به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، در ابتدای این مراسم که اجرای آن را وحید رونقی به عهده داشت، «منوچهر شاهسواری»، دبیر چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر در صحبت های کوتاهی ضمن تبریک ولادت امام هشتم شیعیان گفت: کسانی که عاشق نیستند، تنها تصویر خود را در آب میبینند؛ اما عاشق، تصویر معشوق را در آب میبیند. او از خود عبور میکند. در فضای فرهنگ و هنر، برخلاف تصور عمومی، هر آنچه بیتعهد و بیاخلاق باشد، هرگز اثری ماندگار از خود به جای نمیگذارد.
او افزود: ماندگاری، محصول همان تعهد اخلاقی و همان عبور از خود است؛ یعنی هنرمند از خودگذشتگی کند تا بتواند آنچه را به آن باور دارد، به تصویر بکشد. هر اثر هنری ماندگاری، با عبور از خود آغاز میشود و جاودانگیاش، پاداشِ همین گذشتن از خویشتن است.
شاهسواری ادامه داد: من خود را از کسانی میدانم که معتقدم در سالیان متمادی، به هر جنبه از وطنمان، از طبیعت و محیط زیست گرفته تا زبان و آدمهایمان، بیتوجهی کردهایم؛ گویی فراموش کردهایم که کجا هستیم و باید از چه سخن بگوییم. وقتی مسئولیت این جشنواره را پذیرفتم، با این نگاه به آن نگریستم که این تنها یک مسابقه هنری یا یک رویداد با استانداردهای رایج جهانی نیست؛ بلکه برای من، یک رویداد ملی است. رویداد ملی، باید با دیدگاه و تمایلات ملی برگزار شود.
شاهسواری گفت : به همین دلیل، ناگزیر بودیم که به وطن بیندیشیم. وطن برای ما، مظهر مادر است. همانطور که در هنر، تصویر مادر یکی از ماندگارترینهاست؛ ما نیز در سالهای گذشته تلاش کردیم تا این پیوند را بازسازی کنیم. انتخاب نمادهای ما، همواره ریشه در این باور داشته که وطن، مادری است که باید با تمام وجود به او وفادار بود.
دبیر چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر در ادامه تاکید کرد: ایران، بخشی جداییناپذیر از زیستِ ما و زیستِ فرهنگی ماست. من امیدوارم این رویدادها به ما کمک کنند تا درک کنیم که این سرزمین، با تمام زخمها و آسیبهایش، با ما بوده و خواهد بود؛ این حقیقتی انکارناپذیر است که هرگز از بین نخواهد رفت.
او افزود: ما برای بقای این سرزمین آرزو میکنیم، چرا که تاریخ نشان داده این سرزمین هرگز با تهاجم خارجی از بین نرفته است؛ بلکه گاهی آسیبهای جدی، از درون بر پیکر آن نشسته است.
شاهسواری در پایان گفت: گاهی مردم برای دانستن تلاش میکنند، اما عدهای هم هستند که با تمام توان تلاش میکنند تا ندانند تا مجبور نباشند مسئولیت چیزی را بپذیرند. دانستن میتواند رنجآور باشد، اما این رنج، رنجی شیرین و جذاب است. اهل هنر و نویسندگان کسانی هستند که میتوانند لایههای مختلف یک اثر را بررسی کنند و به معنای واقعی آن برسند؛ هرچند گاهی هم با کنار زدن لایهها، با پوچی و بیمعنایی مواجه میشوند.

سینما از جامعه فاصله گرفته است
رضا صائمی، منتقدسینما نیز با نگاهی تحلیلی پیرامون آنچه درفضای نقد سینمای ایران اتفاق می افتد، گفت: امیدوارم جایزه نقد بر همین اساس ادامه داشته باشد چون نقد اوضاع خوبی ندارد. پس از گسترش فضای مجازی آسیبی به نقد وارد شده و سبب شده ما شاهد یک عده منتقد خود خوانده باشیم. نقد در عین اینکه یک نظر درباره اثر است اما یک نوع خوانش زیبایی شناسانه است که نیاز به دانش تخصص و نظریه دارد نه سلیقه شخصی.
او ادامه داد: یک منتقد اگر میخواهد تاثیرگذار باشد باید از هر حوزه اطلاعاتی داشته باشد و خوشبختانه ما در نقد بین رشتهای در حوزه آکادمیک وارد شدیم و من تقاضا دارم که به سمت نقد بینارشتهای حرکت کنیم.
