تاریخ سینمای ایران؛

اولین سینمای ایران کجا بود؟ تهران یا تبریز؟

اولین سینمای ایران کجا بود؟ تهران یا تبریز؟

در روایت عمومی، اغلب «ابراهیم صحاف‌باشی » به‌عنوان بنیانگذار نخستین سینمای عمومی ایران معرفی می‌شود. او در سال ۱۹۰۴ در خیابان چراغ‌گاز تهران محلی برای نمایش عمومی فیلم ایجاد کرد.

به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد احتمالاً سینما سولی در تبریز که حدود سال ۱۹۰۰ توسط مبلغان کاتولیک ایجاد شده بود، نخستین محل عمومی نمایش فیلم در ایران بوده است؛ با این تفاوت که یک سینمای تجاری به معنای بعدی کلمه نبود.
صحاف‌باشی در نوامبر یا دسامبر ۱۹۰۴ نخستین سینمای عمومی تجاری تهران را راه انداخت. فعالیت آن هم چندان دوام نیاورد و کمتر از یک ماه بعد تعطیل شد.
بنابراین برای روایت دقیق تاریخ باید میان سه مفهوم تفاوت گذاشت: نخستین نمایش‌های خصوصی، نخستین محل عمومی نمایش فیلم و نخستین سینمای تجاری.
همین تفاوت توضیح می‌دهد چرا گاهی تبریز و گاهی تهران به‌عنوان محل تولد سینمای ایران معرفی می‌شوند.

از تماشای فیلم خارجی تا ساخت فیلم ایرانی

سه دهه طول کشید تا ورود سینماتوگراف به ایران به تولید یک فیلم بلند داستانی ایرانی منجر شود. «آبی و رابی» ساخته آوانس اوهانیان نقطه مهم این مسیر بود.
تولید فیلم در سال ۱۹۳۰ انجام شد و نخستین نمایش آن برای خبرنگاران و مقامات در ۲ ژانویه ۱۹۳۱ برگزار شد. «آبی و رابی» یک کمدی صامت بود و از آن به‌عنوان نخستین فیلم بلند تولیدشده در سینمای ایران یاد می‌شود.
فیلم از نظر فنی و اقتصادی با مشکلات زیادی روبه‌رو بود. هنوز زیرساخت تولید فیلم در ایران شکل نگرفته بود و سازندگان برای تجهیزات، مواد خام، آموزش و نمایش با دشواری‌های متعدد مواجه بودند.
اما همین تجربه یک اصل مهم را تثبیت کرد: ایران دیگر صرفاً مصرف‌کننده تصاویر وارداتی نبود؛ می‌توانست تصویر خودش را هم بسازد.

وقتی سینمای ایران صدا پیدا کرد

تنها چند سال بعد، اتفاق مهم‌تری رخ داد. «دختر لر» در سال ۱۹۳۳ به نمایش درآمد؛ نخستین فیلم ناطق فارسی که در تاریخ سینمای ایران جایگاهی تعیین‌کننده پیدا کرد.
فیلم را اردشیر ایرانی کارگردانی کرد و عبدالحسین سپنتا نویسنده و یکی از بازیگران اصلی آن بود. تولید در بمبئی انجام شد، زیرا ایران در آن زمان امکانات فنی لازم برای تولید فیلم ناطق را نداشت.
روح‌انگیز سامی‌نژاد نیز با بازی در این فیلم به یکی از نخستین زنان تاریخ سینمای ایران بدل شد که مقابل دوربین یک فیلم فارسی‌زبان ظاهر شد.موفقیت «دختر لر» به حدی بود که سینمای صامت ایران عملاً دیگر توان رقابت با فیلم ناطق را نداشت.
این نقطه را می‌توان آغاز شکل‌گیری جدی‌تر بازار فیلم ایرانی دانست.

سینمای ایران چگونه به «موج نو» رسید؟
از دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰ تولید تجاری فیلم در ایران گسترش پیدا کرد.
ستاره‌ها، سالن‌های بیشتر، شرکت‌های تولیدکننده و ژانرهای محبوب پدید آمدند. ملودرام، کمدی، فیلم‌های موزیکال و آثار عامه‌پسند بخش عمده بازار را تشکیل می‌دادند.
اما از اواخر دهه ۱۳۳۰ و به‌ویژه در دهه ۱۳۴۰، جریان دیگری در کنار سینمای تجاری شکل گرفت.
فیلمسازانی به دنبال زبانی بودند که بیشتر با جامعه، ادبیات، زندگی روزمره و تجربه ایرانی ارتباط داشته باشد.
فروغ فرخزاد با «خانه سیاه است»، ابراهیم گلستان با «خشت‌ و آینه»، فرخ غفاری با «شب قوزی»، داریوش مهرجویی با «گاو»، مسعود کیمیایی با «قیصر»، ناصر تقوایی، بهرام بیضایی، سهراب شهیدثالث و دیگران هرکدام بخشی از این تحول را نمایندگی کردند.
«خانه سیاه است» در سال ۱۹۶۳ در جشنواره اوبرهاوزن جایزه گرفت و بعدها به یکی از آثار بنیادین سینمای مستند و شاعرانه ایران تبدیل شد.

