طوسی، منتقد سینما با بیان این مطلب که جدا از دغدغه‌های فرهنگی،درزمینه «عدالتخواهی» با احمد رضا معتمدی فصل مشترک دارد و بخشی از این مسئله به سابقه قضایی‌اش دردادگستری ومسیر بعدی طی شده در حوزه وکالت بازمی‌گردد، گفت: نکته کنایه آمیز فیلم «دیوانه‌ای که از قفس پرید» این است که در چارچوب نگاه دغدغه‌مند معتمدی وآینده نگری هوشمندانه او در جامعه‌ای که زیست می‌کنیم که باید به عدالت توجه جدی داشته باشیم. در این میان، باید دید موجودیت و جایگاه واقعی رسانه ای با بُرد وسیع و فراگیر«سینما» در رسالت فرهنگی و اجتماعی‌اش کجاست؟

وی ادامه داد: شخصیت روزبه ایرانی در این فیلم یک نمونه عینی وشمایل دست یافتنی در حیطه سینمای ملی به شمار می‌رود. در تعادل و توازن میان فرم و محتوا، معتمدی در یک مقطع حساس تاریخی (بعد ازساخت فیلم های «هبوط» و «زشت و زیبا»)، به فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» رسیده که بشّدت فرزند زمانه خود است و واقعیت‌های عینی و بی‌واسطه دوران خودش را مطرح کرده ودر عین حال از نوعی آینده نگری عمیق و دلسوزانه برخوردار است.

طوسی خاطرنشان کرد: معتمدی در این فیلم از تکثیر شدن افراد فرصت طلب و منحطی چون مستوفی و فراست صحبت کرده‌ و در امتدادش به افرادی خرده پا وبی ریشه می‌پردازد که با مدار عدالت در تعارض هستند.

معتمدی نگاه مطالبه گر دارد

این منتقد پیشکسوت سینما ، افزود: به عقیده من تصویر ونشانه ای از«روزبه ایرانی» در شخصیت فرهنگی -اجتماعی احمدرضا معتمدی وجود دارد. گویی او خودش یکی از قربانیان جامعه فرهنگیِ معاصر است.معتمدی به اتکاء دغدغه‌های فلسفی‌اش، فیلمسازی معترض است که دیدگاه و جهان بینی عمیق دارد. او به تدریج تلاش کرد در گستره سینمای اجتماعی ایران، پیشنهادی نوین وسازنده را مطرح کند ونگاهی مطالبه‌گر داشته باشد.

طوسی خاطر نشان کرد: در فیلم «زشت و زیبا» و «دیوانه ای از قفس پرید» و تا حدی «آلزایمر» شاهد تعادل فرم و محتواهستیم اما در کارهای دیگر او فرم و نشانه شناسی و نمادپردازی خودشان را به اثر تحمیل می‌کنند.البته احمد رضا معتمدی با اتکاء به دانسته‌ها وتعلقات فلسفی‌اش، به دنبال نوعی آسیب شناسی اجتماعی است. در عین حال به عنوان یک فیلمساز ایرانی تلاش می‌کند قابلیت های بصری یک اثر سینمایی را به نمایش گذاشته و با وجود برخی ارجاعات و مقایسه‌‌ها، مرعوب نِحله‌های فلسفی امثال هایدگر ومیشل فوکو نشود و با قلّه‌های اینجایی همچون شهاب الدین سهروردی بیشترمحشور شود و این نمونه‌ها ومصادیق درکلیّت فیلم «دیوانه‌ای که از قفس پرید» مشهود است.

