به گزارش پایگاه خبری موزه سینمای ایران ، حسن طهمورثنیا تاش مشهور به سیاوش طهمورث تاش (زادهٔ ۳ اسفند ۱۳۲۵) بازیگر و هنرمند ایرانی عرصه تئاتر، سینما، تلویزیون است.
فعالیت او در تئاتر محدود به بازیگری نبوده بلکه در مقام کارگردانی نیز آثاری را در ادوار مختلف جشنواره تئاتر فجر عرضه کرده است. از جمله در چهاردهمین جشنواره تئاتر فجر در سال ۱۳۷۴ که صورت به صورت را در کنار رقبای شاخصی نظیر قطبالدین صادقی با نمایش مویه جم، حسین نوری با نمایش شهود، چیستا یثربی با نمایش سرخ سوزان و کوروش تهامی با نمایش فردا به روی صحنه برد.
سیاوش طهمورث هنرمند نامآشنای عرصه بازیگری در گفتگو با تاریخ شفاهی موزه سینما با اشاره به ملاکهای خود برای پذیرش حضور در یک اثر ، گفت: زمانی که یک فیلم یا سریال پیشنهاد میشود، نسبت به وجود سایر بازیگران و یا کارگردان آن اثر توجهی ندارم و تنها فیلمنامه برایم اهمیت دارد. به دلیل اینکه اگر از بازیگران کار مطلع باشم، هنگام خواندن فیلمنامه، آنها را به جای شخصیتها تصور میکنم، ذهنم مغشوش می شود و به سمتی دیگر می رود.
بازیگر «اجازه نشینها» گفت: اگر متن دلخواه من نباشد به هیچ عنوان بازی در آن فیلم یا سریال را قبول نمیکنم، اما اگر بتوانم حتی کوچکترین ارتباطی با فیلمنامه برقرار کنم، با کارگردان و نویسنده صحبت می کنم و طی آن نظرات خود را به آنها منتقل میکنم، اما با این وجود تلاش دارم تا عقیده خود را به آنها دیکته نکنم.
طهمورث با بیان اینکه در مرحله بعد کارنامه یک کارگردان را بررسی میکنم تا متوجه شوم او دارای چه سوابقی است، افزود: اگر کارگردان فردی تازه کار باشد، به قدرت تشخیص معرف خود اعتماد کرده و درباره سایر بازیگران اثر پرس و جو میکنم، اما با این وجود برخلاف بسیاری دیگر، هیچگاه از یک کارگردان نمیخواهم بازیگری را تغییر دهد.
وی ادامه داد: علاقهمند هستم بازیگری که در مقابل من قرار میگیرد فردی بسیار توانمند باشد، چراکه ویژگیهای او، من را نیز توانا میکند و در کنار یکدیگر میتوانیم کامل شده و نتیجهای مناسب را به مخاطبان عرضه کنیم.
طهمورث درباره نخستین فعالیت حرفهای خود در عرصه تصویر خاطرنشان کرد: اولین کاری که در این حرفه به من پیشنهاد شد، اثری متعلق به آقای داوود میرباقری بود و او خود نیز برای اولین بار میخواست کارگردانی را تجربه کند. میرباقری سال ۱۳۵۸ در کلاسهای من در تئاتر شهر شرکت میکرد. زمانی که متن پیشنهادی را خواندم، نظراتم را به میرباقری گفتم. در آن اثر، من نقش دو شخصیت را ایفا میکردم که یکی از آنها فردی ساواکی و دیگری گورکن بود که تفاوتهای بسیاری میان این دو نقش وجود داشت تا آنها که به سختی مخاطب تشخیص داد نقش گورکن را من بازی کردم.بعدها میرباقری نویسندگی و کارگردانی مجموعه «گرگها» را برعهده گرفت و من به عنوان بازیگر و مشاور کارگردان او را در این مجموعه همراهی کردم.
وی خاطرنشان کرد: بسیاری از بازیگران جوان در ابتدا از قرار گرفتن مقابل من دچار واهمه میشوند. این موضوع به قدرت بازیگری من ارتباطی ندارد، بلکه من تمام شخصیتهایی که نقش آنها را ایفا میکنم، باور کرده و از ناخودآگاه خود چیزی را به هر شخصیت میافزایم. به نظر من تمام خصلتها و شخصیتهای موجود در عالم هستی، در یک فرد وجود دارد. اما ما برمبنای موقعیت اجتماعی و ژنتیک خود، تنها ابعادی از شخصیت خود را ارائه میکنیم. زمانی که من برای ایفای نقش با یک کاراکتر زندگی کرده و او را در جامعه مییابم، در مرحله بعد او را در خود پیدا کرده و به همین دلیل نقش را به صورت باورپذیر ارائه میکنم.
بازیگر مجموعه «نابرده رنج» افزود: به جرئت میتوانم بگویم تمام نقشهایی که من در دوران فعالیتم بازی کردم شباهتی با یکدیگر ندارند، حتی اگر در یک زمینه و دسته قرار داشته باشند. وی همچنین گفت: زمانی که در حال ایفای نقش مقابل دوربین هستید، به هیچ عنوان نباید دوربین را ببینید و باید زندگی خود را داشته باشید. در این صورت است که دیگر مدیومهای تئاتر، سینما و تلویزیون برای یک بازیگر تفاوتی نخواهد داشت.

