موزه سینما میزبان «محمود کلاری» می‌شود

کارگاه انتقال تجربه فیلمبرداری با حضور « محمود کلاری» در موزه سینما برگزار می‌شود.
به گزارش روابط عمومی موزه سینما، در ادامه برگزاری دوره های آموزشی این مجموعه فرهنگی تاریخی ،کارگاه انتقال تجربه فیلمبرداری باحضور«محمود کلاری» فیلمبردار پیشکسوت و خلاق در موزه سینما برگزار می‌شود.
این کارگاه هفتم تیرماه ساعت ۱۶ در  سالن فردوس موزه سینما برگزار می‌شود و علاقمندان برای ثبت نام و حضور در این کارگاه چهار ساعته می‌توانند به لینک زیر مراجعه کنند.
clubmuseum.ir/workshops/47

محمود کلاری فیلمبرداری آثاری همچون: جاده های سرد ، شیر سنگی، سرب، مادر ،دلشدگان ،بوتیک ، نوبت عاشقی،  از کرخه تا راین، ، بادیگارد ، بوی کافور، عطر یاس، خانه ای روی اب ، سارا ، لیلا، درخت گلابی ، استرداد، بید مجنون، کوچه بی‌نام، برف روی کاج ها ، بمب  ، خوک ، عنکبوت ، مرگ ماهی، کیمیا، نیمه تاریک ماه، قرمز ، اب و اتش ، باد مارا خواهد برد، شیرین،  ماهی ها عاشق میشوند ، جدایی نادراز سیمین،  گذشته و …را در کارنامه هنری خود دارد.
وی همچنین ساخت فیلم‌هایی سینمایی همچون تابستان همان سال، رقص با رویا و ابر و آفتاب را بر عهده داشته است.
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری از هفتمین جشنواره فیلم فجر برای «سرب»، برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری برای «جاده های سرد»، برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری از چهاردهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «گبه»، برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری از هجدهمین جشنواره فیلم فجر برای « بوی کافور، عطر یاس»، برنده سیمرغ بلورین بهترین دستاورد هنری برای فیلمبرداری سیاه و سفید « خون‌بازی»، برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلمبرداری از بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر برای «جدایی نادر از سیمین»، برنده قورباغه نقره‌ای و نامزد قورباغه طلایی نوزدهمین جشنواره بین‌المللی “هنر فیلمبرداری” لهستان برای فیلم جدایی نادر از سیمین، تندیس یک عمر دستاورد هنری از جشنواره دوبلین در ایرلند، تندیس بهترین فیلمبرداری نهمین جشن بزرگ سینمای ایران برای « ماهی‌ها عاشق می‌شوند»، برنده تندیس بهترین فیلم‌برداری برای « استرداد» در جشن انجمن منتقدان سینمای ایران از جمله جوایزی است که این هنرمند به دست آورده است.
همچنین سال ۲۰۰۰ در جشنواره سه قاره (نانت فرانسه) و در سال ۲۰۱۸ در موزه هنرهای مدرن نیویورک مروری بر آثار این هنرمند نامدار کشور برگزار شده است.

در نمایش «دیوانه‌ای از قفس پرید» در موزه سینما مطرح شد: معتمدی نگاهی گیرا به جنگ و پیامد آن دارد /نباید نسبت به پیشینه ادبیات خود بی‌توجه باشیم

برنامه نمایش و نشست نقد و بررسی فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» به کارگردانی احمدرضا معتمدی با حضور جواد طوسی منتقد سینما، دکتر محمود بشیری استاد دانشگاه، دکتربهروز بختیاری استاد دانشگاه و مهرداد غفارزاده فیلمساز در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، مهرداد غفارزاده مدیر نشست در ابتدای این جلسه، گفت: درباره این فیلم نقدهای زیادی نوشته شده و احمدرضا معتمدی کتاب «مدرنیته و عقلانیت» را بر اساس این فیلم به چاپ رسانده است. معتمدی همواره همراه فیلم‌های خود باقی مانده و نسبت به آن حساسیت زیادی دارد. او یک مولف واقعی در سینما است و تعصب زیادی به مجموعه فیلم‌های خود دارد.

وی ادامه داد: از مجموعه آثار معتمدی می‌توان به این نتیجه رسید که او صاحب سبک است و این فیلم یکی از بهترین آثار در کارنامه کاری فیلمساز است. «دیوانه‌ای از قفس پرید» فیلمی خوش ساخت بوده و فیلمبرداری و بازی‌های درخشانی دارد. از موزه سینما برای برگزاری برنامه‌های بزرگداشت به  این شکل وزین تشکر می‌کنم.

نباید نسبت به پیشینه ادبیات خود بی‌توجه باشیم

احمدرضا معتمدی،کارگردان فیلم نیز بیان داشت:  صحنه‌ای مهمی از جمله عروسی یلدا در فیلم وجود داشت که پرستویی با صندلی چرخ‌دار در آن حضور داشت و یعقوب از او درخواست گروگان گیری کرد. او در آژانس شیشه‌ای این کار را انجام داد و برای من سوال است فردی که روزی جان خود را برای مردم گذاشت، چگونه فردی را گروگان می‌گیرد؟ در صورتی که او در این فیلم به شکلی دیگر رفتار می‌کند.

وی افزود: دراین فیلم و به مدت شش ماه به همراه مجید انتظامی روی موسیقی این فیلم کار کردیم. من ناراحت بودم که چرا نسبت به ادبیات بی‌توجه هستیم درحالی که استفاده از آن در ساحت سینما و تئاتر دنیا وجود دارد و حتی پست مدرن‌ها به شکلی پیچیده از ادبیات استفاده می‌کنند. امروزه در دنیا رمان‌هایی نوشته می‌شوند تا در ادامه فیلم‌هایی بر مبنای آن ساخته شوند. ما نباید نسبت به پیشینه ادبیات خود بی‌توجه باشیم.

معتمدی با بیان اینکه سرکوب این فیلم به دلیل بهره‌گیری از اقتباس برای من بسیارعجیب بود، افزود: دغدغه من همواره فلسفه بوده و حدود پنجاه سال است که در این زمینه مشغول تحقیق و پژوهش هستم. من تلاش کردم ضرب‌المثل‌های موجود در زبان را وارد فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» کنم و تلاش داشتم تا اثبات کنم ما در کشور شاهد نوعی مدرنیته بی‌ریشه هستیم.

باید به عدالت خواهی توجه جدی داشته باشیم

جواد طوسی، منتقد سینما با بیان این مطلب که جدا از دغدغه‌های فرهنگی،درزمینه «عدالتخواهی» با احمد رضا معتمدی فصل مشترک دارد و بخشی از این مسئله به سابقه قضایی‌اش دردادگستری ومسیر بعدی طی شده در حوزه وکالت بازمی‌گردد، گفت: نکته کنایه آمیز فیلم «دیوانه‌ای که از قفس پرید» این است که در چارچوب نگاه دغدغه‌مند معتمدی وآینده نگری هوشمندانه او در جامعه‌ای که زیست می‌کنیم که باید به عدالت توجه جدی داشته باشیم. در این میان، باید دید موجودیت و جایگاه واقعی رسانه ای با بُرد وسیع و فراگیر«سینما» در رسالت فرهنگی و اجتماعی‌اش کجاست؟

وی ادامه داد: شخصیت روزبه ایرانی در این فیلم یک نمونه عینی وشمایل دست یافتنی در حیطه سینمای ملی به شمار می‌رود. در تعادل و توازن میان فرم و محتوا، معتمدی در یک مقطع حساس تاریخی (بعد ازساخت فیلم های «هبوط» و «زشت و زیبا»)، به فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» رسیده که بشّدت فرزند زمانه خود است و واقعیت‌های عینی و بی‌واسطه دوران خودش را مطرح کرده ودر عین حال از نوعی آینده نگری عمیق و دلسوزانه برخوردار است.

طوسی خاطرنشان کرد: معتمدی در این فیلم از تکثیر شدن افراد فرصت طلب و منحطی چون مستوفی و فراست صحبت کرده‌ و در امتدادش به افرادی خرده پا وبی ریشه می‌پردازد که با مدار عدالت در تعارض هستند.