طوسی بیان داشت: رکن اصلی این اثر «کلام» است که به شکلی فرهیخته از ناحیه طیف‌ها وطبقات مختلف اجتماعی مطرح شده است. معتمدی بدون گارد گرفتن در برابر سنّت، به نقد مدرنیته می‌پردازد و با مفاهیم پست‌مدرن نیز دمساز می‌شود. در نگاه کنشگر و کنمشند معتمدی، مرید و مراد نهایی و واقعی، یلدا و روزبه ایرانی هستند. فیلم در این زمینه و از زاویه دید یلدا، به نوعی رسیدن از تردید به باور ویقین را به نمایش می‌گذارد. من ناخود آگاه با دیدن این فیلم  یاد «دیوانه‌ای از قفس پرید» میلوش فورمن افتادم. به نظرم شخصیت  روزبه ایرانی و موقعیت بحرانی و ضربه زننده‌ای که برای او ایجاد می‌شود ورابطه یلدا با روزبه، یاد آور مک مورفی و دوست سرخپوستش چیف بورمدن است.

طوسی در ادامه سخنانش گفت: صدای شیون بچه در انتهای فیلم، نشان از تولد یک نسل تازه دارد اما مشخص نیست چه وضعیتی درانتظار این نسل خواهد بود.

امروزه تولیدات انبوهِ سینمای ایران باعث شده تا سلیقه مخاطب به شکل اجتناب ناپذیر عوض شود. فیلم‌هایی مانند «هتل» و «فسیل» و سه گانه «تگزاس» در دسته چنین آثاری جای می‌گیرند. به نظر می‌رسد همچنان صورت مسئله به درستی درک نشده است. اگر بخواهیم «عدالت فرهنگی» را بدرستی بنا کنیم، لزوماً باید در شرایطی که این جنس فیلم‌های کمدی در چرخه تولید سالانه سلیقه ساز هستند و حضوری سیطره آمیز دارند، فیلم‌هایی همچون «دیوانه ای از قفس پرید» نیز دیده شوند و بخش خصوصی به تولید این گونه آثار که دغدغه اجتماعی دارند بپردازد.

طوسی ادامه داد: عده‌ای عقیده دارند سینما در بطن التهابات اجتماعی نمی‌تواند تغییری ایجاد کند و نقش محرّک و پیش برنده داشته باشد. اما توجه داشته باشیم زمانی که یک اثرسینمایی به‌درستی بنا شود و زبان نمایشی پالوده‌ای پیدا کند، می‌تواند دارای تاثیرگذاری بهنگام باشد و این را تجربه‌های تاریخی مختلف نشان داده است. فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» در یک شرایط حساس تاریخی به دنبال خوانشی متفاوت نسبت به سینمای اجتماعی بود.

وی افزود: معتمدی در تلاش بوده تا از طریق رسانه سینما تئوری را با عمل تلفیق و نگرش فلسفی‌اش را زمینی‌تر و بی تکلف‌تر کند. او به دنبال پیشنهاد یک خوانش متفاوت  در حوزه‌های فلسفی و اجتماعی است و این اتفاق در فیلم «دیوانه‌ای که از قفس پرید» رخ داده است. برپایه همین  دغدغه‌مندی موجود در ذات اثر برخی منتقدین در آن زمان از فیلم استقبال کردند. امروزه بهترین فرصت است تا از طریق افراد دلسوز و زمانه شناسی همچون معتمدی آسیب شناسی به موقعی در حوزه‌های اجتماعی سیاسی و فرهنگی صورت بگیرد، در صورتی که شاهدیم درسینمای عامه پسند تنها لحظه وحال وخنداندن تماشاچی به هر قیمتی اهمیت دارد.

طوسی در بخش دیگری از صحبت‌هایش بیان داشت: معتمدی درفیلم «قاعده بازی» مفاهیم فلسفی را با برخی مولفه‌های ژانر کمدی در هم آمیخته و به شماری از آثار تاریخ سینما ادای دین داشته و اثر متفاوتی خلق کرده است. دغدغه‌مندی فلسفی در عمده آثار معتمدی وجود دارد و تلاش او این بوده تا نگاه ودنیا وروایتی متفاوت را در دل سینمایی کلیشه پرداز تجربه کند.

