دلنوشته ای برای ایران

دلنوشته ای برای ایران

میثم هاشمی طبا، کارگردان در دلنوشته ای اختصاصی برای موزه سینما، به تجاوز ائتلاف تروریستی آمریکا و رژیم صهیونیستی به میهن مان و اتفاقات این روزهای ایران واکنش نشان داده است .

به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، میثم هاشمی طبا نوشته است :
اسکندر، شعله بر پارسه افکند و عرب، تیشه بر تیسفون. خراسان، غرق در سیلاب خونینِ مغول شد و طوفانِ افغان، اصفهان را دَرید. حاکمان، یکی در پی دیگری آمدند و تاج ها از سلطانی به فرزند رسید.میان آن همه آشوب، ایران ماند و زبانی پارسی.
من، فرزند ایرانم.
نه حسرتِ خاکی دارم تا به دروغ در آن ریشه بیابم و نه عقده ای تا چشم به مُلک دیگری دوزم.
مفتخرم که نام بَربَر، بر کُنیه نیاکانم نیست و بت خانه نداشته اند. ایرانِ من، مادری است که بر دامنش جمشید، جام گرفت و کوروش، عدالت بر منشور نِبشت.
ایرانِ من، لاله زارِ روییده از خونِ سیاوش هاست. سعدی اش جاودانه در گلستان است و عطّار با سی مرغی که افسانه شد.
ربّنای "هزاردستان"، عطری است در هوای خانه فردوسی و افسوس که دلِ "سایه"، غریب است در وطن.
فرزند خَلف، مِهر مادر بر دل می نشاند و ناخلف، حرمتِ نان می شکند. گه گاه که عزیزانِ یک ریشه را هم آهنگِ بیگانه می بینم، دلم ریش می شود که ای کاش برگی از تاریخ این جهان به دست این خوبانِ خسته در وطن، تورّقی می شد تا بدانند هیچ بیگانه ای در پی آبادی مُلک دیگر نیست.. 
و "ملتی که تاریخ را به یاد نسپارد، محکوم به تکرار آنست".
کیست که خود را به زحمت اندازد تا خاک دیگری خرّم کند؟!
بیگانه ای که ندای آزادی دهد، گرگی به پوستین میش است که می خواهد بی رنج، از حصار بگذرد.
آن کس که نزدش سر فرو آورد، زحمتِ افراشتن تیغ کم کند و چون بگریزد، باد را آبستنِ طوفان بیند.
اظهار عجز، پیش ستم پیشه ابلهیست. اشک کباب، موجب طغیان آتش است.
وطن را بهایی نیست که اگر بود، دیگری می پرداخت تا مُلکِ او شود.
آنکس که دروازه به دشمن می فروشد بهای خویش را ستانده، نه وطن را.
و افسوس که دیر، کوتاهی عمر را می فهمیم.
مولا علی (ع) می فرماید : نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی، پای بر شرافت خود بگذارد.
بگذریم. . .باز هم جنگ است و تجاوزی دیگر به وطن.
و این تکرار، در تکرار می ماند. . .
برو قوی شو اگر راحت جهان طلبی         که در نظام طبیعت، ضعیف پامال است
ایرانِ من، خسته از درد است. خسته از بیدادِ بیگانه. نیاکانمان، شمشیرشان صبر بود و سپرهایشان، اتّحاد.
ما فرزندانِ همان پدرانیم. وارثان همّتِ جهان آرا..