به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، جلال پیشواییان (۲۰ خرداد ۱۳۰۹ – ۲۰ آذر ۱۴۰۰) متولد محله سنگلج تهران بود و در ورزش نیز فعالیت داشت.
او بازیگری را در سال ۱۳۴۰ با فیلم دختری فریاد میکشد آغاز کرد و در طول زندگی حرفهای خود در بیش از ۸۰ فیلم به ایفای نقش پرداخت. پیشواییان برای بازی در نقش منفی فیلمها معروف بود.

جلال پیشوائیان در سال ۱۳۴۰ با ایفای نقش در فیلم دختری فریاد میکشد به کارگردانی و نویسندگی خسرو پرویزی آغاز کرد و پس از آن در فیلم سینمایی گرگهای گرسنه به کارگردانی محمدعلی فردین بازیگری را ادامه داد.
وی با بازی در فیلم سینمایی قیصر با نقش منصور آب منگل به شهرت رسید و با فیلم خداحافظ تهران به کارگردانی ساموئل خاچیکیان به چهرهٔ شناخته شدهای مبدل شد و تا پایان سال ۱۳۹۰ در بیش از ۸۰ فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخت. او همچنین در چند فیلم از جمله هاشم خان و قیصر به عنوان مدیر تدارکات نیز فعالیت کرد
او درکشور آلمان زندگی میکرد و از بازیگران موج نوی سینمای ایران محسوب می شود . او با بازی در قالب خبیثترین شخصیتهای سینمایی در برابر قهرمانهای اغلب عاصی و تنهای آن فیلمها تراژدیهای هولناک و خونباری را رقم میزد. بازی او در نقش یکی از برادران آبمنگل در فیلم قیصر نقش ویژهای در شکلگیری چهره سینمایی جلال پیشواییان داشت.
جلال پیشوائیان پس از بازگشت به ایران، از نیمه دهه ۱۳۷۰ بازیگری را بار دیگر در نقشهای منفی ادامه داد. همکاری جلال پیشوائیان با مسعود کیمیایی در سه فیلم دیگر ضیافت، حکم، و جرم ادامه یافت. واپسین حضور سینمایی او در سال ۱۳۹۰ بود.
پیشواییان ده سال آخر عمر خود را در آلمان گذراند و سرانجام صبح ۲۰ آذر ۱۴۰۰ در سن ۹۱ سالگی در آلمان درگذشت.

امروز سالروز درگذشت خانم فخری خوروش (۱۰ خرداد ۱۳۰۸ – ۲۰ خرداد ۱۴۰۲) بازیگر با تجربه و قدیمی سینما نیز می باشد .
نخستین تجربهٔ بازیگری او، حضور در نمایش دستهای آلوده اثر ژان-پل سارتر بود که مورد استقبال قرار گرفت. او یکی از معدود بازیگران زنی بود که پس از انقلاب ۱۳۵۷ نیز به فعالیت خود در ایران ادامه داد. او پس از انقلاب در تلویزیون نیز به فعالیت پرداخت و نقش ملکجهان خانم را در سریال تاریخی امیرکبیر (۱۳۶۳–۱۳۶۴) بازی کرد. او در اوایل دههٔ ۱۳۸۰ از بازیگری فاصله گرفت و در سال ۱۳۸۵ به ایالات متحده نقل مکان کرد.
فخری خوروش از اواخرِ دههٔ ۱۳۴۰، با موج نوی سینمای ایران بارِ دیگر به سینما بازگشت و در فیلمهایی بازی کرد که برخی از مهمترین فیلمهای موج نو بهشمار میآیند؛ از جمله آقای هالو (داریوش مهرجویی)، نفرین (ناصر تقوایی)، شازده احتجاب (بهمن فرمانآرا)، شطرنج باد (محمدرضا اصلانی) و سوتهدلان (علی حاتمی).
زنده یاد خوروش پیش از انقلاب هرگز در سریالهای تلویزیونی بازی نکرد، اما در سالهای بعد از انقلاب در مجموعههای تلویزیونی متعددی بازی کرد که از آن جمله میتوان به امیرکبیر و بازی در نقش مهدعُلیا، مادر ناصرالدین شاه، اشاره کرد که از بهیادماندنیترین نقشآفرینیهای وی بوده است. وی در سریالهای امام علی و پهلوانان نمیمیرند نیز بازی کرد و در آخرین اثر سینماییاش در فیلم یک بوس کوچولو (بهمن فرمانآرا)، در سکانس پایانی حضوری مؤثر را رقم زد.
خوروش سرانجام روز شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۲ ساعت ۸:۳۰ صبح به وقت لسآنجلس در بیمارستانی در لس آنجلس درگذشت.

و پرویز کاردان (زادهٔ ۷ آبان ۱۳۱۶ – درگذشتهٔ ۲۰ خرداد ۱۴۰۰) کارگردان و بازیگر ، کار هنری را از سال ۱۳۳۸ با بازی در نمایشهای تلویزیونی آغاز و سال ۱۳۴۰ با بازی در تئاتر صحنهای ادامه فعالیت داد. او سینما را سال ۱۳۵۰ با کارگردانی و بازی در فیلم عمو یادگار تجربه کرد.
پرویز کاردان زاده شیراز بود و در انگلستان تئاتر و هنرهای دراماتیک آموخته بود و از اولین سازندگان سریال یا مجموعه تلویزیونی در ایران بود.
کاردان فعالیت در تلویزیون ایران را به عنوان کارگردان و بازیگر نمایشهای شبکه سه در سال ۱۳۳۸ آغاز نمود. نخستین کار او سرکار استوار از سریالهای طنز قدیمی و طولانی تلویزیون ملی ایران بود که بسیاری از بخشهای این سریال را خود او نوشته و کارگردانی کرده بود. این مجموعه در ۲۰۰ قسمت، از سال ۱۳۴۶ هفتهای یکبار مردم را درپای تلویزیون مینشاند. نقش سرکار استوار را عبدالعلی همایون بازی میکرد. مأمور ژاندارمری روستایی درایران که با نقشههای هوشیارانهای که طرح میکرد ونام آن را «پولتیک سرکار استواری» مینامید، خلافکاران را در دام میانداخت. تیپهای ماندگاری در این سریال تلویزیونی خلق شد که بعدها هر کدام برای خود سوژهٔ سریالها و حتی فیلمهای سینمایی بسیار شدند. معروفترین این تیپها، صمد و مرادبرقی با بازی خودش بودند.
پس از انقلاب ۱۳۵۷ پرویز کاردان به آمریکا رفت و سرانجام در پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ بر اثر سکته قلبی در هشتاد و چهار سالگی در لس آنجلس، کالیفرنیا درگذشت.
یادْ نِگار ...
یادْ نِگار...
یادْ نِگار ...
یادْ نِگار...
یادْ نِگار ...
یادْ نِگار ...
یادْ نِگار ...