قوت فیلم به واسطه جادوی زبان شکل گرفته است

دکتر محمود بشیری استاد رشته ادبیات و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی نیز در سخنانی بیان داشت: معتمدی آثاری معناگرا و با طعم فلسفه را کارگردانی می‌کند که این موضوع مورد پسند من است.‌کار او در این فیلم بسیار برجسته بوده و به عنوان نمونه انتخاب اسامی شخصیت‌ها در این فیلم دارای نوعی تعامد است و با هوشمندی انتخاب شده‌اند. یلدا واژه‌ای عبری به نام تولد است و این نام به صورت آگاهانه برای یکی از شخصیت‌ها انتخاب شده است. یلدا در پایان فیلم به مسیر اصلی خود بازمی‌گردد و این یک تولد دوباره است. مسائل بینامتنی در ارتباط فیلم با متون گذشته بسیار مشهود و قابل بررسی است.

وی ادامه داد: جمال زاده در مجموعه داستان «یکی بود یکی نبود» هم مواردی را مطرح کرده و تذکره الاولیا نیاز حاوی بن‌مایه‌های داستانی بوده که ما به ازای آن در فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» وجود دارد.

بشیری افزود: از نظر نشانه شناسی این فیلم شباهت‌هایی با «آژانس شیشه‌ای» دارد و نکته مهم در این فیلم، زبان و گفت و گو است و قوت فیلم به واسطه جادوی زبان شکل گرفته است. از نظر ادبی فیلمی که شاهد آن بودیم اثری خوب و ارزنده‌ای است و ای کاش معتمدی فرصت پیدا می‌کرد تا به این مسیر ادامه دهند. نکته قابل توجه این است که معتمدی نگاهی گیرا به مسائل جنگ و پیامد آن داشته است.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: شکل و شمایل علی نصیریان در فیلم نیز جالب توجه است و او گریمی خاص دارد. ضرب‌المثل‌ها در این فیلم در ارتباط با شخصیت پردازی کاراکتر‌هاعمل کرده و بسیار حساب شده و منسجم‌ انتخاب شده‌اند.

 

معتمدی در تربیت فرهنگی مخاطب تلاش زیادی کرده است

دکتر بهروز محمودی بختیاری استاد گروه هنرهای نمایشی دانشگاه تهران نیز بیان داشت: این فیلم در جشنواره بیست و یکم فیلم فجر سه سیمرغ به خود اختصاص داد و در شش رشته نامزد بوده است. فیلمبرداری این فیلم بسیار درخشان است. در کتاب «آقای بازیگر» عزت‌الله انتظامی از فیلم دفاع می‌کند و آن را اثر مورد علاقه خود دانسته و داستان آن را برجسته می‌داند. کاربرد قابل توجه عبارت و اصطلاحات و کنایات زبان فارسی در فیلم مشهود بوده و از جمله جذابیت‌های فیلم به شمار می‌رود.

وی ادامه داد: سرعت ارائه اطلاعات در این فیلم برای من کمی آزار دهنده بود و برایم جالب بود که این افراد به یکدیگر سلام نمی‌کنند و این موضوع در فرهنگ ما امری آشنا نیست. مسئله نام شناسی در فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» بسیار ویژه است و برای نمونه نام روزبه، بیانگر یک اندیشه ایرانی است.

وی ادانه داد: در فیلم جمله‌های جذابی وجود دارند اما از نطر روایت شناسی هضم آن آسان نیست. طبق علم روانشناسی فرد نمی‌تواند هنگام لطمه روحی جملات پاکیزه‌ای را عنوان کند اما در عین حال این عبارات از منظر درام‌نویسی بسیار برجسته هستند. سطح فرهنگ مخاطب بر اساس خوراک فرهنگی که دریافت می‌کند شکل می‌گیرد و معتمدی تلاش کرده در تربیت فرهنگی این مخاطب کوشش کند.

