رئیس سازمان سینمایی در گفت‌وگو با «فرهیختگان» :

راه‌حل فیلم‌های توقیفی، شفافیت است

راه‌حل فیلم‌های توقیفی، شفافیت است

رئیس سازمان سینمایی بااشاره به موضوع فیلم‌های توقیفی گفت: اگر شور و اشتیاق بتواند در مسیر درستی قرار گیرد، هم فیلمساز و هم مخاطب از آن منتفع خواهند شد. کاری که ما باید انجام دهیم این است که کمک کنیم فرایند تولید - از ساخت تا اکران - تسهیل شود.

به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، رائد فریدزاده در روزهای سختی ریاست سازمان سینمایی را بر عهده گرفت؛ از جنگ و اتفاقات سیاسی و اجتماعی تا روزهایی که برخی آن را ملتهب‌ترین بازه‌های زمانی سیاسی و فرهنگی کشور می‌دانند. حالا فریدزاده در روز خبرنگار به «فرهیختگان» آمده و پاسخگوی سؤالات ماست درباره این روزهایی که بر سازمان سینمایی و سینمای ایران گذشته است. روزهایی که فرهنگ ایران خودش را در برابر جنگ و نابودسازان تمدن این خاک آرایش کرد. حالا شما این مصاحبه را با فریدزاده از نظر می‌گذرانید، مصاحبه‌ای کوتاه که در آن موضوعات مهم این روزهای ارشاد از قبیل ممیزی‌ها تا مسائل دیگر را در بر می‌گیرد.

یک‌سال و دوماه بسیار سخت را پشت سر گذاشتید؛ یعنی مشخصاً اگر بخواهیم از خردادماه در نظر بگیریم از جنگ دوازده‌روزه و بعد جنگ رمضان، اتفاقات متفاوت و متعددی در حوزه‌های سیاسی رخ داد که دامنه آن به سینما و تئاتر نیز کشیده شد و سینما را درگیر موضوعات مختلفی کرد. من سؤال اولم را این‌گونه مطرح می‌کنم؛ به نظر شما شاخص‌ترین کاری که در این یک‌سال و چندماه انجام دادید، چه بود؟

شاید اگر ادوار گذشته سازمان سینمایی را بررسی کنید، این یک سال و اندی که گذشت، سالی استثنایی بود. ما تقریباً دو جنگ تحمیلی و وقایع تلخ دی‌ماه را پشت سر گذاشتیم و در حال حاضر همچنان در بحبوحه جنگ قرار داریم. سال بسیار سختی بود و اگر همت و همراهی تمامی دوستان و همکارانم در سازمان سینمایی و همچنین صنوف مختلف سینمایی و سینماگران نبود، قطعاً در جایگاهی قرار نمی‌گرفتیم که اکنون هستیم و خدا را شکر چراغ سینما در آن روشن است. فکر می‌کنم این همراهی، همدلی، همکاری و مشارکتی که میان سازمان سینمایی، اجزای آن و همچنین صنوف مختلف و خانه سینما شکل گرفت، این اتفاق مهم را رقم زد تا بتوانیم از دالان این حوادث و تندباد آن‌ها عبور کنیم. الحمدلله اکنون در وضعیتی قرار داریم که اوضاع سینما نیز در حال رسیدن به یک ثبات نسبی است.

مسئله‌ای که به‌صورت جدی در یک سال و نیم اخیر تجربه کردیم، بحث «همراهی هنرمندان» است. این همراهی چگونه شکل گرفت و سازمان سینمایی چه اقداماتی انجام داد که توانست بخش قابل‌توجهی از جامعه هنری را با خود همراه سازد؟ به‌ویژه در جنگ رمضان این مسئله شدت بیشتری داشت، و البته به وقایع دی‌ماه نزدیک بود. چه اتفاقی رخ داد و شما چه نوع کنشی را در پیش گرفتید که توانستید این همراهی را از سوی هنرمندان جلب کنید؟

