کیانوش عیاری: نمی‌توانم از سینما دل بکنم/ عیاری مظهر انسانیت و اخلاق است

بزرگداشت کیانوش عیاری به مناسب افتتاح گنجینه جوایز او در موزه سینما با حضور جمعی از هنرمندان، مدیران فرهنگی و علاقه‌مندان به سینمای او برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، مجید اسماعیلی مدیر موزه سینما گفت: خدمت مهمانان عزیز خصوصا آقای عیاری که از مفاخر سینمای ایران هستند خیر مقدم می‌گویم. تفاوت موزه سینما با سایر موزه‌ها به وجود اشخاص، بزرگان و گنجینه مربوط به آن‌ها بازمی‌گردد. افرادی همچون مسعود کیمیایی و کیانوش عیاری به سینما ارزش و اعتبار می‌دهند. از آقای عیاری که با تواضع مثال زدنی جوایز خود را به موزه سینما اهدا کردند تشکر می‌کنم.

سپس علی دهکردی مدیرعامل خانه سینما نیز در ادامه این برنامه گفت: باعث افتخار من است که در این جمع حاضر باشم. از زاویه خود و به عنوان بازیگر شانس بزرگ همکاری با عیاری را داشتم و در مدت چهار سال درخدمت ایشان بودم. او بی‌تردید دارای یکی از صحیح‌ترین نگاه‌ها به مقوله بازیگری مقابل دوربین است و به دلیل دقت نظر بالای ایشان، دلنشین‌ترین و صحیح‌ترین نوع بازی هنرمندان در آثار ایشان رقم خورده است.

این بازیگر افزود: در اولین روزهایی که در خدمت ایشان بودم بازیگران دیگر با حسرت درباره حضور من مقابل دوربین ایشان صحبت می‌کردند. بررسی وجوه سینمای ایشان به عنوان یک کارگردان برجسته و مولف در تخصص من نیست. به عنوان نماینده صنوف سینمای ایران و از طرف خانه سینما وجود ارزشمند  کیانوش عیاری را گرامی می‌دارم و امیدوارم خورشید وجود ایشان همواره تابناک بماند و فیلم‌های بیشتری از او ساخته شده و بازیگران بیشتری فرصت همکاری با او را داشته باشند. اگر عیاری در سینمای ایران حضور نداشت یک جای خالی برای همیشه در سینمای احساس می‌شد.

در ادامه فریدون جیرانی فیلمساز و تاریخ‌نگار سینمای ایران گقت: به نظر من سال ۱۳۴۸ در سینمای ایران از اهمیت بسیاری برخوردار است. زیرا فیلم هایی همچون  «آرامش در حضور دیگران»، «قیصر» و «گاو» ساخته شدند. بیضایی در دانشکده هنرهای زیبا تدریس خود را آغاز می‌کند و در یک سالن کوچک، شش فیلم کوتاه نمایش توسط بصیر نصیری نمایش داده می‌شود. همچنین اتفاق‌هایی در قسمت پژوهش تلویزیون زیر نظر فریدون رهنما رخ می‌دهد.

این فیلمساز افزود: نمایش آن شش فیلم کوتاه، منجر به تشکیل سینمای آزاد ایران می‌شود که قرار است از دل آن نسل جدید سینماگران ایران را از شهرهای مختلف شکل دهند. فریدون رهنما و تلویزیون به جریان سینمای آزاد کمک زیادی می‌کنند. در مشهد مهرداد تدین مسئول سینمای آزاد می‌شود. در اهواز نیز کیانوش عیاری این مسئولیت را برعهده می‌گیرد. از میان این اسامی، نام کیانوش عیاری ببیش از دیگران شنیده می‌شود. اکثر فیلمسازان سینمای آزاد، نسل سوم سینماگران بعد از انقلاب را تشکیل می‌دهند که شاخص‌ترین آن‌ها کیانوش عیاری بود.

در ادامه این برنامه مهرزاد دانش منتقد شناخته شده سینمای ایران گقت: امیدوارم سایه آقای عیاری برای سال‌ها بر سر سینمای ایران باشد. از زوایای مختلف می‌توان درباره سینمای عیاری صحبت کرد. فیلم‌سازان را عموما با تصاویر به یادماندنی فیلم‌هایی که ساخته‌اند به یاد می‌آوریم. کیانوش عیاری از جمله فیلم‌سازانی است که تصاویر پرشماری را در صفحات سترگ و با ارزش سینمای ایران برجای گذاشته است. در «آنسوی آتش» پس زمینه تصویر باشکوهی سرخ آتش ناشی از احتراق نفت به آسمان کشیده است و در پیش زمینه، تنش‌ها، عشق ها و حسرت مشاهده می‌‌شود. فیلم «شبح کژدم» با تصاویر خارق‌العاده سکانس پایانی که در پس زمینه، تله کابین کوچک در سفیدی منظره برفی به چشم می‌خورد و در پیش زمینه، صورت یخ زده فردی وجود داشت، نمایی ماندگار است. در فیلم «آبادانی‌ها»، حرکات دورانی دوربین با چرخش شخصیت اصلی در نقاط مختلف شهر تلاقی داشت. در فیلم «بیدارشو آرزو» که در صحنه‌ای به دنبال افراد گمشده می‌‌گشتند، نمایی بسیار ملتهب بود. در فیلم «بودن و نبودن»، سکانس تکان‌دهنده مربوط به دختر و میزانسن عمودی دوربین به فراز و نشیب های اخلاقی پرداخته است.

در ادامه فریدون عموزاده خلیلی قصه نویس و منتقد در خصوص سینمای عیاری گفت: آقای عیاری فیلم‌های درخشانی را خلق کرده است. همینگوی به عنوان نویسنده‌ای شهرت دارد که وقایع زندگی و جوهره آن را با شیرین‌ترین و ساده‌ترین کلمات بیان می‌کند. قصه‌های او برگرفته از عینیت زندگی است، ولی به علت عمقی که دارد قابل تفسیر و تبیین از زوایای مختلف است.

وی ادامه داد: برای من سینمای قصه‌گو کیانوش عیاری با روایت‌گری همینگوی مشابهت دارد.

همینگوی زندگی را در قالب کلمات متبلور می‌کند و عیاری آن را در قالب تصاویری ساده و بدون تصنع و تکلف نشان می‌دهد. فیلم‌های او دارای داستان‌هایی است که از وقایع روزمره زندگی ما به شمار می‌روند. عیاری بدون آنکه گرفتار فرمالیسم شود از فیلم‌هایش برداشت‌های فراوان دیگری می‌شود. در مورد فیلم «آنسوی آتش» و دعوای برادران نیز تفسیرهای متفاوتی وجود دارد و درحالی که او داستان عشق و نفرت دو برادر را روایت می‌کند، وقایع دیگری نیز در خلال آن جریان دارد. زمانی که هنرمندی از عمق زندگی گرته برداری کرده و برای آن ما به ازای تصویری پیدا می‌کند، این مسئله بعدها قابل تفسیر و حتی پیشگویی است و سینماگران یکی از بزرگترین کارهایی که برای بشریت انجام می‌دهند، پیشگویی درباره آینده می‌باشد.

ابوالفضل پورعرب بازیگر مطرح سینمای ایران نیز درباره عیازی گفت: نمی‌دانم چه باید گفت تا حق مطلب درباره کیانوش عیاری ادا شود و من بتوانم حق شاگردی خود را در قبال او اثبات کنم. من این افتخار را داشتم در اثری با ایشان همکاری کنم. زمانی که در این اثر مقابل دوربین حضور داشتم، از خود راضی نبودم. روزی هنگام صرف نهار عیاری به نزد من آمد و از بازی من تعریف کرد. گفت من سال‌ها بود می‌خواستم با تو کار کنم که اکنون این اتفاق رخ داده است. من هم علاقه داشتم به عنوان یک کارگردان مولف با او همکاری کنم. در طول فیلم متوجه شدم او کار خود را به صورتی بسیار ساده انجام می‌دهند

مهرداد اسکویی مستند ساز مطرح سینمای ایران نیز در خصوص عیازی گفت: وقتی نوجوان بودم عیاری با چند فیلم به انزلی آمد. من بازیگر تئاتر و عاشق سینما بودم. بروشور فیلم را نزد او بردم و از من پرسید فیلم می‌سازی گفتنم نه و گفت حتما این کار را انجام بده. همه ما سینمای عیاری را کپی می‌کنیم. بسیار خوشحال و مفتخرم که در عصر عیاری زندگی می‌کنیم. تلاش می‌کنیم تا واقع‌گرایی و باورپذیری آثارمان شبیه فیلم‌های کیانوش عیاری باشد. من و نسل من بسیار از او یاد گرفتیم. این مراسم بهانه‌ای است برای دیدین چندباره آثار عیاری تا از او بیاموزیم. از او یاد گرفتم که همواره باید میل به تجربه‌های متفاوت در وجودم باشد. در دو روزی که همراه ایشان در سلیمانیه عراق بودیم، از او سینما انسانیت و اخلاق را آموختم.