بختیاری افزود: یلدا و روزبه دارای مشکلات زیادی هستند اما به نظر می‌رسد یلدا علاقه زیادی به آرمان‌های فردی  روزبه دارد. انتظامی در این فیلم تکرار کننده شمایلی است که از او سراغ داریم و او بازی درخشانی ارائه کرده است و حتی نصیریان و حاتمی و کریمی هم بازنمایی نقش‌های پیشین خود را ارائه کرده‌اند. برای درک و آگاهی نسبت به این فیلم، شناخت پیکره سینمای ایران، امثال و حکم و ضرب‌المثل‌های ایرانی می‌تواند مفید باشد.

مهبد مکّی پژوهشگر حوزه موسیقی نیز گفت: انتظامی همواره از ساز پیانو بهره خاصی برده است و این موضوع در فیلم «کانی مانگا» هم چشمگیر است و در عوض موسیقی اپیک، از افکت- موسیقی بهره برده است. انتظامی دید ویژه‌ای به ساز‌های بادی دارد و دارای هوش موسیقایی سرشاری است که موفق می‌شود باعث تعمیق کشش‌های دراماتیک شده و لایه‌های پنهان فیلم را آشکار کند. شاخصه اصلی موسیقی فیلم این است که به اندازه کافی در فضای فیلم شنیده شود و این موضوع نیز به صورتی ویژه در اثر وجود دارد.

در این نشست هنرمندانی همچون عزیزاله حمیدنژاد، امیر راضی، محمدرضا بایرامی و… حضور داشتند.

 

 

 

 

 

 

 

نمایش«قاعده بازی» در موزه سینمای ایران

«قاعده بازی» در موزه سینمای ایران نمایش داده می‌شود.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما،«قاعده بازی» ساخته احمدرضا معتمدی روز شنبه 26 خرداد ساعت ۱۶ در سالن فردوس این مجموعه فرهنگی تاریخی نمایش داده می‌شود.

بعد از نمایش فیلم جلسه نقد و بررسی با حضورقطب الدین صادقی (فیلمنامه نویس و کارگردان)، رامتین شهبازی (منتقد سینما و استاد دانشگاه)، مجید شیخ انصاری (تهیه کننده و استاد دانشگاه)، مسعود سفلایی (عضو هئیت علمی دانشگاه سینما و تئاتر) برگزار خواهد شد.

اکبر عبدی، الناز شاکردوست، کیومرث ملک‌مطیعی، ژاله صامتی، مهران رجبی، انوشیروان ارجمند، علیرضا خمسه، شهرام قائدی، محسن قاضی مرادی، فریده سپاه‌منصور، مهتاج نجومی، مریم سعادت، سعید پورصمیمی، گوهر خیراندیش، حمید لولایی، جمشید هاشم‌پور، هوشنگ حریرچیان، داریوش ارجمند و … در این فیلم نقش آفرینی دارند.

داستان دربارهه مردی است که دو زن، یکی از محلات پائین شهر و یک زن نیز در محلات بالا شهر دارد و از هر کدام از این زن‌ها نیز فرزندانی دارد که از وجود یکدیگر بی‌خبر هستند…

ورود برای علاقمندان آزاد است.

در نشست نقد و بررسی « سوتفاهم» در موزه سینما مطرح شد: فیلم باید مخاطب را وارد چالش فکری کند

برنامه نمایش و نشست نقد و بررسی فیلم «سوءتفاهم» به کارگردانی احمدرضا معتمدی با حضور وحیدالله موسوی نویسنده، آنتونیا شرکا منتقد سینما، فرانک آرتا منتقد سینما و محمود گبرلو منتقد سینما و مدیر نشست، در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، محمود گبرلو در ابتدای این نشست گفت: فیلم «سوءتفاهم» اثری سخت و پیچیده و دارای معانی و مفاهیم فراوانی است. در دنیا فیلم فلسفی امری رایج بوده و یک فیلمساز ایرانی نیز با آثار خود قدم در این ساحت گذاشته است.