 «گاو» نیز امروز از نقاط عطف موج نوی سینمای ایران محسوب می‌شود؛ جریانی که از روایت‌های صرفاً سرگرم‌کننده فاصله گرفت و به واقعیت اجتماعی، روانشناسی شخصیت، فرم سینمایی و زبان استعاری توجه بیشتری نشان داد. 

کانون و نسلی که زبان سینمای ایران را تغییر داد 
در سال ۱۹۷۰، عباس کیارستمی فعالیت فیلمسازی خود را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کرد.  نخستین فیلم کوتاهش در این مجموعه، «نان و کوچه»، درباره پسربچه‌ای بود که در مسیر بازگشت به خانه با یک سگ روبه‌رو می‌شود. 
سادگی ظاهری، استفاده از کودک، فضای واقعی، بازیگران غیرحرفه‌ای و فاصله گرفتن از قواعد رایج سینمای تجاری بعدها به بخشی از زبان شناخته‌شده کیارستمی تبدیل شد. 
کانون فقط برای کیارستمی مهم نبود.  این نهاد بستری برای شکل‌گیری و تجربه‌گری گروهی از فیلمسازان، انیماتورها و هنرمندان ایرانی فراهم کرد و نقش مهمی در تاریخ سینمای کودک، فیلم کوتاه و انیمیشن ایران داشت. 

انقلاب ۱۳۵۷؛ گسست یا آغاز یک دوره تازه؟ 
انقلاب اسلامی ساختار سینمای ایران را به‌شدت تغییر داد.  برای مدتی آینده این صنعت نامعلوم بود. سالن‌هایی تعطیل شدند، قواعد تولید و نمایش تغییر کردند و بسیاری از مناسبات سینمای پیش از انقلاب از بین رفت.  اما سینما حذف نشد.
به‌تدریج ساختار تازه‌ای از نهادهای فرهنگی، تولیدی، نظارتی و جشنواره‌ای شکل گرفت.  بنیاد سینمایی فارابی در سال ۱۹۸۳ به یکی از نهادهای کلیدی تولید، حمایت، واردات و حضور بین‌المللی فیلم‌های ایرانی تبدیل شد.
همان سال‌ها نخستین جشنواره فیلم فجر نیز شکل گرفت.  نخستین جشنواره فجر در بهمن ۱۳۶۱ به دبیری حسین وخشوری برگزار شد. 
جالب اینکه ساختار نخستین دوره با فجر امروز تفاوت زیادی داشت. فیلم‌های حرفه‌ای ایرانی در بخش رقابتی حضور نداشتند و مسابقه اصلی به سینمای آماتور اختصاص پیدا کرده بود.
آثاری چون «مرگ یزدگرد»، «خط قرمز» و «حاجی واشنگتن» از فیلم‌های مهم نمایش‌داده‌شده آن دوره بودند. 
در دهه‌های بعد جشنواره فجر به مهم‌ترین ویترین سالانه تولید سینمای ایران تبدیل شد. 

چگونه سینمای ایران جهان را غافلگیر کرد؟ 
شهرت بین‌المللی سینمای ایران یک‌شبه اتفاق نیفتاد.  فیلم‌های ایرانی از دهه ۱۹۶۰ وارد جشنواره‌های اروپایی شده بودند. اما از دهه ۱۹۸۰ و به‌ویژه دهه ۱۹۹۰، حضور آنها به یک جریان قابل تشخیص تبدیل شد. 
سینمای ایران با فیلم‌هایی کم‌هزینه، روایت‌هایی انسانی، بازیگران غیرحرفه‌ای، فضاهای واقعی و مرز باریک میان مستند و داستان توجه منتقدان جهانی را جلب کرد.  امیر نادری، عباس کیارستمی، محسن مخملباف، رخشان بنی‌اعتماد، جعفر پناهی، ابوالفضل جلیلی، مجید مجیدی، سمیرا مخملباف و بسیاری دیگر در دوره‌های مختلف این تصویر را ساخته‌اند.
 دانشنامه ایرانیکا اشاره می‌کند که تا حوالی سال ۲۰۰۰ اصطلاح «سینمای نوین ایران» در فضای دانشگاهی و جشنواره‌ای بین‌المللی به عنوان یک جریان مشخص تثبیت شده بود. 
نخل طلایی کیارستمی؛ یک نقطه تاریخی  سال ۱۹۹۷ یکی از مهم‌ترین سال‌های تاریخ سینمای ایران است. 
«طعم گیلاس» عباس کیارستمی در پنجاهمین جشنواره کن به نمایش درآمد و نخل طلای جشنواره را به‌طور مشترک با «مارماهی» شوهئی امامورا دریافت کرد. 
این نخستین بار بود که یک فیلم ایرانی به نخل طلای کن می‌رسید.  موفقیت کیارستمی فقط یک جایزه نبود.  او برای بسیاری از منتقدان و فیلمسازان جهان به نماینده نوعی از سینمای ایران تبدیل شد که از امکانات محدود، روایت‌های ساده و پرسش‌های اخلاقی و فلسفی، جهانی پیچیده می‌ساخت.  به همین دلیل تأثیر کیارستمی از مرز جوایز جشنواره‌ای بسیار فراتر رفت. 
«بچه‌های آسمان» و نخستین نامزدی اسکار  دو سال بعد، اتفاق مهم دیگری رخ داد.  «بچه‌های آسمان» ساخته مجید مجیدی در هفتادویکمین دوره جوایز اسکار نامزد بهترین فیلم خارجی‌زبان شد. 
این نخستین نامزدی ایران در این شاخه بود.  فیلم اسکار را نبرد، اما نامزدی آن نشان داد سینمای ایران حالا دیگر فقط در محافل تخصصی جشنواره‌ای شناخته نمی‌شود و وارد یکی از بزرگ‌ترین ویترین‌های صنعت سینمای جهان شده است.

