به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، ذبیح الله رحمانی افزوده است : ما ایرانیان با تاریخ چند هزار ساله بین موقعیت جغرافیایی بینالنهرین و خاور دور که در شکاف بین آنها، تمدن گمشده ایلامی با پیشرفت تکنولوژی برتر آن زمان آماج حملات تمدن تازه پا گرفته سومری ها در تاریخ خود گم شدیم و مصداق باارزش که یک دهه پیش در منطقه جیرفت با آثار باستانی حیرتآورش دنیا را به حیرت واداشت.
بعدها با مهاجرتهای عظيم تاریخی، سرزمین اهورایی ما دستخوش تغییرات فاحشی شد. تمدنهای بابل، آکد، مصر، و مادها درهم آمیختگی اجتناب ناپذیری را تجربه نمود.
دوران درخشان هخامنشی، پارت و ساسانی که بیش از نصف دنیای آنزمان را فرمانبری می کرد. بعدها با ظهور اسلام و تاخت و تاز به سرزمین ما، تمدن بزرگ از هم پاشیده شد.
دیگر سرزمین اهورامزدا روی خوش ندید. اقوام مختلف در ایران یکی یکی آمدند و مدتی بعد رفتند، ویرانه پشت ویرانه باقی گذاشتند.
ایران و جنگ دو روی سکه بوده و خواهند بود. به لحاظ غنای موقعیت جغرافیایی، تقریبا همه قدرتها را به وسوسه میاندازد. پرتغالی ها، انگلیسی ها، روس ها و اخیرا آمریکاییها و بعضی از قدرتها نیز تمایل پنهان و آشکاری را با زبان دیپلماسی بیان نموده اند.
در تاريخ پنجاه سال اخیر ما هم آماج حملات همسایگان دور و نزدیک مان نیز قرار گرفتهایم. در جنگ عراق علیه ایران که به مدت هشت سال با انواع سلاح های کشتار جمعی مواجه شدیم.
کشور ما برای استقلال واقعی یا غیرواقعی خود، تقربیا با همه قدرتهای بزرگ کنونی به فراخور نوع اختلاف ها در چالش هستیم.
مهمترین عنصر درگیری این چند دهه کشوری عزیز کرده و تحمیلی به نام اسرائیل در وسط ماجراست. آمریکا هم که برای هژمونی قدرتش به لحاظ موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی سرزمین ما، نیاز مبرمی به منابع حیاتی ما دارد. همیشه در دکترین آمریکاییها، ایران جزو اهداف بلند مدت و مهم تصمیماتش قرار می گیرد.
جنگ دوازده روزه به بهانه هستهای شدن ایران، آمریکا به همراهی واسرائیل و به کمک اکثریت اعراب خلیج فارس و کشورهای اروپایی، برما تحمیل کردند. جنگ چهل روزه را به فاصله چند ماه، دوباره آغاز نمودند.روزها و شب های جنگ مدرن که دیگر دشمن حضور فیزیکی، مقابل و سنگر به سنگر معنای وجودی اش را از دست داده بود، با زبان دیجیتال به جنگ ما آمده بود که هزاران مایل با ما فاصله داشت و انگشتان ظریف و تمیز، با بمبهای هوشمند، کشتار مردم را رقم زدند. اندکی هنگام زدن به اهداف مکانی نیز از سر شوق هورا می کشيدند و همدیگر را بغل می کردند و با بی رحمی هرچه تمامتر، اظهار خوشحالی می نمودند که در انهدام اهداف موفق عمل کرده اند.
این دوازده روزه، چهل روز و شب ها و روزهایی زیادی را شاهد بودم که انسان ها و اماکن هایی مثل برگ پائیزی بر زمین می افتادند. دیگر مرگ و میر تعداد اندک نبود. بلکه چند خانواده و فوج فوج دانش آموزان معصوم و مردمان بیگناه را تکه تکه می کردند.
در تمام این جنگ ها، تهران بودم و هیچ جایی را امنتر از خانهام ندیدم.هرجا که انفجاری صورت می گرفت و در توانم بود، حضورم در صحنه انفجار ضرورت داشت، هرچند اجازه تصویر برداری به لحاظ امنیتی نمی دادند. اما با چشم و مغزم همه حوادث را با هارد بی نهایت تصویر برداری می نمودم تا از فیلتر ذهنم عبور کرده و به یک حقیقت محض تبدیل شوند.
این جنگ ها و خونریزی ها در جهان کنونی برای قدرت های پنهان و تصمیم گیر، یک ضرورت است. این مردم باید بمیرند تا آنها به اهداف کثيف و ناصواب شان برسند. بازارهای مالی جهانی از دریچه همین جنگ های نابحق، به سودهای آنچنانی دست می یابند.
این خون های ریخته شده، دوام حکومت های پنهانی آنها را تضمین مینماید. حالا این بحرانها و جنگهای تمامنشدنی در خاورمیانه یا آسیای غربی، بعد از جنگ جهانی دوم تعيين شده است.
باید منتظر بود تا ببینیم و تماشا کنیم که چه وقت این بحران ها از منطقه ما کوچ می کنند و یا اینکه پایان جهان در این پرده آخر به پایان می رسد.