وحیدالله موسوی، نویسنده نیز گفت: از طریق ساختارهای معنایی و نحوی می‌توان مضامین گسترده فیلم «سوءتفاهم» را مورد توجه قرار داد. سینما خود یک وضعیت فلسفی است و بدیو فیلسوف فرانسوی نسبت به آن صحبت کرده است و سینما را وضعیت فلسفی می‌داند. او در کتاب خود فلسفه را از ساحت بیرونی وارد سینما نکرده و معتقد است از دل یک فیلم است که فلسفه ایجاد می‌شود. فیلم در انتها نقل قولی از بودریار را مطرح می‌کند و در اثر نیز از درون سناریو وضعیت فلسفی ایجاد می‌کند.

وی ادامه داد: فلسفه از وضعیت گسست ایجاد می‌شود و فیلم «سوءتفاهم» وضعیتی میان بدل و اصل را واکاوی می‌کند. بدیو می‌گوید پرده‌هایی در اطراف ما را احاطه کرده است و حقیقت غیر قابل تشخیص و وصول شده است. امروزه دیگر تجربه واقعی از جنگ وجود ندارد و همه چیز از اتاق‌های فرمان کنترل می‌شود. از همان سکانس اول فیلم، بحث وجود دوربین‌های سرتاسری و لایه‌هایی از واقعیت مطرح می‌شود. از زمان تروفو، ارجاع درون متنی در سینمای مدرنیستی وجود داشته است. در فیلم واقعیت‌های مختلفی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

وی ادامه داد: «سوءتفاهم» تلفیقی از ژانرهای نوآر، کمدی سیاه و رمانس است و به همین دلیل شاهد یک فیلم تلفیقی هستیم. این وضعیت هنر در عصر سرمایه‌داری متاخر است و سینما به طور حتم باید به این سمت پیش برود و در تلفیق هنرمندانه ژانرها است که قدرت خلاقه مولف مشخص می‌شود.

موسوی خاطرنشان کرد: یکی از فیلسوفان عقیده دارد که سینما و فلسفه هر دو کار خود را از ناسرگی آغاز می‌کنند. آنتونیونی مفهوم اگزیستانسیالیسم و نظریات سارتر را در کارهای خود بازتاب می‌دهد و این کاری بسیار مشکل است. یک سینماگر زمانی که می‌خواهد موارد فلسفی را به وجود آورد، با پیچیدگی‌های زیادی رو به رو است. سینما رسانه‌ای تکثرگرا بوده و به همین دلیل باید با فیلم‌های فلسفی با نگاهی نسبی رو به رو شد.

موسوی درباره فیلم «سوءتفاهم» بیان داشت: فیلم احمدرضا معتمدی تا حدودی خصوصیات پازل فیلم و مبحث پیچیدگی‌های روایت را بازتاب می‌دهد. فرمالیست‌ها عقیده دارند که فیلم باید مخاطب را وارد چالش فکری کند و عقیده داشتند سینمای هنری یعنی زمانی که از سالن بیرون می‌آید همچنان به آن فکر کنید و این اتفاق برای من با تماشای «سوءتفاهم» رخ داد. فیلم از جمله آثار والای ژانری است و به همین دلیل تفکر ویژه‌ای را از مخاطب می‌طلبد.

این نویسنده همچنین گفت: کمدی سیاه که دارای ویژگی ابزورد و جفنگ است بسیار دقیق و هوشمندانه برای این اثر انتخاب شده که نمایانگر وضعیتی خردستیز است. کمدی سیاه به مسائل سیاسی و اجتماعی نقدهایی وارد می‌کند و یک ژانر والا در سینما به شمار می‌رود و مخاطب را  معلق باقی می‌گذارد.

