50 سال با شعله ؛ وقتی آمیتاباچان هنوز بر پرده سینما فرمانروایی می‌کند

50 سال با شعله ؛ وقتی آمیتاباچان هنوز بر پرده سینما فرمانروایی می‌کند

عشق به سينما در هندوستان معنايي كاملا متفاوت با بسياري از نقاط جهان دارد. در هند، سينما تنها يك هنر يا صنعت سرگرمي نيست، بخشي از زندگي روزمره مردم است.

به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، ناصر سهرابی در روزنامه اعتماد نوشت : در روزگاری که هنوز خبری از پلتفرم‌های نمایش آنلاین، سالن‌های چندمنظوره و جلوه‌های ویژه دیجیتال نبود، سینما با نور لرزان آپارات و صدای خش‌دار پروژکتور جان می‌گرفت. نسلی با فیلم‌های 8 میلی‌متری عاشق سینما شد؛ نسلی که با دیدن چهره جوان مردی به نام آمیتاباچان فهمید قهرمان فقط در افسانه‌ها زندگی نمی‌کند. حالا، 50 سال پس از تولد «شعله» این شاهکار جاودانه دوباره بر پرده نقره‌ای بازمی‌گردد تا ثابت کند بعضی فیلم‌ها هرگز پیر نمی‌شوند.
عشق به سینما در هندوستان معنایی کاملا متفاوت با بسیاری از نقاط جهان دارد. در هند، سینما تنها یک هنر یا صنعت سرگرمی نیست، بخشی از زندگی روزمره مردم است. ستاره‌های سینمای هند (بالیوود) فقط بازیگر نیستند، بلکه اسطوره‌هایی هستند که میلیون‌ها نفر با آنها زندگی می‌کنند، برای موفقیت‌شان دعا می‌کنند و دیالوگ‌های‌شان را از حفظ هستند. در میان تمام این ستاره‌ها، نامی وجود دارد که هنوز با احترام و تحسین بر زبان‌ها  جاری است؛ آمیتا  باچان.

برای چند نسل، او تنها یک بازیگر نبود؛ نماد قدرت، عدالت، شجاعت و مردانگی بود. صدای نافذ، نگاه نافذتر و کاریزمایی که کمتر ستاره‌ای در تاریخ سینما توانسته به آن دست پیدا کند، از آمیتاباچان چهره‌ای ساخت که مرزهای هند را پشت سر گذاشت و به محبوب میلیون‌ها علاقه‌مند سینما در سراسر جهان تبدیل شد.
برای بسیاری از سینمادوستان ایرانی، خاطره آشنایی با آمیتاباچان به سال‌هایی بازمی‌گردد که فیلم‌ها با آپارات‌های خانگی و حلقه‌های 8 میلی‌متری نمایش داده می‌شدند. روزگاری که تماشای یک فیلم، خودش یک مراسم بود؛ پرده‌ای سفید، خاموش شدن چراغ‌ها و صدای آشنای چرخیدن حلقه  فیلم.
نگارنده نیز نخستین‌بار در همان سال‌ها با این ستاره ارزشمند و یگانه سینمای هند آشنا شد؛ با فیلم «قانون» و دوبله فراموش‌نشدنی زنده‌یاد خسرو خسروشاهی در نقش «ویجی». دوبله‌ای که هنوز هم برای بسیاری از علاقه‌مندان سینمای هند، یکی از بهترین دوبله‌های تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود و شخصیت «ویجی» را برای همیشه در ذهن مخاطبان ماندگار کرده است.

اما اگر قرار باشد تنها یک فیلم را به عنوان نماد سینمای هند معرفی کنیم، بدون تردید «شعله» در صدر فهرست قرار می‌گیرد؛ فیلمی که کمتر سینمادوستی در جهان پیدا می‌شود آن را ندیده باشد.
«شعله» که در سال ۱۹۷۵ ساخته شد، تنها یک فیلم اکشن یا وسترن هندی نبود؛ اثری بود که قواعد فیلمسازی در سینمای هند را دگرگون کرد. داستان دو دوست، «جی» و «ویرو» با بازی درخشان آمیتاباچان و درمندرا، در کنار شخصیت افسانه‌ای گبر سینگ، به اثری تبدیل شد که هنوز هم پس از نیم قرن، الهام‌بخش فیلمسازان  و محبوب  دوستداران  سینماست.
اما «شعله» تنها با داستان پرکشش و شخصیت‌های ماندگارش جاودانه نشد. یکی از خاطره‌انگیزترین لحظات فیلم، ترانه مشهور «یه دوستی، هم نهی تودِنگه» بود؛ صحنه‌ای که آمیتاباچان و درمندرا در نقش «جی» و «ویرو» سوار بر یک موتورسیکلت، دوستی و رفاقت را با شور و نشاطی وصف‌ناپذیر جشن می‌گیرند. این ترانه در طول پنج دهه گذشته به نمادی از رفاقت در سینمای هند تبدیل شده و هنوز هم با شنیدن نخستین نت‌هایش، میلیون‌ها نفر در هند و دیگر کشورهای جهان، خاطرات شیرین گذشته را مرور می‌کنند. کمتر فیلمی را می‌توان یافت که یک ترانه آن تا این اندازه در حافظه جمعی مردم ماندگار شده  باشد.
در کنار این دو قهرمان دوست‌داشتنی، نمی‌توان از حضور خیره‌کننده هما مالینی در نقش «بسنتی» گذشت؛ دختر کالسکه‌رانی که با روحیه شاد، پرحرفی‌های دوست‌داشتنی و بازی سرشار از انرژی هما مالینی، به یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های تاریخ سینمای هند تبدیل شد. اما اوج هنرنمایی او در سکانسی رقم می‌خورد که هنوز هم از تاثیرگذارترین لحظات تاریخ سینمای هند به شمار می‌رود؛ جایی که گبر سینگ، برای نجات جان «ویرو» بسنتی را وادار می‌کند بی‌وقفه برقصد. آن رقص، نمایشی از شادی نبود؛ رقصی بود از سر استیصال، عشق و امید. هر حرکت بسنتی، تلاشی برای خریدن چند لحظه بیشتر از زندگی مردی بود که دوستش داشت. سکوت سنگین اطراف، خنده‌های هولناک گبر سینگ، نگاه‌های ملتمسانه ویرو و چهره آمیخته به ترس و جسارت هما مالینی، یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین سکانس‌های تاریخ سینما را خلق کرد. هنوز هم پس از گذشت 50 سال، با مرور نام «شعله» بسیاری پیش از هر چیز آن رقص پرالتهاب و بازی درخشان هما مالینی را به یاد می‌آورند؛ صحنه‌ای که نشان داد این شاهکار تنها با قهرمانان مردش جاودانه نشد، بلکه بسنتی نیز سهمی انکارناپذیر در ماندگاری آن داشت.
خاطره تماشای این فیلم برای نگارنده رنگ و بوی دیگری دارد. در سال‌هایی که برای ادامه تحصیل در شهر دهلی هندوستان اقامت داشتم، این فرصت فراهم شد تا «شعله» را روی پرده عریض سینما تماشا کنم؛ تجربه‌ای که هیچ نسخه خانگی، هیچ صفحه تلویزیون و هیچ نمایش دیجیتالی نمی‌تواند جای آن را بگیرد.