اسکویی  ادامه داد: : عیاری یک استاد فروتن است. ما سینماگران و رهروان او با همه سختی‌ها و کمبودها و با شناخت تکلیف خود تلاش می‌کنیم مانند عیاری در مسیر تجربه گرایی عاشقانه و بی‌توقع مسیر را ادامه دهیم.

سپس حجب‌اله ایوبی مدیر فرهنگی نیز گفت: کیانوش عیاری فردی است که نگذاشت منیت درون او فربه شود. شخصیت او دیدنی است برای آنکه منیت را از میان برداشتند. او هر زمان که حضور داشت، از ایران فرهنگ و سینما سخن گفت و برای همین است که او تا این اندازه عزیز و دوست داشتنی است. او یکی از تلخ‌ترین روزهای مدیریتی من در سینما را با درسی کریمانه تبدیل به یکی از بهترین روزهای آن کرد.   عیاری به عشق جوانان این کشور صدها ساعت در گروه هنر و تجربه فیلم‌های جوانان را به امید دیده شدن آن‌ها دید.

امیدوارم سایه او همواره بر سر سینمای ایران مستدام باشد.

علی فرهمند منتقد سینما نیز گفت: سنت سینمای ایران همواره بر بستر واقع گرایی بوده است و کیانوش عیاری به آن وجاهت بخشیده است. سنتی که به ناگزیر جریان سینمای آزاد را با خود همراه کرد. درباره فیلم‌سازانی که درباره واقعیت و ویژگی‌های مستند گونه کار کردند، از کیارستمی تا داوود نژاد، عیاری دارای سبکی منحصر به فرد و غیرقابل تقلید است. واقع گرایی او به گونه‌ای است که با چینش آشکار میزانسن و واقعیت مطلق روزمره به صورت توامان سر و کار داریم  که بسیار پیچیده است. فرمی که مد نظر اوست به گونه‌ای است که واقعیت گرایی را به حد اعلا خود می‌رساند.

در ادامه کیانوش عیاری پشت تریبون حاضر شد و گفت: از حضور عزیزان ممنونم. هجده ماه پیش که دچار بیماری شدم برخی از بهترین متخصصان به من گفتند که باید یا سینما را انتخاب کنی و یا زندگی اما من نمی‌توانستم از سینما دل بکنم.

وی ادامه داد: نکاتی که دوستان اشاره کردند برای من تازگی داشت. امیدوارم استحقاق این تعریف را داشته باشم. با وجود وضعیت جسمی قصد دارم فیلم «زندان دوستان داشتنی» و سریال «سوسک‌ها کابوس ابدی من» را بسازم. عیاری با بیان اینکه سینما دست از سر من برنخواهند داشت، بیان داشت:خانواده من در این سال‌ها همواره پشتیبان من بودند. همچنین داریوش عیاری یکی از بهترین همکاران من به عنوان فیلمبردار بوده است و یکی از بهترین متخصصان در شناخت و سواد سینمایی است. از آقای اسماعیلی مدیریت موزه سینما برای برگزاری این مراسم بسیار تشکر می‌کنم.

در پایان این برنامه کیانوش عیاری کیک تولد هفتاد و سه سالگی خود را فوت کرد.

از حاضران در این برنامه می‌توان به فریدون جیرانی، علی دهکردی، مهرزاد دانش، علی فرهمند، حجت‌الله ایوبی، ابوالفضل پورعرب و مهرداد اسکویی در این مراسم سخنرانی کردند و ازجمله حاضران می‌توان به رضا عطاران، داریوش عیاری، خسرو معصومی، جمشید جهان‌زاده، مهدی صباغ‌زاده، دانش اقباشاوی، بهرنگ دزفولی‌زاده، حسن رضایی، شاهین امین، محمود گبرلو، حسن آقاکریمی، احمد امینی، هوشنگ گلمکانی، عباس یاری، هوشنگ حسینی، مهرداد غفارزاده، ناصر باکیده، رضا رخشان، فرید سجادی حسینی، بهرنگ توفیقی، شامین امین و… اشاره کرد.

 

نقد و بررسی «آبادانی‌ها» با حضور جیرانی، روحانی و گبرلو در موزه سینما

نسخه اصلاح و مرمت شده فیلم سینمایی «آبادانی‌ها» ساخته کیانوش عیاری در موزه سینما نمایش داده می‌شود.
به گزارش روابط عمومی موزه سینما، موزه سینما با همکاری فیلمخانه ملی ایران نسخه اصلاح و مرمت شده فیلم سینمایی «آبادانی‌ها» را نمایش می‌دهد.
این فیلم ساعت 17 در سالن فردوس موزه سینما نمایش داده می شود و بعد از نمایش فیلم جلسه نقد و بررسی این اثر با حضور فریدون جیرانی، امید روحانی ، دکتر رضا رضایی، دکتر امید رضایی برگزار می‌شود.در نمایش و جلسه نقد و بررسی این فیلم «کیانوش عیاری» سازنده این اثر در کنار علاقمندان حضور خواهد داشت.
مدیریت نشست بر عهده محمود گبرلو منتقد شناخته شده سینما است.
سعید پورصمیمی ، حسن رضایی، بهروز رضوی، سعید شیخ‌زاده، افسانه محمدی، وحید شیخ‌زاده و … در این فیلم نقش آفرینی دارند.
خلاصه فیلم: اتومبیل یک مهاجر جنگی مقیم تهران به سرقت برده می‌شود. او همراه پسرش جستجویی ناامیدکننده را برای یافتن تنها دارائیش آغاز می‌کنند. در این بین او با مردی آشنا می‌شود به اقتضای حرفه اش می‌تواند وی را در ردیابی اتومبیل مسروقه کمک کند. طی این جستجو «برنا» پسر مرد نیز در پی یافتن عینک گمشده اش است. جستجوی همزمان پدر و پسر مسایلی را ایجاد می‌کند…
ورود در این برنامه برای علاقمندان آزاد است.

عکس‌های تست گریم باید در شرایط متعارف نوری ثبت شود/ عکاس فیلم، تصویرگر فیلمنامه و ایده‌های کارگردان است، نه صرفا پرتره بازیگران

دومین جلسه کارگاه «آشنایی با عکاسی در فیلم و سینما» با حضور امیر عابدی، عکاس شناخته شده این حوزه در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، امیر عابدی در ابتدای این کارگاه گفت: در ساخت فیلم مرحله‌ای تحت عنوان پیش تولید وجود دارد و در این مرحله عکاس از اولین افرادی است که وارد یک پروژه می‌شود. او در نقطه‌ای وارد فرآیند تولیدی می‌شود که قرار است تست‌های مربوط به گریم و لباس آغاز شود.

وی با بیان اینکه عکاس در هر پروژه با تهیه کننده برای عقد قرارداد طرف است، ادامه داد: طرف حساب عکاس فیلم تهیه‌کننده اثر است. کارگردان می‌تواند با عکاس وارد تعامل شده و یک رابطه دوطرفه برقرار شود. در مقطعی که هنوز با نگاتیو کار می‌کردیم، شروع کار در هر پروژه مطابق با تاریخ انعقاد قرارداد بود. اما طبق توافقات صنفی صورت گرفته ملاک شروع کار عکاس اولین جلسه تست گریم تا پایان فیلمبرداری بود.

عکاسان حرفه‌ای از هر پلان فقط تعداد محدودی عکس تهیه می‌کند

عابدی خاطرنشان کرد: من اولین جلسه تست گریم را معیار شروع کار خود قرار می‌دهم و این موضوع به تدریج در صنف هم جا افتاده است.