معتمدی نگاه مطالبه گر دارد

این منتقد پیشکسوت سینما ، افزود: به عقیده من تصویر ونشانه ای از«روزبه ایرانی» در شخصیت فرهنگی -اجتماعی احمدرضا معتمدی وجود دارد. گویی او خودش یکی از قربانیان جامعه فرهنگیِ معاصر است.معتمدی به اتکاء دغدغه‌های فلسفی‌اش، فیلمسازی معترض است که دیدگاه و جهان بینی عمیق دارد. او به تدریج تلاش کرد در گستره سینمای اجتماعی ایران، پیشنهادی نوین وسازنده را مطرح کند ونگاهی مطالبه‌گر داشته باشد.

طوسی خاطر نشان کرد: در فیلم «زشت و زیبا» و «دیوانه ای از قفس پرید» و تا حدی «آلزایمر» شاهد تعادل فرم و محتواهستیم اما در کارهای دیگر او فرم و نشانه شناسی و نمادپردازی خودشان را به اثر تحمیل می‌کنند.البته احمد رضا معتمدی با اتکاء به دانسته‌ها وتعلقات فلسفی‌اش، به دنبال نوعی آسیب شناسی اجتماعی است. در عین حال به عنوان یک فیلمساز ایرانی تلاش می‌کند قابلیت های بصری یک اثر سینمایی را به نمایش گذاشته و با وجود برخی ارجاعات و مقایسه‌‌ها، مرعوب نِحله‌های فلسفی امثال هایدگر ومیشل فوکو نشود و با قلّه‌های اینجایی همچون شهاب الدین سهروردی بیشترمحشور شود و این نمونه‌ها ومصادیق درکلیّت فیلم «دیوانه‌ای که از قفس پرید» مشهود است.

طوسی بیان داشت: رکن اصلی این اثر «کلام» است که به شکلی فرهیخته از ناحیه طیف‌ها وطبقات مختلف اجتماعی مطرح شده است. معتمدی بدون گارد گرفتن در برابر سنّت، به نقد مدرنیته می‌پردازد و با مفاهیم پست‌مدرن نیز دمساز می‌شود. در نگاه کنشگر و کنمشند معتمدی، مرید و مراد نهایی و واقعی، یلدا و روزبه ایرانی هستند. فیلم در این زمینه و از زاویه دید یلدا، به نوعی رسیدن از تردید به باور ویقین را به نمایش می‌گذارد. من ناخود آگاه با دیدن این فیلم  یاد «دیوانه‌ای از قفس پرید» میلوش فورمن افتادم. به نظرم شخصیت  روزبه ایرانی و موقعیت بحرانی و ضربه زننده‌ای که برای او ایجاد می‌شود ورابطه یلدا با روزبه، یاد آور مک مورفی و دوست سرخپوستش چیف بورمدن است.

طوسی در ادامه سخنانش گفت: صدای شیون بچه در انتهای فیلم، نشان از تولد یک نسل تازه دارد اما مشخص نیست چه وضعیتی درانتظار این نسل خواهد بود.

امروزه تولیدات انبوهِ سینمای ایران باعث شده تا سلیقه مخاطب به شکل اجتناب ناپذیر عوض شود. فیلم‌هایی مانند «هتل» و «فسیل» و سه گانه «تگزاس» در دسته چنین آثاری جای می‌گیرند. به نظر می‌رسد همچنان صورت مسئله به درستی درک نشده است. اگر بخواهیم «عدالت فرهنگی» را بدرستی بنا کنیم، لزوماً باید در شرایطی که این جنس فیلم‌های کمدی در چرخه تولید سالانه سلیقه ساز هستند و حضوری سیطره آمیز دارند، فیلم‌هایی همچون «دیوانه ای از قفس پرید» نیز دیده شوند و بخش خصوصی به تولید این گونه آثار که دغدغه اجتماعی دارند بپردازد.

طوسی ادامه داد: عده‌ای عقیده دارند سینما در بطن التهابات اجتماعی نمی‌تواند تغییری ایجاد کند و نقش محرّک و پیش برنده داشته باشد. اما توجه داشته باشیم زمانی که یک اثرسینمایی به‌درستی بنا شود و زبان نمایشی پالوده‌ای پیدا کند، می‌تواند دارای تاثیرگذاری بهنگام باشد و این را تجربه‌های تاریخی مختلف نشان داده است. فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» در یک شرایط حساس تاریخی به دنبال خوانشی متفاوت نسبت به سینمای اجتماعی بود.

وی افزود: معتمدی در تلاش بوده تا از طریق رسانه سینما تئوری را با عمل تلفیق و نگرش فلسفی‌اش را زمینی‌تر و بی تکلف‌تر کند. او به دنبال پیشنهاد یک خوانش متفاوت  در حوزه‌های فلسفی و اجتماعی است و این اتفاق در فیلم «دیوانه‌ای که از قفس پرید» رخ داده است. برپایه همین  دغدغه‌مندی موجود در ذات اثر برخی منتقدین در آن زمان از فیلم استقبال کردند. امروزه بهترین فرصت است تا از طریق افراد دلسوز و زمانه شناسی همچون معتمدی آسیب شناسی به موقعی در حوزه‌های اجتماعی سیاسی و فرهنگی صورت بگیرد، در صورتی که شاهدیم درسینمای عامه پسند تنها لحظه وحال وخنداندن تماشاچی به هر قیمتی اهمیت دارد.

طوسی در بخش دیگری از صحبت‌هایش بیان داشت: معتمدی درفیلم «قاعده بازی» مفاهیم فلسفی را با برخی مولفه‌های ژانر کمدی در هم آمیخته و به شماری از آثار تاریخ سینما ادای دین داشته و اثر متفاوتی خلق کرده است. دغدغه‌مندی فلسفی در عمده آثار معتمدی وجود دارد و تلاش او این بوده تا نگاه ودنیا وروایتی متفاوت را در دل سینمایی کلیشه پرداز تجربه کند.

قوت فیلم به واسطه جادوی زبان شکل گرفته است

دکتر محمود بشیری استاد رشته ادبیات و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی نیز در سخنانی بیان داشت: معتمدی آثاری معناگرا و با طعم فلسفه را کارگردانی می‌کند که این موضوع مورد پسند من است.‌کار او در این فیلم بسیار برجسته بوده و به عنوان نمونه انتخاب اسامی شخصیت‌ها در این فیلم دارای نوعی تعامد است و با هوشمندی انتخاب شده‌اند. یلدا واژه‌ای عبری به نام تولد است و این نام به صورت آگاهانه برای یکی از شخصیت‌ها انتخاب شده است. یلدا در پایان فیلم به مسیر اصلی خود بازمی‌گردد و این یک تولد دوباره است. مسائل بینامتنی در ارتباط فیلم با متون گذشته بسیار مشهود و قابل بررسی است.

وی ادامه داد: جمال زاده در مجموعه داستان «یکی بود یکی نبود» هم مواردی را مطرح کرده و تذکره الاولیا نیاز حاوی بن‌مایه‌های داستانی بوده که ما به ازای آن در فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» وجود دارد.

بشیری افزود: از نظر نشانه شناسی این فیلم شباهت‌هایی با «آژانس شیشه‌ای» دارد و نکته مهم در این فیلم، زبان و گفت و گو است و قوت فیلم به واسطه جادوی زبان شکل گرفته است. از نظر ادبی فیلمی که شاهد آن بودیم اثری خوب و ارزنده‌ای است و ای کاش معتمدی فرصت پیدا می‌کرد تا به این مسیر ادامه دهند. نکته قابل توجه این است که معتمدی نگاهی گیرا به مسائل جنگ و پیامد آن داشته است.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: شکل و شمایل علی نصیریان در فیلم نیز جالب توجه است و او گریمی خاص دارد. ضرب‌المثل‌ها در این فیلم در ارتباط با شخصیت پردازی کاراکتر‌هاعمل کرده و بسیار حساب شده و منسجم‌ انتخاب شده‌اند.

 

معتمدی در تربیت فرهنگی مخاطب تلاش زیادی کرده است

دکتر بهروز محمودی بختیاری استاد گروه هنرهای نمایشی دانشگاه تهران نیز بیان داشت: این فیلم در جشنواره بیست و یکم فیلم فجر سه سیمرغ به خود اختصاص داد و در شش رشته نامزد بوده است. فیلمبرداری این فیلم بسیار درخشان است. در کتاب «آقای بازیگر» عزت‌الله انتظامی از فیلم دفاع می‌کند و آن را اثر مورد علاقه خود دانسته و داستان آن را برجسته می‌داند. کاربرد قابل توجه عبارت و اصطلاحات و کنایات زبان فارسی در فیلم مشهود بوده و از جمله جذابیت‌های فیلم به شمار می‌رود.

