نمایش نسخه اصلاح و مرمت شده «دندان مار» مسعود کیمیایی در موزه سینما

یکی از آثار شاخص مسعود کیمیایی پس از اصلاح و مرمت در موزه سینما به نمایش در می آید.
به گزارش روابط عمومی موزه سینما، مجموعه فرهنگی تاریخی موزه سینما فیلم« دندان مار»  که توسط فیلمخانه ملی ایران اصلاح و مرمت شده را نمایش می دهد.
این فیلم روز چهارشنبه ۲۰ دی ساعت ۱۶ برای   علاقمندان سینما  در  سالن فردوس به روی پرده می رود  و بعد از نمایش فیلم نشستی با حضور جواد طوسی و شاهپور عظیمی از منتقدان سینما پیرامون سینمای کیمیایی و فیلم دندان مار برگزار می شود.
شایان دکر است، «دندان مار» در جشنواره فیلم برلین برنده جایزه ویژه و نامزد جایزه خرس طلایی و همچنین برنده جایزه ویژه هیات داوران جشنواره فیلم مونترال شده است.
در این فیلم بازیگرانی همچون فرامرز صدیقی، احمد نجفی، گلچهره سجادیه، جلال مقدم، رضا خندان،فریبا کوثری، سعید پیردوست، شاهد احمدلو و … نقش آفرینی کرده اند.

نمایش «یک اصفهانی در کادر» در موزه سینما

فیلم مستند «یک اصفهانی در کادر» در موزه سینما نمایش داده می شود.
به گزارش روابط عمومی موزه سینما، مستند «یک اصفهانی در کادر» به روایت فرید صلواتی درباره «اکبر اصفهانی» بازیگر و عکاس پیشکسوت سینما است با هدف تقدیر از این هنرمند در موزه سینما به نمایش درمی‌آید.
این مستند روز دوشنبه ۱۸ دی‌ماه ساعت ۱۶ در سالن فردوس موزه سینما نمایش داده می‌شود و بعد از نمایش فیلم با حضورعلاقمندان سینما و هنر عکاسی، دوستان این هنرمند طی مراسمی از تلاش‌های او در ثبت تصاویر خاطره‌انگیر و نقش‌آفرینی‌ها تقدیر می‌کنند .
این هنرمند پیشکسوت در فیلم‌هایی همچون: لانه عقاب‌ها، عملیات کرکوک، آخرین خون، ساده لوح، گریز، ضربه آخر، چشم شیطان، گارد ویژه و … نقش آفرینی داشته است.
ورود برای عموم در این برنامه رایگان و آزاد است.

اتاق کودک و نوجوان موزه سینما راه اندازی شد

همزمان با ولادت حضرت فاطمه (س) اتاق کودک و نوجوان موزه سینما راه اندازی شد.
به گزارش روابط عمومی موزه سینما، پس ازطراحی، بازسازی و چیدمان جدید، اتاق کودک و نوجوان موزه سینما امروز همزمان با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) راه اندازی شد.
این اتاق شامل: عروسک‌های فیلم‌های کودک نوستالژی سینمای ایران از جمله در به درها، کلاه قرمزی و پسر خاله، گلنار، الو الو من جوجوام و ….، مانیتورهای لمسی با قابلیت پخش بخش‌هایی از فیلم‌های کودک و نوجوان به همراه معرفی عوامل فیلم‌ها، همچنین مانیتورهایی که در آن برای کودکان انیمیشن‌های برجسته تاریخ سینمای ایران معرفی و نمایش داده می شود، است.
در این بخش از مجموعه فرهنگی تاریخی موزه سینما جوایز مربوط به سینمای کودک و نوجوان نیز نگهداری می‌شود.
بازید برای دیدن این اتاق همه روزه به جز شنبه‌ها از ساعت 10 تا 17:30 می‌باشد.

مقدسیان تفکر عدالتخواهی داشت

مستند «سرود دشت نیمور» ساخته زنده یاد محمدرضا مقدسیان در قالب برنامه «شب‌های مستند» عصر روز گدشته در موزه سینما به روی پرده رفت.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، بعد از نمایش فیلم حمید جعفری مستندساز درباره سینمای زنده یاد مقدسیان و میراث سینمایی او گفت: مهمترین آثار این مستندساز شاخص در دهه‌ شصت و هفتاد ساخته شده است. اما او با اولین فیلم‌هایش خود را به عنوان فیلمسازی دقیق مطرح کرد، از فیلم اول او نسخه‌ای در دست نیست اما فیلم دومش «نگارگر الطافی» و به ویژه فیلم دوم او «کوره پزخانه» آثاری مهم و دقیق و آراسته‌ای هستند که با ساخت آن‌ها به عنوان فیلمسازی مهم مطرح می‌شود. سینمای مقدسیان مبتنی بر بازسازی است. مقدسیان معتقد بود سینمای مستند بدون بازسازی امکانات زیادی را از دست می‌دهد.

«گفت و گو در مه»؛ تنها فیلم بازسازی نشده مقدسیان است

جعفری ادامه داد: زمانیکه در تحول یک رویداد حاضر نیستیم یا باید آن را تعریف کنیم و یا به شیوه‌های مختلف آن را نشان دهیم. مقدسیان به سینمایی کردن امر واقع بسیاراهمیت می‌داد، منظور از سینمایی کردن، صرفا به تصویر کشیدن آن نیست. سینما باید ابزاری باشد که ایده‌ی مرکزی شما را متبلور کند.

جعفری درباره ویژگی‌های سینمای مقدسیان افزود: او در بازسازی بسیار وفادار به ایده‌ای بود که از موضوع  می‌گرفت. امروزه شاهد سینمایی هستیم که همه چیز را بازسازی می‌کند اما بازسازی در خدمت داستان‌پردازی است و یا فیلمساز بازسازی خود را پنهان می‌کند و گویی دوربین بی واسطه در محل حضور دارد. این روش فاصله زیادی با شیوه بازسازی مقدسیان دارد.

وی با تاکید بر نقش بازسازی در سینمای مستند، گفت: موضوع این فیلم، لایروبی نهر نیمور است. می‌شد از این موضوع گزارشی تهیه کرد اما مقدسیان در این موضوع ایده‌ای به دست آورد که ارتباط عمیقی با فرهنگ ایران دارد و آن «حماسه» است. او برای تبلور ایده‌ی حماسه در فیلم راهی به جز بازسازی نداشت. در فیلم می‌بینیم که مردمی با همیاری، نهری را لایروبی می‌کنند. در این اتفاق در طبیعت خودش نظمی وجود دارد که از چشم ما پنهان است حس می‌شود اما دیده نمی‌شود. برای نشان دادن این نظم ناگزیر در واقعه تصرف می‌کنید، چون باید واقعه را از فضای سه بعدی به پرده‌ی دو بعدی منتقل کنید و نظمی ویژه‌ی پرده بسازید. این کار را جز با بازسازی نمی‌توان تصویر کرد.

همچنین در ساختار تصویری فیلم گفت ترکیب بندی‌ نماهای فیلم نقاشانه است و جزئیات بسیار ظریفی در آن لحاظ شده است به عنوان مثال، نماهای لانگ شات لایروبی در سکانس لُقووَرز و صحنه‌ی قربانی.

