به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران، فیلم سینمایی «منصور» یکی از فیلمهای ساختهشده در اواخر دهه نود سینمای دفاع مقدس ایران محسوب میشود که بخشی از زندگی شهید منصور ستاری، فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در سالهای پایانی جنگ تحمیلی را روایت میکند.
صحبت از شخصیتی برجسته است که در اوج محدودیتهای مختلف و با دست خالی، صنعت هوایی کشور را به سمت رشد و شکوفایی هدایت کرد و صفحه باشکوه دیگری را در دفتر تاریخ دفاع مقدس گشود.
منصور با نام قبلی اوج ۱۱۰ فیلمی به کارگردانی و نویسندگی سیاوش سرمدی و تهیهکنندگی جلیل شعبانی محصول ۱۳۹۹ است.
در این فیلم ، محسن قصابیان در نقش منصور ستاری، علیرضا زمانینسب در نقش غلامپور، حمیدرضا نعیمی در نقش صفدری، مهدی کوشکی در نقش مهندس ثنایی، لیندا کیانی در نقش حمیده همسر ستاری، سید جواد هاشمی در نقش لقمان، قاسم زارع در نقش حشمتزاده و اتابک نادری در نقش هاشمی رفسنجانی ایفای نقش می کنند.
تیمسار ستاری با جدیت به دنبال هواپیماهای جنگی است تا بتواند رزمندهها را تجهیز کند. در ابتدا آنها با کارخانه ساخت هواپیما همکاری میکردند و صرفاً قطعات وارد شده از خارج از کشور را مونتاژ میکردند. اما این کارخانه با کارشکنیهایش باعث کند شدن و حتی توقف کار آنها و نرسیدن هواپیماها به خلبانان ارتش شده بود. تیمسار ستاری و تیمش ابتدا برای وارد کردن چند هواپیمای جنگی اقدام کردند که بخاطر حمله آمریکاییها به هواپیماها و بمباران آنها، با شکست مواجه شد. تیمسار ستاری به تیمش دستور داد که با داشتهها و دانش خودشان قطعات مورد نیاز هواپیماها را در یکی از سولههای ارتش، تولید کنند. در ابتدا هیچکس به تصمیم او اطمینان نداشت و آنها این کار را غیرممکن میدانستند. تمام طول فیلم تماشاگر شاهد تلاشهای ستاری برای پیدا کردن راه خودکفایی است.

از 19 آبان 1400 روایتی از زندگی شهید منصور ستاری بر پرده سینماها رفت تا پس از جشنواره فیلم فجر «منصور» به عنوان نخستین ساخته سینمایی سرمدی مقابل چشمان مخاطبان قرار بگیرد. در همان روزهای آغازین اکران، واکنشها به این فیلم متعدد و متفاوت بود. عمده این واکنشها هم مربوط به شیوه مدیریتی شهید منصور ستاری بود.
منصورِ «منصور» باورپذیر و دوستداشتنی؛ شاید مهمترین نقطه مثبت «منصور» شخصیتپردازی قصه باشد. بازی منصور قصابیان در نقش شهید ستاری به خوبی فیلمنامه اثر را در اصطلاح بلند کرده و پیشروی مخاطب قرار داده است. مخاطب، منصور ستاری روی پرده را به خوبی میپذیرد، آن را باور کرده و با آن ارتباط برقرار میکند.
مخاطبی که «منصور» و یا دستکم تیزرهای آن را دیده بود، تشنه مشاهده چنین خط فکر و سیره رفتاری در مدیران جامعه است. شاید به جرأت بتوان ادعا کرد که همین فاصله برونداد رفتاری مدیران دولتی با آنچه شهید منصور ستاری در پایان دهه اول به کار میبست و شمهای از آن در منصور به نمایش در آمده، منجر به وضعیت امروز جامعه ما شده است.
منصورِ «منصور» به خوبی نشان داد که مدیر طراز انقلاب اسلامی کیلومترها با آن چیزی که این روزها مقابل چشم مردم قرار دارد فاصله دارد. منصورِ «منصور» به خوبی نشان داد که مدیر انقلابی عافیتطلب نیست و بیش از آنکه به فکر حفظ صندلی خود باشد، در اندیشه پیش بردن وظایف محوله است. منصورِ «منصور» حتی زمانی که برای عزل او از افراد جایگزین برنامه خواسته میشود هم از انگیزه کار کردن نمیافتد و اندیشه حفظ سمت او را از وظایفش غافل نمیکند.