وی ادامه داد: سرعت ارائه اطلاعات در این فیلم برای من کمی آزار دهنده بود و برایم جالب بود که این افراد به یکدیگر سلام نمی‌کنند و این موضوع در فرهنگ ما امری آشنا نیست. مسئله نام شناسی در فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» بسیار ویژه است و برای نمونه نام روزبه، بیانگر یک اندیشه ایرانی است.

وی ادانه داد: در فیلم جمله‌های جذابی وجود دارند اما از نطر روایت شناسی هضم آن آسان نیست. طبق علم روانشناسی فرد نمی‌تواند هنگام لطمه روحی جملات پاکیزه‌ای را عنوان کند اما در عین حال این عبارات از منظر درام‌نویسی بسیار برجسته هستند. سطح فرهنگ مخاطب بر اساس خوراک فرهنگی که دریافت می‌کند شکل می‌گیرد و معتمدی تلاش کرده در تربیت فرهنگی این مخاطب کوشش کند.

بختیاری افزود: یلدا و روزبه دارای مشکلات زیادی هستند اما به نظر می‌رسد یلدا علاقه زیادی به آرمان‌های فردی  روزبه دارد. انتظامی در این فیلم تکرار کننده شمایلی است که از او سراغ داریم و او بازی درخشانی ارائه کرده است و حتی نصیریان و حاتمی و کریمی هم بازنمایی نقش‌های پیشین خود را ارائه کرده‌اند. برای درک و آگاهی نسبت به این فیلم، شناخت پیکره سینمای ایران، امثال و حکم و ضرب‌المثل‌های ایرانی می‌تواند مفید باشد.

مهبد مکّی پژوهشگر حوزه موسیقی نیز گفت: انتظامی همواره از ساز پیانو بهره خاصی برده است و این موضوع در فیلم «کانی مانگا» هم چشمگیر است و در عوض موسیقی اپیک، از افکت- موسیقی بهره برده است. انتظامی دید ویژه‌ای به ساز‌های بادی دارد و دارای هوش موسیقایی سرشاری است که موفق می‌شود باعث تعمیق کشش‌های دراماتیک شده و لایه‌های پنهان فیلم را آشکار کند. شاخصه اصلی موسیقی فیلم این است که به اندازه کافی در فضای فیلم شنیده شود و این موضوع نیز به صورتی ویژه در اثر وجود دارد.

در این نشست هنرمندانی همچون عزیزاله حمیدنژاد، امیر راضی، محمدرضا بایرامی و… حضور داشتند.

 

 

 

 

 

 

 

نمایش«قاعده بازی» در موزه سینمای ایران

«قاعده بازی» در موزه سینمای ایران نمایش داده می‌شود.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما،«قاعده بازی» ساخته احمدرضا معتمدی روز شنبه 26 خرداد ساعت ۱۶ در سالن فردوس این مجموعه فرهنگی تاریخی نمایش داده می‌شود.

بعد از نمایش فیلم جلسه نقد و بررسی با حضورقطب الدین صادقی (فیلمنامه نویس و کارگردان)، رامتین شهبازی (منتقد سینما و استاد دانشگاه)، مجید شیخ انصاری (تهیه کننده و استاد دانشگاه)، مسعود سفلایی (عضو هئیت علمی دانشگاه سینما و تئاتر) برگزار خواهد شد.

اکبر عبدی، الناز شاکردوست، کیومرث ملک‌مطیعی، ژاله صامتی، مهران رجبی، انوشیروان ارجمند، علیرضا خمسه، شهرام قائدی، محسن قاضی مرادی، فریده سپاه‌منصور، مهتاج نجومی، مریم سعادت، سعید پورصمیمی، گوهر خیراندیش، حمید لولایی، جمشید هاشم‌پور، هوشنگ حریرچیان، داریوش ارجمند و … در این فیلم نقش آفرینی دارند.

داستان دربارهه مردی است که دو زن، یکی از محلات پائین شهر و یک زن نیز در محلات بالا شهر دارد و از هر کدام از این زن‌ها نیز فرزندانی دارد که از وجود یکدیگر بی‌خبر هستند…

ورود برای علاقمندان آزاد است.

در نشست نقد و بررسی « سوتفاهم» در موزه سینما مطرح شد: فیلم باید مخاطب را وارد چالش فکری کند

برنامه نمایش و نشست نقد و بررسی فیلم «سوءتفاهم» به کارگردانی احمدرضا معتمدی با حضور وحیدالله موسوی نویسنده، آنتونیا شرکا منتقد سینما، فرانک آرتا منتقد سینما و محمود گبرلو منتقد سینما و مدیر نشست، در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، محمود گبرلو در ابتدای این نشست گفت: فیلم «سوءتفاهم» اثری سخت و پیچیده و دارای معانی و مفاهیم فراوانی است. در دنیا فیلم فلسفی امری رایج بوده و یک فیلمساز ایرانی نیز با آثار خود قدم در این ساحت گذاشته است.

وحیدالله موسوی، نویسنده نیز گفت: از طریق ساختارهای معنایی و نحوی می‌توان مضامین گسترده فیلم «سوءتفاهم» را مورد توجه قرار داد. سینما خود یک وضعیت فلسفی است و بدیو فیلسوف فرانسوی نسبت به آن صحبت کرده است و سینما را وضعیت فلسفی می‌داند. او در کتاب خود فلسفه را از ساحت بیرونی وارد سینما نکرده و معتقد است از دل یک فیلم است که فلسفه ایجاد می‌شود. فیلم در انتها نقل قولی از بودریار را مطرح می‌کند و در اثر نیز از درون سناریو وضعیت فلسفی ایجاد می‌کند.

وی ادامه داد: فلسفه از وضعیت گسست ایجاد می‌شود و فیلم «سوءتفاهم» وضعیتی میان بدل و اصل را واکاوی می‌کند. بدیو می‌گوید پرده‌هایی در اطراف ما را احاطه کرده است و حقیقت غیر قابل تشخیص و وصول شده است. امروزه دیگر تجربه واقعی از جنگ وجود ندارد و همه چیز از اتاق‌های فرمان کنترل می‌شود. از همان سکانس اول فیلم، بحث وجود دوربین‌های سرتاسری و لایه‌هایی از واقعیت مطرح می‌شود. از زمان تروفو، ارجاع درون متنی در سینمای مدرنیستی وجود داشته است. در فیلم واقعیت‌های مختلفی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

وی ادامه داد: «سوءتفاهم» تلفیقی از ژانرهای نوآر، کمدی سیاه و رمانس است و به همین دلیل شاهد یک فیلم تلفیقی هستیم. این وضعیت هنر در عصر سرمایه‌داری متاخر است و سینما به طور حتم باید به این سمت پیش برود و در تلفیق هنرمندانه ژانرها است که قدرت خلاقه مولف مشخص می‌شود.

موسوی خاطرنشان کرد: یکی از فیلسوفان عقیده دارد که سینما و فلسفه هر دو کار خود را از ناسرگی آغاز می‌کنند. آنتونیونی مفهوم اگزیستانسیالیسم و نظریات سارتر را در کارهای خود بازتاب می‌دهد و این کاری بسیار مشکل است. یک سینماگر زمانی که می‌خواهد موارد فلسفی را به وجود آورد، با پیچیدگی‌های زیادی رو به رو است. سینما رسانه‌ای تکثرگرا بوده و به همین دلیل باید با فیلم‌های فلسفی با نگاهی نسبی رو به رو شد.

موسوی درباره فیلم «سوءتفاهم» بیان داشت: فیلم احمدرضا معتمدی تا حدودی خصوصیات پازل فیلم و مبحث پیچیدگی‌های روایت را بازتاب می‌دهد. فرمالیست‌ها عقیده دارند که فیلم باید مخاطب را وارد چالش فکری کند و عقیده داشتند سینمای هنری یعنی زمانی که از سالن بیرون می‌آید همچنان به آن فکر کنید و این اتفاق برای من با تماشای «سوءتفاهم» رخ داد. فیلم از جمله آثار والای ژانری است و به همین دلیل تفکر ویژه‌ای را از مخاطب می‌طلبد.