جعفری در پاسخ به این پرسش که آیا فیلم «سرود دشت نیمور» فیلمی مردم‌نگارانه است؟ گفت: این فیلم اثری مردم‌شناسانه نیست، اما دارای ویژگی‌های مردم‌نگارانه است. در بسیاری از آثار مقدسیان ویژگی‌های مردم شناسانه وجود دارد اما سینمای او مردم شناسانه نیست.

جعفری افزود: در اوایل فیلم، نمایی از یک تپه می‌بینیم و بعد بیل‌هایی که از پشت تپه بالا می‌آیند و سپس جمعیتی همه بیل به دوش‌ و فرد جلودار انها مثل یک سردار پدیدار می‌شوند. این تصویر به ما چه می‌گوید؟ گویی عده‌ای دارند به جنگ می‌روند. این تصویرِ رفتن مردم به جنگ طبیعت است. سر و سامان دادن این نما به گونه‌ای که بتواند چنین منظوری را منتقل کند، جز با بازسازی به دست نمی‌آید. اهمیت فیلم در این است که ایده خود را که درباره‌ حماسه‌ همیاری مردم نیمور است و ریشه در سنت آن مردم دارد را به صورت سینمایی بیان می‌کند.

جعفری افزود: مقدسیان هم سینما را بلد بود و هم می‌توانست با مردم ارتباط برقرار کند. اینکه جمعیت زیادی از افراد روستا را روزهای متوالی مقابل دوربین بیاوریم به هیچ وجه کار ساده‌ای نیست.

وی در ادامه بیان داشت: مقدسیان را بدون محمدرضا اصلانی نمی‌شود تعریف کرد. مقدسیان سینما را از آقای اصلانی آموخته بود. تهیه کننده‌ اولین فیلم مقدسیان «ملحمه‌ی آخر» و همینطور یکی از مهم‌ترین فیلم‌های او «کوره‌پزخانه» آقای اصلانی بود. همچنین در چند فیلم از جمله مجموعه‌ «کودک و استثمار» دستیار آقای اصلانی بود.

وی ادامه داد: سینمای اصلانی نیز مبتنی بر بازسازی است، البته او مسیری دیگری را طی می‌کند. مقدسیان در هنگام ساخت این فیلم ارتباط نزدیکی با اصلانی داشته و آقای اصلانی در جلسات متعددی برای او و دوستان دیگری درباره‌ نقاشی و به ویژه نقاشی ایرانی بحث می‌کرده است. استواری ترکیب‌بندی‌ها در این اثر، نتیجه دانشی است که در همین جلسات از آن‌ها برخوردار شده بود. مقدسیان در ترکیب‌بندی‌ها دقت و حساسیت‌ زیادی داشت که نقش محمدرضا اصلانی در این موضوع بسیار پررنگ است.

این مستند ساز درباره نقش پژوهش در سینمای محمدرضا مقدسیان نیز گفت: او به پژوهش اهمیت زیادی می‌داد اما مسئله وی این بود که پژوهش یک اثر چگونه می‌تواند بیانی سینمایی پیدا کند. در نگاه او، پژوهش برای فیلمساز معنای متفاوتی با پژوهش از منظر یک نویسنده داشت. سینمای مستند عرصه‌ای متکثر است و انواعی از فیلم‌های مستند ساخته می‌شوند که همگی آنها را به عنوان سینمای مستند می‌دانیم. نگاه مقدسیان این نبود که با آثار خود صرفا اطلاعاتی را به مخاطب منتقل کند، بلکه همواره به دنبال تبلور سینمایی ایده‌ی مرکزی‌اش بود. در این فیلم ایده او، حماسه همیاری در میان مردم است. در آثار او ایده‌ها هر یک به شکلی دراماتیزه می‌شوند.

وی پیرامون همکاری طولانی مدت محمود بهادری با مقدسیان نیز خاطرنشان کرد: زنده یاد بهادری یکی از شاخص‌ترین فیلمبرداران سینمای مستند ما بود. البته مقدسیان همیشه با فیلمبرداران بسیار خوبی کار کرد و خود را مدیون آن‌ها می‌دانست. او همیشه می‌گفت فرهاد صبا فیلمبردار «آب و آبیاری سنتی در ایران»  باعث شد من فیلمساز شوم و چنین ارتباطی را با  بهادری هم داشت.

او همیشه می‌گفت این فیلم بدون بهادری به سرانجام نمی‌رسید. او همچنین فیلم  خیزاب و نیز سه فیلم درباره استادان موسیقی نواحی ایران را با همکاری محمود بهادری به عنوان فیلمبردار ساخت.

مقدسیان فیلمساز بسیار هوشمندی بود

جعفری درباره شرایط  تولید «سرود دشت نیمور» توضیح داد: ساخت این فیلم در آن زمان بسیار مهم است. امروزه دیگر امکان تولید چنین فیلم‌هایی وجود ندارد. در آن مقطع دکتر مرتضی فرهادی به مقدسیان اطلاع می‌دهند که این آیین برای آخرین بار است که انجام می‌شود و مقدسیان هم تلاش خود را برای ساخت فیلم به کار بست و البته مدیر گروه تلویزیون هم از ساخت این فیلم حمایت کرد.

در مورد  پلان‌های مربوط به لایروبی، امکان برداشت‌هایی متعدد وجود نداشت و مقدسیان این سکانس‌ها را با دو دوربین فیلمبرداری کرد. اما پیش از فیلمبرداری صحنه را بسیار خوب سازماندهی کرده بود.

وی در پاسخ به پرسشی درباره «سینما وریته» نیز ابراز داشت: گاهی سینما وریته تنها در ظاهر اتفاق می‌افتد، در حالیکه نه تنها همه بازسازی است بلکه در آن دروغ‌هایی هم گفته می‌شود. البته خریدار هم برای آن‌ها وجود دارد چراکه به کیلشه‌های رایج پاسخ می‌دهند.

در ادامه این نشست، اُرد عطارپور فیلمساز شناخته شده سینمای مستند نیز درباره سینمای  مقدسیان گفت: من در فیلم «دو، سه چیزی که می‌توانم بگویم» با مقدسیان به عنوان تهیه کننده همکاری داشتم؛ او فیلمساز بسیار هوشمندی بود. فیلم «گفت و گو در مه» او یک اثر فوق العاده در سینمای مستند ایران به شمار می رود‌.  مقدسبان در اواخر دوران کاری ، کمی سبک کارش اش تغییر کرد که به نظرم این تحول حاصل تغییر در دیدگاه او نبود، بلکه به دلیل مشکل فیزیکی بود که با بالارفتن سنش پیدا کرده بود.

وی ادامه داد: مقدسیان دارای تفکر عدالت‌خواهانه بود و اقشار فرودست را همراهی می‌کرد و این مسئله در فیلمی که تماشا کردیم نیز نمود دارد. او ذهن بسیار پیچیده‌ای داشت و فکر می‌کنم در این فیلم به دنبال خلق شخصیت دیگری هم بوده است. در ذهن  مقدسیان همیشه مواردی وجود داشت که به صورت علنی نمی‌توانست آن‌ها را مطرح کن به همین دلیل تلاش می‌کرد به روشی دیگر این موارد را در ذهن مخاطب بنشاند.

