به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، در یادداشت بهروز نشان آمده است : زیستن در شرایط جنگ ــ یا حتی در آستانه و سایهٔ آن ــ تجربهای است که لایههای پنهان انسان را آشکار میکند. جنگ، پیش از آنکه صدایی بیرونی باشد، پژواکی درونی است؛ تکانهای که ریتم زندگی معمول را برهم میزند و انسان را با پرسشهایی بنیادین روبهرو میکند: معنای امنیت چیست؟ پیوندهای انسانی از کجا نیرو میگیرند؟ امید چگونه دوام میآورد؟
برای یک هنرمند، این وضعیت تنها یک موضوع اجتماعی نیست؛ نوعی زیستـآزمایشگاه است که در آن احساسات، ترسها، تابآوریها و لحظههای کوچکِ زیبایی، اهمیت تازهای پیدا میکنند. هنرمند در چنین دورههایی به جستوجوی روایتهایی میرود که از دل تاریکی سر برمیآورند: روایتهایی از زندگی روزمره که با تمام سادگی خود، شجاعت را دوباره تعریف میکنند؛ نگاههایی که میکوشند در میان صداهای متناقض، انسان را بازشناسند؛ و صحنههایی که نشان میدهند امید گاهی فقط در یک لبخند، یک پیوند انسانی، یا انتخابی کوچک برای ادامه دادن وجود دارد.
سینما در مواجهه با این تجربه، دو نقش مهم بر عهده میگیرد: نخست ثبت حافظهٔ جمعی؛ روایت آنچه بر انسان گذشته است با صداقت و عمق. و دوم بخشیدن امکان دوباره دیدن؛ اینکه مخاطب بتواند از فاصلهای امن، احساسات خود را بشناسد و در آن مشارکت انسانی سهیم شود.
شاید در نهایت، هنر در شرایط جنگ بیش از هر چیز یادآور این حقیقت باشد که حتی در سختترین زمانها، انسان همچنان به داستانها نیاز دارد؛ داستانهایی که حضور ما را در جهان معنا میبخشند و کمک میکنند باور کنیم فردا میتواند شکلی دیگر داشته باشد.