تاریخ شفاهی؛

واروژ کریم‌مسیحی؛ هنرمندی که سینما را پله‌پله آموخت

واروژ کریم‌مسیحی؛ هنرمندی که سینما را پله‌پله آموخت

در ابتدای جوانی رفته بود آلمان که پزشکی بخواند، اما آنجا آشنایی و رفاقت با دوستی تئاتری در باشگاه ارمنیان مونیخ او را مجذوب سینما و تئاتر کرد و این جذبه او را از پزشکی و آلمان به هنر و ایران برگرداند. «رگبار» (1350) اولین فیلم سینمایی بیضایی است و کریم‌مسیحی در آن منشی صحنه است.

به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران،  واروژ در ۲۴ مارس ۱۹۵۲ (۴ فروردین ۱۳۳۱) در یک خانواده ارمنی در شهر اراک به دنیا آمد. در کنار دو خواهر و یک برادر دیگر، او بزرگ‌ترین فرزند خانواده بود. پس از پایان تحصیلات متوسطه، در سال ۱۹۶۹ (۱۳۴۸) به اتریش و سپس در سال ۱۹۷۰ (۱۳۴۹) به آلمان می‌رود. در مونیخ وی شروع به آموختن زبان آلمانی می‌کند تا بتواند وارد دانشکده پزشکی شود. آشنایی وی با یک بازیگر تئاتر و سینما در باشگاه ارمنیان مونیخ، مسیر زندگی او را تغییر داد. پس از مدتی مطالعه و تماشای فیلم در ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) به ایران بازگشت.

از طریق یک دوست عکاس، با باربد طاهری، آشنا و از طریق او به بهرام بیضایی، کارگردان مطرح سینمای ایران معرفی می‌شود. واروژ کریم‌مسیحی روز ۱۴ فروردین ۱۳۵۰ را روز تولد سینمایی خود می‌داند.
وی در ۱۹۷۲ (۱۳۵۱) به عنوان دستیار و منشی صحنه در فیلم رگبار به سینمای حرفه‌ای روی آورد. تا هنگام انقلاب در همه کار‌های بیضایی دستیار او بود. در این مدت به عنوان دستیار کارگردانان همچون کامران شیردل (صبح روز چهارم، ۱۳۵۱)، امیر نادری (تنگنا، ۱۳۵۲)، بهمن فرمان‌آرا (شاهزده احتجاب، ۱۳۵۳) و محمدرضا اصلانی (چنین کنند حکایت، ۱۳۵۳) نیز همکاری کرد.
در ۱۹۷۲ (۱۳۵۱) در دانشکده هنر‌های دراماتیک پذیرفته شد، اما از تحصیل در این دانشکده صرف نظر کرد.
در ۱۹۷۵ (۱۳۵۴) با کارگردانی فیلم کوتاه فاخته بر اساس طرحی از ملک‌جهان خزایی برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به فیلمسازی روی می‌آورد. پس از آن دو فیلم کوتاه دیگر با نام‌های کوچ و سَلَندَر در سال‌های ۱۹۷۷ (۱۳۵۶) و (۱۹۸۰) ۱۳۵۹ کارگردانی می‌کند.
وی فیلم‌نامه «کوچ» را براساس تلفیقی از داستان «گیکور» نوشته هوهانس تومانیان و داستانی از محمود دولت‌آبادی می‌نویسد و کارگردانی می‌کند. فیلم کوتاه سلندر (با فیلم‌نامه‌ای از بیضایی) از فیلم‌های کوتاه متفاوت سینمای ایران است.

این فیلم کوتاه ۳۳ دقیقه‌ای که به طریقهٔ رنگی تصویربرداری شده است به همراهِ فیلمِ کوتاهِ ۳۷ دقیقه‌ای و سیاه و سفیدِ «فاخته» (۱۳۵۴)، از تولیدات تلویزیون ایران بود و در سال ۱۹۸۳ (۱۳۶۲) برای نمایش به «تلویزیون سوئد» فروخته شد. فیلم «فاخته» را در سال ۱۹۸۴ (۱۳۶۳)، «رادیو تلویزیون مجارستان» نیز برای نمایش خریداری کرد.
در دههٔ شصت، فیلم‌های فاخته و سلندر در چندین جشنوارهٔ بین‌المللی از جمله لایپزیگ، آلمان شرقی، اوبرهاوزن، آلمان غربی، کارلووی واری، چکسلواکی به نمایش درآمد.

او پس از سال‌ها تجربه، در ۱۹۹۰ (۱۳۶۹) پس از چند کوشش ناموفق در سال‌های پیش‌تر، وی موفق شد نخستین فیلم سینمایی‌اش را با نام پردهٔ آخر کارگردانی کند. این فیلم یک اثر غافلگیرکنندهٔ دقیق با جزئیاتی پر وسواس بود که برای نخستین بار در نهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش درآمد.
این فیلم در شانزده رشته نامزد دریافت سیمرغ بلورین شد که در هشت رشته از جمله بهترین کارگردانی و بهترین تدوین موفق به دریافت آن شد.
او پس از گذشت ۱۸ سال از ساخت نخستین فیلم‌اش (پرده آخر)، در سال ۲۰۰۸ (۱۳۸۷)، دومین فیلم بلند خود با نام تردید را کارگردانی کرد. این فیلم برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر شد.
در سال ۱۳۹۰ در هشتمین دوره جشنواره فیلم کوتاه نهال وی یکی از دوران جشنواره بود.
وی در ۱۹۸۱ (۱۳۶۰) ازدواج کرد و حاصل این ازدواج پسر و دختری است با نام‌های مهر و مانیا. هر دو فرزند او اکنون در حال گذراندن تحصیلات دانشگاهی‌اند.

کارنامه هنری