عطارپور با بیان اینکه نسبتی در فیلم و استفاده از شیوه بازسازی وجود دارد، بیان داشت:  درباره این روش نمی‌توان با قطعیت گفت استفاده از بازسازی تا چه میزان درست است.او در شیوه‌هایی چیره دست بود و از هوش و قدرت تخیل بسیار بالایی بهره می‌برد. درواقع می توان گفت محمدرضا مقدسیان فیلمسازی بود که فیلم‌های او همیشه باقی خواهد ماند و خودش نیز هرگز تکرار نخواهد شد.

در ادامه سعید رشتیان از مستندسازان پیشکسوت سینمای ایران نیز درباره «سرود دشت نیمور» و سایر آثار مقدسیان گفت: افراد زیادی در این فیلم حضور داشتند که وجودشان بسیار مهم است. از جمله زنده یاد بهادری که بر نقش وی در مجموعه آثار مقدسبان باید تاکید  زیادی شود. من از طریق پژوهش و نگارش با این افراد آشنا شدم و این شانس را داشتم تا تهیه کننده یکی از فیلم‌های مقدسیان باشم.او در کار خودش بسبار حرفه ای بود و درعین حال نزدیک بودن به او، لذت‌ها و گرفتاری‌های زیادی به همراه داشت.

وی درباره بازسازی در سینمای مستند بیان داشت: امروز برای ساده تر شدن کارها به سراغ بازسازی می‌روند اما در گذشته اینگونه نبود. سینمای مستند در آن دوره به نوعی ادامه سینمای موج نویی است که در سینمای داستانی وجود داشت‌. برای فیلمساز ایده کانونی مهم است و او می‌اندیشید که چگونه از آن به روایتی سینمایی دست پیدا کند. در آن دوره افرادی همچون ابراهیم مختاری و محسن عبدالوهاب تلاش کردند که چگونه می‌توان به واقعیت بصری سینمایی نزدیک شد.

رشتیان در پایان بیان داشت:  این دوره یک مکتب و تجربه در سینمای مستند به شمار می‌رود که به معنای آمیختگی و نزدیک شدن به واقعیت است به همین دلیل سوژه را در موقعیتی قرار می‌دادند که واکنش‌های مورد نظرشان را نشان دهد.

منوچهر شاهسواری: نسل ما تغییر را یک نیاز مهم می‌دانست

موزه سینما در ادامه انتشار سلسله برنامه‌های تاریخ شفاهی خود به مناسبت زادروز «منوچهر شاهسواری» تهیه کننده سینما و مدیر فرهنگی بخش‌هایی از گفتگوی این هنرمند را منتشر کرده است که در زیر می‌خوانید.

منوچهر شاهسواری با بیان اینکه در سال ۱۳۳۶ در بندر ماهشهر متولد شده و اصالتش مربوط به لرهای بختیاری است، گفت: یادم می آید در چابهار با پدیده‌ای به نام «عکس» مواجه شدم و زمینه مطالعاتی نظیر مجله و کتاب به اندازه‌ای که در آن زمان مرسوم بود، در خانواده من هم وجود داشت.

وی با بیان اینکه علاقه زیادی به مطالعه داشته است، افزود: علاقه ام به اندازه ای بود که وقتی مادرم سبزی می‌خرید حتی روزنامه‌های که دور آن پیچیده شده بود را می‌خواندم البته این موضوع در بسیاری از افراد هم نسل من رایج بود.

شاهسواری خاطرنشان کرد: پدرم یک دوربین عکاسی بسیار ابتدایی به من جایزه داد و همان دوربین دریچه تازه‌ای را به روی من گشود. با آن دوربین عکس‌هایی می‌گرفتم و برای ظهور آن‌ها را به زاهدان ارسال می‌کردم البته بعدها خودم چاپ عکس را یاد گرفتم. مدتی گذشت و این روند ادامه داشت تا اینکه به سراغ دوربین‌های حرفه‌ای‌ رفتم.

وی با اشاره به فعالیت های تئاتری خود نیز بیان داشت: در نوجوانی در این مدیوم فعالیت داشتم یادم می آید در یک نمایش نقش سربازی که در دفاع از وطن شهید می‌شد را بازی می‌کردم.

شاهسواری درباره شیوه زندگی خود بیان داشت: در نوجوانی پدرم هفته‌ای یک بار ما را سینما می‌برد. ما مرتب و حداقل هر ماه یک بار از بندر ماهشهر به آبادان سر می‌زدیم. در آن‌ سال‌ها در سینما تاج آبادان فضای خاصی از  نظر فرهنگی وجود داشت. من از دوران کودکی تصاویر جذابی از پالایشگاه و انعکاس چراغ‌های آن به روی اروند در خاطرم دارم.

شاهسواری با بیان اینکه در تبریز به دبیرستان فردوسی رفت، ادامه داد: در آن دوران در واحد فوق برنامه، نشریه‌ای را تولید می کردیم و مربی داشتیم که فارغ التحصیل تئاتر بود که با ما  تمرین‌های بدن و بیان انجام می‌داد. او ما را به دانشجویی معرفی کرد که در دانشگاه تبریز درس می خواند و کلاس آموزش سینمای هشت میلیمتری را راه انداخته بود. در آنجا فیلمبرداری و مونتاژ را آموختیم و تعداد زیادی فیلم برای سینمای آزاد تبریز ساختیم.

شهسواری با بیان اینکه در یک مدرسه‌ای عکاسی و فیلمبرداری یاد گرفته و یاد هم می داده، گفت: در همان دوره نوجوانی حتی فیلمبرداری درس می‌دادیم،  دوربین را در اختیار بچه‌ها قرار می‌دادم و در پارک فیلمبرداری می‌کردیم. در همان دوره باید عکس می گرفتیم و خودمان عکس‌ها را به ظهور می‌رساندیم. عزیز ساعتی و محمود ریگی از اساتید آنجا و از بچه‌های همان مدرسه بودند که هم می آموختند و هم به ما درس می دادند. محمود سماک باشی، جهانگیر میرشکاری و بهروز معاونیان نیز از هم دوره‌های من بودند؛ افرادی که امروز در این حرفه سرآمد هستند.

وی خاطرنشان کرد: آن زمان در تلویزیون محیطی آموزشی حاکم بود بدین معنی که در استودیو برنامه ضبط می کردیم و افراد به نوبت مسئولیت‌های مختلفی را بر عهده می‌گرفتند.

شاهسواری با بیان اینکه قرار بود برای ادامه تحصیل به دانشگاه یو سی ال ای برود، ادامه داد: من پذیرش و ویزا را دریافت کرده بودم و برای ۲۲ شهریور سال ۱۳۵۷ بلیط داشتم. ۱۶ شهریور در روز پنجشنبه نمازعید فطر برگزار شد؛ همان نماز معروفی که آقایان مطهری و مفتح در تپه قیطریه اقامه کردند و پس از آن، راهپیمایی عظیمی تا پیچ شمیران به راه افتاد و من با افراد زیادی به راهپیمایی پیوستیم و در آنجا به دعوت آقای نوری از علمای خیابان پیروزی، برای روز بعد قرار راهپیمایی گذاشتیم.