وی ادامه داد: بازیگران دارای شمایل کمدی هستند و به همین دلیل انتخاب آن‌ها را بسیار هوشمندانه می‌بینم. فیلم همچنین دارای فضایی تئاتری است که از سینمای مدرن و فاسبیندر الهام گرفته شده است و برای تقابل با بحران میزانسن در سینما مورد استفاده قرار می‌گیرد. رد پای آندره بازن و مقوله برداشت‌های بلند به شکلی گیرا در فیلم وجود دارد و اثر دارای نوعی سبک مونتاژی است.

«سوءتفاهم» بازنمای مفهوم امپراتوری و حکومت رسانه است

در ادامه آنتونیا شرکا منتقد سینما نیز گفت: این فیلم را نخستین بار در جشنواره فیلم فجر دیدم. «سوءتفاهم» اثری پیچیده و دارای حال و هوای معمایی، پلیسی و روانشناختی است. فیلم دارای معانی عمیق و جنبه‌های مختلف است و مخاطب خود را مدام غافلگیر می‌کند و از نظر ژانری، دارای لایه بندی‌های مختلف است. من فیلم را به نوعی بازنمای مفهوم امپراتوری و حکومت رسانه می‌دانم.  هرکجا دوربین وجود دارد، باز هم نمی‌توان واقعیت را از مجاز تشخیص داد.

وی ادامه داد: در فیلم گاهی دیالوگ‌ها تکرار شده و حتی با یکدیگر هم‌پوشانی پیدا می‌کنند و درواقع نوعی ساختار «فیلم در فیلم» در این اثر برقرار است. فیلم دارای لایه‌های مختلفی است و اطلاعات و رویدادهای مختلف گاهی روی یکدیگر انباشته می‌شوند و این انباشتگی سرشار از سره و ناسره است و این موارد در دنیایی رخ می‌دهد که نمی‌توان تشخیص درستی داشت.

شرکا بیان داشت: در فیلم حتی یک تصویر یا مجاز می‌تواند به نوعی واقعیت را تشکیل دهد و خود را به عنوان بخشی از حقیقت تحمیل می‌کند. فیلم نوعی رویکرد پیشگویانه دارد و دوربین موجود در اثر، نوعی عنصر واقعیت ساز در راستای وایرال شدن را تشکیل داده و خود نوعی واقعیت جدید را مطرح می‌کند. با این وجود فیلم در مواردی به دلیل وجود ساختار فیلم در فیلم، دارای نوعی اغتشاش است. پیام نهایی فیلم این است که دست بالای دست بسیار است و فیلمساز در «سوءتفاهم» واقعیت را به چالش می‌کشد. این اثر را باید بیش از یک بار دید و روند اتفاقات به گونه‌ای چیده شده که مخاطب در وهله اول به دنبال معنای واقعیت در آن می‌گردد.

شرکا افزود: در فیلم دنیایی چیده شده که هر لحظه امکان فروپاشی بخشی از آن وجود دارد. کارگردان شخصی مولف بوده و دیدگاه او در فیلم جاری است.  مشکل من با «سوءتفاهم» این است که با اثری پیچیده و فلسفی رو‌به‌رو هستیم اما قصه به واسطه نوع پایان بندی به مفهومی بسیار ساده و ابتدایی تقلیل پیدا کرده و باعث انحراف ذهن مخاطب می‌شود.

فیلم یک فیلمساز انعکاس تفکرات اوست

فرانک آرتا منتقد سینما نیز در این نشست گفت:  خودم را مخاطب سینمای احمدرضا معتمدی می‌دانم زیرا به سادگی نمی‌توان آن را در یکی از دو دسته بندی رایج سینمای بدنه یا روشنفکری قرار داد. معتمدی فردی دغدغه‌مند بوده و ارادتی ویژه به دانش فلسفه دارد.