عکاس «شب یلدا» بیان داشت: با گران‌تر شدن سینما هفتاد درصد سرمایه فیلم‌ها هزینه عوامل پشت صحنه و روند تولید اثر می‌شد و سی درصد آن به بازیگران اختصاص داشت. به تدریج این نسبت تغییر کرد و معکوس شد! امروزه هفتاد درصد بودجه یک فیلم به بازیگران اختصاص می‌یابد.

عابدی ادامه داد: یک عکاس حرفه‌ای باید تنها به تعداد لازم عکس از هر پلان تهیه کند. اولین قدم در هر پروژه سینمایی، تست گریم است. اساسا عکاسان به صورت ماهانه دستمزد خود را دریافت می‌کنند.

این عکاس سینمای ایران درباره مشکلات رایج در پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی گفت: هر قراردادی که منعقد می‌شود باید دارای نقطه شروع و پایان با قید تاریخ باشد و تعداد روزهای کار در آن مشخص شده باشد، چراکه هر پروژه‌ دارای برآوردی دقیق است. ملاک برای داوری در خصوص مشکلاتی که در سینما به وجود می‌آید، قرارداد است. امروزه بسیاری از فیلم‌ها از چهره‌های تازه به عنوان بازیگر استفاده می‌کنند و یک عکاس در مرحله تست بازیگر باید از زوایای مختلف از داوطلبان عکس بگیرد.

عابدی درباره شرایط مورد نیاز برای ثبت عکس‌های مربوط به تست گریم گفت: بهتر است عکس‌های تست گریم هنگام ظهر که خورشید به صورت عمود می‌تابد برداشته نشود، چراکه در این زمان عکس‌ها دارای سایه خواهند بود. بهترین زمان برای تست گریم، صبح و یا بعد از ظهر است و نباید عکس‌ها در زیر نور مستقیم خورشید گرفته شوند. می‌توان با رفلکتور نیز نور صورت بازیگر را تقویت کرد. عکس تست گریم نباید با نور مصنوعی یا فلاش گرفته شود، چراکه تمام سایه‌کاری‌های گریمور محو می‌شود.

عابدی با بیان اینکه در مرحله تست گریم ممکن است بخواهند بازیگری را جوان‌ یا پیرتر کنند، افزود: به عنوان مثال خسرو شکیبایی و رضا کیانیان برای فیلم «درد مشترک» در فرآیند گریم برای تهیه عکس آکسسواری جوان‌تر شدند.

عکاس فیلم «قرمز» ابراز داشت: تهیه عکس‌های آکسسواری بخشی از کار یک عکاس فیلم است و این عکس‌ها معمولا در سکانس‌هایی نظیر قاب عکس‌های موجود در صحنه یا آلبوم‌ها استفاده می‌شوند. یک عکاس باید هنگام خواندن فیلمنامه به چنین مواردی توجه داشته باشد.

وی خاطر نشان کرد: در یک فیلم سینمایی، کارگردان موتور محرکه پروژه به حساب می‌آید و تعیین کننده روابط میان افراد یک پروژه است و باید از ایجاد حواشی جلوگیری کند. همچنین یک عکاس نباید در طول فرایند تولید فیلم وارد حواشی شود .

عابدی ادامه داد: در مرحله تست گریم، تصاویر مختلفی برداشته می‌شود و طراح گریم از میان آن‌ها عکس‌های نهایی را انتخاب می‌کند و به عکاس اطلاع می‌دهد و تیم تولید مطابق با لابراتواری که عکاس انتخاب می‌کند، آن‌ها را چاپ می‌کند. یک لابراتوار باید با سلیقه عکاس در رنگ و موارد دیگر آشنا باشد و به همین دلیل بهتر است تا برای سال‌های طولانی تنها با یک لابراتوار کار کنید.

عابدی با بیان اینکه نرم افزارهایی همچون فتوشاپ تنها حکم یک ابزار کمکی را برای عکاس دارند، خاطرنشان کرد: برای اولین بار در تاریخ آموزش عالی کشور، ما تدریس واحدی با عنوان «عکاسی سینمایی» را در دانشگاه پاریس آغاز کرده‌ایم. این روزها هوش مصنوعی به سرعت در حال گسترش است و تنها باید آن را پذیرفت و در مقابل آن تسلیم شد. به تدریج بخشی از خلاقیت انسان ممکن است به هوش مصنوعی سپرده شود و این اتفاق بسیار عجیب خواهد بود.

این عکاس مطرح سینمای ایران در خصوص مرحله تست لباس نیز گفت: بازیگر در سکانس های یک فیلم لباس‌های مختلفی را بر تن می‌کند. در پروژه‌های حرفه‌ای، تست لباس و گریم همزمان با هم اتفاق می‌افتد. این موضوع در کارهای تاریخی امری بسیار پیچیده است. در مجموعه مدار صفر درجه ساخته حسن فتحی که از نظر من یکی از بهترین سریال‌های تاریخی تلویزیون است، چهار ملیت مختلف ایرانی، فرانسوی، لبنانی و مجارستانی به عنوان بازیگر اصلی حضور داشتند و روند دورخوانی آن‌ها حیرت انگیز بود. هر یک از آن‌ها دارای گریم‌ و لباس‌های متفاوتی بودند. گروه صحنه در این مجموعه دارای آرشیو بود و از تمام وسایل تهیه شده توسط آن‌ها عکس‌ تهیه شده و هر آکسسوار و عکس کدگذاری شده بود و این اتفاق در پروژه‌های دیگری هم رخ می‌دهد. برای همین حتی ابزارهای مورد نیاز در صحنه نیز به عکس نیاز دارند.

باید با عوامل تولید فیلم در تعامل باشید

وی افزود: معمولا میان کارگردان و عکاس باید تعامل شکل بگیرد که این تعامل می‌تواند در مراحل مختلف فیلمبرداری اعمال شود. گرچه در امور حرفه‌ای و مالی طرف حساب یک عکاس تهیه کننده است اما در امور هنری و آرتیستیک باید با کارگردان یک پروژه در تعامل بود. این تعامل به خصوص باید با عوامل دیگر نظیر فیلمبردار، صدابردار و بازیگر به عنوان پاتنر اصلی عکاس به وجود بیاید. باید مراقب بود تا صدای شاتر عکاس در هنگام فیلمبرداری مزاحمتی برای صدابردار ایجاد نکند. همچنین در روز نخست فیلمبرداری یک عکاس موفق باید تشخیص دهد بازیگر مقابل دوربین به روش تکنیکی و یا حسی عمل می‌کند. بازیگر حسی به سکوت برای اندیشیدن نیاز دارد و باید این شرایط را برای او فراهم کرد اما بازیگر تکنیکی نیز خود را با هر شرایطی به راحتی وفق می‌دهد.

عابدی در بخش پایانی صحبت‌های خود بیان داشت: هر شاتی را که دوربین ثبت می‌کند، باعث می‌شود تا مبلغی از قیمت آن کاسته شود و باید به این نکته توجه کرد. همواره فکر کنید حافظه دوربین شما تنها به اندازه یک فریم فضای خالی دارد و در این حالت است که یک عکس بسیار متفاوت را ثبت خواهید کرد.

عکس فیلم در ژانر عکاسی تبلیغاتی دسته بندی می‌شود و به همین دلیل باید با طراح پوستر نیز در تعامل بود.

در انتهای نشست، گواهی حضور در این کارگاه توسط موزه سینما به شرکت‌کننده‌ها داده شد.

ارد زند: «مدرسه در دست بچه‌ها» اثری خودانگیخته است/ همواره دغدغه ساخت فیلم درباره کودکان را دارم

مستند «مدرسه در دست بچه‌ها» با حضور ارد زند، گارگردان این اثر و ساقی سلیمانی، منتقد سینما در قالب برنامه شب‌های مستند موزه سینما در سالن فردوس این مجموعه فرهنگی به نمایش درآمد.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، پس از نمایش این مستند ارد زند درباره چگونگی شکل‌گیری ایده «مدرسه در دست بچه‌ها» گفت: جرقه اولیه ساخت این اثر زمانی اتفاق افتاد که فرزندم در کلاس دوم راهنمایی تحصیل می‌کرد و برایم اتفاقی را توضیح داد. من به مدرسه رفتم و از نزدیک شاهد ماجرایی منحصر به فرد و جالب بودم. زمانی که با مدیر مدرسه صحبت کردم، او به صورت ضمنی با تولید این فیلم موافقت کرد اما موافقت اصلی منوط به زمانی بود که وزارت آموزش و پرورش موافقت خود را اعلام کند.