شاهسواری درباره حوادث آن روز مهم خاطرنشان کرد: آن روز  شیفت کشیک من در تلویزیون بود. در واحد نور نشسته بودیم و جسته و گریخته اخباری از بیرون به ما می‌رسید. دوستی به نام جواد عظیمی نژاد، فیلمبردار واحد خبر به من زنگ زد و گفت به عنوان دستیار همراه او باشم تا به میدان ژاله ( میدان شهدا فعلی) که درآنجا تظاهرات شده است، برویم. در شلوغی این مسیر نمی‌شد به حرکت ادامه داد، اما جواد رفت و از تظاهرات فیلمبرداری کرد. وضعیت حیرت آوری بود و صدای هلی‌کوپتر و تیراندازی شدیدی به گوش می‌رسید و من برای اولین بار بود که چنین اتفاقی را تجربه می‌کردم. شب که به خانه آمدم حال خوشی نداشتم‌. حالا دیگر شهر از همه چیز مطلع شده بود. اولین بار بود که پدرم به من چیزی گفت و من گوش نکردم. او به من گفت تو چهار روز دیگر مسافری اما من هیچ وقت به آن سفر نرفتم…

شاهسواری درباره دلیل اینکه چرا ترجیح داد در ایران بماند، بیان کرد: ما نسلی بودیم که فکر می‌کردیم نیازمند تغییر مهم هستیم، نسلی که ریشه‌ای قوی داشت و در دوره دانشجویی، اعلامیه پخش کرده و اعتصاب می‌کردیم.

نمایش مستندی از زنده یاد «محمدرضا مقدسیان» در موزه سینما

مستند «سرود دشت نیمه ور» ساخته زنده یاد محمدرضا مقدسیان در موزه سینما نمایش داده می شود.
به گزارش روابط عمومی موزه سینما، در ادامه نمایش های ویژه فیلم های مستند در موزه سینما تحت عنوان «شب های مستند» با مشارکت انجمن صنفی تهیه کنندگان سینمای مستند فیلم «سرود دشت نیمه ور» بر روی پرده سالن فردوس موزه سینما می رود.
در سومین نشست شب های مستند که روز سه شنبه ۱۲ دی ساعت ۱۷ برگزار می شود، حمید جعفری مستندساز درباره فیلم صحبت خواهند کرد.
مستند «سرود دشت نیمه ور» درباره‌ی آیین لایروبی نهر «نیمور» است که اسفندماه هر سال توسط اهالی نیمور و «باقرآباد» انجام می‌شود. این فیلم ابتدا به آیین لایروبی یعنی نحوه‌ی کار، همراهی و مشارکت اهالی می‌پردازد و بعد به مراسم جشنِ پس از لایروبی .
ورود در این برنامه برای عموم آزاد و رایگان است.

پژمان مظاهری پور : تخت جمشید هنوز هم اسراری ناشناخته دارد

اولین برنامه «فیلمواره چشم هفتم در میراث» توسط موزه سینما با همکاری شورای بین المللی موزه‌ها(ایکوم) با نمایش مستند «معمای تخت جمشید»، عصر روز گذشته در موزه سینما برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، پژمان مظاهری پور کارگردان این اثر در ابتدای صحبت‌های خود گفت:  فیلمی که مشاهده کردید از مجموعه ایران باستان است که سال ۱۳۹۶ تولید آن آغاز شد و تا سال ۱۴۰۰ مراحل تحقیق و تدوین آن به طول انجامید. کار پژوهشی این اثر زیرنظر دکتر رزمجو انجام شد. فیلم اول از این مجموعه در ارتباط با شروع کاوش‌ها و تا جنگ جهانی دوم را دربرمی‌گیرد. فیلم دوم نیز درباره کاوش در تخت جمشید است که مربوط به اهمیت زنده یاد علی سامی اولین باستان شناس ایرانی است که در بنیاد تخت جمشید شروع به کاوش می‌کند.

وی ادامه داد:  در این فیلم همچنین به فعالیت‌های مرمت و حفاظت ایتالیایی‌ها  پرداخته شده است که همین امر منجر به شناسایی نقش‌هایی همچون «بارعام خشایار شاه» شده است که امروزه در موزه ملی ایران نگهداری می‌شود. پایان فیلم دوم، مصادف با سال ۱۳۵۷ است و فیلم سوم، درباره مجموعه مطالعاتی است که شاهرخ رزمجو درباره برخی سازه‌های تخت جمشید از جمله «کاخ تچر»، «کاخ زنان» و «کاخ سه دروازه» انجام داده است و همچنین به تحلیل و بررسی نقش بارعام که در ضلع شرقی کاخ آپادانا تخت جمشید می‌پردازد.

مظاهری پور درباره دشواری های ساخت فیلم مستند درباره مجموعه تخت جمشید و چالش های پیش روی خود گفت: در ارتباط با کاربری بناهای تخت جمشید تا کنون فیلم‌های متعددی ساخته شده است،آثاری که به توضیح دوره هخامنشی مخصوصا دوره داریوش می‌پردازند و نحوه زیست آن دوره را بیان می‌کنند اما کم تر پیش آمده که همکاران ما درباره تحلیل تاریخ باستان شناسی فیلمی بسازند. زمانی که من در حال ساخت این فیلم بودم، هم‌زمان ارد عطارپور هم در حال ساخت فیلمی درباره لوحه‌های بخش شمالی این مجموعه بودند و فیلمبرداری‌ها به صورت هم زمان پیش رفت که اثر بی نظیری را ارائه کرده است.

وی خاطرنشان کرد: من معتقدم تخت جمشید هنوز هم اسراری ناشناخته دارد که فاش نشده و جای کار بسیاری برای محققین و فیلمسازان دارد.

وی درباره تجربه شخصی خود در تولید این فیلم  افزود: «معمای تخت جمشید» اثری بود که با فکر تولید شد و در حدود  یک سال نگارش کار به طول انجامید. متن‌های فراوانی درباره تخت جمشید وجود دارد و تا کنون مطالعات زیادی بر روی آن صورت گرفته است.هنگام فیلمبرداری دقیقا می‌دانستیم که چه چیز می‌خواهیم. بخشی که بیش از همه به طول انجامید، تدوین بود که علت آن، به بوجود جزئیات ناشی از تحقیقات مفصل ما بازمی‌گشت.

مظاهری‌پور در ادامه افزود: دسترسی به مستندات تصویری بسیار سخت بود و ما از مراجع مختلف به آن‌ها دسترسی پیدا کردیم. برنامه پارس در قاب تصویر، در سال ۲۰۰۵ در کشور آلمان برگزار شد. آلمان‌ها به اثری آرشیوی در موزه فیلم مسکو در روسیه دست پیدا کرده بودند و من نسخه‌ای از آن را یافتم و این اثر تاکنون در فیلم‌های مختلفی استفاده شده است. وی خاطرنشان کرد: همچنین آرشیو پتک؛ اولین فیلمی است که قبل از کاوش ها و در سال ۱۳۱۰ گرفته شده است. این‌ها منابعی هستند که وجود دارند اما دسترسی به آن‌ها بسیار دشوار است.

مظاهری‌پور درباره حساسیت‌های موجود درخصوص فیلمبرداری از مکان‌های تاریخی گفت: فیلمبرداری در سایت‌ها و محوطه‌های تاریخی دشواری‌های فراوانی به دنبال دارد. در حالی که بسیاری از مردم به راحتی وارد این مکان‌ها شده و روی آثار باستانی یادگاری می‌نویسند. کار کردن در این فضاها نیاز به آگاهی از مسائل باستان شناسی، تاریخ و مرمت دارد که در نتیجه باعث می‌شود تا بتوانیم مسایل فنی را به درستی در اثر خود به کار بگیریم.