تشویق‌های ممتد تماشاگران، همخوانی دیالوگ‌های مشهور فیلم توسط مردم و شور وصف‌ناپذیر سالن، نشان می‌داد که «شعله» برای هندی‌ها صرفا یک فیلم نیست، بخشی از حافظه جمعی آنهاست. اکنون، پنجاه سال از تولید این شاهکار گذشته است و این مناسبت، بهانه‌ای شده تا نسخه مرمت ‌شده فیلم بار دیگر بر پرده سینما بدرخشد.  این نسخه در قالب مجموعه‌ای از آثار ماندگار آمیتاباچان، از سوم تا نهم جولای در سینما عقیل دوبی واقع در مجموعه فرهنگی السرکال اونیو به نمایش درآمد. قیمت بلیت برای علاقه‌مندان ۹۴ درهم بود.
این برنامه تنها یک اکران ساده نبود؛ جشن باشکوه نیم‌قرن زندگی فیلمی  که هنوز هم نفس می‌کشد. پس از این نمایش‌ها، نسخه مرمت ‌شده «شعله» به مناسبت پنجاهمین سال تولیدش در کشورهای دیگر نیز اکران خواهد شد تا نسل تازه‌ای از مخاطبان، این شاهکار را آن‌گونه که باید، روی پرده سینما تجربه کنند.
این مجموعه، نگاهی دوباره به بیش از دو دهه از درخشان‌ترین سال‌های کارنامه بازیگری آمیتاباچان دارد؛ سال‌هایی که او با ایفای نقش‌های ماندگار، جایگاه خود را به عنوان یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های تاریخ سینمای هند تثبیت کرد و پیوندی عمیق با میلیون‌ها تماشاگر در سراسر جهان ساخت. شاید امروز فناوری، کیفیت تصویر را بهتر کرده باشد و سالن‌های مدرن امکانات بیشتری در اختیار تماشاگران قرار دهند، اما هیچ فناوری‌ای نمی‌تواند جای حس و حال روزهایی را بگیرد که سینما با سادگی‌اش جادو می‌کرد؛ روزهایی که یک حلقه فیلم، خانواده‌ای را دور هم جمع می‌کرد، دوبله‌های طلایی ایرانی به شخصیت‌ها جان تازه‌ای می‌بخشیدند و قهرمانان روی پرده، رویاهای یک نسل را می‌ساختند.
50 سال از تولد «شعله» گذشته، اما شعله عشق مخاطبان به این فیلم همچنان روشن است؛ همان آتشی که نه گذر زمان خاموشش کرده و نه تغییر نسل‌ها. شاید راز ماندگاری آثار بزرگ نیز همین باشد؛ آنها هرگز متعلق به گذشته نمی‌شوند، بلکه در هر نسل، دوباره متولد می‌شوند.
و برای ما که روزی با نور لرزان آپارات، صدای جادویی خسرو خسروشاهی، چهره جوان آمیتاباچان، صمیمیت «جی» و «ویرو»، لبخندهای بسنتی و هیبت فراموش‌نشدنی گبر(جبار) سینگ عاشق سینما شدیم، بازگشت «شعله» به پرده نقره‌ای تنها یک اکران نیست؛ دیداری دوباره با بخشی از جوانی، خاطرات و رویاهایی است که هنوز در گوشه‌ای از ذهن و قلب‌مان زنده‌اند و هرگز رنگ کهنگی به خود نخواهند گرفت.


بازدید هیات سینمایی کشور هند از موزه سینما
جای شانکار : با دیدن فیلم‌های کیارستمی نگرشم در فیلمسازی تغییر کرد