این نویسنده همچنین گفت: کمدی سیاه که دارای ویژگی ابزورد و جفنگ است بسیار دقیق و هوشمندانه برای این اثر انتخاب شده که نمایانگر وضعیتی خردستیز است. کمدی سیاه به مسائل سیاسی و اجتماعی نقدهایی وارد می‌کند و یک ژانر والا در سینما به شمار می‌رود و مخاطب را  معلق باقی می‌گذارد.

وی ادامه داد: بازیگران دارای شمایل کمدی هستند و به همین دلیل انتخاب آن‌ها را بسیار هوشمندانه می‌بینم. فیلم همچنین دارای فضایی تئاتری است که از سینمای مدرن و فاسبیندر الهام گرفته شده است و برای تقابل با بحران میزانسن در سینما مورد استفاده قرار می‌گیرد. رد پای آندره بازن و مقوله برداشت‌های بلند به شکلی گیرا در فیلم وجود دارد و اثر دارای نوعی سبک مونتاژی است.

«سوءتفاهم» بازنمای مفهوم امپراتوری و حکومت رسانه است

در ادامه آنتونیا شرکا منتقد سینما نیز گفت: این فیلم را نخستین بار در جشنواره فیلم فجر دیدم. «سوءتفاهم» اثری پیچیده و دارای حال و هوای معمایی، پلیسی و روانشناختی است. فیلم دارای معانی عمیق و جنبه‌های مختلف است و مخاطب خود را مدام غافلگیر می‌کند و از نظر ژانری، دارای لایه بندی‌های مختلف است. من فیلم را به نوعی بازنمای مفهوم امپراتوری و حکومت رسانه می‌دانم.  هرکجا دوربین وجود دارد، باز هم نمی‌توان واقعیت را از مجاز تشخیص داد.

وی ادامه داد: در فیلم گاهی دیالوگ‌ها تکرار شده و حتی با یکدیگر هم‌پوشانی پیدا می‌کنند و درواقع نوعی ساختار «فیلم در فیلم» در این اثر برقرار است. فیلم دارای لایه‌های مختلفی است و اطلاعات و رویدادهای مختلف گاهی روی یکدیگر انباشته می‌شوند و این انباشتگی سرشار از سره و ناسره است و این موارد در دنیایی رخ می‌دهد که نمی‌توان تشخیص درستی داشت.

شرکا بیان داشت: در فیلم حتی یک تصویر یا مجاز می‌تواند به نوعی واقعیت را تشکیل دهد و خود را به عنوان بخشی از حقیقت تحمیل می‌کند. فیلم نوعی رویکرد پیشگویانه دارد و دوربین موجود در اثر، نوعی عنصر واقعیت ساز در راستای وایرال شدن را تشکیل داده و خود نوعی واقعیت جدید را مطرح می‌کند. با این وجود فیلم در مواردی به دلیل وجود ساختار فیلم در فیلم، دارای نوعی اغتشاش است. پیام نهایی فیلم این است که دست بالای دست بسیار است و فیلمساز در «سوءتفاهم» واقعیت را به چالش می‌کشد. این اثر را باید بیش از یک بار دید و روند اتفاقات به گونه‌ای چیده شده که مخاطب در وهله اول به دنبال معنای واقعیت در آن می‌گردد.

شرکا افزود: در فیلم دنیایی چیده شده که هر لحظه امکان فروپاشی بخشی از آن وجود دارد. کارگردان شخصی مولف بوده و دیدگاه او در فیلم جاری است.  مشکل من با «سوءتفاهم» این است که با اثری پیچیده و فلسفی رو‌به‌رو هستیم اما قصه به واسطه نوع پایان بندی به مفهومی بسیار ساده و ابتدایی تقلیل پیدا کرده و باعث انحراف ذهن مخاطب می‌شود.

فیلم یک فیلمساز انعکاس تفکرات اوست

فرانک آرتا منتقد سینما نیز در این نشست گفت:  خودم را مخاطب سینمای احمدرضا معتمدی می‌دانم زیرا به سادگی نمی‌توان آن را در یکی از دو دسته بندی رایج سینمای بدنه یا روشنفکری قرار داد. معتمدی فردی دغدغه‌مند بوده و ارادتی ویژه به دانش فلسفه دارد.

وی ادامه داد: «سوءتفاهم» در ژانر جنایی، پلیسی و روانشناختی ساخته شده است و آنچه در پس ذهن فیلمساز وجود دارد را در لایه‌های عمیق‌تر فیلم می‌بینیم و معنا و تبیین جهان امروز که در عین پیچیدگی ساده است، در اثر وجود دارد. در فیلم پیچیدگی فضا و مسائل روانشناختی نسبت به آدم‌های پیرامون به چشم می‌خورد.

آرتا با بیان اینکه فیلم یک فیلمساز انعکاس تفکرات اوست، بیان داشت:  آقای معتمدی سالها با فلسفه زندگی کرده و کتاب‌های مهمی را نوشته‌اند. به طور مشخص از بن مایه‌های فیلم می‌توان به نگاه فیلمساز رسید.

آرتا افزود: در فیلم به دیدگاه افلاطون درباره مجاز و واقعیت  اشاره شده و تمثیل غار افلاطون و سایه‌ها نیز مورد توجه قرار گرفته است. گویی فیلمساز مخاطب را در یک فضای خشن قرار داده است. فیلم دارای زیبایی شناسی مختص به خود و فضایی سرد، مدرن و پست مدرن است.

آرتا خاطرنشان کرد: تمام فلاسفه از دیروز تا حال به نوعی نسبت به جامعه پیرامونی خود  تلنگری وارد کرده‌اند و معتمدی نیز با فضاسازی و داستانی سرشار از مجاز، مخاطب را وارد دنیای امروز می‌کند‌. از زمان یونان باستان تا عصر مدرن احساسات و عواطف بشر به زیباترین شکل ممکن مطرح می‌شود اما در «سوءتفاهم» احساسات و عشق در پایین‌ترین حد خود اتفاق می‌افتد و گویی دیگر عشقی وجود ندارد. در یکی از فرازهای فیلم بحثی درباره عقل وجود دارد، موضوعی که از دوره افلاطون تا به امروز درباره آن صحبت شده است.

وی ادامه داد: فیلمساز به صورت عامدانه و اعتراضی اثر خود را از عشق تهی می‌کند. فیلم ساده لوحی انسان‌ها در جهان را نشان می‌دهد، به گونه‌ای که عشق و نفرت نیز ریشه در این ساده لوحی دارد. در فیلم به سرمایه‌داری بزرگ اشاره می‌شود که قدرت همه امور را به دست می‌گیرد. معتمدی تجربه جدیدی را با این فیلم از سر گذراند در صورتی که بسیاری از فیلم‌سازان جرأت نوعی دیگر از تفکر را ندارند زیرا در جامعه هنری ایران، نوعی ترس از قضاوت و تمسخر وجود دارد. فیلم دارای اشکالاتی به لحاظ کارگردانی و تدوین است اما در کلیات اثری موفق است. در این فیلم میزانسن به گونه‌ای بود که با وجود محدودیت فضا و عدم تعدد لوکیشن، بیننده دچار خستگی نمی‌شود.

نمایش«دیوانه ای از قفس پرید» در موزه سینمای ایران

«دیوانه ای از قفس پرید» ساخته احمدرضا معتمدی روز جمعه ۲۵ خرداد ساعت ۱۶ در سالن فردوس این مجموعه فرهنگی تاریخی نمایش داده می شود.
بعد از نمایش فیلم  جلسه نقد و بررسی با حضور جواد طوسی ( منتقد سینما)، بهروز بختیاری ( استاد دانشگاه)، محمود بشیری( استاد دانشگاه) برگزار خواهد شد.
مدیریت نشست بر عهده مهرداد غفارزاده است.
برنده سیمرغ بلورین بهترین فیلم، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن ( نیکی کریمی)، سیمرغ بلورین بهترین موسیقی متن ( مجید انتظامی) در جشنواره فیلم فجر از جمله جوایزی است که این فیلم کسب کرده است.
زنده یاد عزت‌الله انتظامی، علی نصیریان، نیکی کریمی،پرویز پرستویی و .‌.. در این فیلم نقش آفرینی دارند.
ورود برای علاقمندان آزاد است.