وی ادامه داد: مستندهای باستان شناسی، وسیله‌ای برای دیده شدن فعالیت‌های مرتبط با باستان شناسی هستند. درواقع این حوزه، ویترین کشور ما به حساب می‌آید. محوطه‌ و سایت های فراوانی در این کشور وجود دارد که گردشگری موجب تخریب آن‌ها می‌شود و حتی بسیاری از راهنمایان گردشگری آشنا نیستند تا برخورد درستی با این مجموعه‌ها داشته باشند و در این میان تلاش من ثبت این بناها است.

این فیلمساز در پاسخ به سوال مرجان حاجی رحیمی، کارشناس حوزه میراث فرهنگی مبنی بر تخریب محوطه‌های باستان شناسی خاطر نشان کرد:  متاسفانه قاچاقچیان باستان شناسی، افراد زیرک و باسوادی هستند و حتی پیشنهاد ساخت فیلم در خصوص فعالیت‌های خود را به من داده‌اند اما من هیچ وقت نپذیرفتم. درحال حاضر دوستان عزیزی در سالن هستند که در منطقه سیلک کاشان به کاوش می‌پردازند و در همراهی با مردم، به آن‌ها اجازه می‌دهند که در کاوش‌ها حاضر باشند. خوشحالم که جمعیت زیادی در سالن حضور دارند و مشخص است که اقبال به چنین آثاری بیشتر شده است. هر اندازه فرهنگ در جامعه ما  گسترش یابد، سبب می‌شود تا توهم وجود گنج‌ در محوطه‌های تاریخی از میان برود.

پژمان مظاهری‌پور درباره فعالیت‌های جدید خود  بیان داشت: درحال حاضر بر روی سری دوم مستند «ایران باستان» کار می‌کنم که یکی از فیلم‌ها، مربوط به تاریخ مطالعات سیلک  و بخش دیگر در ارتباط با کاوش‌های جندی شاپور است که در سال ۱۳۹۵ و توسط دکتر یوسف مرادی به انجام رسید.

فرهاد ورهرام مستندساز شناخته شده از جمله افراد حاضر در این نشست بود که در سخنانی گفت: در ایران نهادهای فرهنگی و موزه‌ها، مانند کشورهای دیگر باید از مستند سازان برای تولید فیلم‌های مرتبط با این حوزه دعوت کنند و  نیاز است تا برای این کار فرهنگی هزینه شود .

پژمان مظاهری‌پور در بخش دیگری از صحبت‌های خود بیان داشت: ۲۲ سال پیش که این حرفه را شروع کردم، به سخنی می‌توانستیم در سایت باستان شناسی کار کنیم. این حرفه به شدت ارتباط سختی با رسانه برقرار می‌کرد. اینکه امروز چنین جلساتی برگزار می‌شود نشان می‌دهد اعتماد میان حوزه باستان شناسی و رسانه‌ها برقرار شده است که اتفاق بسیار بزرگی به شمار می‌آید. با توجه به اقبالی که نسبت به این فیلم‌ها به وجود آمده ممکن است در آینده نهادها‌ی گوناگون، بخشی از هزینه‌ها را برعهده بگیرند و در این خصوص جای امیدواری وجود دارد.

در ادامه حاجی رحیمی به کاوش‌های باستان‌شناسی در منطقه شوش اشاره کرد و مظاهری در این خصوص گفت: شوش در گذشته تپه‌ای بوده که به منظور یافتن آثار باستاتی شخم‌ زده شده است. دمورگان این منطقه را به شیوه کار معدن کاوی، مورد  کاوش قرار داده و به کف آن رسیده است. شیوه کار در این ناحیه گویای این موضوع بوده که چگونه تخریب‌ها صورت گرفته است. من معتقدم باستان شناسی کار شریف و بسیار مهمی محسوب می‌شود.

وی در ارتباط با مقوله خروج آثار باستانی از کشور عنوان کرد: این آثار به هیچ‌وجه نباید از ایران خارج می‌شدند و من از وجود آن‌ها در موزه‌هایی نظیر لوور راضی نیستم. اما در هر صورت اینکه اشیاء باستانی در بخش ایران و با تعریف تاریخ ایران نمایش داده می‌شود ،خوب است. بسیار دردناک است که ما باید آثار مرتبط با گذشته کشور خود را در جای دیگری از دنیا ببینم.

مظاهری‌پور با اشاره به انفعال سینما و تولیدات نمایشی کشور نسبت به تولید آثاری با موضوعیت باستان‌شناسی ابراز داشت: هنگامی که به باستان شناسی می‌پردازیم باید تحلیل را وارد کار کرده و درام به وجود آوریم. اگر بخواهیم به باستان شناسی و اسناد وفادار باشیم، باید به داده‌های علمی توجه کنیم.

وی خاطرنشان کرد: در ایران تعداد زیادی محوطه و سایت تاریخی وجود دارد اما سریال های تاریخی ما به آن نمی‌پردازند. علت این است که ایجاد درام در این زمینه، کاری سخت و دشوار است.

در این برنامه افرادی همچون فرهاد ورهرام، ارد عطارپور، مهدی باقری محسن معصومی فخرالدین سیدی و جمعی از علاقه‌مندان به سینمای مستند حضور داشتند.

نمایش «معمای تخت جمشید» در موزه سینما

پژمان مظاهری پور با «معمای تخت جمشید» به موزه سینما می‌آید.
به گزارش روابط عمومی موزه سینما، برنامه«فیلمواره چشم هفتم در میراث» با همکاری موزه سینما و ایکوم (شورای بین المللی موزه‌ها) هرماه برگزار می‌شود که طی آن یک فیلم نمایش داده می‌شود و بعد از آن جلسه نقد و بررسی اثر نیز برگزار خواهد شد.
در اولین برنامه، فیلم مستند «معمای تخت جمشید» روز شنبه نهم دی ماه ساعت 16 در سالن فردوس موزه سینما نمایش داده خواهد شد و بعد از نمایش فیلم «پژمان مظاهری پور» کارگردان  و مستندساز به همراه مرجان حاجی رحیمی کارشناس میراث فرهنگی درباره این اثر سخنرانی خواهند کرد.
این مستند  روایتی از تاریخ باستان شناسی « تخت جمشید»  است.
ورود در این برنامه برای عموم آزاد و رایگان است.

 

فرهاد ورهرام در موزه سینما مطرح کرد: «عروسی مقدس» یک مستند مردم نگار است

در ادامه برنامه «شب‌های مستند» موزه سینمای ایران فیلم «عروسی مقدس» با حضور فرهاد ورهرام، کارگردان و دکتر پروین ثقه‌الاسلام استاد دانشگاه و پژوهشگر میراث فرهنگی عصر روز گذشته نمایش داده شد‌.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، فرهاد ورهرام بعد از نمایش فیلم درباره روند پژوهش مستند مردم‌نگاری «عروسی مقدس» گفت: در سال ۱۳۶۸ نصرالله کسرائیان از عکاسان شناخته شده، سفری به این روستا داشته است و این روستا و مراسم آیینی آن به واسطه عکس‌های کسرائیان به ایرانیان معرفی شد. آن عکس‌ها در کتاب «سرزمین ما ایران» و کتاب «کردستان» منتشر شد.