پرداخت شخصیت
شخصیت شهید منصور ستاری مهمترین عنصر روایت «منصور» است. چهرهای واقعی و باورپذیر از یک قهرمان ملی که شاید نسل جوان کمتر با او آشنایی داشته باشند. نویسنده و کارگردان «منصور»، با انتخابهای هوشمندانه و تحسین برانگیزش، موفق میشود شهید ستاری را به عنوان یک انسان نخبه و ارزش مدار، مقابل دوربین پرداخت کند.
گرفتار شدنهای شهید ستاری در بزنگاههای بغرنج و برشهای حساس فیلم به شکلی طراحی و روایت نشده اند که مخاطب از قبل بابت پیروزی قهرمانش مطمئن باشد. برعکس، هر لحظه با تردیدهای این شخصیت، بیننده هم درباره نتیجه پیش رو تردید میکند و با وجود مطلع بودن از نیت خیر و تصمیم درست قهرمان، باز هم درباره فرجام کار نگران است و این شیوه پرداخت و روایت «منصور» به نقطه قوت آن تبدیل میشود.
فیلم ساز اگر مرعوب ساختار حماسی اثرش میشد، لحن فیلم را به نحوی جلو میبرد که بیننده از یک پرواز بی نقص مطمئن باشد، اما پایبندی به تاریخ و شجاعت کارگردان باعث میشود که در برخی سکانسها و در چند برش دیگر از فیلم، بیننده شانس این را داشته باشد که واکنش قهرمان به شکستهای مقطعی را هم ببیند. در مجموع، مخاطب «منصور» امکان نزدیک شدن به قهرمان قصه را دارد و شمایل شهید ستاری پشت ویترین قرار نگرفته است، اما این شخصیت، در عین دسترس پذیر بودن، به شکلی مقتدر نیز پرداخت و ارائه شده است.

فیلم نامه
فیلم نامه «منصور» یک متن پرافت وخیز محسوب میشود که در مجموع نمره قبولی میگیرد. قصه این فیلم به نحوی به رشته تحریر درآمده که تقریبا در همه سکانسها بر مدار شخصیت شهید ستاری استوار است. با این حال، سکانسهای بدون شهید ستاری، خصوصا سکانسهای مربوط به تلاش نافرجام برای وارد کردن تجهیزات از خارج کشور، بدون کارکرد و حذف شدنی هستند.
علاوه بر این، وزن شخصیتهای فرعی نیز به شکل مطلوبی مقایسه شدنی با وزن قهرمان نیست و مابقی افراد تقریبا در حد تیپ باقی میمانند. همین تمایز میان قهرمان و دیگران بر شیوه بازی بازیگران هم تأثیر مشهودی گذاشته و لحن اجرایی «منصور» را نامنسجم کرده است. محسن قصابیان در نقش شهیدستاری اجرایی درجه یک و چشمگیری ارائه میکند.
این هنرمند باسابقه که سالها در عرصههای مختلف اجرا، فعال بوده و از موهبت صدای گیرا و دل نشینی هم بهره میبرد، با تکیه بر متن جذاب و پرداخت پرجزئیات شخصیت، توانسته یک بازی درونی، باورپذیر و بدون اغراق را به مخاطب تقدیم کند. سکانس برخورد مقتدرانه و آرام شهید ستاری با یک مسئول اجرایی یکی از درخشانترین برشهای بازی قصابیان است که هم زمان ارزشهای فیلم نامه را هم برملا میکند. در مقابل اما، مابقی شخصیتها همگی لنگ میزنند و هیچ کدام نمیتوانند نسبت قابل فهم و دقیقی با قهرمان قصه برقرار کنند. مهدی کوشکی کمی گرمتر از دیگران است، اما عموم افرادی که شهید ستاری را احاطه کرده اند، زیر سایه ابهت قهرمان قصه، اثرگذاری خود را از دست میدهند.
در کل، «منصور» فیلم شریفی است که تلاشی برای جنجال آفرینی از خود نشان نمیدهد و در هنگام نخستین اکران هایش در جشنواره فیلم فجر نیز، حتی بدبینترین مخاطبان هم احتمال نمیدادند درگیر ممیزی شود.
- فیلم سینمایی منصور را اینجا ببینید