به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، بازنمایی عاشورا در سینما و تلویزیون همواره با چالشهای ویژهای همراه بوده است. از یک سو عظمت تاریخی و مذهبی واقعه کربلا و از سوی دیگر محدودیتهای در نمایش شخصیتهای مقدس، فیلمسازان را به سمت روایتهای غیرمستقیم سوق داده است.
به همین دلیل بخش بزرگی از آثار عاشورایی ایران، نه خود واقعه عاشورا بلکه شخصیتهای پیرامونی، پیامدهای تاریخی آن، آیینهای سوگواری و تأثیر این واقعه بر زندگی انسانها را روایت کردهاند. در واقع، مهمترین آثار این حوزه اغلب از دل «حاشیههای کربلا» متولد شدهاند؛ حاشیههایی که گاه به اندازه خود متن، تأثیرگذار و ماندگار بودهاند.
همزمان با آغاز ماه محرم مروری داشتهایم به برخی از آثاری که در این حوزه ساخته شدهاند.

آغاز راه؛ «سفیر» و نخستین تصویر سینمایی از کربلا
در سالهای ابتدایی پس از انقلاب، سینمای ایران هنوز تجربهای در پرداخت مستقیم به عاشورا نداشت. در چنین شرایطی فریبرز صالح با فیلم «سفیر» نخستین گام جدی را برداشت؛ فیلمی که بعدها به عنوان سنگ بنای سینمای عاشورایی ایران شناخته شد.
داستان تولید «سفیر» خود بخشی از اهمیت آن است. فیلمنامه اولیه کیهان رهگذر قرار بود اثری کوتاه باشد اما با بازنویسی و توسعه آن، پروژهای بزرگ شکل گرفت که با بودجهای قابل توجه برای آن دوران ساخته شد. فیلمبرداری بیش از هفت ماه طول کشید و «سفیر» را به یکی از نخستین تولیدات عظیم سینمای پس از انقلاب تبدیل کرد.
فیلم روایت قیس بن مسهر، پیک امام حسین(ع)، است که حامل نامهای برای مردم کوفه است اما پیش از انجام مأموریتش به دست نیروهای ابنزیاد گرفتار میشود. او در برابر فشار حاکمان کوفه حاضر به انکار امام نمیشود و جان خود را فدا میکند.
اگرچه «سفیر» از نظر امکانات اجرایی امروز اثری ساده به نظر میرسد، اما الگوی روایی آن یعنی روایت واقعه کربلا از زاویه یک شخصیت فرعی، بعدها به یکی از مهمترین شیوههای روایت در آثار عاشورایی تبدیل شد.

شاهکار ماندگار؛ «روز واقعه»
اگر «سفیر» آغاز راه بود، «روز واقعه» نقطه اوج سینمای عاشورایی ایران محسوب میشود. فیلمنامه این اثر را بهرام بیضایی بیش از یک دهه پیش از تولید نوشته بود. متنی که بسیاری هنوز آن را یکی از بهترین فیلمنامههای تاریخ سینمای ایران میدانند. مسیر تولید فیلم اما بسیار دشوار بود و پروژه سالها میان توقف، بازنویسی و تغییر عوامل سرگردان ماند تا سرانجام شهرام اسدی آن را به سرانجام رساند.
«روز واقعه» داستان عبدالله، جوانی مسیحی است که به تازگی مسلمان شده و در روز ازدواج خود ندایی غیبی میشنود. او برای یافتن صاحب این صدا راهی سفری طولانی میشود تا به یاری امام حسین(ع) بشتابد، اما هنگامی به کربلا میرسد که واقعه به پایان رسیده است. قدرت فیلم در آن است که بدون نمایش مستقیم حادثه عاشورا، حس فقدان، اندوه و عظمت آن را منتقل میکند. موسیقی ماندگار، تصویرسازیهای شاعرانه و روایت عرفانی اثر سبب شد «روز واقعه» برای سالها مهمترین مرجع تصویری عاشورا در حافظه جمعی ایرانیان باشد.
این فیلم پنج سیمرغ بلورین جشنواره فجر را به دست آورد و هنوز از آن به عنوان بهترین فیلم عاشورایی تاریخ سینمای ایران یاد میشود.

«معصومیت از دست رفته» و داوود میرباقری
پس از موفقیت سریال «امام علی(ع)»، تلویزیون وارد دورهای تازه از تولید آثار تاریخی ـ مذهبی شد. در این میان «معصومیت از دست رفته» یکی از متفاوتترین تجربهها بود. میرباقری به جای روایت مستقیم کربلا، سراغ زمینههای شکلگیری آن رفت. داستان شوذب، یکی از یاران سابق امام علی(ع)، که در اثر جاهطلبی و وسوسه قدرت در مسیر سقوط قرار میگیرد و به جبهه مخالفان امام حسین(ع) نزدیک میشود.
سریال با دیالوگهای درخشان، شخصیتپردازی پیچیده و بازیهای ماندگار، تصویری تراژیک از جامعهای ارائه میدهد که آرامآرام به سمت فاجعه عاشورا حرکت میکند.

«مختارنامه» و داوود میرباقری
«مختارنامه» را میتوان بزرگترین پروژه تاریخی تاریخ تلویزیون ایران دانست. سریالی که سالها زمان صرف تولید آن شد و همچنان از نظر مقیاس تولید، طراحی صحنه، لباس، تعداد بازیگران و گستردگی روایت، نمونه مشابهی در تلویزیون ایران ندارد.
داستان قیام مختار ثقفی برای خونخواهی شهدای کربلا، فرصتی در اختیار میرباقری قرار داد تا هم بخشی از واقعه عاشورا را بازسازی کند و هم سرنوشت عاملان آن را به تصویر بکشد. اگرچه درباره قرائت تاریخی سریال دیدگاههای متفاوتی وجود دارد، اما تردیدی نیست که «مختارنامه» مهمترین و فراگیرترین تصویر عاشورا در حافظه تصویری نسلهای جدید محسوب میشود.