وی ادامه داد: کسرائیان یک سال بعد از من خواست برای سفر به همان محل برویم. یادم می‌آید در سال هفتاد با وجود برف شدیدی که می‌بارید آن سفر را رفتیم. به دلیل شرایط جوی نامساعد نزدیک به ۳۰ روز در آن ده  ماندیم و به عکاسی و کار پرداختیم. بعد از آن به وین رفتم و آلفرد یاناتا که معاون موزه مردم‌شناسی وین بود و به زبان فارسی صحبت می‌کرد، نسخه‌ای از فیلم «تاراز» که درباره کوچ بختیاری‌ها ساخته بودم را دیده بود. او از کارهای اخیر م پرسید و داستان منطقه را برای او گفتم. از من خواست ایده ام را به صورت فیلم به او ارائه دهم. در سال ۷۲ فیلمبرداری این مستند را انجام دادیم و تا پایان سال ۷۴ نیز تدوین آن به طول انجامید.

فیلم مستند به مثابه اشیاء تاریخی

ورهرام با اشاره به عوامل مستند خاطرنشان کرد:  متاسفانه یکی از فیلمبرداران این فیلم زنده یاد مرتضی پورصمدی مدتی پیش فوت کرد و گوینده اثر هم زنده یاد هوشنگ آزادی‌ور بود.

ورهرام درباره حفظ و ادامه دار بودن رسوم ‌ها در زمان حال گفت: متاسفانه این روزها آیین‌ها و مراسم ها کم رنگ شده است. مراسم پیرشالیار نیز که در نیمه بهمن برگزار می‌شود نیز به همین مسئله دچار شده است. من موضوعاتی که مقابل دوربین می‌برم را تعقیب می‌کنم. فیلمی درباره بختیاری‌ها در سال ۱۳۶۶ ساختم که در آن جامعه‌ کوچ نشین را تعقیب کردم. امروزه شاهد هستیم بسیاری از این افراد کوچ‌رو، حاشیه نشین شهرها هستند.

وی ادامه داد: مراسمی که در فیلم شاهد آن بودید، دیگر به این شکل وجود ندارد. در این روستا، ساختمان‌ها و کوه‌ها برای ساخت خانه‌های تازه تخریب شده‌اند. همچنین ورود زیاد گردشگران و عکاسان باعث شده بزرگان روستا دیگر این مراسم را برگزار نکنند.

ورهرام با بیان اینکه فیلمی را بعد از سی سال ساختم که دیگر شباهتی به شکل سابق خود در اورامان ندارد، خاطر نشان کرد: در فصل بهار مراسمی در این خطه برگزار می‌شد که طی آن، دامداران به بدرقه اولین گروهی می‌پرداختند که به ییلاق می‌رفتند اما امروزه این دو مراسم کهن با یکدیگر ترکیب شده و دیگر شکل سابق خود را ندارند. این فیلم مانند اشیا یک موزه به حساب می‌آید و محققان می‌توانند از آن استفاده کنند.

وی درباره حضور پیوسته خود در منطقه اورامان بیان کرد: نکته جالب این است که اهالی فکر می‌کنند که من باید در تمام مراسم‌های آیینی حاضر باشم. گزارش این فیلم باعث شد جاده اورامان ساخته شود و دامنه خطوط و برق و تلفن به این منطقه کشیده شود. اورامان ۹۹ پیر دارد که شامل موارد مختلفی است.

ورهرام ادامه داد: هنگام ساخت «پیرهای اورامان»، به سه پیرشالیار برخوردم که مربوط به دوره اسلامی بودند. آن‌ها پیش از اسلام دین‌های خود را داشتند. در ابتدای فیلم برای آنکه روایت را از طرف خود بازگو نکنم، آن را به متولی نسبت دادم به همین دلیل صدای گوینده هم متفاوت است و از جایی به بعد خودم صاحب روایت می‌شوم. به نظر من پیرشالیار یک شخصیت افسانه‌ای و اسطوره‌ای است.

حضور «عروسی مقدس» در جشنواره‌های تخصصی مردم‌شناسی

در ادامه ورهرام در پاسخ به سوال یکی از حضار مبنی بر حضور کم‌رنگ زنان در مراسم ها و آیین ها در فیلم گفت: زنان در این مراسم به جز پختن نان نقشی ندارند. اصولاً در بسیاری از مراسم‌های آیینی ما، خانم‌ها نقش پررنگی ندارند.

وی درباره دلیل مرمت نشدن این اثر گفت: من تنها کارگردان فیلم هستم و مالک آن، وزارت علوم اتریش است. البته نسخه‌ای از فیلم را در اختیار فیلمخانه ملی ایران گذاشتم تا جز سندهای آن باشد. «عروسی مقدس» یک فیلم مردم شناسی است و بارها دیده شده و در جشنواره‌های مختلف تخصصی حوزه مردم شناسی در کشورهای آلمان، هلند، کانادا، نروژ و…‌ حضور داشته است.

وی افزود: «عروسی مقدس» یک فیلم مردم شناسی است و ما حق نداریم در چنین آثاری صدا را از جای دیگر وارد کرده یا از موسیقی استفاده کنیم و نباید دست به تحلیل زده و برای مردم از صفت استفاده کنیم. فیلم «تاراز» که مالک آن هستم، در حال بازسازی است و از این بابت خوشحالم اما اگر این اتفاق هم نمی‌افتاد، نگاتیو زیبایی‌هایی دارد که برای من جذاب است. این نکته را هم بگویم که «عروسی مقدس» آخرین اثری بود که هوشنگ آزادی ور، گفتار آن را برعهده داشت.

نقش موزه ها در ساخت فیلم های مستند

در ادامه پروین ثقه الاسلام درباره نقش موزه‌ها در ساخت چنین فیلم‌هایی گفت: زمانی که من به عنوان مدیر مجموعه کاخ گلستان مشغول به کار بودم، تعدادی فیلم مستند  ساخته شد. «آلبوم خانه» کاخ گلستان بعد از موزه انگلیس، دومین آلبوم خانه جهان است.

وی ادامه داد: ما وظیفه داریم علاوه بر تشویق مردم به بازدید از موزه‌ها، از داشته‌های میراثی خود استفاده کرده و آن را در اختیار مستند سازان قرار دهیم. در مجموعه کاخ گلستان آلبوم خانه و مراکز اسناد از مراکزی هستند که جذابیت زیادی برای ساخت فیلم‌های مستند دارند.

وی ادامه داد: موزه‌های ما نظیر موزه ملی و آبگینه پتانسیل لازم را دارند تا به شکل‌های مختلف در چنین آثاری مورد توجه قرار گیرند. موزه مکانی است که باید داشته‌های خود را در  دید مردم قرار دهد. ما در آن مقطع تلاش می‌کردیم دانشجویان هنر خصوصا هنرجویان رشته‌های سینما و نقاشی را جلب کنیم و از آن‌ها بخواهیم آثاری را درباره این موزه تولید کنند. امیدوارم چنین روندی همچنان ادامه دار باشد.

هنرمندان باعث پویایی موزه ها می شوند

این پژوهشگر بیان داشت: یکی از رسالت‌های مهم موزه‌ها این است که داشته‌های خود را در اختیار هنرمندان رشته‌های مختلف قرار دهند تا آثار نگهداری شده در این مراکز دیده شوند. امروزه مردم به موزه گردی عادت کرده‌اند، در حالی که در گذشته این‌گونه نبود. هنرمندان می‌توانند باعث پویایی، زنده بودن و معرفی موزه‌ها شوند.