این مستند در ارائه پیام خود موفق است

زند ادامه داد: تلاش کردم مدیران ارشد آموزش و پرورش را مجاب کنم تا مجوز ساخت «مدرسه در دست بچه‌ها» را صادر کنند. این اثر برای موسسه رشد در آموزش و پرورش ساخته شد که پیش از آن هم متولی برگزاری جشنواره آموزشی رشد بودند. در ابتدا مسئولین وزارت آموزش و پرورش نگرانی‌هایی در خصوص تبعات ساخت این اثر داشتند و نمی‌دانستند که آیا قرار است فیلم دارای پیام مثبت و یا منفی  داشته باشد.

این مستندساز افزود: یکی از مدیران ارشد این وزارتخانه در نهایت با این طرح موافقت کرد و تولید فیلم به عنوان اثری آموزشی آغاز شد. به نظر می‌رسد فیلم در ارائه پیام خود موفق بود، چراکه بعدها در مدارس مختلف و برای کادر آموزشی به نمایش درآمد. البته موضوع این فیلم هیچ‌گاه به یک جریان دائمی در مدارس تبدیل نشد و مسکوت باقی ماند. البته طرح دیگری تحت عنوان شهردار مدرسه به اجرا رسید.

زند درباره چگونگی هماهنگی و همراهی بچه‌ها برای تولید این اثر گفت: خوشبختانه بچه‌ها با تصویر آشنا بودند. من به مدت یک سال به مدرسه رفت و آمد داشتم و در این مدت آن‌ها تا حدودی با فرآیند ساخت فیلم آشنا شده بودند. زمانی که ساخت فیلم آغاز شد تعدادی از آن‌ها خود دفتر فیلمسازی را اداره می‌کردند. اما نمی‌شد از فیلم‌های برداشته شده توسط آن‌ها استفاده کرد چراکه کیفیت یکدستی حاصل نمی‌شد.

وی در خصوص نوع ادبیات بچه‌ها در این فیلم مستند گفت: من دخل و تصرفی در فیلم انجام ندادم چراکه این مستند یک اثر خودانگیخته است. این مدرسه در جردن واقع شده بود و نمونه مردمی به حساب می‌آمد. عموم بچه‌ها دارای خانواده‌های تحصیل کرده بودند و به همین دلیل چگونگی گویش بچه‌ها در فیلم موضوعی عادی تلقی می‌شود. در فیلم انتخاب‌ها بر این اساس صورت می‌گرفت که افراد نزد مدیران مدرسه دارای محبوبیت باشند. به عقیده من در این اثر کارگردانی وجود ندارد و هر یک از عوامل به صورت خودانگیخته به انجام مسئولیت خود مشغول بودند و من تنها آن‌ها را هدایت می‌کردم. ما برای ساخت این فیلم حدود شانزده ساعت فیلمبرداری انجام دادیم که در نهایت به نسخه‌ای یک ساعته رسیدیم. همچنین محسن عبدالوهاب به عنوان تدوین‌گر فردی هوشمند و باریک بین است و مجموعه این عوامل باعث شد تا در انتها فضایی مفرح شکل بگیرد و در نتیجه بیننده از تماشای فیلم راضی است و برداشت‌های خاص خود را از آن خواهد داشت.

زند در ادامه افزود: من چهار فیلم درباره کودک و نوجوان ساخته‌ام و حتما دغدغه ساخت اثر برای این گروه سنی در من وجود دارد. فیلمی در بهزیستی ساخته‌ام که کودکان فراری را نگه‌داری می‌کردند که آن را پس از این اثر ساختم. همچنین فیلمی درباره کودکان کار و یک کودک افغان ساختم. هر گاه فرصتی وجود داشته فیلمی درباره بچه‌ها کارگردانی کرده‌ام.

وی خاطرنشان کرد:  در این اثر از دو گروه فیلمبرداری استفاده شد که هر یک از آن‌ها از چهره‌های شناخته شده در سینمای مستند بودند.

«مدرسه در دست بچه‌ها»، اثری دارای زیرمتن‌های متفاوت

در ادامه ساقی سلیمانی منتقد سینما در خصوص نکات برجسته این فیلم مستند گفت: من تاکنون چندین بار به تماشای این اثر نشسته‌ام و با هربار دیدن مجدد آن بدون اغراق با ویژگی‌هایی تازه ای رو‌به‌رو می‌شوم. این فیلم از جمله مستندهایی است که در طول زمان مشمول زیرمتن‌های متفاوتی می‌شود. در فیلم شاهد نوعی تمرین برای دموکراسی توسط بچه‌های یک مدرسه هستیم، اتفاقی که به راحتی آن را تجربه می‌کنند.

وی ادامه داد:  نکته مهم درباره این اثر این است که بچه‌ها چگونه تا این اندازه در مقابل دوربین راحت هستند و این موضوع با کارگردانی هنرمندانه آقای زند در ارتباط است.

سلیمانی افزود: «مدرسه در دست بچه‌ها» یک اثر تعاملی است و در آن شاهد یک دوربین جست‌و‌جوگر هستیم که موقعیت آن متناسب با چگونگی قرارگیری دانش‌آموزان است. این فیلم یک اثر بی‌ادعا بوده که موفق به رعایت فرم‌های سینمایی در تصویر و صدا می‌شود. بچه‌ها در این فیلم از ادبیات مناسبی برخوردار هستند و اغلب آن‌ها دموکراسی را به خوبی می‌شناسند. فیلم در سال ۱۳۸۰ ساخته شده است. در فیلم شاهد آموزش شعور سیاسی و تمرین دموکراسی هستیم. بچه‌ها در فیلم دارای طبقات اجتماعی متفاوتی هستند و رفتارهای مختلفی را بروز می‌دهند. کارگردان اثر بدون اینکه شخصی را برجسته کند، به وسیله دوربین خود به خوبی آن‌ها را زیرنظر می‌گیرد. فیلم با یک کاراکتر محبوب یعنی سرایدار مدرسه آغاز شده و با او نیز پایان می‌یابد.

این منتقد  با بیان اینکه اگر تمرین مسئولیت پذیری صورت گیرد هر کاری به درستی به انجام خواهد رسید، بیان داست: مشخص است که بچه‌ها در این فیلم اهل مطالعه هستند چراکه در آن زمان رسانه‌های مختلف تا این اندازه گسترش پیدا نکرده و سرانه مطالعه بیش از امروز بود. همچنین این بچه‌ها الگوهای مناسبی را برای خود انتخاب کرده‌اند. می‌توان گفت بچه‌ها در این فیلم دارای هویت بوده و مسئولیت پذیر هستند.

در ادامه سلیمانی درباره نقش آموزشی این مستند گفت: در فیلم تنها چندبار صدای کارگردان شنیده می‌شود و به صورت مستقیم ورود پیدا نمی‌کند. درواقع ما با یک فیلم صادقانه روبه‌رو هستیم که در آن کاراکترهای مختلفی وجود دارد و این مسئله موجب همذات‌پنداری مخاطب با این اثر شده است. آقای زند در این مستند چندین موقعیت را به تصویر کشیده‌اند و بر روی هرکدام مکثی به اندازه انجام داده‌اند. تدوین فیلم از دیگر نقاط قوت در این فیلم محسوب می‌شود. در این اثر چگونگی مدیریت بحران آموزش داده می‌شود و بچه‌ها در موقعیت‌های مختلفی قرار می‌گیرند.

وی ادامه داد:  اگر کودکان با چنین آثاری رو‌به‌رو شوند قطعا از نظر آموزشی از آن تاثیر خواهند گرفت. من بسیاری از فیلم‌های آقای زند را دیده‌ام. او در کارنامه کاری خود تنوع بسیار زیادی را لحاظ کرده است. او موضوعات ساده‌ای را دستمایه ساخت آثارش قرار می‌دهد و این مسئله می‌تواند در حکم یک کلاس درس برای مستندسازان جوانی باشد که گمان می‌گنند حتما باید یک موضوع خاص را برای ساخت فیلم جست‌و‌جو کنند.

