به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، فيلمي كه عبدالحسين سپنتا و اردشير ايراني در استوديو "امپريال فيلم" بمبئي هندوستان ساخته بودند و بعد از نمایش در ایران، در بین مردم با نام «جعفر و گلنار» (اسمِ کاراکترهای اصلیِ فیلم) شناخته شد.
دخترِ لُر به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری شده بود و ناطق بودن فيلم و اين كه هنرپيشگان براي نخستين بار به زبان فارسي صحبت مي كردند و همين طور موزيكال بودنش به شدت به مذاق مخاطب ايراني خوش آمد.
از 30 آبان 1312 كه فيلم در سينما ماياك تهران اكران شد، تا مدت سه سال، "دختر لر" اكران هاي متعدد و طولاني در سينماهاي مختلف گرفت و با فروش بسيار خوبي مواجه شد.
اين فيلم پرفروش ترين فيلم دوره اول فيلمسازي ايران با فروش 190،000 تومان است.

در این فیلم، عبدالحسین سپنتا در کنار روحانگیز سامینژاد، هادی شیرازی و سهراب پوری به ایفای نقش پرداختند. فیلمبرداری هفت ماه بهطول انجامید، و در ۳۰ آبان سال ۱۳۱۲ در سینماهای دیدهبان (مایاک سابق) و سپه در خیابان لالهزار بهروی پرده رفت.

در آن زمان که ایرانیان عمدتاً برای تماشای کمدیهای کوتاه اروپایی و فیلمهای انیمیشن سیاسی به سینما میرفتند، اکران این فیلم موجب شکوفایی صنعت نوپای سینما در ایران شد. البته از جمله تناقضات موجود در فیلمْ لهجهٔ غلیظ کرمانیِ سامینژاد بود که در تضاد با شخصیت وی در فیلم، که وی را از قوم لر معرفی کرده بود، قرار داشت.
با این وجود، بهنسبت سایر بازیگرهای فیلم، که فارسی را با لهجهٔ هندی ادا میکردند، تماشاگران شیوهٔ گفتار وی را پذیرفتند و بازیِ او مورد استقبال قرار گرفت.
داستان فیلم هم این است که روحانگیز سامینژاد در فیلم گلنار دخترِ یک بازرگانِ ثروتمند است که در کودکی و در حملهٔ قلیخانِ راهزن و ایادیاش در غارت شهرشان اسیرِ دزدان شده واکنون در قهوهخانهای در لرستان کارمی کند. با گذشت سالها و بزرگ شدن گلنار، قلیخان به او علاقه نشان میدهد اما در قهوهخانه، گلنار با جوانی بهنام جعفر آشنا میشود که از طرف دولت برای حل مسئلهٔ راهزنان به لرستان فرستاده شده است. جعفر و گلنار بهتدریج به هم علاقهمند شده و تصمیم به فرار میگیرند. قلیخان از نقشهٔ آنها مطلع شده و به جعفر پیشنهادِ پیوستن به راهزنان را میدهد.

جعفر پیشنهاد او را رد میکند و بهدستِ قلیخان زندانی میشود اما بهکمک گلنار از چنگ راهزنان رها شده و با گلنار تصمیم به فرار میگیرد. راهزنان به تعقیبشان پرداخته و با آنها درگیر میشوند که در طی آن چند تن از راهزنان، از جمله قلیخان، بهدستِ جعفر کشته میشوند. از ترس انتقام باقی راهزنان و بیقانونیِ ایران در آن زمان، جعفر و گلنار به هند فرار و در بمبئی زندگی میکنند. بعدها که این دو درمییابند با آمدن دولت تازه در ایران نظم و قانون دوباره بر پا شده است، به ایران بازمیگردند...