رویکرد اصلی دولت چهاردهم مبنی بر ایجاد وفاق عمومی و فراهم‌آوردن فضای گفت‌وگو و نقد سازنده، در حوزه فرهنگ و هنر نیز تسری پیدا کرد. به نظر می‌رسد همین فضای تعامل و گفت‌وگو کمک‌حال ما بود تا با همراهی و همکاری خود هنرمندان و فعالان سینمایی، بتوانیم مشکلات و معضلات را پشت سر بگذاریم، یا حداقل با آن‌ها مواجه شده و طرح درستی از مسئله ارائه دهیم. ازسوی‌دیگر، اتفاقاتی که برای کشور عزیزمان رخ داد، طبعاً هر میهن‌پرستی و هر شخصی را که اعتقاد راسخی به موطن و خاک خود دارد، به واکنش وامی‌داشت. نیاز به انجام کار خاصی نبود؛ تنها رجوعی دوباره به آن روح اصیلی لازم بود که همه ما را به‌سوی خود فرامی‌خواند. نگاه به ریشه‌های تاریخی، فرهنگی و ملی سبب شد هنرمندان همچون اقشار مختلف مردم، در کنار کشورشان بایستند و با تمام وجود کمک کنند تا مردم و کشور از این دوران سخت عبور کنند.

مشخصاً بسامد این موضوع را باید در تولیدات مشاهده کنیم. در حال حاضر چند اثر سینمایی در حوزه جنگ در دست ساخت است؟

در حوزه‌های مختلف اعم از فیلم کوتاه، مستند و فیلم‌های بلند داستانی آثاری در دست تولید است. در مورد فیلم بلند داستانی، بنیاد سینمایی فارابی فراخوانی در خصوص «فاجعه میناب» منتشر کرده بود که فکر می‌کنم حدود چهارصد و اندی طرح و فیلم‌نامه دریافت کرده و اکنون در مراحل انتهایی ارزیابی قرار دارد. همچنین انجمن سینمای جوانان با پویش «وطن به روایت من» (که دومین پویش ازاین‌دست بود و از جنگ دوازده‌روزه آغاز و در جنگ رمضان ادامه پیدا کرد)، توانست آثار بسیار خوبی را از سراسر ایران دریافت کند. پویش «طلوع ماه» نیز که به مراسم تشییع رهبر شهید اختصاص داشت، فراخوانش توسط انجمن سینمای جوانان منتشر شد. علاوه بر این، مستندهای بسیار خوبی چه درباره جنگ دوازده‌روزه و چه جنگ رمضان، توسط مستندسازان توانمند کشورمان تولید شده یا در دست تولید است. مسئله جنگ تحمیلی دوم و سوم آن‌قدر فراگیر و گسترده است که می‌توان از زوایای مختلف به روایتگری آن پرداخت. خدا را شکر در حوزه‌های گوناگون، اعم از سینمایی، مستند و کوتاه، همکاران من در حال تعامل و گفت‌وگو هستند و امیدوارم ثمره این تلاش‌ها را در رویدادها و جشنواره‌های پیش‌روی سازمان سینمایی مشاهده کنیم.

در حال حاضر به شکل مشخص چند مورد از این آثار وارد مرحله تولید شده و جلوی دوربین رفته‌اند؟

در حوزه مستند و کوتاه تعداد بسیار زیادی در این مرحله هستند.

در مورد آثار داستانی چطور؟

در مورد فیلم‌های داستانی، فکر می‌کنم آثار در حال طی‌کردن فرایند نهایی ارزیابی هستند و حتماً دوستان در بنیاد فارابی در زمان مقتضی اطلاع‌رسانی خواهند کرد.

مسئله دیگری نیز وجود دارد؛ شاید یکی از پرتکرارترین سؤالاتی که طی این چند سال ریاست شما بر سازمان سینمایی مطرح شده، درباره فیلم‌های توقیفی بوده است. واقعیت این است ورود شما به سازمان سینمایی با جریانی همراه بود که کماکان تولید فیلم‌های زیرزمینی و جشنواره‌ای را دنبال می‌کرد. در هر جشنواره‌ای که برگزار می‌شود، مباحثی شکل می‌گیرد که مشخصاً سازمان سینمایی باید پاسخگوی آن‌ها باشد. در وهله اول می‌خواستم از خدمتتان بپرسم سازمان سینمایی چگونه قرار است این مسئله را مدیریت کند؟ زیرا ما دائماً شاهد این حاشیه‌سازی‌ها هستیم، همان‌طور که اخیراً نیز اتفاقاتی رخ داد. آیا شخصاً برنامه‌ای برای مدیریت و به سرانجام رساندن این حواشی دارید؟