این منتقد اظهار داشت : مسئله بعدی این است که سینمای ما از جامعه عقب است و زمانی که این اتفاق رخ دهد و سینما نتواند مخاطب را جذب کند، نقد از کارکرد خود تهی میشود. مثلا در دهه ۹۰ «جدایی نادر از سیمین» دقیقا بیانگر جامعه زمان خود بود و آن زمان فاصلهای میان اثر و زیست واقعی وجود نداشت اما اکنون آثار سینمایی فاصله زیادی با جامعه دارند.»
وی در پایان با اشاره به اهمیت جایزه نقد بیان کرد: شب نقد تهران فضایی را فراهم کردی است که منتقد بتواند امنیت فرهنگی داشته باشد و نقد خود را مطرح کند. وجود امنیت فرهنگی در هر شرایطی لازم است مخصوصا در شرایط فعلی وجود چنین شرایطی به رشد حوزه نقد کمک شایانی میکند.
در جستوجوی اسطورهها
در ادامه مراسم و پس از پخش تیزری از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و سپس علی رویین تن، نویسنده و کارگردان سینما روی صحنه آمد و با اشاره به شکوه و صلابت مردم در برهههای حساس تاریخ، گفت: در هیچ دورهای از تاریخ ایران، شاهد چنین برخورد، بزرگ و پیشروی در میان مردم نبودهایم.
او ادامه داد: به اعتقاد من اتفاقات اخیر، دریچههای جدیدی را به سوی درام و ادبیات ایران گشوده و ما را با شکلی از «اسطورهسازی» روبرو کرده است که در تاریخ معاصر بیسابقه بوده است.»
رویین تن تأکید کرد: در برابر اتفاقات عظیم، واکنشها متفاوت است؛ برخی فریاد میزنند، برخی سقوط میکنند و برخی میترسند، اما آنچه باقی میماند، پاکی و مطهر بودنِ این سرزمین است.
این نویسنده و کارگردان در پایان، با یادآوری مفاهیم عرفانی و اشاره به پیوند میان عشق و نگاه، بر لزوم گذر از روزمرگی و بازگشت به ارزشهای والای انسانی تأکید کرد و گفت: تمدن ایران بر این پایه استوار است که «سوگواری و غمهای خود را به حماسه تبدیل میکند»؛ از اسطورههای کهن تا وقایع معاصر، این همان خونِ جاری است که مقاومت را رقم میزند.
سینمای ایران با تفکر انتقادی و نقد، تعالی مییابد
در ادامه مراسم، فاطمه محمدی، مدیرعامل موزه سینمای ایران، ضمن تبریک میلاد با سعادت امام هشتم گفت: درسخنان اساتید عزیز جنگ روایت ها مطرح شد، به نظر من روایت دقیق ، با تفکر انتقادی همراه خواهد بود. اگر این تفکر انتقادی را در همه زمینه های زندگی و زیست اجتماعی خودمان لحاظ کنیم، روز به روز پیشرفت خواهیم کرد. اگر تفکر انتقادی درست بدون حب و بغض در سینمای ما وجود داشته باشد، سینمای عزیز و با افتخارمان که ایران را در جهان با سینمای آن می شناسند که به نظر من نقد نقش بسیار پررنگی در تحلیل لایه های عمیق این سینما بازی می کند.
او ادامه داد: همواره تلاش کردهام نقش کوچکی در حمایت از این قشر فرهیخته ایفا کنم. خدا توفیق داد با حمایت استاد بزرگم جناب آقای منوچهر شاهسواری که هم رییس هیات مدیره مجموعه موزه سینمای ایران است و هم دبیر جشنواره بودند که اگر حمایت ایشان نبود ما نمی توانستیم این برنامه را برگزار کنیم و از تمام دوستانی که در برگزاری این مراسم تلاش کردند، تشکر می کنم .

سپس میلاد دخانچی، به نمایندگی از اعضای هیات داوران روی صحنه آمد و ضمن تشکر از اکبر نبوی و محمدتقی فهیم، بیانیه را قرائت کرد.
پس از آن فاطمه محمدی مدیرعامل موزه سینما، مریم شوندی دبیر جشنواره، منوچهر شاهسواری دبیر چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر و اکبر نبوی، محمد تقی فهیم، میلاد دخانچی از اعضای هیات داوران روی صحنه حاضر شدند و سه اثر از عرفان گرگین، پیمان بیرانوند و عاطفه جعفری شایسته تقدیر شدند.
سینمای ایران نیازمند نقدی مبتنی بر بنمایههای فرهنگی و اصیل است
در ادامه منوچهر محمدی، تهیهکننده با سابقه سینما،پشت تریبون حاضر شد و گفت: به اعتقاد من مرجعیت نقد در سینما و عرصههای فرهنگی کشور، به شدت کمرنگ شده است. نقد باید دو کارکرد اصلی داشته باشد. نخست، برای فیلمساز راهگشا باشد تا بتواند نقاط ضعف و لکنتهای خود را شناسایی کند و دوم، برای مردم به عنوان یک مرجع معتبر و راهنما عمل کند.