لاری: برخورد من با سینما عاطفی و درونی است

در ادامه حمیدرضا احمدی لاری مستندساز شناخته شده و مدرس این حوزه درباره ویژگی‌های ساختاری این فیلم گفت: حضور در این جمع باعث می‌شود تا انسان زندگی را احساس کند.ضرورتی وجود ندارد که یک فیلم حتما در حوزه چارچوب‌های تعریف شده در سینمای مستند قرار بگیرد. برخورد من با سینما بیش از هر چیز به صورت درونی و عاطفی اتفاق می‌افتد و در نتیجه به تفکیک انواع مختلف سینمای مستند تاکیدی ندارم. این فیلم مستند گوشه‌ای از تاریخ کشور را پیش چشمان ما قرار داد. مستندسازهای شریف ایرانی نقش موثر خود را در تاریخ به انجام رسانده‌اند و فیلم‌های آن‌ها همیشه ماندگار خواهد ماند.

در این برنامه مستندسازانی همچون سعید رشتیان، ارد عطارپور، فخرالدین سیدی، بابک بهداد و جمعی از علاقه‌مندان به سینمای مستند حضور داشتند.

بزرگداشت کیانوش عیاری و افتتاح گنجینه این فیلمساز در موزه سینما/ نمایش فیلم‌های سینمایی مرمت شده و آثار ۸ میلی متری با همکاری فیلمخانه ملی ایران در موزه سینما

بزرگداشت کیانوش عیاری و افتتاح گنجینه این فیلمساز در موزه سینما/ نمایش فیلم‌های سینمایی مرمت شده و آثار ۸ میلی متری با همکاری فیلمخانه ملی ایران در موزه سینما

مراسم بزرگداشت کیانوش عیاری همراه با نمایش فیلم های ۸ میلی متری و ۴ فیلم سینمایی مرمت شده ، از ۲۲ تا ۲۶ اردیبهشت در موزه سینما برگزار می شود.
به گزارش روابط عمومی موزه سینما، همزمان با زادروز کیانوش عیاری طی مراسم ویژه ای در روز ۲۲ اردیبهشت گنجینه این کارگردان مولف سینمای ایران در موزه سینما افتتاح می شود و تعدادی از هنرمندان و سینماگران درباره ویژگی های آثار عیاری و نقش او در ارتقا سینمای ایران سخنرانی خواهند کرد و همزمان فیلم های ۸ میلی متری این هنرمند نیز به نمایش درخواهد آمد.
همچنین از روز یکشنبه ۲۳ اردیبهشت تا چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت ساعت ۱۷ نسخه های اصلاح و مرمت شده فیلم های سینمایی آبادانی ها، شبح کژدم، بیدارشو آرزو و بودن یا نبودن با همکاری فیلمخانه ملی ایران در سالن فردوس به نمایش در می اید و پس از نمایش فیلم ها جلسه نقد و بررسی با حضور مخاطبان و اهالی رسانه برگزار می شود.
حضور در این مراسم برای علاقمندان سینما آزاد  است.

نمایش مستند «مدرسه در دست بچه ها» در موزه سینما

مستند «مدرسه در دست بچه ها» ساخته ارد زند در موزه سینما نمایش داده می‌شود.به گزارش روابط عمومی موزه سینما، در ادامه نمایش‌های ویژه فیلم‌های مستند در موزه سینما تحت عنوان «شب‌های مستند» با مشارکت انجمن صنفی تهیه‌کنندگان سینمای مستند، فیلم «مدرسه در دست بچه ها» بر روی پرده سالن فردوس موزه سینما می‌رود.در نشست شب‌های مستند که روز دوشنبه 17 اردیبهشت ساعت ۱۷ برگزار می‌شود، ارد زند مستندساز پیشکسوت درباره این اثر صحبت خواهد کرد.این فیلم مستند درباره‌ مدرسه‌ای درتهران است که دو روز در سال به دست بچه‌ها اداره می‌شود.«مدرسه در دست بچه ها» در جشنواره‌ بین‌المللی فیلم کودک اصفهان موفق به دریافت پروانه زرین و در جشنواره فیلم کیش لوح زرین دریافت کرده است.

خود را بدهکار خاک و مردم کشورم می‌دانم/ موسیقی بخشی از دکوپاژ در فیلم‌های کیمیایی است/ نمی‌توانستم نسبت به جنگ بی‌تفاوت باشم

موزه سینما در ادامه انتشار سلسله برنامه‌های تاریخ شفاهی خود به مناسبت زادروز «ستار اورکی » آهنگساز مطرح فیلم‌های سینمایی بخش‌هایی از گفتگوی این هنرمند را منتشر کرده است که در زیر می‌خوانید.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، ستار اورکی آهنگساز مطرح سینمای ایران گفت: من در پانزدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۴۸ در شهر اهواز متولد شدم و اصالتا بختیاری هستم. فعالیت در حوزه موسیقی را از تیرماه سال ۱۳۵۷ آغاز کردم و در خانواده ما هیچکس اهل موسیقی نبود اما در دوران کودکی، سازی به نام «ملودیکا» به دستم رسید و همین موضوع باعث شد به موسیقی بسیار علاقه‌مند شوم و آن را دنبال کنم.

وی افزود بابیان اینکه فکر نمی‌کرده روزی آهنگساز شود و این حرفه به شغل اصلی اش تبدیل شود، افزود: در دوران هشت سال جنگ تحمیلی، پدرم اصرار داشت که در خوزستان بمانیم. او عقیده داشت جوانانی از سراسر کشور برای دفاع به این منطقه آمده بودند و درست نبود که ما خاک خود را رها کنیم. به همین دلیل ما از اولین روز تا آخرین روز جنگ در اهواز حضور داشتیم. زمانی که جنگ آغاز شد من ۱۱ ساله بودم و در پایان جنگ ۱۹ سال داشتم. در آن زمان نمی‌توانستم نسبت به جنگ بی‌تفاوت باشم و به همین دلیل گروهی را تشکیل داده بودیم که دائما در پشت خط نبرد حاضر شده و مجروحان جنگی را یاری می‌کردیم.

آهنگساز فیلم «خائن کشی» ادامه داد: در آن مقطع مادرم به دلیل سن کم من، مخالف حضورم در میدان جنگ بود، اما من نمی‌توانستم نسبت به خاک و مردم کشورم بی‌تفاوت باشم.

اورکی بیان داشت: در اهواز فیلم «فرار به سوی پیروزی» که اثر زیبایی بود و موسیقی شاهکاری داشت به اکران درآمد. هنوز هم لحظه به لحظه موسیقی آن را در ذهن دارم. من بیش از ۴۰ دفعه برای تماشای این اثر به سینما رفتم تا بتوانم موسیقی آن را گوش کنم. آن زمان امکانات بسیار محدود بود و برای تهیه برگه نت مجبور بودم مسافت اهواز تا تهران را طی کنم.

وی با بیان اینکه همواره ترکیب تصویر و موسیقی برای او بسیار مهم بوده است، افزود: زمانی که فیلم‌های مسعود کیمیایی را می‌دیدم، صدای تلویزیون را می‌بستم و با توجه به حال و هوای آثار او، خودم برای آن موسیقی می‌ساختم. از همان ابتدا علاقه داشتم تا در زمینه موسیقی فیلم فعالیت کنم. بعدها که به تهران مهاجرت کردم، نوع نگاه و تفکر من نسبت به موسیقی تغییر کرد چراکه مجبور بودم خود را با تصاویری که به دستم می‌رسید تنظیم کنم و هر آنچه تصویر از من می‌خواست را ارائه دهم. زمانی که به تهران آمدم دوست داشتم مسعود کیمیایی اولین کارگردانی باشد که با او همکاری کنم. از نظر من او تنها کارگردانی است که همچنان برای موسیقی فیلم اهمیت بسیار زیادی قائل است و موسیقی بخشی از دکوپاژ فیلم‌های کیمیایی را تشکیل می‌دهد. او زمانی که فیلمنامه‌ای را می‌نویسد، در آن بر نقش موسیقی در سکانس‌بندی‌ها تاکید می‌کند. شناخت کیمیایی از موسیقی بسیار استادانه است و در گفت‌و‌گوهایی که انجام می‌دهیم، او را در قامت یک آهنگساز بزرگ می‌بینم.