به نظرم اگر فضا به‌گونه‌ای پیش برود که تمایز آن‌چنانی میان آنچه در «زیرزمین» و آنچه در «روی زمین» رخ می‌دهد وجود نداشته باشد، یعنی در یک‌رویه شفاف و مشخص، فرایندهای قانونی طی شود و ازسوی‌دیگر، هنرمندانی که هم دغدغه آن را دارند تا بتوانند آنچه را در ذهنشان می‌گذرد به‌خوبی بیان کنند و هم علاقه‌مندند که فیلم‌هایشان در داخل کشور خودشان دیده شود. این امر در حقیقت امتیاز برجسته و ویژه‌ای است که میان این دو فضا تمایز ایجاد می‌کند؛ اینکه شما در گام نخست، قطعاً دوست دارید و علاقه‌مندید فیلمتان را با مخاطب ایرانی، مخاطب فارسی‌زبان و هم‌وطن خود به اشتراک بگذارید.
اگر این شور و اشتیاق بتواند در مسیر درستی قرار گیرد، هم فیلمساز و هم مخاطب از آن منتفع خواهند شد. کاری که ما باید انجام دهیم این است که کمک کنیم فرایند تولید - از ساخت تا اکران - تسهیل شود، تمایز آن‌چنانی اتفاق نیفتد و سلایق شخصی تاحدامکان دخیل نباشند. وقتی فرایند شفاف و مشخص باشد، قطعاً اکثر فیلمسازان ما که هم قانون‌مدار و هم علاقه‌مندند آثارشان در وهله اول در کشور خودشان دیده شود، از این مسیر استقبال خواهند کرد. اگر این اتفاق رخ دهد، قطعاً این مرز و خط‌کشی‌ها کم‌رنگ خواهد شد و هرچه کیفیت آثار ما بهبودیافته و ارتقا پیدا کند، حتماً راهیابی به جشنواره‌های جهانی نیز راحت‌تر امکان‌پذیر خواهد شد.

آیا این عدم شفافیت از سمت شماست؟ یعنی سازمان سینمایی باید شفاف‌تر عمل کند؟

منظور از بحث شفافیت این است که بتوانیم تسهیل‌گری کنیم. اکنون فرایند کم‌وبیش مشخص است؛ شما درخواست پروانه ساخت می‌دهید، فیلم در یک فرایند قانونی ساخته می‌شود و برای اکران نیز به شورای پروانه نمایش مراجعه کرده و مجوز دریافت می‌کنید. بحث شفافیت ازاین‌حیث است که حدود و ثغور ساخت فیلم را چنان مشخص و معین تعیین کنیم که این مسئله بهتر از من، برای همه فیلمسازان، تهیه‌کنندگان و فعالان سینمایی روشن باشد. اکثریت‌قریب‌به‌اتفاق نیز همین مسیر را طی می‌کنند. امیدوارم هرچه بیشتر کمک شود آثار متنوعی از دیدگاه‌ها و زوایای مختلف تولید شوند؛ این‌گونه سبد محصولات فرهنگی ما رنگین‌تر و متنوع‌تر شده و به‌تبع آن، مخاطبان بیشتری نیز جذب خواهند شد.