«روز رستاخیز» و احمدرضا درویش
«روز رستاخیز» جاهطلبانهترین تلاش سینمای ایران برای نزدیک شدن مستقیم به روز عاشورا بود.
احمدرضا درویش پس از سالها تحقیق و تولید، فیلمی ساخت که از نظر طراحی صحنه، جلوههای بصری و استانداردهای فنی در سطحی خوب قرار داشت.
فیلم از زاویه دید بکیر، فرزند حر بن یزید ریاحی، روایت میشود؛ شخصیتی که در میانه جبهه حق و باطل گرفتار است و در نهایت به حقیقت واقعه عاشورا میرسد. با وجود تحسینهای فراوان، نمایش چهره حضرت ابوالفضل(ع) و برخی دیگر از شخصیتهای مقدس، حاشیههای گستردهای ایجاد کرد و فیلم هرگز فرصت اکران عمومی گسترده پیدا نکرد. با این حال «روز رستاخیز» همچنان یکی از مهمترین پروژه سینمایی درباره عاشورا به شمار میرود.

«شب دهم» و حسن فتحی
اگر بخواهیم تنها یک سریال درباره فرهنگ عاشورایی نام ببریم، بیتردید «شب دهم» در صدر فهرست قرار میگیرد. داستان در دوران رضاشاه و همزمان با ممنوعیت تعزیه رخ میدهد. حیدر خوشمرام برای رسیدن به عشق خود، متعهد میشود ده شب تعزیه برگزار کند؛ تعهدی که بهتدریج زندگی او را دگرگون میکند.
قدرت «شب دهم» در آن است که تعزیه را نه فقط به عنوان یک آیین، بلکه به عنوان عاملی برای تحول شخصیتها روایت میکند. سریال هنوز پس از بیش از دو دهه یکی از محبوبترین آثار محرمی تلویزیون است.

«یلدا» و حسن میرباقری
«یلدا» نیز تعزیه را محور روایت خود قرار داد. داستان پیرمردی تعزیهخوان که در واپسین سالهای عمرش تلاش میکند سنتی در حال فراموشی را حفظ کند. اگرچه سریال به اندازه «شب دهم» دیده نشد، اما از معدود آثاری است که تعزیه را در مرکز روایت قرار داده است.

«سفر سبز» و محمدحسین لطیفی
«سفر سبز» از نخستین سریالهایی بود که فضای محرم را به بخشی جداییناپذیر از روایت خود تبدیل کرد. داستان جوانی ایرانیتبار که در آلمان بزرگ شده و برای یافتن خانواده واقعی خود به ایران بازمیگردد. شبهای محرم و مراسم عزاداری در این سریال صرفاً پسزمینه نیستند، بلکه بخشی از مسیر هویتی قهرمان داستان را شکل میدهند. بسیاری هنوز این سریال را نوستالژیکترین تصویر از محرم تهران در دهه هشتاد میدانند.

«پردهنشین» و بهروز شعیبی
گرچه موضوع اصلی «پردهنشین» زندگی روحانیت است، اما در بخشهای پایانی سریال، آیینهای عزاداری محرم نقش مهمی در پیشبرد روایت پیدا میکنند و همین مسئله باعث شده این اثر نیز در میان آثار مرتبط با فرهنگ عاشورا قرار گیرد.

«به خاطر هانیه» و کیومرث پوراحمد
فیلم با بهرهگیری از آیین دمامزنی جنوب ایران، پیوندی شاعرانه میان فرهنگ بومی و واقعه عاشورا ایجاد میکند.

«دلشکسته» و علی روئینتن
روایتی عاشقانه که در شبهای محرم جریان دارد و از مفاهیم توبه، بخشش و بازگشت الهام میگیرد.

«من و زیبا» و فریدون حسنپور
داستان مردی در مسیر توبه و جبران گذشته که اوج تحول درونی او در فضای عاشورایی رقم میخورد.

«کربلا؛ جغرافیای یک تاریخ» و داریوش یاری
مستند داریوش یاری با روایت شهاب حسینی، مسیر حرکت امام حسین(ع) و تأثیر تاریخی قیام عاشورا را بررسی میکند و از مهمترین مستندهای این حوزه به شمار میآید.
مرور چهار دهه تولیدات عاشورایی نشان میدهد سینما و تلویزیون ایران کمتر به سراغ بازنمایی مستقیم واقعه کربلا رفتهاند و بیشتر ترجیح دادهاند از طریق شخصیتهای حاشیهای، پیامدهای تاریخی، آیینهای سوگواری و بازتابهای فرهنگی عاشورا به این واقعه نزدیک شوند. از «سفیر» و «روز واقعه» که بنیانهای سینمای عاشورایی را شکل دادند تا «مختارنامه» که بزرگترین تصویر تلویزیونی از این حماسه را خلق کرد و آثاری چون «شب دهم» و «سفر سبز» که عاشورا را در متن زندگی مردم جستوجو کردند، همه نشان میدهند که کربلا برای هنر ایران صرفاً یک واقعه تاریخی نیست؛ سرچشمهای پایانناپذیر برای روایت مفاهیمی چون آزادی، وفاداری، ایثار، عدالتخواهی و حقیقتجویی است؛ مفاهیمی که همچنان در هر نسل، به شکلی تازه بازآفرینی میشوند.