اورکی خاطر نشان کرد: یادم می‌آید من و زنده یاد بابک بیات همراه یکدیگر در شمال کشور بودیم که از دفتر آقای کیمیایی با او تماسی گرفته شد. بیات به من گفت که قرار است موسیقی فیلم «سربازهای جمعه» را به صورت مشترک همراه هم بسازیم. از این اتفاق بسیار خوشحال بودم اما متاسفانه به سرانجام نرسید. تا اینکه سال‌ها بعد جواد طوسی منتقد مطرح سینما با من تماس گرفت و گفت آقای کیمیایی می‌خواهند شما را ببینند. جواد طوسی مستندی به نام «قهرمان آخر» را درباره  کیمیایی ساخته بود‌ که موسیقی آن فیلم را من کار کرده بودم و زمانی که کیمیایی آن قطعات را شنید، برای فیلم خود از من دعوت کرد. این همکاری خوشبختانه تا آخرین اثر ایشان در حال حاضر یعنی «خائن کشی» ادامه پیدا کرده است و در طول این مدت بسیار از او آموخته‌ام. من معتقدم برای یک آهنگساز حرفه‌ای، مسعود کیمیایی بهترین گزینه برای همکاری خواهد بود.

سکوت در فیلم موسیفی است

اورکی در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: از نگاه من موسیقی تنها چیزی نیست که با ساز نواخته می‌شود و جنبه آوازی دارد. من معتقدم حتی سکوت‌ها در فیلم، موسیقی به شمار می‌رود. همچنین فعالیت‌های صدابردار در سر صحنه و پس از او صداگذار و همینطور دیالوگ‌های بازیگران، بخشی از موسیقی یک فیلم را تشکیل می‌دهد. اگر یک تصویر فاقد موسیقی باشد، قدرت اثر گذاری کمتری خواهد داشت.

وی همچنین ادامه داد: انسان بدون موسیقی زنده نخواهند ماند، چراکه موسیقی در حکم غذای روح انسان است.

اورکی در پایان بیان داشت: برای دفاع از خاک و مردم کشورم حاضرم جان خود را فدا کنم. امیدوارم بتوانم برای جامعه فردی خدمت‌گزارباشم زیرا هر چه دارم از مردم است. همیشه خود را مرعوب و بدهکار خاک کشورم و مردم آن می‌دانم نه هیچ فردی دیگری.

عکاسی فیلم هیچ‌گاه نمی‌میرد/ سینما و تئاتر هنر فردی نیست

کارگاه «آشنایی با عکاسی در فیلم و سینما» توسط امیرعابدی، عکاس شناخته شده سینما در سالن فردوس موزه سینما برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، امیر عابدی در ابتدای این کارگاه گفت: در سینمای ایران حضور در سمت‌های مختلفی را تجربه کردم تا بدانم زمانی که می‌خواهم در یک فیلم سینمایی کار کنم به دلیلی روابط مختلفی که میان صنوف وجود دارد، باید چگونه عمل کنم. به عنوان مثال یک برنامه ریز زمانی موفق است که بداند هر گروه کاری باید در چه ساعتی در صحنه حضور پیدا کند.

وی ادامه داد:  من در دوره تجربه اندوزی تلاش کردم حرفه‌‌های مختلفی را در سینما بیاموزم و تجربه کنم و به دیگران هم توصیه می‌کنم که ابتدا عکاسی را با فیلم‌های کوتاه  تجربه کنند تا روابطی که میان گروه‌های مختلف وجود دارد را یاد بگیرند.

کار در سینما طاقت فرسا است

عکاس فیلم «شب یلدا» افزود: فعالیت در سینما کاری طاقت فرساست و ممکن است مراحل فیلمبرداری برخی از پلان‌ها بارها تکرار شود. برخی فکر می‌کنند عکاسی فیلم کار ساده‌ای است. عده‌ای نیز تصور می‌کنند که ما فقط قاب فیلمبردار را لحاظ می‌کنیم، در صورتی که همیشه اینطور نیست. در بسیاری از مواقع، عکاس زاویه مورد نیاز خود را از قبل انتخاب می‌کند. در واقع شیوه ثبت بسیاری از عکس‌ها را در هنگام خواندن فیلمنامه در ذهن خود مرور می‌کنم.برخی  از همکاران ما در حوزه عکاسی فیلم با فیلمنامه آثاری که در آن حضور پیدا می‌کنند آشنایی ندارند و این مسئله به هیچ وجه مورد قبول نیست. زمانی که فیلمنامه را می‌خوانید، کاراکترها را آنالیز کرده و به ایده‌هایی جدیدی می‌رسید.

شخصیت منفی نیاز به لنز واید دارد

عابدی با بیان اینکه گاهی پیش آمده که یک کارگردان از قاب‌های من تاثیر گرفته است، افزود:مثلا می توان‌برای گرفتن کلوز آپ از شخصیت منفی با لنز واید و برای شخصیت مثبت از لنز تله استفاده کرد و این مسئله به دلیل تاثیرات روانشناسی موجود در لنزها است. این موارد زمانی کاربرد خواهد داشت که فیلمنامه اثر را به خوبی مطالعه کنید. جز وظایف  یک پروژه است که با عکاس کاملا همراهی کند .

وی ادامه داد:  ارتباطاتی که بین عوامل وجود دارد مانند چرخ دنده به صورت ارگانیک  عمل می‌کند ،سینما و تئاتر به هیچ عنوان هنر فردی نیست. برقراری تعامل و روابط عمومی بالا بخشی از وظیفه یک عکاس است است. بازیگر مقابل دوربین پارتنر یک عکاس به شمار می‌رود و باید بتوان با او تعامل مناسبی داشت.

عکاس « قرمز» در ادامه این نشست گفت: سالها پیش یک دوره یکساله  کلاس بازیگری گذراندم تنها برای اینکه بدانم یک بازیگر چگونه رفتار می‌کند و چگونه حسش به صورت فیزیکی یا میمیک صورت به شکل بیرونی بروز می کند . در بازیگری رویکردهای متفاوت وجود دارد  عده ای کاملا حسی بازی می کنند و برخی مبتنی بر تکنیک برخورد عکاس در یک پروژه باید با هر کدام از اینها متفاوت باشد .

عابدی با بیان اینکه در گذشته عکاسی با نگاتیو صورت می‌گرفت و به همین دلیل با دشواری‌های بیشتری همراه بود، ادامه داد: به دلیل وجود نگاتیو، در آن زمان من با دقت بیشتری به رصد کردن شرایط برای تهیه عکس ها می‌پرداختم. به صورت اصولی در همه فیلم‌ها، تمرین نهایی وجود دارد که باید همه چیز از جمله گریم و لباس مانند اجرای نهایی باشد و در این شرایط می‌توان بخش زیادی از عکس ها را در تمرین تهیه کرد. یادگرفتن سینما از صفر تا صد و شناخت کامل پروسه تولید بسیار مهم است . یادگیری این موارد در طول دوران کاری برای من بسیار مفید بوده و خصوصا حضور در کلاس بازیگری تاثیر زیادی در زندگی حرفه‌ای من داشته است.

یکی از وظایف عکاس کنجکاو کردن مخاطب است

عابدی خاطرنشان کرد:  یکی از وظایف عکاس فیلم، وسوسه کردن و ایجاد کنجکاوی در مخاطبان است. مثلا در فیلم «ساکن طبقه وسط» شهاب حسینی ۳۸ نقش متفاوت را برعهده داشت که عکس‌های مربوط به آن شخصیت‌ها می‌توانست تبلیغات مثبت فراوانی را باعث شود. در صورتی که تنها به استفاده یک عکس از آن فیلم به عنوان تبلیغ در سطح شهر بسنده  شد.

عکاس فیلم «آلزایمر» افزود: برخی عقیده دارند عکاسی فیلم دیگر مرده است و این باور اشتباه است.. یادم می آید در اواسط دهه هشتاد برای اولین بار در فیلم «مزرعه پدری» از دوربین دیجیتال استفاده کردم که برایم ریسک بزرگی به شمار می‌رفت.

وی ادامه داد:  باید  توجه داشت همه زوایایی که عکاس تدارک می‌بیند، عیناً مشابه فیلم نیست. به علاوه که او بخش مربوط به پشت صحنه را هم پوشش می‌دهد. افزون بر این، خلاقیت در حیطه عکاسی نقشی بسیار مهم برعهده دارد. به این دلایل است که اعتقاد دارم عکاسی فیلم هیچ‌گاه نمی‌میرد.

اکبر عالمی دریای دانش بود

وی افزود:  دلیل اهمیت خواندن فیلمنامه برای من این است که از کلیت فیلم و کاراکترها به تحلیل برسم و متوجه شوم برای هر کدام به چه میزان تمرکز نیاز دارم. ضمن اینکه زمانی که فیلمنامه‌ای را مطالعه می‌کنم، متوجه می‌شوم کدام قسمت‌ها نیاز به عکس دارد.