محمدی با اشاره به تفاوت ساختاری نقد در ایران و جهان، افزود: «در بسیاری از نقاط جهان، بخشی از فروش فیلمها وابسته به قلم منتقدان است؛ در حالی که در اینجا، نقدها بیش از آنکه تحلیلی باشند، به سمت ژورنالیسم متمایل شدهاند.
او همچنین بر ضرورت مطالعه گسترده در حوزههای ادبیات، فلسفه، روانشناسی و جامعهشناسی برای منتقدان جوان تأکید کرد تا نقدها از دل فرهنگ و بستر بومی این سرزمین بیرون بیاید.
تهیه کننده فیلم سینمایی« سرزمین فرشته ها» در بخش دیگری از سخنان خود، با مقایسه سینمای جهان، به نقش بنمایه در آثار اشاره کرد و گفت: سینمای آمریکا بر پایه تفکر لیبرالدموکراسی و فردگرایی بنا شده، سینمای هند رگههایی از اندیشههای بودایی را در خود دارد و سینمای شرق آسیا بر پایه آرای کنفوسیوس شکل گرفته است. در مقابل، ویژگی اصلی سینمای ایران باید شاعرانگی باشد؛ شاعرانگیِ اصیل و ریشهدار (مانند سبک سعدی) که میتواند راه خروج ما از تقلید و رسیدن به اصالت باشد.
او ادامه داد: مفهوم شاعرانگی را فراتر از یک سبک ادبی، به عنوان یک بنمایه عمیق معرفی کرد. شاعرانگی در واقع تجلی مفاهیم اجتماعی، سیاسی، فلسفی و عرفانی در قالب کلمات است.
محمدی ادامه داد: «منظور من ساخت فیلم درباره شاعران نیست، بلکه منظور وجود این بنمایه در ذات اثر است؛ همان چیزی که در آثار بزرگی چون سینمای عباس کیارستمی به وضوح دیده میشود.
این تهیهکننده سینما افزود: به گمان من ارتباط منتقد و فیلمساز مثل پیوند میان «شمس و مولانا» است. مقام منتقد نسبت به فیلمساز باید همچون مقام شمس نسبت به مولانا باشد؛ یعنی منتقد باید بتواند از طریق نقد و برخورد خود، نوعی تحول درونی در فیلمساز ایجاد کند تا او نسبت به اثر خود سختگیرتر شود و به هر چیزی رضایت ندهد.
او در پایان افزود: تنها از این مسیر است که میتوان به سینمایی دست یافت که هم از نظر محتوا و هم از نظر فرم، به عنوان یک نماد ملی از فرهنگ و هنر ایرانی در جهان تجلی یابد.
پس از آن منوچهر شاهسواری دبیر چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، فاطمه محمدی، مدیر عامل موزه سینمای ایران، مهدی یزدانی خرم نویسنده، امیر قادری منتقد، و محمد تفیفهیم، اکبر نبوی و میلاد دخانچی برای اهدای جوایز نفرات برتر روی صحنه آمدند.جایزه سوم به هانیه شجاعی زند برای نقد فیلم «غبار میمون» و امیر کبیریان برای نقد فیلم «نیم شب» تعلق گرفت.
جایزه نفر دوم به محدثه کارخانه برای فیلم «خواب» و ناصر سهرابی برای نقد فیلم «نیم شب» و جایزه نفر اول به محمدرجا صاحبدل برای نقد فیلم «نیم شب» تعلق گرفت.
میلاد دخانچی بعد از اهدای جوایز در صحبت های کوتاهی اشاره کرد: ۲۵۰ اثر به دست ما رسید، این نقدها در دوره جشنواره و در فضای سریع و استرسی نگارش شد و به همین دلیل شاید بد نباشد فرصت دوبارهای به آنها بدهیم چون جستارهای فوقالعادهای به دست ما رسید.
مهدی یزدانی نیز خرم بیان کرد: من از ابراهیم گلستان چیزهای زیادی یاد گرفتم و یکی این است که همیشه حق با مردم نیست و اینکه آرتیست پشت کلمه هنرمند قایم شود کار درستی نیست و نکته بعد اینکه پیشنهاد میدهم بخش ویژهای به پرویز دوایی عزیز اختصاص داده شود. ژورنالیست اصلا چیز بدی نیست آلبر کامو هم نویسنده بزرگی بود هم ژورنالیستی قوی بود.
سومین دوره جایزه نقد به همت موسسه دوزیست و با حمایت موزه سینمای ایران و کانون اندیشه جوان برگزار شد. دبیری این جایزه را مریم شوندی بر عهده داشت.