یکی از پرتکرارترین سؤالاتی که در این دوره سازمان سینمایی با آن مواجه بوده‌اید، موضوع فیلم «قاتل و وحشی» است. بالاخره ما می‌توانیم امیدوار باشیم یا به بیان واضح‌تر آیا اصلاً امکانی وجود دارد که ما به اکران «قاتل و وحشی» امیدوار باشیم؟

اگر بخواهیم مصداقی صحبت کنیم، شاید بحث چندان دقیق پیش نرود؛ باید موضوع را کلان‌تر ببینیم. وقتی از فرایند درست و شفاف صحبت کردم، منظورم دقیقاً همین بود که اگر قواعد و قوانین مشخص باشند، قطعاً فیلمساز می‌تواند امیدوار باشد - و به‌حق هم امیدوار باشد - که اثرش وارد چرخه اکران شود. اما برخی نکات و موضوعات وجود دارند که صرفاً به این دوره محدود نمی‌شوند. موضوع فیلم «قاتل و وحشی» یا برخی فیلم‌های دیگری که در صف اکران قرار دارند، مسائلی است که هشت یا نه سال از زمان آن‌ها می‌گذرد و قطعاً یک پرسش اساسی و بنیادین است که باید حل شود. من امیدوارم با هم‌فکری، تعامل، تجربه راه‌های جدید و شاید به‌کارگیری فناوری‌ها و تکنولوژی‌های نوین، بتوانیم مسیری را فراهم کنیم تا تمامی فیلم‌هایی که فرایند درستی را طی کرده‌اند، شرایط اکرانشان نیز محقق شود.

اجازه دهید دو سؤال کمی شخصی‌تر از شما بپرسم. آخرین فیلم و آخرین کتابی که دیدید و خواندید چه بودند؟

 آخرین فیلمی که دیدم، همین چند ساعت پیش بود که به همراه دخترم فیلم «اجاره‌نشین‌ها» را دوباره تماشا کردیم و بسیار لذت بردم. تماشای مجدد این فیلم پس از گذشت نزدیک به 40 سال، برایم جالب بود. از طرفی می‌خواستم عکس‌العمل دخترم را هم ببینم که آیا همان واکنشی را نشان می‌دهد که من چند سال پیش در اولین مواجهه با فیلم داشتم؟ و دیدم که بله، همین‌طور است. این موضوع نشان می‌دهد اگر اثری اصیل و درست ساخته شود، در ادوار مختلف و برای نسل‌های گوناگون نیز می‌تواند جذابیت داشته باشد و مخاطب را با خود همراه کند. بعد از گذشت 40 سال، توانستم ظرایفی را در فیلم ببینم که شاید در سال‌های نخستین مواجهه‌ام متوجه آن‌ها نشده بودم؛ به‌طوری که حتی دیالوگ‌های آن زمان را حفظ بودم، اما اکنون فیلم را از منظر دیگری می‌دیدم.

جالب است که وقتی اشاره کردید، من هم در ذهن مرور می‌کردم و دیدم آخرین فیلمی که خودم نیز اتفاقاً دیشب تماشا کردم، «اجاره‌نشین‌ها» بود و آخرین کتابی که مطالعه کردید چه بود؟

آخرین کتابی که اتفاقاً دیروز آن را تهیه کردم - در حقیقت برای همسرم خریدم، کتاب «فراسوی نیک و بد» اثر نیچه بود؛ با ترجمه‌ای که از زبان آلمانی توسط دوست و همکار عزیزم آقای دکتر فیروزآبادی انجام شده است. می‌خواستم این ترجمه را با ترجمه انگلیسی و متن اصلی آلمانی آن مقایسه کنم که از دیروز مشغول مطالعه آن هستم.

رئیس سازمان سینمایی چگونه فیلم می‌بیند؟ آیا با چشم یک منتقد به تماشای فیلم می‌نشینید یا در ابتدا ممیزی‌ها را می‌بینید؟

رئیس سازمان سینمایی پیش از هر چیز یک انسان است و سعی می‌کند؛ مانند بقیه فیلم ببیند.

با دید در آوردن ممیزی‌ها فیلم می‌بینید؟

من در وهله اول، خود فیلم را می‌بینم. بعدها ممکن است باز هم به تماشای آن بنشینم، اما ذائقه و چشمم به این عادت نکرده که بخواهم در ابتدا روی حواشی و ممیزی‌ها تمرکز کنم. پیش از هر چیز، اگر اثری اصیل و فاخر باشد، قبل از اینکه بخواهید به حواشی آن فکر کنید، خود اثر شما را در خود می‌بلعد و جذب می‌کند؛ به‌طوری که مجالی برای فکرکردن به مسائل دیگر باقی نمی‌ماند. کتاب نیز دقیقاً همین‌طور است؛ وقتی شما کتابی را می‌خوانید، چندان به حواشی نمی‌پردازید، بلکه خود اثر است که شما را راهنمایی می‌کند که چگونه باید آن را بخوانید، چگونه ببینید و چگونه بشنوید.