 

معتمدی نگاه متفاوتی را به تماشاگر منتقل می کند/ معتمدی دارای نگاه دینی و وطنی است

نشست نمایش و نقد و بررسی فیلم «راه رفتن روی سیم» ساخته احمدرضا معتمدی با حضور  شادمهر راستین، فیلمنامه‌نویس و کارشناس سینما، مهبد مکّی، آهنگساز و پژوهشگر موسیقی، امیر بکان، آهنگساز و محمدحسین تمجیدی استاد دانشگاه و پژوهشگر  سینما، محمود گبرلو منتقد سینما ( مدیر نشست) در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، محمود گبرلو با بیان اینکه فیلم دیدن دارای فرهنگ و آداب به خصوصی است، گفت: فیلم‌هایی که نیاز به تأمل دارند نباید در جشنواره یا سالن‌های عمومی مورد بحث و بررسی قرار بگیرند زیرا در این صورت نمی‌شود در مورد آن‌ها برخورد عمیقی را صورت دارد. «راه رفتن روی سیم» در سال ۱۳۹۵ ساخته شد و امروز که این فیلم در موزه سینما به نمایش درآمده است فرصتی فراهم شده تا بسیار بهتر به آن پرداخته شود.

معتمدی سینمای ایران را به مفاهیم متفکرانه نزدیک کرد

وی ادامه داد:  «راه رفتن روی سیم» یکی از آثار آقای معتمدی است که در ابتدا قرار بود نام آن «بوف کور» باشد. معتمدی فیلمساز متفاوتی است و نگاه متفاوتی را به تماشاگر منتقل می‌کند. او سینمای ایران را به مفاهیم عمیق و متفکرانه نزدیک کرد و در آثار خود به تماشاگر یادآوری می‌کند تا نسبت به مقوله فیلم و سینما نگاهی ساده نداشته باشد. برخی عقیده دارند سینما در وهله اول سرگرمی است، این گزاره درست است اما سرگرمی باید در راستای شکل‌گیری یک تفکر باشد.

وی همچنین گفت:  چقدر خوب است زمانی که فیلمی را می‌بینیم، ساعت‌ها درباره آن تفکر کنیم و نقدهای جدی مفسران فیلم را درباره اثر مطالعه کنیم. مفسر فیلم در وهله اول باید تلاش کند تا مفاهیم عمیق اثر را استخراج کرده و در اختیار تماشاگر قرار دهد.

«راه رفتن روی سیم» از مسیر فیلمسازی معتمدی مستثنی است

شادمهر راستین فیلمنامه‌نویس و منتقد سینما نیز گفت: یکی از دلایلی که فیلم را دوست دارم این است که «راه رفتن روی سیم» از مسیر فیلمسازی معتمدی مستثنا است. در فیلم‌های دیگر او سینما ابزاری برای بیان مفاهیم فلسفی است اما در این فیلم مبنا، موسیقی و افراد اهل این هنر است. برای معتمدی فکر و اندیشه مسئله‌ای مهم است اما در این فیلم او به گونه‌ای دیگر عمل کرده و گویی موسیقی ایشان را به خود فراخوانده بود.

وی ب بیان اینکه موسیقی به صورت بی‌واسطه در فیلم مطرح می‌شود، افزود:  در «راه رفتن روی سیم» با افرادی رو به‌رو هستیم که بی‌واسطه موسیقی می‌نوازند و قصد انتقال معنا ندارند. در آن دوره موسیقی آلترناتیو و ترکیبی نادیده گرفته می‌‌شد و معتمدی در فیلم خود به آن پرداخت.

راستین درباره ویژگی‌های این اثر گفت: در جشنواره بین‌الملل فجر، واکنش مهمانان خارجی نسبت به این اثر  برای من جذاب بود. موسیقی باعث ایجاد ارتباط  میان انسان‌ها می‌شود. مخاطبان شرقی جشنواره بسیار با فیلم ارتباط خوبی برقرار کردند. در آن سال جوانانی که موسیقی بداهه و آلترناتیو اجرا می‌کردند فیلم را دیدند و فضا و احساسات موجود در فیلم مورد توجه آن‌ها قرار گرفته بود.

وی با بیان اینکه موسیقی در «راه رفتن روی سیم» فضا را می‌سازد، گفت: برخی فیلم‌ها با وجود جذب مخاطب اندک، همواره در ذهن مخاطب باقی می‌مانند و این فیلم از جمله همین موارد است.

در ادامه مهبد مکّی آهنگساز و پژوهشگر  موسیقی نیز گفت: از موزه  سینما تشکر می‌کنم که فرصتی فراهم آورد تا از نطر زیبایی شناسی به موسیقی و ارتباط آن با فیلم بپردازیم. معتمدی با علم فلسفه به گونه‌ای عمیق سر و کار دارد و این دانش خطرناک و پردغدغه را با روندی علمی پیگیری کرده است. در جامعه بسیاری از افراد این دانش را بسیار بی‌مهابا دنبال می‌کنند و با جریان فکری تاریخی در این رشته آشنا نیستند.

وی با بیان اینکه معتمدی دارای نگاه دینی و وطنی است، بیان داشت:  باید اتاق اندیشه‌ای شکل بگیرد که در آن کارشناسان مختلف رشته‌های گوناگون درباره موسیقی به بحث و نظر بپردازند. پیگیری موسیقی آدابی دارد و تا زمانیکه در فرهنگ یک خطه دقیق نشویم، نمی‌توانیم با موسیقی آن منطقه ارتباط برقرار کنیم. متاسفانه تاریخ را مطالعه نمی‌کنیم و این مسئله در خصوص هنر موسیقی و اتفاقات مهمی که در جریان آن رخ داده است نیز وجود دارد.

وی ادامه داد: موسیقی بیان احساس به وسیله صدا نامیده می‌شود اما این گفتار باید مورد تعمق دقیق قرار بگیرد. امروزه نیز در مباحث زیبایی شناسی تعاریف دیگری برای این هنر ارائه شده است.

دغدغه معتمدی نسبت به مسائل اجتماعی برجسته است

امیر بکان آهنگساز و عضو شورای عالی موسیقی نیز گفت: معتمدی از جمله متفکران حوزه فلسفه و بحث‌های میان رشته‌ای در حوزه سینما است. درباره فلاسفه به سختی می‌توان صحبت کرد. در دانشگاه با او در فاصله میان کلاس‌ها صحبت می‌کردیم و برای من دغدغه او نسبت به مسائل اجتماعی برجسته بود. ایشان در آثار خود تولید معنا کرده و از ساختار و محتواگذر کرده‌اند، یعنی فارغ از معانی نشانه شناسانه در مواجهه با آثار معتمدی باید به دنبال معنا بود.

وی با بیان اینکه معتمدی برای بیان مختصات مد نظر خود مدیوم سینما را برگزیده است، افزود:  فیلم «راه رفتن روی سیم» سرشار از المان‌های نشانه شناسی، معنا شناسی و جامعه شناسی است. او موضوعی میان رشته‌ای در خصوص سینما و موسیقی را دستمایه ساخت این فیلم قرار داده است. نشانه‌هایی مانند «مقام»، «تبنور» و «موسیقی راک» دارای معانی قابل تفسیر هستند.

این آهنگساز خاطر نشان کرد: «راه رفتن روی سیم» از حوزه فلسفه عبور کرده و به گروهی می‌پردازد که خود دارای فرهنگی ویژه در موسیقی است. ساز تنبور که در فیلم نقش مهمی دارد، از مرزهایی می‌آید که در آن آیین، تفکر و مناسک شکل می‌گیرد. متاسفانه مروزه انواعی از موسیقی شنیده می‌شود که ارتباطی با فرهنگ ایرانی ندارد. در کشور ما با وجود پشتوانه عظیم و گسترده فرهنگی، نسبت به موسیقی ملی توجه خاصی نمی‌شود. بزرگترین رساله موسیقی تاریخ توسط فارابی در حدود قرن سوم و چهارم هجری نوشته است، در حالی که در آن دوران اروپا در دوران میانی قرون وسطی به سر می‌برد. متاسفاته مردم از چنین سرمایه‌هایی باخبر نیستند و با این وجود، در اکثر دانشگاه‌های مطرح دنیا، زبان و ادبیات فارسی مورد توجه است و تدریس می‌شود.

بکان ادامه داد: بحران زبان وگفتمان و همچنین بحران هویت در فیلم، مد نظر معتمدی بوده و موسیقی مجرایی برای بازنمایی آن است. سراسر فیلم دارای مفاهیم نشانه شناسی است و ساز تنبور در فیلم یک نشانه از فرهنگ ایرانی است.