  فرهادی و دو اسکار برای ایران 
مرحله بعدی در سال ۲۰۱۲ اتفاق افتاد.  «جدایی نادر از سیمین» اصغر فرهادی برنده اسکار بهترین فیلم خارجی‌زبان شد و نخستین اسکار تاریخ سینمای ایران را به دست آورد.  فیلم همزمان برای فیلمنامه اورجینال نیز نامزد شده بود.
آکادمی اسکار رسماً از آن به‌عنوان نخستین فیلم ایرانی برنده این جایزه یاد می‌کند.  پنج سال بعد، فرهادی دوباره با «فروشنده» همین جایزه را دریافت کرد.  به این ترتیب ایران تا امروز دو بار در شاخه فیلم بین‌المللی/خارجی‌زبان اسکار برنده شده است؛ هر دو بار با فیلمی از اصغر فرهادی. 
موفقیت جهانی فقط متعلق به فیلم بلند نیست  یکی از نکات مهم در شناخت سینمای ایران این است که موفقیت بین‌المللی آن محدود به فیلم بلند داستانی نیست.  سینمای کوتاه، مستند و انیمیشن ایران نیز طی دهه‌ها حضور گسترده‌ای در جشنواره‌های جهانی داشته‌اند. 
نمونه تازه آن در سال ۲۰۲۵ رخ داد؛ زمانی که انیمیشن کوتاه «در سایه سرو» ساخته شیرین سوهانی و حسین ملایمی برنده اسکار بهترین فیلم کوتاه انیمیشن شد.  در همان سال، جعفر پناهی با «یک تصادف ساده» نخل طلای هفتادوهشتمین جشنواره کن را گرفت.
  ۶۸ سال پس از آغاز جشنواره کن و ۲۸ سال پس از نخل طلای کیارستمی، یک فیلمساز ایرانی دیگر بالاترین جایزه این جشنواره را دریافت کرد.  این دو اتفاق نشان می‌دهد حضور جهانی سینمای ایران نه فقط یک خاطره متعلق به دهه ۱۳۷۰، بلکه همچنان یک جریان زنده است.

تاریخ سینمای ایران در چند قاب

۱۲۷۹ / ۱۹۰۰آشنایی مظفرالدین‌شاه با سینماتوگراف و نخستین فیلمبرداری‌های ابراهیم‌خان عکاس‌باشی

حدود ۱۲۷۹ / ۱۹۰۰فعالیت سینما سولی در تبریز؛ یکی از نخستین محل‌های عمومی نمایش فیلم

۱۲۸۳ / ۱۹۰۴آغاز فعالیت سینمای عمومی تجاری صحاف‌باشی در تهران

۱۳۰۹ / ۱۹۳۰تولید «آبی و رابی»، نخستین فیلم بلند سینمای ایران

۱۳۱۲ / ۱۹۳۳نمایش «دختر لر»، نخستین فیلم ناطق فارسی

۱۳۴۱ / ۱۹۶۲ساخته‌شدن «خانه سیاه است» فروغ فرخزاد

۱۳۴۸ / ۱۹۶۹«گاو» و تثبیت یکی از جریان‌های مهم موج نوی سینمای ایران

۱۳۴۹ / ۱۹۷۰آغاز فیلمسازی عباس کیارستمی در کانون

۱۳۶۱ / ۱۹۸۳نخستین جشنواره فیلم فجر و شکل‌گیری ساختارهای تازه سینمای پس از انقلاب

۱۳۷۶ / ۱۹۹۷نخل طلای کن برای «طعم گیلاس»

۱۳۷۷ / ۱۹۹۹نامزدی اسکار «بچه‌های آسمان»

۱۳۷۹ / ۲۰۰۰نامگذاری ۲۱ شهریور به‌عنوان روز ملی سینما

۱۳۹۰ / ۲۰۱۲نخستین اسکار ایران برای «جدایی نادر از سیمین»

۱۳۹۵ / ۲۰۱۷دومین اسکار ایران برای «فروشنده»

۱۴۰۳ / ۲۰۲۵اسکار انیمیشن کوتاه برای «در سایه سرو» و نخل طلای جعفر پناهی