طهمورث در خصوص نسل جوان نیز گفت: نسل جوان ما بسیار باهوش و بااستعداد است، اما متاسفانه تعلیم دهندهای برای آنها وجود ندارد و به همین دلیل اشتباهاتی صورت میگیرد. به عقیده من هر فرد باید نسبت به داشتهها و دیدههای خود دچار شک باشد تا بتواند به تحقیق و جستوجو پرداخته و دلیل هر چیز را متوجه شود. این هنرمند پیشکسوت در پایان بیان داشت: من نزدیک به شصت سال است که در عالم هنر مشغول فعالیت هستم و میخوام از زندگی در این فضا لذت برده و به عشق این هنر و تعهد شخصی خود وفادار باشم. در هر صورت دوران ما نیز به اتمام خواهد رسید و قطعا نسلهای بعد نیز هنرمندان توانمندی خواهند بود و میتوانند پا جای نسل پیشین بگذارند.
کارنامه هنری
سینما
کافه سلطان (۱۴۰۴، مصطفی رزاق کریمی)
هفتاد سی (۱۴۰۲، بهرام افشاری)
هناس (۱۴۰۰، حسین دارابی) [۳]غلامرضا تختی (۱۳۹۷، بهرام توکلی)
معکوس (۱۳۹۷، پولاد کیمیایی)
قرارمون پارک شهر (۱۳۹۵، فلورا سام)
مرگ نامهء سهراب (۱۳۹۶)
عکس خصوصی (۱۳۹۴)
افسونگر (۱۳۹۲، حسین تبریزی)
کیمیا و خاک (۱۳۸۷، عباس رافعی)
تسویهحساب (۱۳۸۶، تهمینه میلانی)
این ترانه عاشقانه نیست (۱۳۸۴، رحمان رضایی)
راه طیشده (۱۳۸۴، عباس رافعی)
رستگاری در هشت و بیست دقیقه (۱۳۸۳، سیروس الوند)
خانهای در شن (۱۳۸۲، اردشیر افشین راد)
فراری (۱۳۸۱، رضا جعفری)
مسافر ری (۱۳۷۹، داوود میرباقری)
چشمهایش (۱۳۷۸، فرامرز قریبیان)
اجارهنشینها (۱۳۶۵، داریوش مهرجویی)
تشکیلات (۱۳۶۵، منوچهر مصیری)
کنار برکهها (۱۳۶۵، یدالله نوعصری)
آن سفرکرده (۱۳۶۳، احمد نیک آذر)
تلویزیون
۱۴۰۱ خداداد
۱۳۹۹ شرم
۱۳۹۹ صفر بیست و یک
۱۳۹۸ به رنگ خاک
۱۳۹۷ نگهبان زمین
۱۳۹۷ مینو
۱۳۹۷ راه و بیراه
۱۳۹۷ هیئت مدیره
۱۳۹۵ برنا
۱۳۹۴–۱۳۹۵ معمای شاه
۱۳۹۳ برابر اصل
۱۳۹۲–۱۳۹۳،
۱۳۹۲ تلهفیلم «پر سیاوشان»
۱۳۹۲ شبهای روشن
۱۳۹۲ تلهفیلم «آخرین زمزمه»
۱۳۹۱ تلهفیلم «نغمهٔ نوروز»
۱۳۹۱ تلهفیلم «مهره سوخته»
۱۳۹۰ تلهفیلم «عروسیخانه»
۱۳۹۰ نابرده رنج
۱۳۹۰ شهر دقیانوس
۱۳۸۸ بانو
۱۳۸۸ تلهفیلم «جویندگان صندوقچه طلا»
۱۳۸۷ تلهفیلم «راه نیرنگ»
۱۳۸۷ آخرین دعوت
۱۳۸۵ خونبها
۱۳۸۵ زیر تیغ
۱۳۸۳ باجناغها
۱۳۸۲ تلهفیلم «کودتای سیاه»
۱۳۸۲ سایه سکوت
۱۳۸۲ وارث
۱۳۸۲ معصومیت ازدسترفته
۱۳۸۱ نسیم رؤیا
۱۳۸۱ آبی مثل دریا
۱۳۸۱ فرمان
۱۳۸۰–۱۳۸۱ حجر بن عدی
۱۳۷۹ مسافر ری
۱۳۷۷ فکر پلید
۱۳۷۷ بهسوی افتخار
۱۳۷۷ برادر خواب
۱۳۷۵–۱۳۷۶ بازگشت پرستوها
۱۳۷۴–۱۳۷۵ وکلای جوان
۱۳۷۴ مجسمههای گچی
۱۳۷۴ شبحی در تاریکی
۱۳۷۳–۱۳۷۴ شلیک نهایی
۱۳۷۳–۱۳۷۴ در پناه تو
۱۳۶۷ تلهتئاتر «گزارش محرمانه اکتاویو والدز»
۱۳۶۵–۱۳۶۶ گرگها
۱۳۶۴ حکایت مسافر گمنام
۱۳۶۴ آئینه
۱۳۶۳ افسانه سلطان و شبان
۱۳۶۳ تلهتئاتر «دستهای آلوده»
۱۳۶۱–۱۳۶۲ شاهشکار
۱۳۶۱ همشهری
نمایش خانگی
۱۴۰۰ زخم کاری
۱۴۰۱ بتمن در ایران