محمدحسین تمجیدی، استاد دانشگاه و پژوهشگر فیلم نیز گفت: در سال‌های متمادی در دانشگاه با معتمدی هم اتاق بودم. ایشان شخصیت بسیار متفاوتی در امر فیلمسازی و سایر مقوله‌ها دارد. معتمدی یک انسان دغدغه‌مند است و دارای نگاه و تاثیر متفاوتی است و موسیقی برای او یک بهانه بنیادین بوده تا اندیشه دیگری را مطرح کند که در ارتباط با موسیقی است. گسست میان رابطه انسان‌ها و عدم درک آن‌ها از یکدیگر می‌تواند فجایع غیرقابل جبرانی را به وجود آورد.

تمجیدی ادامه داد: معتمدی در انتقال دیدگاه فلسفی خود به مخاطب بسیار موفق است و برای او ساختارهای زیبایی شناسانه در درجه دوم اهمیت قرار دارد و بیش از هر مسئله دیگری به دنبال ایجاد گفتمان در اثر است‌. اکنون در نظام اجتماعی تکلیف موسیقی مشخص نیست. موسیقی یک زبان بین‌المللی است و در همه نقاط دنیا با آن ارتباط برقرار می‌کنند.

احمدرضا معتمدی نیز در سخنانی گفت: ما فیلم‌هایی ساختیم تا حرف‌هایی را به جامعه منتقل کنیم. متاسفانه نقد به معنای واقعی در سینمای ایران وجود ندارد. برای مثال به فیلم‌‌های آنجلوپلوس تنها از طریق نقد میتولوژیک می‌شود نزدیک شد و آن‌ها را درک کرد و نقد آثار هیچکاک را باید به گونه روانشناسانه پی گرفت و فیلم «دزد دوچرخه» را باید پدیدار شناختی نقد کرد. این نکته موضوع مهمی است که کم‌تر مورد توجه قرار می‌گیرد.

 

نمایش«سوء تفاهم» احمدرضا معتمدی در موزه سینما

فیلم سینمایی«سوء تفاهم» در موزه سینما نمایش داده می‌شود.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، فیلم سینمایی «سوء تفاهم» ساخته احمدرضا معتمدی روز پنجشنبه 24خرداد ساعت ۱۶ در سالن فردوس موزه سینما نمایش داده می‌شود.

بعد از نمایش فیلم جلسه نقد و بررسی این اثر با حضور دکتر مسعود سفلایی (عضو هیات علمی دانشگاه سینما و تئاتر) آنتونیا شرکا (منتقد سینما)، فرانک آرتا (منتقد سینما) برگزار می‌شود.

مدیریت جلسه نقد و بررسی نیز برعهده محمود گبرلو است.

مریلا زارعی، هانیه توسلی، کامبیز دیرباز، پژمان جمشیدی، مهدی فخیم زاده، اکبر غبدی، آرش نوذری و … در این فیلم نقش آفرینی دارند.

داستان فیلم ماجرای یک گروگان‌گیری است که همه چیز در متن واقعیت پیش می‌رود اما با گذشت زمان این شبهه پیش می‌آید که این حادثه بیشتر شبیه یک «سوء تفاهم» یا توهم است و اما در متن توهم هنوز عناصری از واقعیت به چشم می‌آید. همزمان با گسترش این ابهام، ماجرای گروگان‌گیری نیز به پیش می‌رود و …

ورود در این برنامه برای علاقمندان آزاد است.

سینمای معتمدی یک میراث ملی است / معتمدی سینما را به نوعی دیگر تالیف کرد

مراسم بزرگداشت احمدرضا معتمدی فیلمنامه‌نویس و کارگردان سینما با حضور هنرمندان و اساتید حوزه فلسفه در سالن فردوس موزه سینمای ایران برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، مجید اسماعیلی مدیرعامل موزه سینما ضمن عرض خیر مقدم به مهمانان حاضر در مراسم بزرگداشت احمدرضا معتمدی، گفت: قصد ما از برگزاری این مراسم، بزرگداشت مقوله علم و دانش در کنار هنر است، موضوعی که جای خالی آن در سینما احساس می شود. برخی هنرها جنبه فردی دارند اما سینما محتاج مجموعه بزرگی از هنرها است تا محصول نهایی به اثری ماندگار تبدیل شود.

وی افزود: این هنر نیاز به دانشی عمیق و بصیرت کافی داشته و این دو از جمله مواردی هستند که در احمدرضا معتمدی وجود دارد. ایشان مسلط به دانش و فلسفه هستند و امیدواریم عمل پاک و ماندگار ایشان سرچشمه کارهای بزرگی شود و مجموعه موزه سینما برای سال‌های طولانی از وجود ایشان استفاده کند. از بزرگان جمع مخصوصا استاد علی نصیریان برای حضور در موزه سینما تشکر می‌کنم.

پشتوانه هر هنری فکر و اندیشه است

در ادامه مراسم علی نصیریان پیشکسوت هنر بازیگری نیز در سخنانی گفت: خوشحالم و مایه خوشبختی است که چنین مجالس فرهنگی و هنری در کشور برگزار می‌شود زیرا هویت ملی و شخصیت ما به واسطه فرهنگ معرفی می‌شود. از موزه سینما بسیار سپاسگزارم که مراسم بزرگداشت بزرگان سینما را با انتخاب‌هایی دقیق ادامه می‌دهد. این تجلیل و تکریم بخشی از کار ما است و باید برای اساتید و بزرگان این حرفه که آثار ماندگاری را در کارنامه دارند برگزار شود.

وی ادامه داد: درباره فرهنگ و هنر حرف‌های زیادی به زبان آورده می‌شود اما در عمل آنچنان که لازم است به آن توجه نمی‌شود. هنر تقویت کننده روح ، تفکرو دانش و ذوق و سلیقه جامعه است. مجالس اینچنینی فرصتی بسیار مغتنم به شمار می‌رود. این مراسم برای من ارزشمند است زیرا درباره فردی صحبت می‌شود که شایستگی‌های بسیار زیادی دارد و از این میان، تنها به دو نکته اشاره می‌کنم. معتمدی فردی با اخلاق است و این مورد در عالم هنر بسیار حائز اهمیت است. کشور ما دارای شرایط فرهنگی، خانوادگی و انسانی خاصی است و اخلاق در آن اهمیت بسیاری دارد.

وی با اشاره به اینکه در فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» با معتمدی همکاری داشته است، بیان داشت: او از لحاظ اخلاق و ادب فردی بی‌نظیر است و نکته دوم حائز اهمیت درباره او مربوط به تفکر است‌.

نصیریان ادامه داد: پشتوانه هر هنر، فکر و اندیشه است و نباید از یاد ببریم که هنرمند فردی تک بعدی نیست. بازیگری این نیست که فرد تنها نقشی را ایفا کند، بلکه بازیگری یک هنر است و زمانی که شخص در این ساحت قرار می‌گیرد، باید دارای پشتوانه تفکر، اندیشه و توجه به مسائل روانشناسی، اجتماعی، تاریخی و… باشد. من خود را استاد نمی‌دانم و همیشه شاگرد هستم و شاگرد همیشه برای آموختن تلاش می‌کند و ما باید به طور مداوم به دنبال یادگیری باشیم.

وی ادامه داد: معتمدی در فیلم «دیوانه‌ای از قفس پرید» در انتخاب بازیگران مورد نظر خود استادی کرده و هر شخصیت را بسیار دقیق انتخاب کرده بود و به هیچ عنوان از خواسته خود کوتاه نیامد.

این پیشکسوت بازیگری در ادامه گفت: یک بازیگر باید با حوزه ادبیات و شعر آشنا باشد، زیرا بخشی از فرهنگ کشور را این دو حوزه تشکیل می‌دهد و پشتوانه ما به شمار می‌آید. ممتاز بودن در اخلاق ، فکر و اندیشه ویژگی‌های برجسته معتمدی به شمار می‌رود و پشت هر عمل ایشان فکری دقیق وجود دارد.