شما با کسی که این بنا و در کل نام «فرهیختگان» را تعالی بخشید به نظرم یک ارتباط و همکاری داشتید؛ منظورم شهید طهرانچی است، فکر می‌کنم در دانشگاه شهید بهشتی سال‌هایی در کنار یکدیگر کار کردید. خاطره‌ای از آن سال‌ها و همکاری با دکتر طهرانچی برای ما می‌گویید؟

بله، آقای دکتر شهید طهرانچی رئیس بنده در دانشگاه شهید بهشتی بودند. من از سال ۱۳۹۱ عضو هیئت‌علمی دانشگاه شهید بهشتی شدم و آقای دکتر طهرانچی هم در سال‌های ۹۱ و ۹۲ ریاست دانشگاه را بر عهده داشتند. بنده این افتخار را داشتم که در دوره ریاست ایشان، مدیر انتشارات دانشگاه و همچنین رئیس کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه باشم. بسیار از ایشان آموختم؛ بالذات معلم بود و ارتباط قلبی و حسی ویژه‌ای میان ما وجود داشت. خاطره‌ای که اتفاقاً چند دقیقه پیش برای دوستان تعریف می‌کردم، دقیقاً درباره حس مسئولیت‌پذیری و وظیفه‌شناسی ایشان است. 
یک روز صبح نسبتاً زود که وارد دانشگاه می‌شدم، دیدم ایشان کنار خیابان دانشگاه ایستاده است؛ دقیقاً کمی بالاتر از دانشکده حقوق، در مسیری که به سمت دانشکده ادبیات و علوم‌انسانی پیچیده می‌شود. رفتم و پرسیدم: «آقای دکتر، چرا اینجا ایستاده‌اید؟» گفتند: «اینجا چاله‌ای ایجاد شده و منتظرم بیایند آن را پر کنند؛ زیرا ممکن است دانشجویان هنگام عبور، پایشان بیفتد و آسیب ببینند.» گفتم: «شما رئیس دانشگاه هستید، اگر به مدیر پشتیبانی یا معاون اداری مالی سپارید پیگیری می‌کنند.» گفتند: «خیر، خودم باید مطمئن شوم که این کار انجام می‌شود.» 
واقعاً شاید بیش از دو ساعت آنجا ایستادند تا مطمئن شدند چاله پر شده و آسیبی به کسی نمی‌رسد. ایشان نگاهی وسیع و بلندمرتبه داشتند، آرزوهای فراوانی برای ایران در سر می‌پروراندند و به‌شدت علاقه‌مند و دلسوز دانشجویان بودند. همان‌طور که گفتم، ذاتاً معلم بودند و امیدوارم همه ما بتوانیم از ایشان یاد بگیریم؛ چراکه معلم بودن اصلاً کار آسانی نیست.

به‌عنوان سؤال آخر؛ اگر برگردیم به روزی که پیشنهاد مدیریت سازمان سینمایی به شما داده شد و به شما بگویند تمام این چالش‌ها و اتفاقات پیش رو خواهد بود، آیا باز هم این مسئولیت را می‌پذیرید؟

هر کسی که بتواند اندک قدمی برای این کشور و مردمش بردارد، این یک وظیفه ذاتی بر دوش اوست. من کمترین اگر بتوانم باری از دوش کسی بردارم یا مسیر تعالی حوزه فرهنگ و هنر را حتی با گام‌های آهسته و میلی‌متری بهبود ببخشم، قطعاً باکمال افتخار در این مسیر قرار می‌گیرم. اما اگر احساس کنم در جایی که هستم راهگشا نیستم و نمی‌توانم کمکی کنم، قاعدتاً عرصه را به افراد ذی‌صلاح و واجد شرایط بهتر می‌سپارم.