عابدی با یادی از اکبر عالمی بیان داشت: او در این زمینه دریای دانش بود و همواره از او می‌آموختم. متاسفانه او را در دوران کرونا از دست دادیم. اگر امروز عالمی در جمع ما حاضر بود من بسیار از دانش او استفاده میکردم.

وی با اشاره به اهنیت نگاه تهیه کننده‌ها، خاطرنشان کرد: برای اینکه متوجه میزان حرفه ای بودن یک تهیه کننده شویم کافی است ببینم عکاس انتخاب شده برای یک فیلم چه میزان حرفه ای و با تجربه است  چرا که این انتخاب نشان دهنده این امر است که تهیه کننده چه میزان به فکر تبلیغات اکران است

ماندن در سینما اهمیت دارد

وی درباره چگونگی ورود به سینما نیز گفت: ورود پیدا کردن به سینما چندان دشوار نیست، بلکه باقی ماندن در این فضا است که اهمیت دارد. بارها افرادی را به پروژه‌های مختلفی معرفی کرده‌ام، چراکه دارای توانمندی و استعدادی ویژه بودند. اما اکثرا نتوانستند بیش از حضور در یک پروژه را تجربه کنند. بسیاری در شرایط کاری نمی‌توانند موفق عمل کنند. مسیر من چنین بوده است که ابتدا به دنبال آموختن سینما بودم و سپس حضور در فیلم کوتاه و پروژه‌های مختلف این عرصه را تجربه کردم. این فرآیند سه سال به طول انجامید. امروزه یا یک موبایل هم می‌توان فیلم ساخت در صورتی که فیلمسازی وعکاسی با نگاتیو بسیار دشوار بود. جوان‌ترها چندان دنبال تجربه‌های تازه نیستند در صورتی که فردی همچون علیرضا داوودنژاد فیلم «روغن مار» را با یک گوشی آیفون فیلمبرداری کرد.

وی ادامه داد: عکاس خوب فیلم باید علاوه بر داشتن اطلاعات کافی در زمینه عکاسی، مدیوم سینما و اجزای آن را نیز به خوبی بشناسد. من هنوز هم در آموزشگاه‌های سینمایی دوره‌هایی را برای افرادی برگزار می‌کنم که در رشته بازیگری و کارگردانی تحصیل کرده‌اند و دوره‌های مختلف آن را گذرانده‌اند. در این کلاس‌ها درباره ارتباط میان بازیگری با دیگر حوزه‌ها و خصوصا عکاسی صحبت می‌کنم. در گذشته بازیگران پیش از بستن قرارداد نام عکاس را جویا می‌شدند و این مسئله برای آن‌ها اهمیت زیادی داشت زیرا عکس‌ها بسیار دیده می‌شدند. البته امروزه عکس فیلم اهمیت بیشتری به لحاظ میزان دیده شدن  پیدا کرده زیرا محیط ارائه آن بسیار گسترده‌تر شده است.

خلاقیت بزرگترین عنصر یک عکاس است

عابدی درباره شاخص‌های یک عکس خوب گفت: اکسپوز درست اولین مسئله است و نورسنجی نیز باید به درستی صورت بگیرد و این مسئله الفبا برای هنر عکاسی است. نکته بعدی کمپوزیسیون یا کاربندی مناسب است و بعدی مجموعه‌ای از اکت بازیگر، نورپرداژی، صحنه آرایی وشکار آن یک لحظه است که باعث ماندگار شدن یک عکس می‌شود.

وی ادامه داد:  مجموعه‌ای از عناصر زیبایی شناسانه باعث ساخته شدن یک عکس خوب می‌شود. ضمن اینکه نورپردازی در عکاسی فیلم، توسط نورپرداز پروژه انجام می‌شود و به همین علت فرآیند عکس‌برداری چندان وقت گیر نیست.

این هنرمند بیان داشت: بزگترین عنصری که هر عکاس می‌تواند در کار خود به آن متکی باشد، بهره‌گیری از خلاقیت است. عکاس رایگان و ارزان یکی از معضلات این حرفه است. میانگین تعداد عکس‌ها در گذشته ۴۰ حلقه سی و شش تایی بود در صورتی که امروز بسیاری از عکاسان برای هر جلسه از فیلم  تعداد زیادی عکس تهیه می‌کنند. در ابتدای ورود فناوری دیجیتال به سینما، نسبت به آن اعتماد کافی وجود نداشت و به همین دلیل من هم به صورت دیجیتال و هم نگاتیو عکس‌هایی را تهیه می‌کردم. متاسفانه امروزه بر روی عکس ویرایش بسیار زیادی انجام می‌شود و حتی اندازه قاب را تغییر می‌دهند که اتفاقی بسیار غیر حرفه‌ای است.

 

کارگاه آشناسی با عکاسی فیلم در موزه سینما

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، در ادامه برگزاری کارگاه های تخصصی در موزه سیتما، کارگاه اشنایی با عکاسی در فیلم و سینما توسط امیر عابدی عکاس شناخته شده سینما برگزار می شود.
این کارگاه سه شنبه ۱۱ اردیبهشت از ساعت ۱۵ در سالن فردوس موزه سینما برگزار می شود و علاقمندان برای ثبت نام و شرکت در این کارگاه می توانند به آدرس زیر مراجعه کنند.
clubmuseum.ir/workshops/45
به شرکت کنندگان در پایان کارگاه گواهی حصور داده می شود.
امیر عابدی از سال ۱۳۶۷ به صورت جدی عکاسی را در سینما آغاز کرد و تاکنون عکاسی بیش از ده ها فیلم بلند سینمایی ، مجنوعه تلویزیونی ، تیاتر و فیلم کوتاه را انجام داده است.
وی تاکنون جوایزی همچون سیمرغ بلورین بهترین عکس فیلم از جشنواره فیلم فجر را برای عکاسی فیلم سه زن، و تندیس زرین هشتمین جشن خانه سینما برای عکاسی فیلم مزرعه پدری را بدست اورده است.
عابدی عکاسی فیلمهایی همچون: نسل سوخته، شب یلدا، چهارشنبه سوری ، آلزایمر، یک شهروند کاملا معمولی، جاده قدیم، ساکن طبقه وسط، زندان زنان، قرمز، پرواز در نهایت، سریال مدار صفر درجه و … را بر عهده داشته است.

حمید سهیلی خود را سرباز سینما می دانست/ آثار سهیلی اسناد تاریخی معتبری است

به گزارش روابط عمومی موزه سینما، پژمان مظاهری پور مستندساز گفت: جای حمید سهیلی در میان ما خالی است و نامش همیشه جاودان خواهد بود. او آثار ماندگاری را از خود باقی گذاشت. سهیلی فعالیت حرفه‌ای خود را با سمت مدیر تدارکات و مدیر تولید در سریال «آتش بدون دود» به کارگردانی زنده یاد نادر ابراهیمی آغاز کرد. او سپس پژوهش‌های مرتبط با ایران شناسی را در موسسه ایران پژوه که توسط آقای ابراهیمی اداره می‌شد آغاز کرد.

وی ادامه داد:  در این گروه سهیلی با محمدرضا مقدسیان و عزیزالله حاجی مشهدی کار می‌کرد. آن‌ها کار پژوهشی مجموعه «سیاحت ایران» که قرار بود داریوش مهرجویی آن را تهیه و کارگردانی کند را انجام می‌دادند.

مظاهری‌پور خاطرنشان کرد: یک قسمت از این مجموعه که درباره «قلعه الموت» است به تولید رسد اما از نگاتیوهای آن اطلاعی در دست نیست. حمید سهیلی تصایری به صورت هشت میلیمتری از روزهای تولید آن بخش را در اختیار داشت و تعلق خاطر او به مستند سازی در اینجا مشخص می‌شود. او اولین فیلم مستند خود را در مجموعه «سفرهای دور و دراز هامی و کامی» تجربه می‌کند که در ارتباط با مراحل استخراج ذغال سنگ است.