نصیریان بیان داشت: من از میان جوانان با همایون غنی زاده کار کردم. زمانی که فیلمنامه «مسخره‌باز» را خواندم متوجه افکار تازه او شدم. او من را وادار کرد تا در کار آخر خود به نوآوری روی آورم .  من معتقدم نباید چارچوب‌های کلیشه‌ای در سینما مدام تکرار شود و باید شهامت شکست این قواعد در جوانان وجود داشته باشد. خوشحالم که موزه سینما برای بزرگداشت معتمدی چنین مراسمی را برگزار کرده است. همیشه دلم می خواست  از ایشان تجلیل شود زیرا او عمری زحمت کشیده و هنوز با اعتقاد راسخ به دنبال ادامه مسیر است. کتابی که ایشان چاپ می‌کند به فرهنگ کشور کمک می‌کند. مرحوم مهرجویی نیز فلسفه خوانده بود و حیف شد که از دست رفت. او چهل سال با من قهر بود زیرا در «اجاره نشین‌ها» بازی نکردم و در فیلم آخرش به احترام او و فارغ از نقش، حضور پیدا کردم. من در اولین کار و آخرین کار مهرجویی با او همکاری کردم.

این هنرمند ادامه داد: کشور ما سرشار از موضوعات و مطالب تازه اجتماعی، انسانی و خانوادگی است‌. در کشور ما سینمای مستقل وجود دارد تا انجا که حتی با یک موبایل می شود فیلم ساخت. افرادی که دارای ایده، فکر و اندیشه هستند باید به دنبال نوآوری باشند. خوشحالم در بازیگری و کارگردانی استعدادهای درجه یکی وجود دارند .خوشحالم در این مراسم دل‌انگیز درباره آقای معتمدی حاضر هستم.

سینمای ایران باید پیرو هنر و ادبیات ایران باشد

در ادامه این برنامه، فیلم بزرگداشت احمدرضا معتمدی پخش شد و سپس تاجبخش فنائیان کارگردان و استاد دانشگاه تهران گفت: از برگزاری مراسم بزرگداشت احمدرضا معتمدی بسیار خوشحالم. ایشان شخصیت برجسته‌ای هستند که به اندازه جایگاهی که دارد، قدر او دانسته نشده است.‌ من با او بیش از بیست و پنج سال پیش و طی ساخت یک سریال تلویزیونی آشنا شدم. قرار بود من در آن اثر بازی کنم و معتمدی نویسنده و کارگردان آن کار بود. او صبور، اندیشمند، محجوب، بی‌ادعا و متین بوده و در حوزه تفکر مربوط به سینما و تلویزیون شخصیت برجسته‌ای است. لحظات زیبای همکاری با او را هرگز فراموش نمی‌کنم.

وی ادامه داد: سینمای ایران باید پیرو هنر و ادبیات ایران بوده و با فلسفه و عرفان این سرزمین بیگانه نباشد. ادبیات ما بسیار مانا است و مدام به روز می شود. معتمدی هم فلسفه غرب را به خوبی می‌شناسد و هم از فلسفه شرق و ایران آگاهی دارد. او یک هنرمند ایرانی است که به اندیشه‌های ایران و جهان مسلط است. کارهایی که او انجام داده است، تراوش فلسفه از هنر را نشان می‌دهد.

فنائیان ادامه داد: داستان‌هایی را که معتمدی می‌سازد، محتوای فلسفه اجتماعی را در خود دارد. او فردی با دغدغه‌های عمیق است.  ایران یک کشور فرهنگی و با سابقه چندین هزار ساله است که از فرهنگی غنی سود می‌برد. بزرگانی چون ابن سینا، فردوسی و نظامی گنجوی هیچ‌گاه کهنه نمی‌شوند. معتمدی به خوبی قرآن را می‌شناسند. او از مولوی، ابن سینا، فارابی، دکارت و هگل دارای فهمی عمیق است و همه این دانش‌ها در آثار او به صورتی شریف مطرح شده است.

باید اندیشه ورزی وارد ساحت هنر شود

مسعود نقاش زاده استاد دانشگاه نیز در سخنانی گفت: دکتر معتمدی در طول زندگی حرفه‌ای خود مدام به تکاپوی علمی و هنری مشغول بوده است. باید دید چرا اندیشیدن و هنرورزی و پیوند آن‌دو تا این اندازه مهم و ارزشمند است. در طول سال‌هایی که افتخار آشنایی با احمدرضا معتمدی را داشتم، شاهد  تکاپوی ویژه در او بودم. زمانی که در بطن اثر هنری اندیشه وجود نداشته باشد، به غیر از سرگرمی، بستر دیگری فراهم نخواهد شد. کم‌تر فردی به دنبال تقلا و تکاپو است و نیاز است تا  اندیشه ورزی وارد ساحت هنری شود.

وی ادامه داد: معتمدی راهی را دنبال کرده که بسیاری از اندیشمندان از آغاز سده بیستم دریچه‌ای را به روی آن گشوده و اعتقاد داشتند سینما تنها سرگرمی نیست. این هنر دارای ساحتی برای روایتگری اندیشه است.

تفکر معتمدی از جنس شعر و هنر است

سپس اکبر جباری، پژوهشگر و استاد فلسفه نیز گفت: علی نصیریان درباره دو ویژگی اخلاق و تفکر درباره معتمدی صحبت کرد و تقریبا تمامی اهالی هنر و هنرمندان نیز به این دو ویژگی درباره او اشاره داشته‌اند. باید دید چه نسبتی میان اخلاق و تفکر وجود دارد. من نزدیک به سی سال افتخار دوستی با معتمدی را داشته‌ام. اخلاقی که او از آن برخوردار است، برآمده از منقولات نیست. این اخلاق از جنس تفکر و در ارتباط با آن تعریف می‌شود. ظهور عینی و عملی چنین تفکری به اخلاق منتج می‌شود. تفکر دارای اقسام گوناگونی در تاریخ اندیشه است و تفکر معتمدی از جنس شعر و هنر است. هنرمند به معنای اصیل کلمه به معنای انسان نیک بوده و به فردی اطلاق می‌شود که به فضائل چهارگانه آغشته باشد. هایدگر در کتاب «وجود زمان» به ملاقات اشیا رفتن را مطرح می‌کند و معتقد است هنرمند به ملاقات اشیا می‌رود و من تصور می‌کنم این خصیصه در وجود معتمدی حاضر است.

معتمدی پیش از اینکه فیلم‌ساز باشد یک فیلسوف است

احمد مهرانفر بازیگر سینما که در فیلم «راه رفتن روی سیم» با معتمدی همکاری داشته است نیز گفت: هر کدام از عزیزان حاضر در این جمع دارای جایگاهی ویژه در سینمای ایران هستند و خوشحالم که چنین مراسمی برای استاد معتمدی برگزار شده است. افتخار داشتم که در یک فیلم با او همکاری کرده و از او بسیار بیاموزم. او فردی بسیار شوخ طبع است. در آن فیلم جدا از بحث‌های فلسفی، شاهد شوخ طبعی ویژه او بودم و «راه رفتن روی سیم» دارای یکی از بهترین پشت صحنه‌ای دوران کاری من بود.

مهرانفر بیان داشت: سینمای معتمدی یک میراث ملی است و دولت باید قدردان چنین افرادی باشد و نیاز است تا فضا و مجال کارکردن برای این افراد فراهم شود. سینمای معتمدی نظیر نداشته و شبیه هیچکس نیست اما امروزه در معادلات ساخت فیلم، تنها گیشه دخیل است.

مهرانفر افزود: دغدغه هر هنرمند این است که ردی از خود به جای گذاشته و دارای تالیف باشد. معتمدی سینما را به نوعی دیگر تالیف کرد و فیلم‌های او دارای شاخص‌های ویژه و مختص به خود او هستند. معتمدی پیش از اینکه فیلم‌ساز باشد یک فیلسوف است و با این عقبه وارد سینما شد. معتمدی یک هنرمند موفق است و سینما را به گونه و شکل خاص خود تعریف کرد و او امروز خود یکی از مولفه‌های سینمای ایران به شمار می‌رود. خوشحالم که در این مراسم حضور دارم و امیدوارم بیش از این‌ها به هنرمندان تاثیر گذار در عرصه فرهنگ بها داده شود تا به نسل جدید معرفی شده و فرصتی برای کار داشته باشند.

ابوالفضل جلیلی کارگردان مطرح سینما گفت: از مجموعه موزه سینما برای برگزاری این مراسم تشکر می‌کنم. من قلبا آقای معتمدی را دوست دارم و چندان آشنایی نزدیکی با او ندارم. من  همیشه به‌ دنبال سینمایی هستم که تجربه ای شبیه به فیلم دیدن را در مخاطب ایجاد نکند اما او را دچار حس و حالی عجیب کند. یادم می اید روزی در اتاق مونتاژ با چالشی مواجه بودم و حال خوبی نداشتم. از خدا خواستم  تا نشانه‌ای برای من بفرستد و آقای معتمدی همان لحظه از در وارد شد.