تقته الاسلام درباره علت ماندگاری مستندهای مردم نگار گفت: در این رابطه قدرت کارگردانی سازنده این آثار، نقش مهمی دارد. اگر فیلم را کارگردانی با عشق و علاقه نساخته باشد، ماندگار نخواهد بود. باید به دنبال ماندگاری یک اثر برای سال‌های طولانی بود. می‌توان با ابتدایی‌ترین وسایل فیلمبرداری، اثر ماندگاری را تولید کرد. عشقی که کارگردان برای ساخت فیلم خود می‌گذارد، نسبت به مسائل تکنیکی امر مهم‌تری به شمار می‌رود.

وی ادامه داد: از نظر من در فیلم مستند تنها ابژه، تکنیک کارگردانی و تدوین مهم نیستند و عشق کارگردان به سوژه است که اهمیت دارد. فیلم‌های آقای ورهرام سرشار از عشقی اینچنین است. اگر فیلم فقط برای فروش یا تشویق ساخته شود، تاثیر زیادی نخواهد داشت. گاهی نیز موضوع فیلم برای فیلمساز مقدس می‌شود و این نکته بسیار مهم است.

در ادامه ارد عطار‌پور، از مستند سازان سرشناس که در جلسه حضور داشت، درباره ضرورت ساخت مستندهای مردم نگار گفت: می‌توانیم از آثاری مانند فیلم‌های فرهاد ورهرام نسبت به زندگی و آیین مردم که در گوشه و کنار دنیا زندگی می‌کنند، اطلاعاتی به دست  آوریم اما متاسفانه در ایران به جز ورهرام فردی دیگری را نمی‌شناسم که به صورت پیوسته مستندهای مردم‌نگار بسازد. او دارای کارنامه پرباری است که روند آن از اواخر دهه چهل شروع شد. در گذشته یک موسسه دانشگاهی وجود داشت و از آنجا بود که این نسل رشد کرد. حتما ضرورتی وجود داشت که این تشکل شکل گرفت اما به دلایل مختلفی متاسفانه ادامه پیدا نکرد.

سپس مهدی آزادی صدابردار این مستند نیز گفت: من برای اولین بار بود که به منطقه کردستان و اورامان می‌رفتم. البته بعدها در مستندهای دیگری با آقایان ضابطی جهرمی و فرهاد ورهرام در این منطقه همکاری داشتیم. مشکلی در رابطه با صدابرداری وجود نداشت اما صداگذاری فیلم چندان خوب نیست که شاید به این دلیل است که صداگذاران آلمانی زبان فیلم، فارسی را بلد نبوده‌اند.

برنامه «شب‌های مستند موزه سینمای ایران» با همکاری انجمن صنفی تهیه کنندگان مستند سینمای ایران، سه شنبه هر هفته ساعت ۱۷ در سالن فردوس برگزار می‌شود.

داریوش فرهنگ: هر پلانی نویدی برای پلان دیگر است

سومین جلسه «کارگاه بازیگری و کارگردانی در سینما» با حضور داریوش فرهنگ عصر روز گذشته در سالن فردوس «موزه سینمای ایران» برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، داریوش فرهنگ  در ابتدا گفت: کارگردانی به میزان ۶۰ درصد به مدیریت وابسته است و ۴۰ درصد آن در رابطه با خلاقیت معنا پیدا می‌کند و مراحل ساخت یک فیلم به بخش‌های پیش تولید، تولید و پس تولید تقسیم می‌شود.

وی خطاب به هنرجویان حاضر در کارگاه بیان داشت: اگر می‌خواهید وارد این حرفه شوید، برای یک لحظه با خود خلوت کنید و روراست باشید و مطمئن شوید که آیا واقعا به این هنر علاقه‌مند هستید یا در طلب حاشیه‌هایی چون ثروت، شهرت، نام و نان قصد ورود به سینما را دارید. بدانید که در این کار نام و نان دوام ندارد و در تاریخ سینمای ایران تنها چند فرد خاص وجود دارند که از طریق این حرفه توانسته‌اند به وضعیت مطلوبی دست پیدا کنند. بنابراین آنچه باقی می‌ماند تنها عشق است. اگر عاشقانه و با جان شیفته با این حرفه رو به رو شدید، بدانید که این هنر رنج‌های فراوانی را با خود به همراه دارد.

کارگردانی یک رنج بی پایان است

فرهنگ با بیان اینکه کارگردانی همچون سفر و یک رنج بی‌پایان است، افزود: وقتی یک فرد هدفی را برای خود مشخص می‌کند، باید خیلی جدی‌تر از آنچه لازم است وارد آن شود. هیچ شیوه‌ای برای برداشتن گام اول بهتر از شیوه کلاسیک نیست و کلاسیک یعنی «تناسب»، «توازن» و «تعادل» در همه چیز است.

وی با تاکید دوباره بر این اصل که ۶۰ درصد کارگردانی توانایی مدیریت کردن و ۴۰ درصد آن نیازمند خلاقیت است، ابراز داشت: از همان لحظه که یک ایده یا یک فکر در ذهن به وجود می‌آید، فرآیند مدیریت آن آغاز می‌شود. ما از این لحظه به شکل کلاسیک با دوربین و آنچه که باید در خصوص آن به نتیجه برسیم، وارد اصول اولیه می‌شویم. همه چیز از ایده شروع می‌شود و آن، آغاز فصل اول کارگردانی یعنی مرحله پیش تولید است.

مهم‌ترین نکته در کارگردانی، شکیبایی و صبوری است

فرهنگ درباره فیلمسازی گفت: اولین نکته در پیش تولید، مسئله «انتخاب» است. برای مثال بسیار مهم است که چه اشخاصی را انتخاب می‌کنیم. باید بدانیم که تمام اجزا یک فیلم از ابتدا تا انتها باید تحت نظارت کارگردان باشد. ضروری است که همواره مناسب‌ترین، بهترین و درست‌ترین انتخاب را داشته باشیم. افرادی که به کار خود دعوت می‌کنیم قرار نیست حتما از نظری فکری با ما همسو باشند، بلکه باید شرایطی را به وجود آوریم که بتوانند در آن فضا قرار بگیرند. بعد از انتخاب، مسئله «شرایط تولید» به وجود می‌آید و اولین گام این مسیر، پیدا کردن تهیه کننده مناسب است. همچنین باید دانست که بازیگران بیان کننده سلیقه و افکار یک کارگردان هستند.

فرهنگ با اشاره به اینکه مهمترین نکته در مقوله کارگردانی، شکیبایی و صبوری است بیان داشت: صبوری نکته بسیار مهمی است زیرا اگر صبور نباشید حتما مشکلاتی به وجود خواهد آمد.  باید با نویسنده به یک نتیجه قطعی روشن و شفاف برسید. من هشت سال است که فیلمی نساخته ام و این موضوع یک تصمیم شخصی بود، چراکه علاقه دارم بتوانم فیلم «خود» را بسازم. اگر قرار باشد فیلمی را بسازیم، وظایف تقسیم بندی می‌شود و طبق زمان بندی، هنگامی که  سر صحنه حاضر می‌شویم، همه عوامل از کارگردان می‌پرسند که چه کاری را باید انجام دهیم. مدیریت کردن مسیر باعث می‌شود تا بتوانیم در سینما زودتر به مقصد برسیم و توجه و دقت به جزئیات اولین وظیفه یک کارگردان است.

