به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، احد صادقی نوشته است : ایران، تنها یک سرزمین نیست؛ قصهایست از دلِ کوههای سترگاش، از میانِ دشتهای فراخاش ، از صدای وزشِ باد در گسترهی کویرهایاش و موجهای خروشانِ دریاهای پهناورِ دلانگیزش.
وطن، جاییست که زلفاش با خاطرهها گره خورده؛ با بوی بارانِ بهاری، با عطرِ نان و سبزی ، با ربنای شجریان، با ای ایران بنان، با پنجره فولاد و امامِ رئوفاش، با امیدِ نوری که هیچگاه در خاموشیِ مطلق گم نشد و نخواهد شد.
ایران یعنی ریشه در خاکی کهن که در هزاران سال قدمت و تمدن جنگ دید، رنج کشید، زخمی شد، بغض کرد اما برخاست و استوار ایستاد و با هیبت و غرور به فردا لبخند زد . هرگز کمر خم نکرد و نخواهد کرد، به مددِ صدای اذان در گنبدهای فیروزهایاش، به لطفِ خندههای کودکاناش، به شور و شوق زندیاش،به شاهنامهی بیهمتایش، به غزلهای عارفانه و عاشقانهاش، چون در سویدای جانِ مردماناش هست ؛ در غیرتِ دلیر مردماناش، و در توانِ دوباره برخاستنهایاش.
ایران، سرزمینِ رنجِ نجیب و شکوهِ ماندگار است؛ وطنی که دلهای خستهی مردمانِ بزرگاش، باز هم عاشقاند و عاشق میشوند. عاشقانِ عشق، و عشق یعنی وطن، یعنی ایران.