آثار سهیلی اسناد تاریخی معتبری به شمار می‌روند

مظاهری‌پورهمچنین گفت: او پس از انقلاب اولین مجموعه مستند خود با نام «دست آفریده‌ها» را ساخت که در اتباط با کارگاه‌های صنایع دستی است. سهیلی فردی بسیار دقیق و منظبتی بود و در ساخت آثار خود با پژوهشگران طراز اول هر رشته مشورت می‌کرد. سال ۵۸ شش فیلم درباره تاریخ خط ساخت و به سراغ دکتر مهرداد بهار از اسطوره شناسان مطرح  رفت. این مجموعه دارای یکی از مصاحبه‌های مهم بهار است. او در «مرگ یزدگرد» به عنوان مدیر تدارکات و تولید با بهرام بیضایی نیز همکاری کرد و سپس مجموعه «به سوی سیمرغ» را در قالب ۱۲ فیلم کار کرد که مربوط به تاریخ نقاشی ایران است و آیدین آغداشلو در اثر همراه او بوده است.

این فیلمساز سینمای مستند اقرود: سهیلی از سال ۶۲ تا ۷۰ مجموعه «معماری ایرانی» را کارگردانی کرده است که پژوهشگر اصلی آن نیز خودش بوده است. حمید سهیلی فردی بسیار متواضع بود به همین دلیل فیلم‌های او تیتراژ ندارند.

وی با بیان اینکه مجموعه «معماری ایرانی» در استودیو گلستان ساخته شده که متعلق به شبکه یک تلویزیون است، بیان داشت: سهیلی در این اثر نیز از کارشناسان مطرحی استفاده می‌کند که در معماری ایران افرادی معتبری هستند. محمد کریم پیرنیا و دکتر اسکندر مختاری که در این برنامه حضور دارد از جمله این افراد بودند.

وی ادامه داد: سهیلی در این مجموعه به بافت‌های شهرهای ایران می‌پردازد و کار بسیار سنگین و پیچیده‌ای را صورت می‌دهد. او سی و سه فیلم در این مجموعه تولید می‌کند که هر یک در حکم یک سند معتبر است. گفتار ماندگار متن فیلم را آقای میرفخرایی خوانده‌اند که این موضوع نیز از ویژگی‌های این مجموعه به حساب می‌آید. مستند «مرمت آثار باستانی» دارای پشتوانه معتبر پژوهشی است. حمید سهیلی فردی بسیار متعهد، امانت‌دار و اخلاق محور بود و جوایزی را که برای فیلم‌های خود دریافت می‌کرد، به نهاد حامی فیلم‌هایش تقدیم می‌کرد. او  ۱۰۴ فیلم ساخته است که در تاریخ سینمای مستند ایران ماندگار است.

مظاهری پور همچنین گفت: سهیلی دارای نشان درجه دو هنری بود اما لیاقت او بسیار بالاتر از دریافت نشان درجه یک بود.

حمید سهیلی؛ شخصیتی استثنایی در سینمای مستند

در ادامه این نشست دکتر اسکندر مختاری از  اساتید حوزه معماری و مرمت نیز گفت: حمید سهیلی یک انسان استثنایی بود، چراکه همواره به دانش اندوزی می‌پرداخت و همچنین خودش و جامعه را جدی می‌گرفت و از فرصت‌های پیش آمده برای خود استفاده می‌کرد. من در جریان فیلم‌های «معماری ایرانی» با او آشنا شدم. او پیش از ساخت هر فیلم مطالعات زیادی  انجام می داد. به همین دلیل یک کتابخانه شخصی مختص به خود داشت.

وی ادامه داد: سهیلی اعتقاد داشت که تفاوت میان کارشناسان و فیلمساز این بود که یک کارشناس به صورت تصویری به موضوع نگاه نمی‌کند و به همین دلیل نحوه نگاه او با ما تفاوت داشت. او خود نسبت به هر موضوع اشراف داشت و مصاحبه شونده زمانی که مقابل او قرار می‌گرفت متوجه این موضوع می‌شد.

مختاری  با بیان اینکه سهیلی عالم را از عالم نما تشخیص می‌داد، ادامه داد: پس از ساخت فیلم، زمانی که صحبت‌های ما را می‌شنید، اگر از موضوعی  در اثر خود نمی‌توانست دفاع کند، آن را تغییر می‌داد و اصلاح می‌کرد. او نریشن بیشتر مجموعه «معماری ایرانی» را خودش نوشت و من نیز در چند قسمت او را همراهی کردم. نکته مهم این است که سهیلی در نریشن و موسیقی به دنبال تاثیر عاطفی بر مخاطب نبود. من معتقدم اگر سهیلی فردی دانشگاهی در اروپا بود، به عنوان یکی از مهم‌ترین افرادی که در راستای پیشرفت‌های علمی کشور خود گام برداشته بود شناخته می‌شد.

وی ادامه داد: دوره‌های تاریخی هنر ایرانی که سهیلی در آثار خود به تصویر کشیده است، در حکم یک دایره‌المعارف جامع است. این فرد استثنایی معایبی هم داشت و آن اینکه خود و همکارانش را در تیتراژ فیلم معرفی نمی‌کرد. او تمام راش‌های استفاده نشده خود را به مرکز اسناد میراث فرهنگی تحویل داد که امروزه از اسناد تاریخی مهم به شمار می‌روند. مجموعه «مرمت آثار باستانی» امروزه بخشی از تاریخ معماری است.

در ادامه مظاهری‌پور درباره اهمیت گفتار متن در سینمای مستند نیز گفت: او در نوشتن متن بسیار دقیق بود و این کار را با حضور کارشناسان پیش می‌برد. او معتقد بود برخی از گفتارهای متن مجموعه «معماری ایرانی» برای مخاطب حوصله سربر است و از من می‌خواست در آثارم رویه‌ دیگری را پیش بگیرم. او عقیده داشت باید نریشن دارای وجهی قصه گو باشد تا بتواند توجه مخاطب را به خود جلب کند. میرفخرایی نیز تنها یک گوینده نبود بلکه فردی دانشمند، مولف و آشنا با علم بود.

مظاهری پور با اشاره به اینکه مستند «مرمت آثار باستانی» به صورت شانزده میلیمتری ساخته شده است، افزود: در زمانی که سهیلی با تلویزیون کار می‌کرد، نظام تهیه کنندگی وجود داشت و او  نمی‌توانست راش‌ها را با خود داشته باشد و آن‌ها بعد از قطع نگاتیو در آرشیو سازمان صدا و سیما نگه‌داری  شدند او با هوشمندی بخشی از موارد فیزیکی باقی مانده از آثار خود را به سازمان میراث فرهنگی تقدیم کرد.

سهیلی خود را سرباز سینما می دانست

در ادامه این برنامه ارد عطارپور مستندساز شاخص سینمای ایران که از افراد نزدیک به حمید سهیلی به شمار می‌رفت درباره او گفت: سهیلی فردی بسیار متواضع بود و من کسی را مانند او در سینمای ایران ندیدم. او خود را سرباز سینما می‌دانست و اگر از او کمکی می‌خواستید امکان نداشت از انجام آن دریغ کند. حتی اگر در حوزه‌ای اطلاعات کافی نداشت به مطالعه می‌پرداخت و آن را در اختیار سوال شونده قرار می‌داد.

وی ادامه داد: خط تولید فیلم مستند درباره تاریخ معماری ایران، تحت تاثیر فعالیت‌های حمید سهیلی است و افراد دیگری نیز از او الگوبرداری کرده‌اند. سهیلی زمانی به ساخت آثار مرتبط با تاریخ ایران مبادرت ورزید که آن زمان این اتفاق در کانون توجه نبود.

عطارپور خاطرنشان کرد: او با پافشاری کار خود را پیش می‌برد چراکه علاقه زیادی به وطن خود داشت. فیلم «مرمت آثار باستانی» دارای دقت، جزئیات و دکوپاژی دقیق و برجسته است و توضیحات کاملی دارد. همچنین دارای پلان‌هایی بسته و تعلیقی جذاب است. این مجموعه به یونسکو عرضه شد و در آنجا به عنوان یک سند دیداری و شنیداری به ثبت رسید و افرادی در خارج از کشور نیز متوجه این گنجینه ارزشمند باقی مانده از او شدند.

وی بیان داشت: من در ماه‌های آخر عمر حمید سهیلی از او خواستم تا طرحی را برای ساخت ارائه دهد و جالب است  تمام موضوعاتی را که در دست داشت درباره ایران بود.

برنامه «شب‌های مستند» با مشارکت انجمن صنفی تهیه‌کنندگان سینمای مستند در موزه سینما برگزار می‌شود.