در ادامه عبدالحسین زاده نماینده بنیاد ملی نخبگان نیز لوحی را از طرف این بنیاد به احمدرضا معتمدی اهدا کرد.

احمدرضا معتمدی فیلمنامه نویس و کارگردان پیشکسوت سینما نیز گفت: از اساتیدی که در این جمع حضور دارند سپاسگزارم. از مجموعه موزه سینما و آقای اسماعیلی که از بزرگان سینمای ایران تقدیر می‌کنند تشکر می کنم. این روزها برگزاری مراسم بزرگداشت بسیار محدود شده است. دوستانی که در این جمع حضور دارند از ادبیاتی استفاده کردند که بیشتر در شأن خودشان بود. من توفیق این را داشتم که خدمت علامه طباطبایی برسم و پس از ملاصدرا کسی به اندازه او در حوزه فلسفه مراتب موفقیت را طی نکرد.

معتمدی ادامه داد: افتخار می‌کنم که حتی یک فریم فیلم سفارشی نساختم زیرا تنها به یک اندیشه باور داشتم. پاسخ تمام مسائلی که امروز در حوزه فرهنگ با آن مواجه هستیم در آثاری مانند مثنوی معنوی و همچنین تفسیر قرآن وجود دارد. ای کاش از استادانی مانند علامه طباطبایی بیشتر استفاده می‌کردیم. نعتمدی خاطرنشان کرد: متاسفانه شمس‌الدین امیر سلطانی را زمستان گذشته از دست دادیم در حالی که او به غیر از زبان‌های زنده دنیا، هفت زبان مرده دنیا را می‌دانست و فردی دانشمند بود.

معتمدی همچنین بیان داشت:  من معتقدم باید در ابتدا الفبای رسانه، هنر و سینما آموخته شود. من اساتید بسیار زیادی دارم که از همه آن‌ها تشکر می‌کنم. زمانی برادرم از آمریکا برای من دوربین هشت میلیمتری آورده بود که نگاتیوهای آن باید در آلمان ظاهر می‌شد و همان دوربین باعث شد تا من از ۱۰ سالگی ساخت فیلم مستند را شروع کنم و برادر دیگرم  عبدالحسین معتمدی نیز به من فیلمنامه نویسی و دکوپاژ آموخت. مسئله زیبایی شناسی در جای جای آثار مولانا وجود دارد که در آن زیبایی مورد استقبال و تقدیر قرار گرفته است.

این پژوهشگر سینما افزود: در قرآن سوژه یوسف دارای یک الگوی زیبایی شناسی است که باید به آن توجه شود. زمانی که سوره یوسف را می‌خوانید متوجه می‌شوید جلوه‌هایی از زیبایی موجود است که تشعشعات آن تمام عالم را فرا می‌گیرد.

معتمدی در پایان بیان داشت:  آقای اسماعیلی از مدیران باسواد کشور هستند که جا دارد از زحمات او در موزه سینما و یرگزاری چنین مراسمی تشکر کنم.

در پایان مراسم با حضور مجید اسماعیلی مدیرعامل موزه سینما و هنرمندان حاضر، گنجینه احمدرضا معتمدی در موزه سینما افتتاح شد.

اجرای این مراسم را سونیا پوریامین برعهده داشت.

در این بزرگداشت افرادی همچون: نظام الدین کیایی، پوران درخشنده، محمد آلادپوش،نازنین مفخم، شهاب اسفندیاری، سعید الهی، مهوش وقاری،عزیزالله حاجی مشهدی، حسن اسلامی مهر، شادی احدی‌فر و حسن حسینی حضور داشتند.

 

نمایش«راه رفتن روی سیم» احمدرضا معتمدی در موزه سینما

فیلم سینمایی«راه رفتن روی سیم» در موزه سینما نمایش داده می شود.
به گزارش روابط عمومی موزه سینما، فیلم سینمایی «راه رفتن روی سیم» ساخته احمدرضا معتمدی روز چهارشنبه 23 خرداد ساعت 16 در سالن فردوس موزه سینما نمایش داده می‌شود.
بعد از نمایش فیلم جلسه نقد و بررسی این اثر با حضور شادمهر راستین ( فیلمنامه‌نویس و منتقد شناخته شده سینما)، محمدحسین تمجدیدی (استاد دانشگاه و پژوهشگر سینما)، مهبد مکی (موسیقی پژوه) ، امیر بکان (آهنگساز و استاد دانشگاه) برگزار می‌شود.
مدیریت جلسه نقد و بررسی نیز برعهده محمود گبرلو است.
حامد کمیلی، احمد مهرانفر، اندیشه فولادوند، هومن برق نورد، مریم بوبانی، رسول نجفیان، علیرضا استادی و … در این فیلم نقش آفرینی دارند.
این فیلم داستان زندگی یک نوازنده تنبور را روایت می‌کند که از شهرستان برای پیدا کردن کار به تهران می‌آید و پس از گذشت چندی جذب یک بند راک می‌شود.
ورود در این برنامه برای علاقمندان آزاد است.

شقایق سوزان در باغ فردوس / «شقایق سوزان»  شصت سال از کوچ گذشت

نمایش و نشست و نقد و بررسی فیلم شقایق سوزان اثر هوشنگ شفتی از مستند سازان نسل اول سینمای ایران با حضور ارد عطارپور فیلمساز شناخته شده و همایون امامی مستند ساز پیش کسوت و پژوهشگر سینما برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی موزه سینما، جلسه نقد و بررسی شقایق سوزان با تشکر از فیلمخانه ملی ایران که نسخه با کیفیتی را برای نمایش در اختیار موزه سینما قرار داده بود  آغاز شد.
در ادامه عطارپور به برجسته شدن قابلیت های فنی فیلم در این نسخه اشاره کرد که باعث دیده شدن کار شفتی و فیلمبردار اثر، پطروس پالیان شد.
همایون امامی نیز از موفقیت فیلم شقایق سوزان در جشنواره های مختلف از جمله جشنواره برلین در سال  ۱۹۶۳ اشاره کرد و آن را یکی از اولین موفقیت هابرلی ورود به سینمای مستند در عرصه بین المللی دانست و گفت: این موفقیت همراه با موفقیت فیلم های یک آتش ابراهیم گلستان و خانه سیاه است فروغ و طلوع جدی فاروقی قاجار توانست فضای مناسبی برای سینمای مستند به فضاهای جدی تر بین المللی فراهم کند.
با این وجود امامی معتقد است فیلم علیرغم تصاویر و سکانس های زیبا انسجام لازم را ندارد و پراکنده است.
ارد عطارپور نیز ضمن تاکید بر ارزش ثبتی این اثر و تصاویر زیبای فیلم به توجه فیلمساز به شیوه زیست وندادن اطلاعات لازم به مخاطب در خط روایی فیلم اشاره کرد و گفت متن فیلم از وجه بصری فیلم جدا افتاده و متن احساسی و رومانتیک است.بنابراین نمی توان آن را یک فیلم مردم نگارانه قلمداد کرد. چون دچار عدم توجه  فیلمساز در بیان جزییات است.
امامی معتقد است فیلم شقایق سوزان در نسخه انگلیس اش متن بسیار بهتری نسبت به نسخه فارسی دارد.هر چقدر متن روایی نسخه فارسی بی ارتباط با کوچ و زندگی مردم آست، متن انگلیسی به این شیوه زندگی اهمیت داده  و آن را برجسته کرده است و علت موفقیت فیلم در جشنواره های خارجی هم همین تفاوت در متن فارسی و انگلیسی است.
عطارپور معتقد است علاقه شفتی به ثبت طبیعت ایران در فیلم نمود بارزی دارد تا حدی که موضوع کوچ هم تحت الشعاع این شیفتگی قراردارد اما در هر حال این فیلم ثبت برگی از شیوه زندگی عشایر بختیاری است که اجرای پرتلاشی داشته است.
همایون امامی،  شفتی را فردی صادق وبا استعداد و از پایه گذاران سینمای مستند ایران دانست.
در این نشست افرادی همچون سعید رشتیان، محمد شکیبانیا، فخرالدین سیدی، ارد زند ، بابک بهداد و ..‌ حضور داشتند.