فرهنگ درباره «خلاقیت» در کارگردانی نیز گفت: برای به کارگیری خلاقیت سه حوزه را باید مورد توجه قرار داد؛ «دکوپاژ»، «میزانسن» و «فضاسازی». در سینما باید بدانیم چه می‌خواهیم تا به مرحله‌ای برسیم که متوجه شویم چه چیز را نمی‌خواهیم. بی‌تردید هیچکاک استاد مسلم سینما است و جایی می‌گوید باید بتوانید فیلم را در یک جمله کوتاه برای خود معنی کنید. مهمترین مسئله این است که چطور بتوانید سلیقه خود را با فضای موجود هماهنگ کنید.

وی با اشاره به این موضوع که بستر فیلم «طلسم» بر مدار فضاسازی می‌گذرد و باید به نمادهای مختلف برای خلق توجه کرد، بیان داشت: اگر مبدا، مقصد و فضاسازی یک اثر روشن شود، دکوپاژ خود را نمایان می‌کند. باید به عاطفه درون فیلم و این مسئله که چطور می‌شود به صحنه روح بخشید توجه کنیم.

وی ادامه داد: مسائل فنی را هیچ‌گاه وارد فیلمنامه نکنید چراکه این امور مربوط به تصمیم‌های کارگردان است. باید بیشتر به چگونگی خلق هویت بصری در یک فیلم بیاندیشید. هیچ گاه طی کردن راه معمول اتفاق خاصی را رقم نمی‌زند.

نوجویان هنر باید از رویکرد کلاسیک پیروی کنند

در ادامه بازیگر مجموعه در حال تولید «سلمان فارسی» گفت: در هر صحنه ابتدا باید یک تمرین اولیه با بازیگران داشته باشید تا به یک سلیقه مشترک دست پیدا کنید. قطار سینما قصد ایستادن نداشته و به تعداد کارگردان‌های سینما، روش‌های مختلفی وجود دارد. بهترین روش برای افراد تازه‌کار، همان روش کلاسیک‌  است. از سال ۱۸۹۵ تا کنون هنوز رمان‌ها و فیلم‌ها به روش کلاسیک عمل می‌کنند. زمانی که آثار پیکاسو را مرور می‌کنیم متوجه می‌شویم او نقاشی‌های پر سر و صدایی خلق کرده است اما پیکاسو پیش از تجربه گرایی، استاد شیوه رئالیسم  بود و این مسئله در طرح‌های او از آناتومی انسان مشهود است.

سینما یک ضیافت است

فرهنگ خاطر نشان کرد: اقیانوس سینما بی کران است و بعد از این همه سال فعالیت در سینما، همچنان فکر می‌کنم در حال برداشتن قدم اول هستم. من معتقدم سینما یعنی ریزه کاری. تقطیع نماهای یک فیلم را دکوپاژ می‌گویند اما باید ببینیم هدف از آن چیست. مهمترین موضوع در تولید یک فیلم این است که صحنه‌‌های آن جذاب باشند و از هر نما باید برای نمای بعدی استفاده کرد. دکوپاژ از لحظه‌ای آغاز می‌شود که ایده و فکر را نمابندی می‌کنیم. سینما ضیافتی است که بیننده را به تماشای فیلم دعوت می‌کند، در نتیجه باید اسباب لذت مخاطب را فراهم کرد.

وی ادامه داد: دکوپاژ راه مناسبی برای ایجاد هیجان و به وجود آوردن احساس است. در به وجود آوردن یک صحنه باید ابتدا با فیلمبردار به نتیجه رسید و با او در تعامل بود و با همفکری با فیلمبردار تصمیم گرفت تا ابتدا از کدام اندازه نما را شروع کنیم. بهتر است هر پلان از یک زاویه به صورت کامل فیلمبرداری شود تا کارگردان با احاطه بیشتری سایر نماها را فیلمبرداری کند. برشت می‌گوید آنکه می‌خندد هنوز خبر هولناک را نشنیده است. کسی که برای تدوین فیلم‌برداری کند به جایی نمی‌رسد، بلکه باید از صحنه، تصاویری در ذهن خود داشته باشد تا بتواند به دکوپاژ بپردازد.

فرهنگ درباره مرحله دکوپاژ در کارگردانی خاطر نشان کرد: در دکوپاژ باید اطلاعات هر پلان را یادداشت کرد تا فهمید به چه اطلاعاتی برای به تصویر کشیدن یک پلان نیاز داریم و لازم است تا اطلاعات غیر ضروری را حذف کنیم. همیشه از ایماژ و تصاویر در سر صحنه فیلمبرداری ایده‌هایی به ذهنم می‌رسد‌. بنابراین بدون عجله و با حوصله باید کار را صورت داد. البته کارگردان باید پیش از فیلمبرداری، از روی فیلمنامه کاملا دکوپاژ را انجام داده باشد. نویسنده نباید در متن، دکوپاژ و توصیه‌های تکنیکی را اعمال کند چراکه با این کار مانع خلاقیت کارگردان می‌شود.

فرآیند تحلیل شخصیت از متن آغاز می‌شود

کارگردان «دو فیلم با یک بلیط» ادامه داد: اگر پلان‌هایی در صحنه فیلمبرداری به ذهن کارگردان می‌رسد نباید در مقابل آن مقاومتی داشته باشد و بهتر است ایده‌های مربوط به آن‌ها را عملی کند. هر پلان نویدی برای پلان بعدی است و تنها تا زمانی که یک زاویه نما دارای قدرت اثر گذاری است باید از آن استفاده کرد. استانیسلاوسکی می‌گوید نقش بزرگ و کوچک نداریم و بازیگر کوچک و بزرگ داریم. بازیگر خود به سادگی می‌تواند متوجه شود که تنها در حال بازی کردن است یا نقش خود را باور کرده است. بازیگر باید ریزه کاری‌هایی را در کار خود لحاظ کند تا کارگردان بتواند با خلاقیت خود از آن‌ها استفاده درستی کند. نمی‌شود نقطه نظرهای چندگانه و متضاد را به بازیگر منتقل کرد بلکه توضیحات به او باید در یک جهت باشد. بازی یک بازیگر نباید با عجله صورت گیرد بلکه باید طراوت داشته باشد.

فرهنگ در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: واقعیت را باید به وجود آورد و آن را به صحنه تزریق کرد. فرآیند تحلیل شخصیت از متن شروع می‌شود و کارگردان باید به جزئیاتی درباره پیشینه شخصیت‌ها به جمع‌بندی برسد. هیچکاک می‌گوید فیلم‌های او قبل از اینکه مقابل دوربین بروند، ساخته شده اند. به این معنی که او همه آنچه را که به آن‌ نیاز داشته است، از پیش در ذهن خود می‌ساخت. یک بازیگر و یا کارگردان نباید در به تصویر درآوردن ذهنیت خود عجله کند.

کارگاه «بازیگری و کارگردانی در سینما» با حضور داریوش فرهنگ کارگردان و بازیگر پیشکسوت سینما در مدت زمان چهار ساعت با حضور هنرجویان سینما و اعضا باشگاه مخاطبان موزه سینما برگزار شد.