به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، « پرویز جاهد» از منتقدان سینما با اعلام خبر درگذشت میناسیان نوشت:
«با کمال تأسف باید اعلام کنم که سلیمان میناسیان فیلمبردار برجسته سینمای ایران در سن نود و پنج سالگی در لندن درگذشت. خبر درگذشت او را دخترش نلا چند دقیقه پیش به من داد. میناسیان فیلمبردار شاهکارهایی مثل «خشت و آینه» ابراهیم گلستان و «خانه سیاه است» فروغ فرخزاد بود. او هنرمندی غریزی و بالفطره بود و سینما را به شکل تجربی در کارگاه فیلم گلستان و زیر نظر ابراهیم گلستان یاد گرفت و خیلی زود خود را به عنوان فیلمبرداری مجرب به گلستان ثابت کرد و فیلمهای مستند درخشانی چون موج مرجان خارا، تپههای مارلیک و گنجینههای گوهر را برای او فیلمبرداری کرد.»
موزه سینمای ایران درگذشت زنده یاد سلیمان میناسیان را به خانواده او تسلیت میگوید و برای آن مرحوم آمرزش و آرامش ابدی آرزو میکند.
سلیمان میناسیان درسال ۱۳۱۰ خورشیدی در رشت به دنیا آمد و فعالیت سینماییاش را ازسال ۱۳۳۷ به عنوان دستیار فیلمبردار و سپس فیلمبردار فیلمهای کوتاه مستند و تبلیغاتی آغاز کرد.
با پیوستن به «سازمان فیلم گلستان» نخستین تجربهاش را در فیلم موج، مرجان، خارا (ابراهیم گلستان، ۱۳۳۷) به عنوان دستیار فیلمبردار به دست آورد. پس از آن در بسیاری از آثار مستند تولیدشده در استودیو گلستان، از جمله فیلم درخشان «خشت و آِینه» (۱۳۴۳) ساخته گلستان به عنوان فیلمبردار، با وی کار کرد.
میناسیان همچنین فیلمبردار فیلم مستند خانه سیاه است (۱۳۴۱) ساخته فروغ فرخزاد است. مستندهای خرابآباد (۱۳۴۰)، خواستگاری (۱۳۴۱)، تپههای مارلیک (۱۳۴۲)، خرمن و بذر، گنجینههای گوهر (هر دو ۱۳۴۴) برخی از آثار فیلمبرداری شده توسط میناسیان هستند.
میناسیان بعد از جدایی از استودیو گلستان، به کمک برادرش هراند، شرکت تولید فیلم تبلیغاتی خود با نام «چاپلین فیلم» تأسیس کرد. آنها در سال ۱۳۴۹ نخستین فیلم سینمایی خود را با نام طلوع بهطور مشترک تهیه و کارگردانی کردند که فیلمبرداری آن به عهده سلیمان میناسیان بود.
آنها فیلم دیگری هم ساختند به نام فریاد (۱۳۵۰). میناسیان همچنین فیلمبردار فیلم مستند «قره کلیسا» ساخته آربی اوانسیان بود. میناسیان به خاطر فیلمبرداری طلوع موفق شد در نخستین جشنواره فیلمهای سینمایی ایران برندهٔ پلاک طلا شود و در سومین جشنوارهٔ سپاس ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) نیز جایزهٔ بهترین فیلمبرداری رنگی را به دست آورد.
میناسیان درسال ۱۳۵۹ به انگلستان مهاجرت کرد. او در آنجا مشغول فعالیت در کار آزاد شد. او دوباره در سال ۱۳۶۷ به ایران بازگشت و کوشش کرد در ایران فیلمهای تبلیغاتی بسازد اما مجدداً به انگلستان بازگشت.