وی ادامه داد: «سوءتفاهم» در ژانر جنایی، پلیسی و روانشناختی ساخته شده است و آنچه در پس ذهن فیلمساز وجود دارد را در لایه‌های عمیق‌تر فیلم می‌بینیم و معنا و تبیین جهان امروز که در عین پیچیدگی ساده است، در اثر وجود دارد. در فیلم پیچیدگی فضا و مسائل روانشناختی نسبت به آدم‌های پیرامون به چشم می‌خورد.

آرتا با بیان اینکه فیلم یک فیلمساز انعکاس تفکرات اوست، بیان داشت:  آقای معتمدی سالها با فلسفه زندگی کرده و کتاب‌های مهمی را نوشته‌اند. به طور مشخص از بن مایه‌های فیلم می‌توان به نگاه فیلمساز رسید.

آرتا افزود: در فیلم به دیدگاه افلاطون درباره مجاز و واقعیت  اشاره شده و تمثیل غار افلاطون و سایه‌ها نیز مورد توجه قرار گرفته است. گویی فیلمساز مخاطب را در یک فضای خشن قرار داده است. فیلم دارای زیبایی شناسی مختص به خود و فضایی سرد، مدرن و پست مدرن است.

آرتا خاطرنشان کرد: تمام فلاسفه از دیروز تا حال به نوعی نسبت به جامعه پیرامونی خود  تلنگری وارد کرده‌اند و معتمدی نیز با فضاسازی و داستانی سرشار از مجاز، مخاطب را وارد دنیای امروز می‌کند‌. از زمان یونان باستان تا عصر مدرن احساسات و عواطف بشر به زیباترین شکل ممکن مطرح می‌شود اما در «سوءتفاهم» احساسات و عشق در پایین‌ترین حد خود اتفاق می‌افتد و گویی دیگر عشقی وجود ندارد. در یکی از فرازهای فیلم بحثی درباره عقل وجود دارد، موضوعی که از دوره افلاطون تا به امروز درباره آن صحبت شده است.

وی ادامه داد: فیلمساز به صورت عامدانه و اعتراضی اثر خود را از عشق تهی می‌کند. فیلم ساده لوحی انسان‌ها در جهان را نشان می‌دهد، به گونه‌ای که عشق و نفرت نیز ریشه در این ساده لوحی دارد. در فیلم به سرمایه‌داری بزرگ اشاره می‌شود که قدرت همه امور را به دست می‌گیرد. معتمدی تجربه جدیدی را با این فیلم از سر گذراند در صورتی که بسیاری از فیلم‌سازان جرأت نوعی دیگر از تفکر را ندارند زیرا در جامعه هنری ایران، نوعی ترس از قضاوت و تمسخر وجود دارد. فیلم دارای اشکالاتی به لحاظ کارگردانی و تدوین است اما در کلیات اثری موفق است. در این فیلم میزانسن به گونه‌ای بود که با وجود محدودیت فضا و عدم تعدد لوکیشن، بیننده دچار خستگی نمی‌شود.

نمایش«دیوانه ای از قفس پرید» در موزه سینمای ایران

«دیوانه ای از قفس پرید» ساخته احمدرضا معتمدی روز جمعه ۲۵ خرداد ساعت ۱۶ در سالن فردوس این مجموعه فرهنگی تاریخی نمایش داده می شود.
بعد از نمایش فیلم  جلسه نقد و بررسی با حضور جواد طوسی ( منتقد سینما)، بهروز بختیاری ( استاد دانشگاه)، محمود بشیری( استاد دانشگاه) برگزار خواهد شد.
مدیریت نشست بر عهده مهرداد غفارزاده است.
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن ( نیکی کریمی)، سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن ( مجید انتظامی) در جشنواره فیلم فجر از جمله جوایزی است که این فیلم کسب کرده است.
زنده یاد عزت‌الله انتظامی، علی نصیریان، نیکی کریمی،پرویز پرستویی و .‌.. در این فیلم نقش آفرینی دارند.
ورود برای علاقمندان آزاد است.